Posts Tagged With: اروپا

كدام شیطان بزرگ است؟

اِبا (ادارۀ برخورد با ادیان)، همفكران اِبا (اِبائیان) و بطور كلی القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی، هر كسی را كه مثل آنها فكر نمی‌كند، هر كسی كه با نفرت و بدخواهی نمی‌اندیشد، هر كسی كه برای دیگران هم حق حیات و اندیشه و آزادی قائل است، هر كسی كه نفرت انگیز و دافع نیست را شیطان و شیطانی می‌نامند.

در شمارش واژه‌های استعمال شده در نشریات طالبان و القاعده‌ای در ایران با یك بررسی ساده متوجه می‌شویم كه كلمۀ شیطان و شیطانی بطور گسترده و مكرر در بارۀ موارد زیر بكار رفته است:

1-آمریكا؛ ركورد دار كلمۀ شیطانی و شیطان بزرگ آمریكا است. احتمالاً چند میلیون بار این كلمه در مجموعۀ اطلاع رسانی‌ها و خبررسانی‌های خبرگزاری‌هایی كه طالبانی فكر می‌كنند و از دار و دسته طالبان فرهنگی اِبا هستند، تكرار شده است.

2-روسای جمهور آمریكا (با كلید واژه‌های شیطان، شیطان صفت، فاسد، شیاد، كلاهبردار، حقه باز، دروغگو و…)

3-روسای جمهور كشورهای اروپایی كه در مقطعی از زمان انتقاداتی نسبت به ایران داشته‌اند و بیش از همه ساركوزی، رئیس جمهوری فرانسه (با كلید واژه‌های شیطان، شیطان صفت، فاسد، شیاد، كلاهبردار، حقه باز، دروغگو و…)

4-همۀ دگراندیشان داخلی و من جمله اصلاح طلبان، طیف میانه رو، جبهۀ مشاركت و بویژه سعید حجاریان، دكتر سروش، كدیور، اكبر گنجی، علی افشاری، محسن سازگارا

5-همۀ منتقدین سیاستهای جمهوری اسلامی در خارج از كشور، افرادی مثل دكتر علیرضا نوری زاده

6-از سال 1386 و از زمان شروع برخورد با معلم بزرگ ایلیا میم رام الله واژه‌های شیطان بزرگ، شیطان، دروغگو، كلاهبردار، فاسد و شیطانی بیش از همگان به ایلیا رام الله و سپس به معلمین معنوی سراسر دنیا، سای بابا، اُشو راجنیش، كریشنا مورتی، دالایی لاما و… تعلق گرفت. حجم استعمال واژۀ شیطان بزرگ و شیطان (در اینترنت، در احضارهای ادارۀ برخورد با ادیان و در محافل مذهبی و فرهنگی طالبانی وابسته به القاعدۀ فرهنگی و اخیراً در برنامه‌ها و میزگردهای تلویزیونی شبانه) در بارۀ ایلیا رام الله به حدی بود كه احتمالاً این واژه (شیطان بزرگ) به تناسب برش زمانی و مكانی، بعد از عیسی مسیح (ع) (كه توسط روحانیون تندروی یهود، نسبت به ایشان بیان می‌شد) در بارۀ ایلیا رام الله بكار رفته است.

حالا باید دید شیطان كدام است؟

آمریكا، اروپا، غرب، روسای جمهوری آمریكا و اروپا، سازمان ملل، (به قول افراطیون یهود) عیسای مسیح، یا به قول بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب، شیطان و بلكه شیطان بزرگ ایلیا رام الله! و یا آنکه یک چوب به دست گرفته و چهره شیطانی و نفاق آلود خودش را در همه می‌بیند و همه آنها را با همان یک چوب، به یک اسم و یک نسبت و یک جرم، به باد توهین و تخریب گرفته است؟ به راستی چه کسی شیطان است؟

منصورون – فرزندان ایلیا

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

قربانی دادن راه حل مسئله اتمی ایران

قانون قرباني در نظام روشنفكري

سال گذشته در يك جلسه سخنراني بعنوان مستمع حضور داشتم . در قسمتي از صحبت ، سخنران به موضوع قرباني اشاره كرد . مضمون كلي جمله اين بود كه براي بدست آوردن هر چيزي بايد قرباني داد ، قرباني داده شده مي بايست متناسب با نوع و اندازه خواسته انتخابي باشد . او همچنين به انواع مختلف قرباني ها ، دلبستگي ها ، وابستگي ها و تمايلات اشاره كرد. قرباني هاي اوليه مانند گاو و گوسفند و نيز قرباني هاي بزرگ تر مانند نفس و روح .

قانوقرباني , نظام روشنفكري ,جلسه ,سخنراني, مستمع , قرباني , نفس , منيت ,علمي , روشنفكرانه , رياضيات ,فيزيك , اثبات , مستمعين , شك , بدبيني , نظام روشنفكري , سؤال , الهام ,مسئله هسته اي ايران , قرباني دادن , ايران , جهش , نيروي هسته اي,دولت , ملتي , انقلاب ها , پيشرفت بزرگي ، ,ژاپني , ناكازاكي , هيروشيما , علمي , تكنولوژيك , روس ها , ميليون , امپراطوري شوروي , بلوك شرق , آلمان, ويران ,مدرن ,جنگ جهاني دوم ,اروپا , مقاله , سيستم ژيرار , روشنفكران , محققان ,اساتيد, دانشگاه , نيويورك , جان هاپكينز , استانفورد , كليسا ,تمدن ها , اسطوره , بنيادي ترين, قانون ,اديان ,مقصر , گناهكار , معصوميت ,بي گناهي , خشونت ,جهان , فرانسوي, اغتشاش,

طبق گفته سخنران بزرگ ترين قرباني ، نفس و منيت است و اگر انسان اين را قرباني كند ، به بزرگ ترين حقيقت ممكن نائل خواهد شد .

جالب ترين قسمت اين صحبت آنجا بود كه سخنران اذعان داشت قانون قرباني ( كه يكي از بنياد هاي اصلي اديان و فرهنگ هاي باطني مي باشد) از طرق علمي و روشنفكرانه ، حتي از طريق رشته هايي مانند رياضيات و فيزيك هم قابل اثبات است . بعد از بيان اين نكته يكي از مستمعين با حالتي از شك و بدبيني پرسيد كه آيا واقعاً اثري از اين موضوع در نظام روشنفكري هست ؟ متأسفانه من جواب اين سؤال را نشنيدم يا شايد هم اصلاً جوابي به اين سؤال داده نشد .

با الهام از ايده قرباني و با تأكيدي كه بعداً در ارتباط با مسئله هسته اي ايران ، درباره آن وجود داشت ، مقاله « راه حل مسئله هسته اي ايران ، قرباني دادن » را نوشتم . خلاصه آن مطلب اين بود كه ايران براي جهش كردن ، خاصه در موضوع پر جنبه نيروي هسته اي ، نيازمند قرباني دادن است و اين قرباني بايد به دقت انتخاب شود . بعد از كمي تحليل موضوع هم مثال هايي تاريخي ذكر شد ؛ مثال هايي كه نشان مي داد هر دولت و ملتي ، قبل از جهش و تحول خود، قرباني هاي بزرگي داده است . همه انقلاب ها بعد از قرباني دادن به ثمر رسيده اند ، درون هر پيشرفت بزرگي ، يك قرباني بزرگ وجود داشته است . قرباني ژاپني ها ، ناكازاكي و هيروشيما بود و سپس وقوع انقلاب علمي و تكنولوژيك در ژاپن . روس ها با ميليون ها كشته به امپراطوري شوروي ، به بلوك شرق تبديل شدند . آلمان ويران شد اما از دل اين ويراني ( كه حكم قرباني را داشت ) آلمان بسيار مدرن امروزي سربرآورد . جنگ جهاني دوم با اروپا هم همين كار را كرد و هكذا .

بعد از اين مقاله ( و به تحريك سؤالي كه آن شخص ماه ها قبل ، در آن جلسه سخنراني مطرح كرد ) كمي موضوع را در نظام روشنفكري جستجو كردم و خيلي زود با اولين رد و نشان قانون قرباني روبرو شدم : « سيستم ژيرار »

رنه ژيرار از جمله روشنفكران و محققان برجسته اي است كه موضوع قرباني را عميقاً و طي سال هاي متمادي مورد بررسي قرار داده است . دكتر ژيرار از اساتيد دانشگاه هاي نيويورك ، جان هاپكينز و استانفورد مي باشد . از جمله كتاب هاي او « خشونت و تقدس » و همچنين « چيز هاي پنهان از زمان آفرينش » مي باشد . اين كتاب ها در زمان انتشار خود ، موجي از شگفتي را در محافل روشنفكري پديد آوردند . ژان مارك دومناك او را « هِگل مسيحيت » لقب داد .

اما از طرفي كليسا وي را به شدت مورد انتقاد قرار داد و تا مرز تكفير پيش رفت .

در ابتداي كار ، رنه ژيرار به قصد نشان دادن منشاء عالي تمدن ها تحقيقات اش را با تجزيه و تحليل اسطوره ها آغاز كرد اما در نهايت و بعد از گذشت ده ها سال ، ژيرار حاصل تحقيقات خود را در قالب نظريه اي با عنوان « سيستم ژيرار » ارائه نمود.

سيستم ژيرار داراي سه اصل كلي است:

يك: همه جوامع بشري بر اساس خشونت بنا شده اند.

دو: پايه همه فرهنگ ها، مناسك و آيين هاي مذهبي است.

سه: ظهور منجي الهي، بنيادهاي پيشين را متحول كرده و عشق را جايگزين آن نموده است.

ژيرار مي گويد خشونتي كه جوامع بر اساس آن بنيان نهاده شده اند، به دليل تعرض و تهاجم بي دليل نيست بلكه مبناي اين خشونت ميل انسان به همانندي است . ما همان چيزي را مي خواهيم كه ديگري مي خواهد و همان چيزي را آرزو مي كنيم كه او آرزو دارد. وقتي كه همه يك چيز مشابه همديگر را مي خواهند، نقش هاي اجتماعي كه قاعدتاً بايد با همديگر تفاوت داشته باشند، مشابه هم مي شوند. در نتيجه اين مشابهت ( به دليل رقابتي كه براي تحقق آرزوهاي خودخواهانه به راه مي افتد) در جوامع بحران بوجود مي آيد كه اين نيز به نوبه خود منجر به خشونت مي گردد. مشكل جوامع از همين جا آغاز مي شود و آن در نظم دادن به ميل همانندي، رقابت و خشونت ناشي از آن است. اين مشكل چگونه حل مي شود؟ چگونه مي توان اين خشونت و بحران را تحت نظم در آورد؟ كشف مهم ژيرار مي گويد: فقط از طريق قرباني دادن. مطابق كشف او: در طول تاريخ ( و هزاران واقعه تاريخي) عبور از اين بحران و خشونت، با منحرف كردن آن به سمت يك نقطه خاص انجام شده است و آن نقطه خاص عموماً قرباني كردنِ كسي است كه همه گناهان بر گردن او مي افتد. كسي كه با قرباني كردن اش، بحران فروكش مي كند و خشونت خاتمه مي يابد.

ژيرار علاوه بر استدلال هايي كه از منظرهاي مختلف ارائه مي دهد، قانون قرباني را در بسياري از وقايع تاريخي و مكتوبات كهن بازيابي مي كند. اين موضوع ( قرباني) با وضوح و تأكيد تمام در متون باستاني وپژوهشهاي باستان شناسانه نيز به چشم مي خورد. بسياري از اديان، قانون قرباني را براي تداوم وحدت اجتماعي و البته به عنوان يك آيين پايه اي دنبال كرده اند. در اديان، قرباني مي توانست كفاره گناهان باشد و شخصي را از مجازات مرگ برهاند يا اينكه قرباني سلامتي باشد، و موجب دفع بيماري و مرگ از قرباني كننده شود….

تاريخ بشر پر از اتفاقاتي است كه نشان مي دهد بحران ها، خطرات بزرگ و اغتشاشات اجتماعي با اجراي قانون قرباني، پايان يافته است.‌‍[ توجه كنيد كه اين مطالب حاصل كشفيات يك روشنفكر معروف است نه يك مبلغ مذهبي يا يك روايت گر تاريخ] شواهد تاريخي نشان مي دهند كه جوامع كوچك و بزرگ براي تحقق خواسته هاي خود، متوسل به آيين قرباني شده اند و البته اين آيين داراي شرايط مخصوص به خود است. قرباني بايد دقيقاً مطابق آيين قرباني، اهداء شود. يكي از اين شرايط، چگونگي انتخاب قرباني است. مطابق سيستم ژيرار، قرباني مورد نظر، مي بايست متفاوت از سايرين باشد بگونه اي كه همين تفاوت و شاخص بودن، معرفي از قرباني باشد . او نشانه هاي خاص خود را دارد كه اين نشانه ها وي را از سايرين جدا مي سازد. مجازات كنندگان مي بايست به گناهكار و مقصر بودن قرباني اعتقاد داشته باشند و محكوميت او را محكوميتي واقعي و قطعي بدانند. بعبارتي، نبايد ازديدگاه مجازات كنندگان، قرباني بي گناه باشد….

مطابق كشف رنه ژيرار، همه تمدن ها بر مبناي اديان استوارند و البته قانون قرباني، بنيادي ترين قانون اديان است. لزومي ندارد كه قرباني حتماً مقصر و گناهكار باشد، آنچه لازم است ، ناآگاهي قرباني كنندگان از معصوميت و بي گناهي قرباني خود است. ژيرار مي گويد هر چقدر بي گناهي قرباني مشهودتر باشد ، خشونت بي معني تر جلوه مي كند و بر همين اساس به قرباني شدن مسيح با هدف پايان خشونت در جهان اشاره دارد!! …

اينها نظرات دكتر ژيرار، روشنفكر معروف و جنجال بر انگيز فرانسوي بود كه آن را به عنوان ديدگاهي روشنفكرانه درباره موضوعي كه ظاهري صرفاً مذهبي و آييني دارد، ذكر كردم. اما نتيجه هايي كه مي توانيم درباره وضعيت امروزِ ايران و جهان از آن بگيريم:

بر اساس سيستم ژيرار كه سيستمي علمي و مورد قبول است مي توانيم اينطور نتيجه گيري كنيم كه براي عبور از بحران هاي اجتماعي، ما ناچار به دادن قرباني هستيم. اگر بتوانيم اين قرباني را به دقت انتخاب كنيم و آن را به درستي عرضه نماييم عبور از بحران ممكن مي شود و اغتشاش فرو مي نشيند. اما اگر اين قرباني آگاهانه انتخاب نشود، عبور از بحران و پايان خشونت، خودبخود، قرباني خود را خواهد گرفت.

براي بازگرداندن تعادل به سيستمي كه تعادل خود را از دست داده است، ما ناچاريم كه بخشي از دارايي سيستم را قرباني كنيم. هر چقدر اين بي تعادلي و خشونت بيشتر باشد، قرباني ما بايد بزرگتر باشد. خواسته بزرگتر، قرباني بزرگتر مي خواهد.

دوباره همان گفته چند ماه پيش را تكرار مي كنيم. عبور موفق ايران از بحران هسته اي، بدون قرباني دادن ممكن نيست. رشد جهشي ايران به شدت نيازمند يك قرباني بزرگ است و اگر اين قرباني را خودمان انتخاب نكنيم و از طرفي هم بر جهش خود اصرار داشته باشيم، خودبخود آن را خواهيم داد. تبديل شدن ايران به يك قدرت فرا منطقه اي و ياحتي يك شبه ابرقدرت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي بدون دادن يك قرباني متناسب امكان پذير نخواهد شد. قدرت هسته اي فقط حق مسلم ما نيست، قدرت هسته اي نياز ماست و بلكه ( به نظرم) حيات شرافتمندانه و با عزت فرهنگي، اقتصادي و سياسي ما، به آن وابسته است. پس انرژي هسته اي نه تنها حق حياتي ( و نه صرفاً حق مسلم مان) است بلكه آن ، نياز حياتي ماست . حالا كه اين موضوع روشن است ما قيمت آن را بايد بپردازيم و اين قيمت همان ، قرباني است.

پِريا ( شباب حسامي )

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

واکنش به منتقدان و بدبینان- ایلیا م رام الله

واکنش به منتقدان و دشمنان

 

به روايت ال ياسين

در موقعيت‏هايي که بحثي پيش آمده است ايليا غالباً اصراري بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود توسط ديگران نداشته است.[1] بعضي از مواقعي که از او دليل و مدرکي طلب شده است با بي‏توجهي از کنار مطلب گذشته است و گاهي حجم عظيمي از دلايل و مستندات را ارائه داده است بنابراين نمي توان واکنش مشخصي را در اين زمينه از او سراغ گرفت.

در مواردي هم او خودش را بزرگترين دليل خودش ذکر کرده است و کارها و آموزشهايش را پر از دلايل و شواهد روشن دانسته است. «هر کسي قبل از آنکه خود را معرفي کند معرفي شده». اشخاصي که از او عمل خارق‏العاده‏اي را خواسته‏اند تا بواسطه آن عمل خارق العاده از او پيروي کنند با جوابهاي بازدارنده و دفع کننده‏اي روبرو شده‏اند.

او بعضي وقتها به منتقدان خود مستقيماً يا غيرمستقيم کمک کرده است تا کارشان را انجام دهند. حتي گاهي براي اين منظور به نظر مي‏رسد که او از روش ملامتيون استفاده کرده است. شايد استفاده از روش ملامتيون هم راه ديگري براي عيارسنجي و محک دوستان به حساب بيايد يا روشي براي دور کردن بيگانگان و بدبينان تا بر حسب باور خود به نتيجه برسند. برخوردي که او با افراد مختلف دارد کاملاً نسبي است و رابطه‏اش با اشخاص، احتمالاً، آنطور که خودش اشاره کرده است، متناسب با نگاه و انديشه‏اي است که آنان درباره وي دارند و موضعي است که آنرا اتخاذ مي‏کنند.

 «هر طور که آن را ببيني همانطور تجربه اش مي‏کني… حقيقت براي تو همان است که در نگاهت گفته‏اي. اگر خوب آن را ببيني خوب مي‏يابي اش و اگر بد ببيني چاره‏اي جز مواجه شدن با نتيجه نگاهت نداري. حقيقت بر تو همانطور آشکار مي‏شود که آنرا پذيرفته‏اي و اين قانون حقيقت است زيرا بر حسب نگاه تو بر تو آشکار مي‏شود. حدود تو در نگاه تو است و آنچه ببيني واقع‏شدنيست…»

 

او با افراد متواضع، متواضعانه برخورد مي‏کند اما در برخورد با اشخاص متکبر با خودبيني و تکبري فوق العاده روبرو مي‏شود همچنين با اشخاص منافق و مکار بطرز پيچيده و گيج‏کننده‏اي رفتار مي‏کند و آنها را در آشفتگي قرار مي‏دهد.

بي‏اعتنايي او به مقبوليت عمومي بارها مسائلي را پديد آورده است. او طي سال‌هاي گذشته تلاشي مبني بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود نکرده است و حتي در موارد متعددي در خلاف اين مسير، قدم برداشته است.

بايد اذعان داشت که اين رفتار موجب خشم و اعتراض بعضي از افراد شده است و آنان نارضايتي خود را به شکل‏هاي مختلف از جمله طرح نظرياتي خشمگينانه و آشفته که بطور واضح خشم و عصبيت ارائه‏کنندگان آن را نشان مي‏دهد، بروز داده‏اند. دلايل احتمالي اين گونه نظريات غرض‏ورزانه هميشه يکسان نبوده است دلايلي مانند عدم اعتقاد به ناشناخته و بنابراين ردّ هر گونه مطلبي که به آن مربوط مي‏شود، تهديد شدن منافع، حسد و اغراض شخصي، وابستگي فرقه‏اي، تمايل به نفاق و تفرقه، زير سؤال رفتن باورها يا مورد بي‏توجهي واقع شدن يا بي‏جواب گذاشتن بعضي از سؤال‏ها ممکن است در شکل‏گيري اين قضاوتهاي عجولانه نقش داشته باشند. البته او عموماً به سؤالاتي که صرفاً براي دانستن حقيقت يا بدون غرض‏ورزي و منافع شخصي مطرح شده پاسخ داده است.

گاهي او ديگران را به محکوميت خود تحريک مي‏کند و احتمالاً به عمد زمينه‏هايي را براي ترديد و بدبيني بعضي از اشخاص فراهم مي‏کند. او به قضاوت و افکاري که ديگران درباره‏اش داشته‏اند بي‏توجه بوده است و طوري رفتار کرده است که به نظر بيننده نوعي استقبال از محکوميت به نظر مي‏رسد. مثلاً در مواردي که به کفرگويي و ساحري متهم شده است با سکوت خود به تقويت چنين گمانهايي در ذهن افراد بدبين و ناآگاه دست زده است. يا در پاره‏اي موارد بجاي اينکه دليلي در تأييد خود بياورد بدون رعايت احتياط ظاهري، چيزهايي گفته است که از آن بر عليه خودش استفاده شده است. شايد اين جملات بتواند چنين ديدگاه و واکنشي را هر چه بيشتر توضيح دهد.

 «وقتي که نيازمند تأييد ديگراني بدان که خداوند تو را تأييد نکرده است وقتي افکاري که ديگران درباره تو دارند برايت مهم است بدان که مهمترين معناي زندگي‏ات را هنوز نيافته‏اي. ديگران چه کاري با تو مي‏توانند بکنند؟ نهايتش آن است که تو را بکشند. پس اگر تو عاشق خدايت هستي و مشتاق ديدار او، اين بزرگترين کاري است که آنان مي‏توانند برايت انجام دهند.

منافقان و منکران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏کنند و محکوم مي‏کنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏کنند زيرا خود آنان پيش از اين محکوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند… از عيب‏جويي و توهين و تمسخر آنها واهمه نداشته باش زيرا همه منافقان و منکران حق از لعنت هلاک‏کننده خداوند تغذيه مي‏کنند و به مدد آن به حيات غم‏انگيز خود در قبرستان ادامه مي‏دهند…»

ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند و عمدتاً در لفافه و لفافه‏گويي نظر اصلي خود را بيان مي‏نمايد. عمل به بسياري از ديدگاههاي او به بر هم زدن وضعيت‌هاي ساختگي منجر مي‏شود زيرا اين مواضع حالتي دگرگون‏کننده و تحولي دارند. او در موضع‏گيري‏هاي خود بسياري از محدوديتهاي کاذب را زير سؤال مي‏برد، مصلحتهاي سياستمدارانه را زير پا مي‏گذارد و رفتارهاي کورکورانه را بي‏اهميت مي‏شمارد. در مواردي موضع‏گيري‏هاي او بويژه نسبت به سياست بازان خطرناک و بحث‏برانگيز مي‏شود. اما بطور کلي مي‏توان گفت که هوشمندي عميق، هماهنگي و همسويي، در نظر داشتن شرايط زماني و مکاني و شرايط مخاطب، معني‏گرايي، تازگي و گشايندگي و فرارَوي از وضعيت موجود از بارزترين مشخصات نظرات و مواضع او مي‏باشد. در روابط اجتماعي، ما عموماً آن ديدگاههايي را بعنوان ديدگاه متعادل و درست قبول داريم که اکثريت افراد جامعه در آن اتفاق نظر دارند و فرهنگ عمومي آن را مي‏پذيرد اما او ميزان درستي و نادرستي چنين نظرياتي را عنصر هماهنگي (تناسب زماني و مکاني) دانسته و راست يا دروغ بودن نظرات را هم به کشف و دريافت افراد برمي‏گرداند.

 

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


[1]کسیکه بخود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد- گوستاو لوبون

, به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مروری کوتاه بر زندگی و تعالیم کریشنا مورتی

گذری بر دیدگاه های کریشنامورتی، آزاد اندیش معاصر

جیدو کریشنامورتی (۱۸۹۵-۱۹۸۶) عارف، متفکر، نویسنده و سخنران مشهور هندی بود. موضوعاتی مثل تحول روانی انسان، مدیتیشن، ساختار ذهن، روابط انسانی و ایجاد تغییراتی مثبت در جامعه بشری از جمله موضوعات مورد علاقه وی محسوب می شود. او تاکید داشت که تحول روانی در درون فرد یک موضوع کاملا ضروری است و این تحول را نمی توان توسط یک نهاد بیرونی مثل نهادهای سیاسی، مذهبی یا اجتماعی ایجاد کرد. جیدو کریشنامورتی در ۱۱ می ۱۸۹۵ در شهر کوچکی واقع در ۱۵۰ کیلومتری شمال مدرس در هند دیده به جهان گشود. کریشنامورتی یکی از عارفان و ازاداندیشان معاصر است که چکیده اندیشه هایش را می توان آزادسازی انسان از قیود درونی و خودشناسی به معنای ناب کلمه بیان نمود. کریشنامورتی تا پایان زندگی خود به تدریس و سخنرانی درباره مسائلی چون شناخت، آزادی، حقیقت و عشق در هند، اروپا و آمریکا پرداخت و کتاب‌های متعددی چون «حضور در هستی»، «شرح زندگی»، «نگاه در سکوت»، «بصیرت»و «آینده اکنون است» را به چاپ رساند که بسیاری از آن‌ها مطالب و گفتگوهای زنده او با سوال‌کنندگان است. کریشنامورتی در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بر بسیاری از شخصیت‌های هنری، ادبی و علمی قرن بیستم افرادی چون بیتل‌ها، بروس‌لی و دیوید بوهم تاثیر گذار بود و به همین دلیل او را به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت های پرطرفدار برای گروه‌های هیپی‌ها در دهه ۱۹۶۰ نام بردند. ولی تصورات غلط و اشتباهی نیز درباره تفکر و اندیشه کریشنامورتی نیز وجود دارد که بنا به پیش‌بینی خود او فاصله فکری میان او و شاگردانش را زیاد می‌کند. از این رو شاید اینطور بتوان گفت که تعلیمات کریشنامورتی تبلیغ‌پذیر نیستند و او خود بر این عقیده بود که هیچ جانشینی ندارد و هیچ کس مجاز نیست گفته‌های او را تعبیر و تاویل کند. این اندیشمند بزرگ در ۱۷ فوریه ۱۹۸۶ در در ایالت کالیفرنیا دیده از جهان فرو بست.

کریشنا مورتی از سالهای نوجوانی در اروپا در مدرسه ای مذهبی به تحصیل خصوصی پرداخت و معلمان و نزدیکان وی با مشاهده نبوغ و نشانه های ویژه ای که داشت به او نام مسیح موعود دادند و در همین راستا به تعلیم او پرداختند. اما پس از مدتی کریشنامورتی اعلام کرد که مسیح موعود نبوده و نمی خواهد دیگران سرسپرده او باشند. از نظر او رابطه مرید و مرادی رابطه ای کاملا مخرب و باطل است و تنها وظیفه و هدفی که او دنبال می کند روشنگری و چراغی فرا راه دیگران است تا آنها بتوانند با درک شخصی خود به تکامل و بلوغ فردی دست یافته و خود به درک حقیقت نایل شوند. حقیقتی که از خودشناسی شروع و به خودشناسی خاتمه می یابد. جوهر سخن کریشنا مورتی اینست که رستاخیز راستین تنها زمانی در جهان بوقوع می پیوندد که رستاخیزی درونی در دل تک تک ادمیان رخ دهد و آنها بتوانند حقیقت را در ورای حجاب هر اعتقاد، تعصب و باوری درک کنند. او هدف تعالیم خود را رهایی انسان ها از قیود درونی و روانی ان هم توسط خود فرد و تنها در سایه راهنمایی های خود می دانست. این یکی از توصیه های اصلی اوست که بارها در کلام خود تکرار کرده است: «چراغی فرا راه خویشتن باشید»

نقل قول هایی از کریشنا مورتی

  • انسان ممکن است از متن ترس ها توهمات و آشفتگی های درون خویش خدایی را متصور شود، ولی چنین خدایی غیر از آن یگانه بی نشان است که برون از هرگونه وهم و اندیشه است. ذهنی که اسیر تعصب و پیش داوری است نمی تواند در کیفیت شناخت((حقیقت))باشد.ذهنی که دانستگی را وسیله ی رهایی از دانستگی قرار می دهد هرگز از حیله ی دانسته های خود رها نخواهد شد هرگز از محدوده ی آن دانسته ها فراتر نخواهد رفت. ذهنی که اسیر دانستگی است و دانستگی را به عنوان ابزار آزادی به کار می گیرد به آزادی دست نخواهد یافت.
  • ترس ناشی از به خطر افتادن تعلقات و اندوخته ها است و ما نظریات و باور های خود را نیز شکلی از اندوخته های خود می دانیم به هیمن جهت است که وقتی نظریات و باورهایمان مورد ضربه قرار می گیرندو نفی می شوند همانقدر دچار هراس می شویم که دارایی های مادیمان به خطر افتاده اند.
  • وقتی من فرزند خود را از دست می دهم رنج من به خاطر این نیست که او رفته، بلکه به خاطر این است که من تنها مانده ام، من مهمم نه او.

 

برخی از تعالیم کریشنامورتی

رهایی از شرطی شدگی ذهن

«به ساختارها عادت نکنید و تعلق خود به ساختارها را دور بریزید.»

دریافت آزادانه حقیقت فارغ از شرطی شدگی های ذهن، قضاوت ها و باورهای کلیشه ای جوهر تعالیم و آموزه های کریشنامورتی است. او معتقد است تنها ذهنی که بوسیله ی عقیده، ارزش های قیاسی و اعتباری مقید و محصور نگشته است قادر به درک حقیقت خواهد شد.[1] همان دیدگاهی که بسیاری از عارفان نیز به آن معتقدند و در کلام معروف مولوی می خوانیم: پای استدلالیان چوبین بود، پای چوبین سخت بی تمکین بود.

کریشنا (در کتاب نگاه سکوت) در پاسخ این سوال که نظر شما در باره خدا، حقیقت و ماورا چیست؟ می گوید: «دانش، منطق، و عقل را به حقیقت راهی نیست، اینها ابزار کشف حقیقت نیستند … انچه فکر بدان می اندیشد خدا نیست؛ زیرا فکر یک ابزار مادی است، منشا و خاستگاه فکر، یعنی سلول های مغز ماده اند. و شناخت خدا به وسیله یک ابزار مادی غیر ممکن است… زهد، تقوی، تقدس، عشق، و هر ان کیفیت ورای ماده قابل ادراک به وسیله فکر نیست … ادراک ماوراء، خدا، اولوهیت و کیفیت های غیر مادی هنگامی ممکن است که فکر دخالتی نداشته باشد… » (توجه به این نکته لازم است که اثبات وجود خدا به وسیله عقل، با شناخت خدا به وسیله عقل دو امر متفاوت است.)

در جای دیگر (کتاب پر پرواز) می گوید: «در کل جهان دو نوع انسان وجود دارد- آنها که شناخت دارند و آنها که شناخت ندارند و این شناخت و معرفت تنها چیزی است که حائز اهمیت است…انچه مهم است تحقق این شناخت است – شناخت نسبت به مشیت پروردگار برای انسانها. زیرا خداوند تدبری دارد و آن تکامل و تحول است. به محض آنکه انسان این حقیقت را ببیند و نسبت به آن معرفت یابد، دیگر نمی تواند خویشتن را از کسب آن و  یگانگی با آن باز دارد. زیرا حقیت بسیار باشکوه و زیباست . لذا چون (چنین انسانی) شناخت دارد، در جوار پروردگار قرار می گیرد.»

آنچه کریشنامورتی از آن به عنوان عامل بازدارنده برای کشف حقیقت یاد می کند خود فکر نیست بلکه وجه خطرات و مکرهای فکر است که می تواند انسان را اسیر خود کند چیزی که اصطلاحا فکر زدگی نامیده می شود و مانع انسان از حرکت باطنی و دریافت حقیقت می شود. بر خلاف سوبرداشت های اشتباهی که درباره تعالیم مورتی وجود دارد او هیچگاه قوه فکر را بی اهمیت نمی شمارد بلکه استفاده نا به جا از فکر را در حوزه ای که نمی تواند پاسخگو باشد مردود می شمارد. او در این ارتباط می گوید: «فکر در زمینه های خاصی اهمیت دارد ولی فکر نمی تواند به آن چیزی دست یابد که ورای فکر است، که محصول فکر نیست . فکر محصول شناختگی است؛ بنا براین نمی تواند به کنه ناشناخته برود، به کنه چیزی برود که غیر قابل شناخت است»[2]

کریشنا فکر را رد نمی کند بلکه می گوید برای درست و کامل عمل کردن و دورشدن از رنج و اشتباه بایستی از شرطی شدگی ذهن ، انچه که درذهن انباشته شده، از دانسته ها و از گذشته رها شد تا بتوان آزادانه و با آرامش نگاهی به حقیقت انداخت. بایستی متفکر با فکر یکی شود تا بتواند در درون خود صلح برقرار کند در غیر اینصورت در صورت جدا بودن متفکر از فکر یا مشاهده کننده از مشاهده شونده همیشه مشاهده گر در بند قضاوتهای خود گیر می افتد و نمی تواند عملی آزادانه و حقیقی انجام دهد. کریشنا می گوید: «اگر فرهنگ، شغل، آداب و رسوم، حکومت و جامعه و ایدئولوژی و اعتقادها بر انسان مسلط شود و بخواهد انسان را ابزار و وسیله ای برای کنترل و هدایت او و رسیدن به اهداف خود قراردهد منجر به تخریب و تباهی و فساد جامعه و انسان میشود و او را به موجودی مرده و بی روح تبدیل مکیند . ولی اگر همه اینها برای تعالی و خودشناسی انسان باشد خوب و سازنده میشود.»

کریشنا نگرش باز و غیرکلیشه ای خود را در عمل نیز آشکار می نماید و در این راستا انجمن نظام ستاره شرق – سازمان معنوی که سال ها رهبری آن را بر عهده داشت – را منحل می کند و سپس در یکی از سخنرانی های خود می گوید: «حقيقت كه حدّ و مرزي ندارد؛ كاملاً‌لايتناهي و نامشروط است و از هيچ راه يا مسيري نمي‌توان به آن نزديك شد. به هيچ عنوان قابل سازماندهي نيست. به همان نسبت هيچ سازماني نبايد تشكيل شود تا مردم را در راه يا مسيري به خصوص هدايت و راهنمايي كند و يا آنان را ناگزير به برگزيدن آن مسير سازد… چنانچه به حقيقت اين موضوع پي مي‌بريد. در اين صورت متوجّه خواهيد شد كه سازمان دادن يك اعتقاد و باور تا چه اندازه غير ممكن است. اعتقاد يك موضوع كاملاً شخصي و فردي است. شما نمي توانيد و مجاز نيستيد به آن شكل و ساختار مشخصي بدهيد و سازماندهي آن را برعهده بگيريد. چنانچه مرتكب اين عمل شويد، آن اعتقاد بي جان و مرده و جامد خواهد شد.»

راهبرد تفکر و کنترل نفس

کریشنامورتی اعتقاد دارد که ذهن و فکر انسان نباید بر او غالب شود و او را به هر طرف که می خواهد بکشاند. از یک دیدگاه می توان گفت در تعالیم کریشنا فکر و ذهن انسان معادل نفس شمرده می شود که می بایست به کنترل او در آید. اگرچه برخی مخالفان کریشنا مورتی تعالیم او را نفس پرستی و خودش را شیطانی در خدمت نفس! می خوانند اما هیچ استدلال روشنی برای این ادعای خود نداشته اند و تا به حال کسی توضیح نداده است که چطور چنین اتهاماتی می تواند قابل قبول باشد در حالی که محوریت تعالیم کریشنا دقیقا در نقطه مقابل نفس و ذهن سلطه گر انسان قرار دارد. او همواره سعی می کرد پیروان خود را به استفاده جهت مند و درست فکر راهبرد کند و در این رابطه می گوید: «از قدرت تفکرت، هر روز برای اهداف خیر استفاده کن. نیریی باش در جهت  تکامل و تحول. هر روز به کسی بیندیش که می دانی در اندوه یا رنج بسر می برد و نیازمند کمک است. اندیشه های عاشقانه ات را بر سر او بریزان و بپاشان. ذهنت را از کبر و غرور منزه نگهدار زیرا کبر از جهل بر می خیزد.. انسان خردمند می داند که بزرگی تنها سزاوار پروردگار است و تمامی اعمال خیر، تنها توسط او انجام می پذیرد…»[3]

دیوید بوهم پرفسور فیزیک نظری، درباره تعالیم کریشنا در حوزه فکر و تجربه ای که پس از ملاقات با وی داشته، می گوید: در این مباحث ما بطور کامل و ژرف به بسیاری از پرسش‌هایی که به نوعی دررابطه با کار علمی من بود، پیرامون طبیعت، فضا، زمان و جهان، همچنین در حول و حوش بی نظمی عمومی و اغتشاشی که خود آگاهی نوع بشر را تحت نفوذ خویش قرار داده بود پرداختیم در اینجاست که من با آنچه که احساس می‌کنم کشف اصلی کریشنا مورتی در آن است مواجه شدم آنچه او به طور جدی پیشنهاد می‌کرد این است که تمامی این بی‌نظمی که در واقع علت بنیادی اندوه و غم گسترده و همه جا گیر و بدبختی است و از سویی نیز مانع همکاری نوع بشر با یکدیگر می‌شود، در این حقیقت نهفته است که ما نسبت به طبیعت کلی فرآیندهای تفکر خویش جاهل و نادان هستیم، یا به عبارتی دیگر می‌توان گفت، تا زمانی که ما درگیر فعالیت تفکر هستیم آنچه را که عملا در حال وقوع است نمی‌بینیم. کریشنا مورتی احساس می‌کند که از طریق تمرکز و محدود کردن توجه برای دیدن کار تفکر مستقیما در می‌یابد که فکر یک فرآیند مادی است که در درون انسان و بطور کلی مغز و سیستم عصبی او در جریان است.[4]

ظلم و ستم از دیدگاه کریشنا مورتی

«ظلم و ستم بر دو گونه است، عمدی و غیر عمدی. ظلم عمدی یعنی صدمه زدن به دیگرموجودات زنده با قصد و نیت قبلی و این بزرگترین گناه است- کاری که از شیطان سر می زند نه انسان. به خودت خواهی گفت: مسلما هیچ انسانی به چنین عملی دست نمی زند؛ اما بدان که انسانها اغلب این کار را می کنند و هم اکنون نیز به آن مشغولند. مستنطق های محکمۀ تفتیش عقاید نیز چنین کردند، بسیاری از انسانهای مذهبی به نام مذاهبشان دست به این عمل زده اند. کالبدشکافان (دانشمندانی که به تشریح جانوران زنده می پردازند) و نیز بسیاری از مدرسین، عادتمندانه چنین می کنند. همۀ اینها می کوشند تا ظلم خویش را با اعلام اینکه عملشان ناشی از یک سنت است، توجیه کنند حتی اگر عده کثیری مرتکب عملی شوند، باز آن عمل ، گناه محسوب می شود. «کارما» کاری به سنت ندارد و «کارما»ی ظلم هولناکترین آنهاست»[5]

«در سخن انسان نیز ظلم و ستم وجود دارد و انسانی که واژه ای را با قصد و نیت زخمی کردن دیگران به زبان می آورد نیز به خاطر کاری که کرده، گناهکار است. از این کار برحذر باش . اما بعضی مواقع واژه ای که از سر بی توجهی به زبان می آید، نیز همان قدر صدمه زننده است که مغرضانه گفته شود. لذا باید مراقب ظلم غیر عمدی نیز باشی. نه تنها باید از شر برحذر باشی بلکه باید در انجام اعمال خیر نیز مدام فعال باشی»[6]

***

قابل ذکر است که مخالفان و دشمنان کریشنا مورتی تعالیم و اندیشه های او را با انتقادات مخرب و تحریف های شدیدی مواجه ساخته و آنها را به شیوه ناعادلانه ای زیرسوال برده اند. او را تا به حال به سفسطه گری، مبهم گویی، شیطانی در خدمت نفس، مروج فرقه مسیحیت صحیون، فرقه شیطان پرستی، ادعای تقدس و مسیح موعود متهم کرده اند. تخریب شخصیتی این متفکر بزرگ تا آنجا پیش رود که او را (مانند بسیاری دیگر از اساتید فکری و معنوی جهان) به سواستفاده جنسی و فریب شاگردان خود متهم می کنند. این در حالی است که به اعتقاد ناظران بسیاری هیچ یک از آنها با حقیقت زندگی و آموزه های کریشنامورتی همخوانی ندارد و آثار و تعالیم او خود گویای تلاش های چشم گیر این معلم بزرگ در جهت گسترش آزاد اندیشی و بیدار کردن فطرت حقیقت جوی انسان ها به شمار می رود.

      منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

                                            http://free-spirituality.org/                              


[1] شادمانی خلاق

[2]شادمانی خلاق 236

[3] (پر پرواز 54)

[4]از کتاب، رهایی از دانستگی، اثر کریشنا مورتی، ترجمه مرسده لسانی

[5]. پر پرواز 71

[6]  پر پرواز 75-74

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: