Posts Tagged With: ایلیا م رامالله

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح‌آسا – قسمت 1

نوح آموز1

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح‌آسا       (قسمت اول)

همه مي‌دانيم كه عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديك به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمري طولاني داشتند مثلاً حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي كرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد. آنوش(پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا سن 910 سالگي عمر كرد. يارد و متوشاح هم كه از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نامهاي سام، حام و يافث شد.

من فكر مي‌كنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال كرده است، چون خداوند هر كاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام مي‌دهد. مثلا،ً به نظرم يكي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است كه همين نكته خودش يكي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم كلامي است كه خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرار داده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراك استفاده كنيد».

اينطور شد كه اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است كه احتمالاً در زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديك به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاءا…حضرت نوح(ع) از كار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا كند.

نظرات مختلفي درباره چگونگي افزايش طول عمر انسان و حفظ جواني و سلامتي او وجود دارد. يكي از دانشمندان علوم تغذيه و پزشكي معتقد است كه از جمله علل اصلي بيماريهاي انسان و نتيجتاً تضعيف سيستم ايمني او كه در نهايت به كاهش عمر انسان منجر مي‌شود، تجمع ميكروب‌ها و باكتري‌ها در روده بزرگ است. اين دانشمند برداشتن روده بزرگ را يكي از راههاي افزايش طول عمر انسان مي‌داند و اين سؤال را مطرح مي‌كند كه آيا مي‌دانيد كلاغ‌ها چرا صد سال زندگي مي‌كنند و سپس جواب مي‌دهد چون روده بزرگ ندارند.

با پذيرش نظريه حذف روده بزرگ، خودبخود به ماده غذايي «ماست» نزديك شده‌ايم. ماده‌اي كه به دليل دارا بودن اسيد لاكتيك قادر است باكتري‌هاي بيماري‌ زاي روده بزرگ كه عامل بسياري از بيماري‌ها و نارسايي‌هاي جسمي هستند را نابود كند و بنابراين مي‌تواند تاثير مستقيمي در افزايش طول عمر بگذارد.

به عنوان گواهي بر اين مدعا مي‌توان به طول عمر زياد روستايياني كه مصرف ماست در ميان آنها فراوان است اشاره كرد. هنگامي كه روش تغذيه مردم بعضي از مناطق قفقاز و مجارستان كه داراي طول عمر نسبتاً زياد بودند مورد بررسي قرار گرفت، دانشمندان متوجه شدند كه ماست يكي از اجزاي اصلي و عمده جيره غذايي اين افراد است. يكي از دانشمندان معروف ديگر تاكيد زيادي بر پياز دارد. پياز به عنوان عاملي براي افزايش طول عمر. شايد اين تاكيد با خاصيت ضد عفوني كننده شديد پياز يا دارا بودن «دي ان اي» مرتبط باشد.

دكتر الكس كارل، طول عمر انسان را با ميزان سم زدايي از بدن مرتبط مي‌دانست و معتقد بود اگر سمومي كه در بدن انسان توليد و ذخيره مي‌شوند، بلافاصله از بدن خارج شوند، ممكن است انسان به عمري بسيار طولاني (در حد چند صد سال) دست پيدا كند. او براي اثبات ادعاي خويش يك ران جوجه را درون دستگاه آزمايش گذاشت و با استفاده از ابزار مربوطه از ذخيره سموم در ران جوجه جلوگيري كرد. ران جوجه تا بيش از ده سال همچنان سالم ماند و بعد از آن هم به دليل كافي بودن آزمايش و قطع آن، ران جوجه طي چند ساعت فاسد شد و از بين رفت.

آيا با تخليه دائمي بدن از سموم، مي‌توان آنطور كه آزمايش اثبات كرده است، به عمر طولاني دست يافت؟ البته اين موضوع كاملاً روشن است كه وجود سموم مي‌تواند دردها، بيماري‌ها و نابساماني‌هاي بسياري را در انسان بوجود آورد و طبعاً فقدان اين سموم و ميكروبها مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود، اما معلوم نيست كه انسان بدون وجود سموم تا چند سال ديگر مي‌تواند بر عمر خود بيفزايد. ده سال، صد سال يا قرنها.

ديده‌گاه ديگري كه درباره سلامتي و شفاي انسان وجود دارد موضوع «اكسيژن رساني كافي و تنفس كامل» است. از اين ديدگاه عامل بسياري از بيماري‌ها و بويژه سرطانها، كمبود اكسيژن در بدن است. سوخت و ساز نياز به هواي كافي و مناسب دارد و اگر هواي مناسب تامين نشود، سوخت و ساز بدن با اختلال مواجه خواهد شد. اشكال در سوخت و ساز يعني ايجاد مواد سمي، عدم تخليه مواد سمي و نتيجتاً انباشتگي آن در بدن. البته، اين فقط يكي از پيامدهاي كمبود اكسيژن است. آيا واقعاً اكسيژن رساني كافي به بدن مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود؟ شايد يوگي‌هاي هندي، كساني كه براي موضوع تنفس و اشباع بدن از اكسيژن ارزش زيادي قائلند و آن را با وسواس و دقت رعايت مي‌كنند، بتوانند تجسمي از اهميت زياد اين شيوه، يعني «اكسيژن رساني كافي» باشند. گفته مي‌شود كه يوگي‌هاي باستاني هند كه تمرين تنفسي پراناياما يكي از اصلي‌ترين مشغوليات آنان بوده است، از عمري بسيار طولاني و سلامتي كامل برخوردار بوده‌اند. در زمان كنوني هم يوگياني وجود دارند كه مي‌توان آنها را از اين نظر مورد بررسي قرار داد.

و اما چرا نوح و پدران او عموماً نزديك به هزار سال زندگي كرده‌اند؟ زندگي آنها چطور بوده است؟ آنها غير از غلات، سبزيجات و گوشتهاي سالم (آنطور كه در كلام خداوند متعال به نوح(ع) وجود دارد) چه چيزهاي ديگري مي‌خورده‌اند؟ روش‌هاي دانسته و ندانسته آنها براي مقابله با بيماري چگونه بوده است؟ در گفتارهاي بعدي مي‌خواهيم بيشتر در اين زمينه‌ها با همديگر حرف بزنيم و فكر كنيم. قصد دارم ابتدا نظريه‌هاي مطرح شده در علوم پزشكي و تغذيه را مطرح كنم و شايد در آخر، به طرح نظرات بزرگترين معلم باطني عصر حاضر، در زمينه مبارزه با بيماري‌ها، تغذيه، شفا و درمان بپردازم.

در قسمت بعدي راجع ‌به غذاها و موادي كه واجد اثر حفظ و تجديد جواني‌اند و داراي طيف وسيعي از تاثيرات سلامتي‌بخش مي‌باشند، حرف خواهيم زد.

پريا (شباب حسامي)

www.ostad-iliya.org

برچسب ها :

عمر, حضرت, آدم, رژيم, غذايي, خداوند, طبيعي, معقول, عادات, غذايي,غلات, سبزيجات, گوشت, تغذيه,پيشرفته, حيوانات, خوراك,پرندگان, ماهيان, دريا, سلطه, سبزيجات, خزندگان, سمزدايي, آزمايش, ميكروبها, سلامتي, شفا, تنفس, سرطان,يوگي, هند

.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني

مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني

تأليف: پِريا (شباب حسامي)

از ديدگاه علوم باطني چهارده مكتب درماني وجود دارد كه هر مكتب شامل سبك‏هاي مختلف درمان مي‏باشد.

1- پزشكي جسماني (يا ماده درماني): توجه اصلي و شايد تمام توجه پزشكي جسماني معطوف به جسم انسان بوده و بنابراين درمان بيماري (از اين طريق) بواسطة تغييراتي در جسم و بويژه تغييراتي در تركيبات شيميايي بدن يا اعمال تغيير مستقيم (اعم از حذف، پيوند، ترميم و..) در اعضاء و اندام‏هاي جسماني است. دو اهرم اصلي درمان، در پزشكي جسماني خوردن دارو يا اعمال جراحي است.

2- پزشكي حاشيه: شامل روش‏هاي حاشيه‏اي و كمك درمان است. اين روش‏ها به تنهايي قادر به درمان بيماري‏ها نيستند اما مي‏توان از آنها به عنوان درمان كمكي و تكميل كنندة‌درمان‏هاي اصولي بهره گرفت. از جمله روش‏هاي پزشكي حاشيه مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: هومئوپاتي، مگاوتامين، الکساندر درماني، متد باخ، طب سوزني، ماساژ درماني وغيره. درمانهاي حاشيه‏اي عمدتاً‌ داراي گرايش مادي‏گرا بوده و از روش‏هاي متكي به جسم و درمان مادي استفاده مي‏كنند.

 3- انرژي درماني: كلية روش‏هايي كه متكي به انتقال و دريافت انرژي‏اند در اين گروه قرار مي‏گيرند. بعضي از روش‏هاي معروف‏تر انرژي درماني عبارت است از:  هاله درماني، پولاريتي، درمان پرانيك (پرانا درماني)، ريكي و مانيتيزم (پاس درماني) در بسياري از تقسيم بندي‏ها انواع روش‏هاي انرژي درماني، در طيف طب حاشيه‏اي قرار گرفته است. مضاف بر اينكه انرژي درماني، همانند ديگر روش‏هاي طب حاشيه‏اي، يك درمان كمكي و تقويتي محسوب شده و جزء روش‏هاي اصلي درمان به حساب نمي‏آيد. عموماً انرژي درماني براي درمان بيماري‏ها كاملاً كفايت نكرده و نمي‏تواند يك بيماري ريشه‏دار و جدي را درمان كند

4- ذهن درماني (روان درماني باطن گرا): يكي از مبناهاي اصلي ذهن درماني بر تغيير انديشه‏ها و ديدگاه‏ها و همچنين تغيير كلام و رفتارها استوار است. بر خلاف روش‏هاي طب حاشيه‏اي و انرژي درماني، ذهن درماني دربارة بسياري از بيماري‏ها، يك درمان لازم و كافي محسوب مي‏شود و از طريق آن مي‏توان به درمان كامل بسياري از بيماري‏ها (ونه همه آنها) پرداخت. تغيير الگوهاي فكري، احساسي، كلامي و رفتاري يكي از مهم‏ترين شيوه‏ها ؟ عملكرد ذهن درماني است كه بر اين اصل مهم قرار دارد كه مي‏گويد: «منشاء بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي انسان در ذهن است بنابراين با تغيير ذهنيات (تغيير انديشه‏ها و روحيات) مي‏توان به تغيير در وضعيت‏هاي مادي و معنوي زندگي دست زد »

 5- روح درماني: در روش‏هاي مختلف روح درماني مبناي اصلي درمان، اصالت روح است. بنابراين از آنجا كه روح، اصلي‏ترين بخش وجود انسان و بلكه مركز اصلي وجود او محسوب مي‏شود، هر گونه بيماري را بايد در آن ريشه‏يابي كرد و از طريق روحي معالجه نمود. تأثير گذاري مستقيم بر روح، استفاده و همكاري با ارواح درمانگر و استمداد از آنها (چه در درمان مستقيم و چه در تشخيص) از ويژگي‏هاي روح درماني است. روح درماني يكي از خطرناك‏ترين روش‏هاي معالجه بوده كه در حين اجرا و پس از اجرا ممكن است پيامدهاي بسيار منفي و مخربي را به دنبال داشته باشد مگر اينكه توسط فردي كه داراي مهارت كاملاً كافي و تسلط زياد باشد، صورت گيرد. روش روح درماني همانند روش انرژي درماني داراي بيشترين مدعيان و شيادان حوزة درمانگري است. اين روش در صورتي كه توسط يك متخصص روح درماني انجام شود در مورد بعضي از بيماري‏ها ممكن است درمان كافي محسوب شود اما به طور كلي روشي انتحاري با ريسك بالامي باشد.

6- رويا درماني: اعتقاد رويا بينان كهن بر اين است كه «زندگي انسان را روياهاي او مي‏سازند و زندگي ما در اين دنيا، نتيجة روياهايي است كه مي‏بينيم و مي‏سازيم »مطابق اين قانون مي‏توان نتيجه گرفت كه با تغيير روياها بتوان تغييراتي واقعي را در زندگي بوجود آورد. البته موضوع رويابيني آنطور كه در الاهيسم بيان مي‏شود تفاوت بسيار فاحشي با مقولة رويابيني مطرح شده درعلوم ظاهري و باطني متعارف دارد. در هنر رويابيني الاهيسم از بيست و هشت حوزة رويا صحبت مي‏شود در حاليكه در علوم ظاهري مربوط به رويابيني از سه تا پنج حوزه حتي نام هم برده نمي‏شود. در رويا درماني چند گروه از رويا‏ها مواجه مي‏شويم. روياهايي كه ديدن آن درمان كننده است. روياهايي كه مي‏توانند توان شفا بخشي را به رويابين ببخشند. روياهايي كه حاوي شيوة درمان‏اند و روياهايي كه تعبير آنها يا اعمال آنها (بعنوان نسخه‏اي غير مستقيم) به درمان بيماري منجر مي‏شود.

7- طبيعت درماني الاهيسم: بيماري‏ها و مسائل دروني انسان نتيجة‌ ناهماهنگي‏ها و فاصله ايست كه او با طبيعت (زميني و سماوي) دارد. بنابراين راه حل بيماري‏هاي انسان در بازگشت همه جانبه به طبيعت و هماهنگي با آن است. اين يكي از اصول اساسي طبيعت  درماني است. در طبيعت درماني، اين واقعيت يادآوري و بازيابي مي‏شود كه پاسخ همة سوالات واقعي انسان در طبيعت (بعنوان تجسم واقعي خداوند) بوده و انسان علاوه بر دارو‏هاي خوردني و غيرخوردني مي‏تواند از طريق شعور نهفته در طبيعت (با روش‏هايي مانند نشانه شناسي طبيعي) به درمان بيماري‏هاي خود نائل شود. از نظر طبيعت درماني، بيماري‏هاي انسان نتيجة ارتباط غير صحيح او يا قطع ارتباط او با طبيعت  است.

8- روزه درماني: در اينجا منظور از روزه درماني، صرفاًً نخوردن آب و غذا نيست. بلكه روزه به پرهيز از چيزهاي معلوم در طول زمان مشخص اطلاق مي‏شود. به عبارتي روزه‏دار مي‏بايست چيز بخصوصي را كه ممكن است خوردني، رفتاري، ذهني يا غيره باشد، ترك كرده و از آن پرهيز نمايد. روزة غذايي، روزة محدود غذايي، روزة كلامي (روزة سكوت)، روزة نگاه و روزة فكري از جمله اشكال روزه درماني است.

 9- تحقق درماني الاهيسم: فلسفه‏اي كه تحقق درماني مبتني بر آن است عبارت است از اينكه خوشبختي و سلامت انسان در «خود بودن» اوست. يعني ما همان چيزي باشيم كه بايد باشيم بنابراين همان كاري را بكنيم كه بايد كنيم و همان چيزي را بدانيم كه بايد بدانيم. در غير اين صورت، گرفتاري‏ها، بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي مختلف پديد مي‏آيند تا جريان زندگي ما را (كه به انحراف كشيده شده يا ممكن است كشيده شود) متوقف كرده تا بلكه بازگرديم به آنچه هستيم. طبق اين شيوه درماني، هر كسي داراي يك طرح تحققي است. وظيفه‏اي كه بايد به انجام برساند. ماداميكه شخصي در اين مسير حركت كند دچار مسئله و بيماري نخواهد شد و اگر دچار مسئله‏اي شود اين مسئله در جهت تحقق بيشتر عمل خواهد كرد و به سلامتي بيشتر منجر خواهد شد. 

10- شفاي الهي (خدا درماني): به مجموعه روش‏هايي كه در ارتباط با خداوند بوده و اصل بنيادي آنها ايجاد تغيير در ارتباط بين انسان و خداست، خدا درماني اطلاق مي‏شود. در مكتب خدا درماني كه ارتباط الهي (تسليم به حضور خداوند) درمان و شفاي همة بيماري‏هاي انسان محسوب مي‏شود. از اين نظر همه انواع بيماري‏ها يا ناراحتي‏ها و ضعف‏هاي انسان ريشه در ارتباط بين انسان و خدا دارد كه اگر اين حل شود، بيماري شفا مي‏يابد. بدون شك، شفاي حقيقي، شفاي از جانب خداوند است و هيچ درماني بدون حضور خداوند كامل و نهايي نيست. بنيادي‏ترين اصل خدا درماني بر تسليم الهي استوار است.

www.ostad-iliya.org

پزشکی,انرژی درمانی,طب سوزنی,ماساژ,طبیعت,پزشکی جسمانی,علوم باطنی,روش های درمانی,مکتب,شفا,بیماری, بشر, جهان,خوردنی,غذا,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

رؤيا و رويارويي ديدگاه‏ها

رؤيا و رويارويي ديدگاه‏ها (به قلم پِریا : شباب حسامی)

(قسمت اول)

هم‏چون بسياري از موضوعات باطني ديگر اختلاف نظرهاي زيادي در ديدگاه‏هاي ارائه شده پيرامون رؤيا وجود دارد. مردم موضع‏گيري‏هاي مختلفي نسبت به رؤيا دارند. بعضي‏ها آن را جدي مي‏گيرند اما اكثر مردم توجه چنداني به آن ندارند.

 در مورد اثر رؤيا در زندگي انسان مي‏توان به تأثيرات مختلفي اشاره كرد و مصداق‏هاي متعددي را برشمرد اما براي شروع، شايد ذكر همين نكته كافي باشد كه اغلب بزرگان بشري در رشته‏هاي ظاهري و باطني كساني بوده‏اند كه مسير رؤياي برتر خود را دنبال كرده‏اند. آنها سرانجام به جايي رسيدند و كاري را كردند كه قبلاً رؤيايش را ديده بودند. اما با اين حال نظرات مختلفي درباره رؤيا ارائه شده است كه بعضي از آنها تفاوت زيادي با يكديگر دارند. فرويد، يونگ، آدلر، كورير، هارت و هر گروه از روان‏شناسان و روان‏كاوان هر كدام موضوع را از يك زاويه تعريف مي‏كنند. شرقي‏ها، ساحران، روح‏گرايان و ماترياليست‏ها هم موضوع را طورِ ديگري مي‏بينند. تحقيقات آزمايشگاهي هم درباره توانايي‏هاي دروني انسان مِن جمله رؤيا مبهوت مانده است و هر روز حرف جديدي مي‏زند و اعتراف مي‏كند واقعيت‏هاي باطني (و شايد بيش از همه، رؤيا) بيش از آن چيزي است كه ما تصور مي‏كرديم.

از طرفي اهميتي كه اديان براي رؤيا و رؤيابيني قائل شده‏اند بسيار چشم‏گير است تا حدي كه اكثر پيامبران رؤيابين بوده‏اند و كلمه «نبي»(1) به معناي كسي است كه رؤياهاي الهي مي‏بيند و انبياء كساني بوده‏اند كه از طريق امكان رؤيا، با غيب الهي در ارتباط بوده‏اند.(2)

 در بعضي از مكتب‏هاي باطني نيز موضوع رؤيا و تأثير آن در زندگي انسان بسيار مهم شمرده شده و حداقل در سه مكتب اسرارگرا مي‏بينيم كه آنقدر به اين موضوع توجه شده كه پيرامون آن از دانش رؤيابيني يا هنر رؤيابيني سخن به ميان آمده است. تولتك، اكنكار و روح‏زايي(احياء)(3).

 البته قطعاً قدمت هنر رؤيابيني خيلي بيشتر از تاريخ اين مكتب‏ها يا ساير مكتب‏هاي باطني مي‏باشد و به هزاران سال قبل از اين‏ها باز مي‏گردد. شايد ريشه همه جريان‏هاي اسرارگرا و روش‏هاي مربوطه را بتوانيم در اديان بسيار كهن بيابيم. از ميان سه جريان تعليمي ذكر شده، آموزش‏هاي تولتك و روح‏زايي با جديت فراوان و توأم با واقع‏بيني‏هاي باطني به موضوع پرداخته‏اند اما در اكنكار به نسبت، تلاش مهم و واقع‏بينانه‏اي در اين باره صورت نگرفته است. به طور كلي نظر مكتب‏هاي باطني به نظر اديان شباهت دارد و رؤيا را راهي براي ارتباط با غيب (تجربه اسرار) و سفر به جهان‏هاي ديگر مي‏دانند. اما از نظر استادان هنر رؤيابيني كه تعداد آنها نيز در طول تاريخ محدود بوده است، اثر رؤيا بر زندگي انسان قاطع و تعيين‏كننده است تا جايي كه آنان به عناوين مختلف گفته‏اند رؤياها زندگي را مي‏سازند و زندگي، رؤياها را به وجود مي‏آورد.

 اگر بخواهم مقايسه‏اي منصفانه مطابق آنچه كه درباره‏ي شمنيزم (تولتك) و روح‏زايي طي اين سالها دانسته‏ام، بين اين دو جريان داشته باشم نتيجه اين تحقيق و تفكر چند ساله اين است كه بگويم تعليمات شمنيزم كه خود در مقايسه با بسياري از مكتب‏هاي باطن‏گرا از جامعيت و عمق بيشتري برخوردار است، در مقايسه با روح‏زايي مانند جوي آب است در مقابل روخانه‏اي عميق و عريض. (نه تنها درباره رؤيابيني بلكه در بسياري از شاخه‏هاي علوم باطني)

 شايد اين مقايسه به نظر عده‏اي متعصبانه باشد. خوب در بدو امر حق با آنان است اما وقتي در عمل يا حتي در تئوري به مقايسه بپردازيم آن وقت ممكن است حتي نيازي به قضاوت نهايي هم نباشد چون در هر قدمي از اين مقايسه نتيجه‏اي بدست مي‏آيد كه براي يك ذهن عاري از تعصب يا حتي كم تعصب كفايت مي‏كند تا متوجه عظمت نهفته در اين آموزش‏ها گردد بنابراين در توضيح مطلب، محوريت حرف‏هايم را تعليمات روح زايي (احياء) قرار مي‏دهم و موضوع را بيشتر با اين ديدگاه دنبال مي‏كنم اما مسلماً نگاهم را بر جريانات ديگر باز مي‏گذارم.

به قلمِ پریا (شباب حسامی)

منبع : فصلنامه هنر زندگی متعالی – شماره 2

پي‏نوشت‏ها:

 1 – در اين تعريف انبياء، رسولان و امامان تفكيك مي‏شوند.

 2 – در گفتار جداگانه‏اي نظريات مختلفي كه تاكنون درباره رؤيا ارائه شده است، بيان مي‏شود.

 3 – روح‏زايي(هنرهاي ماورائي) عنوان آخرين و جديدترين مكتب باطني است.

www.ostad-iliya.org

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مهار به جای نابودی

گفت و گویی جنجالی و خواندنی که چاپ قسمتی از ان باعث بسته شدن نشریه حرکت دهندگان شد

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا»ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است.

قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان{ برترين رئيس جمهور} در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1.      سوال كننده دوم: در نشريه شماره 4 و5 حرکت دهندگان که سردبيري آن را به طور مقطعي خانم پِريا همسر شما به عهده داشت، محور نشريه شده بود تبليغ مذاکره و ارتباط با آمريکا و ترغيب سياست گذاران به ارتباط. آيا شما همچنان ايده مذاکره مستقيم و ارتباط داشتن با آمريکا را که از هيچ ظلم و توطئه‌اي بر عليه ملت ما فروگذار نمي کند، درست مي‌دانيد؟

بله، از مدتها قبل از آن نشريه تا امروز و شايد بعداً هم اين ايده را درست مي‌دانم. اما اين ايده کسي است که سياستمدار نيست…

2.      خانم پريا در شماره ديگري از نشريه حركت دهندگان كه اتفاقا در آن مقطع هم خود ايشان سردبير بود ، نامه اي انتقادي نسبت به جرج بوش منتشر كرد . در آن نامه عواقب حمله به ايران تشريح شده بود . آيا اين تناقض در موضع گيري علت خاصي داشت ؟

خانم پريا فردي مستقل از بنده است ؛ چرا درباره كار ايشان از من مي پرسيد . ولي تا جايي كه مي دانم تناقضي در كار نيست . اين دو جهت گيري هم گرايي دارد . نامه نگاري و انتقاد كردن و نهي كردن هم مي تواند در راستاي ايده مذاكره باشد .

3.      در قسمتي از چهل پيشنهاد به مسئولين (درباره پرونده هسته اي) كه در شماره 4و5 نشريه حركت دهندگان منتشر شد و بعدا هم بصورت جزوه مستقل انتشار پيدا كرد ، از طرف شما گفته شده كه شما مي توانيد سرنوشت پرونده هسته اي را تغيير دهيد. آيا اين صحت دارد؟

اين مطلب لااقل در قسمتي نيست كه به انتشار عمومي رسيده و به شكلي هم نيست كه شما الان داريد مي گوييد . يك مسئله بين المللي محل برخورد دهها نظر بسيار قدرتمند است كه در پشت هر نظر دهها ميليون نفر و مجموعه امكانات يك كشور وجود دارد . ممكن است بتوان تاثيراتي را شكل داد اما اينكه سرنوشت پرونده را عوض كرد ، اغراق آميز و تاحدي نامعقول است . درآنجا هم چنين ادعايي با اين غلظت نشده است .

4.      سوال كننده دوم:‌ شما مي‌گوييد اگر مطمئن شويد که در بين مردم به يک بت تبديل شده ايد خودتان خودتان را مي‌شکنيد و محکوم مي‌کنيد. من به شما اطمينان مي‌دهم که اين اتفاق افتاده است و درباره شما بت سازي شده است. الان حاضريد چکار کنيد؟

براي هر کس هم که بت شده باشم براي شما و دوستانت که نيستم پس الان نياز نيست کار خاصي بکنم. اما اگر حرف شما درست باشد، قطعاً اين بت را خرد خواهم کرد. چگونه اش بستگي به شرايط و مخاطبان دارد. اين را از سالها پيش هم مکرراً گفته ام که اگر لازم باشد به شکل‌هاي مختلف خود را محکوم مي‌کنم و بر عليه خودم وارد ميدان مي‌شوم. اما ظاهراً كه شما مدتهاست شروع به شايعه سازي و تحريف و جعل درباره بنده كرده ايد‌، اگر همين كار شما كفايت نكرد من هم در محكوم كردن خودم با شما همكاري مي‌كنم. مطمئن باشيد.

5.      …

6.      سوال كننده دوم:‌ چرا با رسانه‌ها مصاحبه نمي‌كنيد؟ فكر مي‌كنم براي شما ضروري باشد كه حداقل يك سايت اينترنتي يا دست كم يك وبلاگ داشته باشيد. چرا در اينترنت و در هر جايي كه بشود به شما دسترسي پيدا كرد نيستيد؟ آيا اين هم قسمتي از زندگي مخفيانه شماست؟

زندگي من مخفيانه نيست، فقط به تعداد كساني كه مرا مي‌شناسند، آشكار نيست. من در دسترس خيلي‌ها هستم و خيلي‌ها از جزئيات زندگي ام خبر دارند و اينها با مخفيانه زندگي كردن جمع نمي‌شود. براي اينترنت و وبلاگ هم واقعاً فرصتي وجود ندارد. گاهي حتي يك ساعت وقت زنده مانند يك سال زمان ارزش دارد. ضمن اينكه اينترنت و كامپيوتر هم بلد نيستم و تابحال در اينترنت نرفته ام يا چيزي تايپ نكرده ام. بعد، اينها همه يعني مشهور شدن و معروفيت كه اين با هيچ چيز زندگي ام همخواني ندارد.

�شهرت زندانيست كه در آن هر كه تو را مي‏شناسد زندانبان توست و معروفيت معركه ايست كه اكثر معركه‏گيران را به درك برده است.�

7.      …

8.      بعضي از رفتارهاي سازمان يافته يا جريانهاي وارداتي هدفشان بر ناكارآمد نشان دادن نظام متمركز است . از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين وحشت در سطح منطقه و حتي در سطح جهان وجود داشته است كه اگر الگوي موفق نظام اسلامي به منطقه و دنيا عرضه شود ، مي تواند الگوهاي ديگر را زير سوال ببرد و ضعف آنها را نشان بدهد . به همين دليل ، ناكارآمد نشان دادن نظام يا ضعيف نشان دادن روحانيت يكي از شوم ترين توطئه هايي بوده كه از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تا امروز نظام ما را تهديد مي كند. به نظر خودتان آيا شما ناخواسته گاهي در اين مسير نيفتاده ايد؟

به نظر خودم خير چون نه چنين قصد و نيتي وجود داشته نه برنامه اش و نه سعي و تلاش در مسير آن . در ثاني ، اين جوانان و مردم هم جزئي از اين ملت هستند. پس موفقيت آنها يا جذابيت ايده هايشان ، موفقيت همه مردم و كشور است …

كسيكه دوستِ جنگل است ، نمي تواند دشمن درخت باشد. مثل روسي

9.      فكر مي‌كنيد درباره كسي اين حجم از شايعات ضد و نقيض وجود داشته باشد كه درباره شما هست؟ دليل اين همه شايعات ضد و نقيض را در چه چيزي مي‌دانيد؟

يک دليل مهمش علاقه و عادت انسان به شايعه سازي و قضاوت شتابزده است. وقتي مغز از تفکر، تحليل، نشانه شناسي و کشف حقيقت باز مي‌ايستد و دچار سستي و راحت طلبي مي‌شود به شايعه، تحريف و قضاوت شتابزده متمايل مي‌شود. هر نتيجۀ آماده‌اي چه درست باشد چه اشتباه، ظاهراً انسان را از کشف نتايج معاف مي‌کند.

تحريف، جعل، شايعه و قضاوتهاي هيجان زده هم از جمله فکرهاي آماده‌اند که اگر شخص به آن بچسبد، ذهن خود را از زحمت تفکر و تحقيق و کشف بازمي دارد.

10.  شايعاتي که دربارۀ شما گفته مي‌شود شايعات دَرهم است. از کارها و خاطره‌هاي فوق بشري مردم در بارۀ شما تا منفي ترين شايعه ها. فکر مي‌کنم در بارۀ شايعه‌هاي به نفع خودتان زياد به شما خبر رسيده باشد. آيا در بارۀ شايعه‌هاي ناخوشايند هم به همان اندازه در جريان هستيد؟

شايعۀ به نفع و شايعۀ به ضرر نداريم. دروغ به هيچ کس نمي تواند سودي برساند. بنابراين همۀ اين شايعه‌ها ضرر رسان بوده‌اند اما در بارۀ شايعات به قول شما منفي هم خبرهاي زيادي هر روز مي‌رسد. مثل سال 82 که شما فهرست گفتيد، حالا من هم فهرست اين شايعه‌ها را بگويم: ما آزمايشگاههاي مخصوص ژنتيکي داريم و بطور سري دست به تکثير انساني مي‌زنيم. گفتند اين مطلب در چند سايت معتبر هم آمده است. البته در آنجا اضافه شده که ما اينکار را علاوه بر ايران در کشورهاي مختلفي انجام مي‌دهيم و اين هم يک طرح صهيونيستي است! گفتند ما با همكاري بيگانگان شبها روي آسمان شهرها اشياء نوراني مي‌فرستيم. ما دختران و پسران را جمع مي‌کنيم و آنها را اجبار مي‌کنيم که کارگاههاي تفکري و جلسات سخنراني و مانند آنها را شبها برگزار کنند. ما در جلساتمان به حاضرين مي‌گوييم که نبايد حجاب را رعايت کنند و بايد حجاب خود را بردارند. ما از مردم براي شرکت در جلسات پول مي‌گيريم. ما کليساها، مسجدها، کنيسه‌ها و بقيۀ معابد را خراب کرده ايم يا داريم خراب مي‌کنيم. هر کس مخالف ما باشد به نحو مرموزي او را از زندگي مي‌اندازيم. من چند صد زن دارم و لابد چند ده هزار هم بچه دارم.

خوب. آيا اين حرفها اصلاً نيازي به موضع گيري دارند؟ اين حرفها آنقدر نامتعادل و ناهنجار و نامعقول‌اند که براي ردّ خودشان، خودشان کفايت مي‌کنند. اگر هم تدبيري بشود تا خودشان رد کنندۀ خودشان نباشند، اکثريت مردمي که از نزديک در اين سالها در دوره‌ها حضور داشته‌اند و تجربه کرده‌اند و شاهد بوده اند، آنها را رد مي‌کنند. دهها هزار شاهد، و دهها نشانه و سند بر دروغ بودن اين حرفها دلالت دارند.

يک بار بحثي بود در بارۀ معجزات بزرگان. شخص دروغگويي آنجا بود که تعريف مي‌کرد به يک امام زاده رفته و مردي را در آنجا ديده که داشته گريه مي‌کرده و از خدا طلب فرزند داشته. طي همان ساعات اين شخص به قول خودش ديده که اين مرد باردار شده، شکمش بزرگ شده و همانجا زايمان کرده. بعد از اين تعريف کسي به او نگفت که دروغ مي‌گويد بلکه سوالات بعدي اين بود که اسمش را چه گذاشت؟ دختر بود يا پسر؟ شايعاتي که در اين سالها در بارۀ خودمان شنيده ايم واقعاً تا اين حد از هجويات و اباطيل بوده اند. من هرگز نگفته ام که خوب هستم اما در مورد شايعاتي که در بارۀ خودم شنيده ام آنها را جعل‌ها و دروغ‌هاي بزرگي مي‌دانم که روي سر آنها بجاي مو، شاخ روييده است. اين دروغها آنقدر ناهنجار است که کسي بگويد بره‌اي را ديده که هر روز چهل گرگ و چهل ببر و چهل فيل را بريان مي‌کند و يکجا مي‌بلعد.

11.  سوال كننده دوم: همۀ کساني که براي شما کار مي‌کنند رايگان کار مي‌کنند. چطور اين همه آدم را قانع کرده ايد که رايگان کار کنند؟ فکر کنم افراد فعالي که پيرامون شما هستند بيشتر از سه چهار هزار نفر باشند.

تعداد اطرافيان و نزديکان را نمي دانم و اينها هم براي شخص من کار نمي کنند. اگر بکنند اين اشتباه محض است. هم من و هم اينها همه براي خدا کار کرده و مي‌کنيم. ما همه خدمتگزار خدا هستيم. من هم کسي را قانع نکرده ام بلکه آنهايي که فعالند تلاش زيادي کرده‌اند که به اين نقطه از فعاليت برسند. بعضي‌ها سالهاست که دارند پيگيري مي‌کنند تا بلکه يکي از اين کارهاي ظاهراً رايگان و بدون حقوق را انجام دهند و وقتي انجام مي‌دهند گاهي همۀ شبانه روز خود را صرف آن مي‌کنند. اين چه سود شخصي براي من دارد که به يک نفر يک طرح تحقيقاتي واگذار شود و او آموزش ببيند که محقق و نويسنده و مدرس شود و بعد هم برود کتابش را به اسم خودش چاپ کند.

12.  سوال كننده دوم: اما در دنياي امروز و حتي در گذشته هم مبحثي به عنوان کار رايگان که تازه شما مي‌گوييد براي آن بايد هزينه هم بدهند، نيست. اگر سرمايه دارها و کارخانه دارها اين حرف شما را بشنوند از خوشحالي پر درمي آورند. تنها جوابي که مي‌ماند افسون شدگي و سحر شدن اين آدم هاست. چطور بعضي از کساني که عملاً خدمتگزار شما هستند و کارهاي شخصي شما را انجام مي‌دهند دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و نويسنده و داراي مشاغل اجتماعي خاص هستند. مثلاً همين آقاي مهندس نمكيان و خانم دكتر كي نژاد كه به پرنده‌هاي شما مي‌رسند استاد دانشگاه است يا آن خانم دكتر يكي از شخصيتهاي علمي كشور در زمينه ژنتيك است يا آقاي…

اين چند نفري كه به اين خانه رفت و آمد مي‌كنند يا بقيه دوستان، خدمتکار من نيستند چون عملاً من خدمتکار آنها هستم. آنها دائماً سوال مي‌پرسند و جواب مي‌گيرند، طرح‌هاي تحقيقاتي شان را جلو مي‌برند، روي نظريات جديد و متفاوت کار مي‌کنند و در همۀ اين مدت اين منم که در خدمتم. ‌اي کاش کسي مي‌بود که جواب سوالات مرا مي‌داد؛ من براي او هر كاري مي‌كردم. البته اينها هم كه در اينجا مستقيماً با هم در ارتباطيم چند نفري بيشتر نيستند نه چند هزار نفر. اگر من بدانم كه به بهانه آشپز شما شدن به جواب سوالاتم مي‌رسم امكان ندارد شما را رها كنم.

13.  …

 www.ostad-iliya.org

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

چهل و پنجمین تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا رام الله

آرماگدون 4

 

 

این تهاجم، مدت کوتاهی بعد از تهاجم سازمان تبلیغات اسلامی، در نمایشگاه بین المللی جنگ نرم انجام شده و در قالب فیلمی به نام آرماگدون 4 (نبرد آخر زمان؛ نبرد جهانی و نهایی خیر و شر از دیدگاه مسیحیان و یهودیان) صورت می گیرد.

این فیلم با تخریب و دروغگویی صریح دربارۀ استاد ایلیا آغاز شده و بعد از استاد ایلیا به پائولوکوئیلو می پردازد. در دهها کتاب و مقاله ای که طی سالهای اخیر با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و روحانیت تندرو قم منتشر شده است، طبق یک استراتژی مشخص، غالباً استاد ایلیا در مقایسه با دالایی لاما، لوتر، راما کریشنا و حتی مثال های متناقضی نظیر مارکس قرار گرفته است اما در فیلم آرماگدون 4 تلاش شده است تا استاد ایلیا از طریق مقایسه با پائولو کوئیلو به صحیونیزم بين الملل! پیوند بخورد؛ چیزی که بعضی از مسئولین جمهوری اسلامی ایران از آن با عنوان ارتش ایلیایی (ارتش سینایی) یاد می کنند.

در فیلم آرماگدون 4، دربارۀ پائولوکوئیلو معلم و نویسندۀ مشهور جهانی گفته می شود که او فاسدالاخلاق بوده، شیطان پرست است، صحیونیست و معتاد است و … در این میان، فیلم به شیمون پرز (نخست وزیر سابق اسرائیل و رئیس جمهور فعلی اسرائیل و از بنیانگذاران صحیونیزم جدید) و جنبش هاي بين المللي راجنيشيزم و اکنکار هم می پردازد. در صحنه اي از فيلم شیمون پرز از پائولو کوئیلو تشکر می کند و همین بعنوان سند صحیونیست بودن پائولو کوئیلو به بیننده عرضه می شود!

بعد از آن، طراحان مجموعه سعی کرده اند با اضافه کردن قسمتی دربارۀ شیطان پرستی (بعنوان شاخص ترین جنبۀ یهودیت!! اولین دین رسمی خداپرستی و یگانه پرستی) ذهن بینندگان را به سمت و سوی پروژۀ مورد نظر خود سوق دهند. در این قسمت، فیلم تأکید دارد که رؤسای جمهور آمریکا (و من جمله بوش و اوباما) وزیر امور خارجه آن، رؤسای جمهور اروپا و حتی پاپ (رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک جهان) شیطان پرست!!! می باشند.

از دیگر نکات جالب فیلم آرماگدون 4 (آنارشیست معنوی) آن است که متن سناریویی که دربارۀ استاد ایلیا بیان می شود، همان متن معروفی است که دو سال قبل، با حمایت روزنامۀ جمهوری اسلامی ایران و كيهان به سایر حوزه های رسانه ای منعکس شده بود و نویسندۀ این چند جمله که تراکم دروغ های آن، انسان را به تعجبي عميق وامي دارد، معروف ترین بازجوی دایره مذاهب (بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب) است که اکثر رسانه ها و شخصیتهای مطرح فکری با روش های دروغگویی و تحریف تیم بازجویی او آشنایی دارند.

گفتنی است کتاب «و نه راه گمراهان» که پیش از این توسط اعضایی از انجمن متفکران و محققان ایران (ام و ما) نوشته شده است، با استناد به اسناد معتبر و شواهد زنده نشان می دهد که طی چهار پنج سال گذشته دایره مذاهب بیش از 720 دروغ و تحریف دربارۀ استاد ایلیا از رسانه های مختلف منتشر کرده است؛ در این کتاب اسناد و شواهد و دلایل این 720 دروغ، به روشنی بیان شده است. قابل ذکر است که فیلم آرماگدون 4، چهار مرتبه از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. مهمترین و بزرگترین ادعایی که در این فیلم مطرح شده این است که استاد ایلیا در گذشته ادعای خدایی کرده است؛ ادعایی که همراه با سایر شایعات، دهها مرتبه در سخنرانی های بزرگ و کوچک و آخرین بار در سخنرانی سالن افراسیابی (استادیوم شیرودی) توسط خود استاد مردود اعلام شد. لازم به توضيح است که در حال حاضر استاد ایلیا، آزاد بوده و بعنوان مسئول انجمن متفکران و محققان ایران، به آموزش و تربیت مدرسان تفکر متعالی و نظريه هاي بنيادي اشتغال دارد.

دکتر پریس کی نژاد

عضو مرکزی انجمن متفکران و محققان ایران

عضو تحریریۀ نشریات تخصصی تفکر و مدیریت در ایران

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

سوال كليد تفكر

 – سؤال كليد تفكر است و تفكر كليديست از كليدهاى دانايى. پس سؤال كن تا بدانى و به خوبى بپرس تا به خوبى پاسخ بگيرى.

 – براى آنكه مي ‏خواهد در تفكر تبحر يابد ابتدا اين تمرينات را توصيه مي‏كنم:
سؤال‏سازى پيرامون موضوعات مختلف
سؤال‏سازى در انواع تفكر
تجزيه و تركيب سؤالات و يافتن سؤالات برآيندى
دسته ‏بندى و طبقه ‏بندى سؤالات
يافتن سؤالات كليدى كه مهمترين و راهگشاترين سؤالات‏ اند
تبديل موانع و مشكلات به سؤالات
سؤالات متناسب با شرايط زمانى و مكانى
تغيير شكل مسائل و بيان آن به شكلهاى ديگر
سؤال‏سازى نزولى و تصاعدى
(…)

– براى عبور از يك مسئله بايد از درهاى باز يا بازشدنى آن وارد شد والا عبور ميسر نيست.

– گفته ‏اند سؤال نيمى از دانستن است. لكن همه سؤالات از جنس كلمات نيستند و امكان بروز آنها تنها اين نيست.

– براى به كنترل درآوردن بشناس و براى دانستن بپرس.

– انواع روش‏هاى تفكر روش‏هاى گوناگونى براى طرح سؤال‏اند پس با آموختن طرق سؤال كردن، انواع روش تفكر را آموخته‏ايد.

– بعضى سؤالات را دور بينداز و بعضى را نزديك بينداز و اندكى را نگه‏دار و به جايى نينداز.

– در برخورد با موضوعات سؤال ‏برانگيز سؤال كنيد. در اين هنگام هر سؤالى را نپرسيد بلكه مؤثرترين و راهبردى‏ترين سؤالات را مطرح كنيد. تاريكي ‏هايى را روشن كنيد كه ضروريست و الا تاريكى كم نيست. ابهامات و موانعى را به سؤال تبديل كنيد كه پيش روى شماست و حركت هماهنگ شما را متوقف ساخته. به سؤالاتى بپردازيد كه براى عبور كردن كليدى است زيرا سؤالات فراوانند چون ناشناخته‏ ها نامحدوداند.

– نشانه متفكر زياد پرسيدن نيست، خوب پرسيدن است و از اولين علائم خوبى، هماهنگى است.

– بيش از حد ظرفيت پاسخگويى، خود را با سؤالات زيادى درگير نكنيد. مبارزى كه با حريفانى بيش از توانش جدال مي ‏كند، چاره‏اى جز شكست ندارد.

– تفكر يكى از روش‏هاى پاسخ دادن به سؤالات است. بعضى از سؤالات خود جواب‏اند و بعضى از جواب‏ها تنها از طرق غيرمستقيم عرضه ‏شدني ‏اند.

– سؤالات زيادى در ارتباط با شما و ارتباط شما با جهان وجود دارد كه پرداختن به همه آنها در زندگى بسيار بعيد است پس مهمترين سؤالات را بيابيد و براى يافتن پاسخ آنها تلاش كنيد.

– هر سؤالى كه اول پرسيده شد الزاماً اول پاسخ نمى‏گيرد حتى بعضى از سؤالات بى‏آنكه طرح شوند پاسخ مي ‏يابند.

– فرض كن در غارى هستى و مى ‏خواهى از آن خارج شوى. چندين دالان تاريك وجود دارد كه يكى از آنها، به بيرون راه دارد. بعضى به پايين كوه و زيرِ زمين و بعضى به بالاى كوه و نواحى ديگر راه دارند. براى خروج از غار بايد از آن يك دالان رفت. رفتن از دالانهاى ديگر رسيدن به نتيجه ديگرى غير از قصد تو است. پس سؤالى بپرس كه به هدف بزند و نه چيزهاى ديگر.
بيهوده پرسيدن بدتر از نپرسيدن است.

– اگر با يك سؤال به نتيجه نرسيدى شايد با چند سؤال به نتيجه برسى عكس اين هم مي ‏تواند درست باشد. همچنين اگر با يك شكل پرسيدن جواب نمى‏آيد شايد با تغيير شكل آن پاسخ حاصل شود.

– حركت ‏ات را از جايى شروع كن كه ديگران تمام كرده‏اند و در تفكر به آنچه كاملاً روشن است نپرداز.

– همانطور كه يك حركت بزرگ از هزار حركت كوچك و پراكنده بهتر است يك سؤال بزرگ نيز بر سؤالات جزئى و آشفته ارجح است.

– وقتى به جواب مي ‏رسى كه سؤال به تو رسيده باشد نه رسانده باشند زيرا هر سؤالى از امكان وجودىِ يافتن جواب برخوردار است.

– سؤال را از همان جايى بياور كه نمي دانى. چيزى را بپرس كه نمى‏دانى و لازم است بدانى و اگر ندانى از زندگى ‏ات كاسته مى‏شود.

– …

«برگرفته از مكتوبات»

منبع:  کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تصمیم گیری سیستماتیک


فرم هفت دهم از روش ده انگشتی

انتخاب و تصميم گيري يكي از ساده ترين و در عين حال پيچيده ترين كارهاست. سادگي آن زماني است كه فقط بخواهيم تصميم بگيريم و اثرات و پيامد هاي آن از نظر ما مهم نباشد . همچنين تصميمي كه متضمن رسيدن به نتيجه ي مطلوب و حصول موفقيت نباشد. در چنين شرايطي مي توانيم در هر لحظه يك تصميم و در يك روز هزاران تصميم بگيريم. اما وقتي كه ضرورت انتخاب درست ، تصميم هماهنگ ، تحقق شرايط مطلوب و نتيجه ي موفق به ميان مي آيد به تناسب اين ضرورت ، ممكن است روند تصميم گيري پيچيده تر و دقيق تر شود …

علي رغم خطرات زيادي كه تصميم گيري و انتخاب ممكن است به دنبال داشته باشد ، براي زندگي در اين جهان ما ناگزير از آن هستيم و حالا كه تصميم گرفتن اجتناب ناپذير مي باشد ، ضروري است كه با بهترين روش ممكن به آن بپردازيم. يكي از عملي ترين و كاربردي ترين متد هاي تصميم گيري سيستماتيك روش ده انگشتي مي باشد كه مطابق بيان دوم ايليا « ميم» به آن هفت دهم گفته مي شود .

آنچه در اينجا به عنوان فرم هفت دهم مي آيد در واقع برداشتي از روش ده انگشتي است . در مشروح اين روش ، شاخه ها و نكات فرعي زيادي وجود دارد كه در اين خلاصه نيامده است .

  1. تعريف هدف : هدف چيست و داراي چه مشخصاتي است ؟

( يا ) قصد هاي من از اين تصميم گيري چيست ؟

( يا وضعيت مطلوب مورد نظرم كدام است ؟

  1. شناخت مسئله ( موضوع تصميم گيري ) چيست ؟ و چه ابعاد و زوايايي دارد ؟

در اينجا به ترسيم واضح صورت مسئله مي پردازيد و ابهاماتي را كه پيراموني آن وجود دارد ، روشن مي كنيد. « خوب پرسيدن نيمي از دانستن است » بنابراين بايد مسئله را به خوبي و به وضوح مطرح كنيد تا رسيدن به جواب آسان تر شود. مسئله را به شكل هاي مختلفي مي توانيد مطرح كنيد. گاهي همين كار ، به وضوح بيشتر منجر مي گردد. در مواقعي هم لازم است مسئله را خرد ، يا آن را با يك مسئله ي بزرگ تر تلفيق كنيد .

زماني اقدام به تصميم گيري و حل مسئله كنيد كه شرايط آن تا حدي كه كفايت مي كند برقرار باشد. مثلاً اطلاعات ضروري پيرامون موضوع را در اختيار داشته باشيد .

  1. حدس زني راه حل ها ( گزينه يابي ) : ( براي حل مسئله ) چه كارهايي مي توانم بكنم ؟

( يا )  راه حل هاي ممكن و احتمالي كدام است ؟

 غالباً افراد در برخورد با راه حل ها به اولين چيزي كه به ذهن شان مي آيد عمل مي كنند. در بسياري از مواقع اولين چيزي كه به ذهن مي آيد سطحي ، شرطي شده ، القايي ( از جامعه ) و خالي از دورانديشي است بنابراين در اين مرحله بجاي انتخاب قوري يك راه حل ، حداكثر امكانات ديگر را جستجو و معلوم كنيد. هر ايده اي را كه ممكن است ( هر چند بااحتمالي ضعيف ) راه حل مسئله شما باشد يا به حل آن كمك كند ، مشخص نماييد . حتي اگر راه حل هايي مسخره و خنده دار اما نسبتاً عملي به ذهن تان مي رسد ، در فهرست قرار دهيد. در اين مرحله ، از خلاقيت خود حداكثر بهره برداري را داشته باشيد [2]بدون آن كه گزينه هاي احتمالي را مورد بررسي دقيق قرار دهيد ، هر ايده اي را كه ممكن است جوابي در آن باشد ، ليست كنيد.

  1. انتخاب بهترين راه : بهترين راه حل كدام است ؟

حالا به ارزيابي كلي ايده ها بپردازيد . درباره ي هر ايده ، جنبه هاي مثبت و منفي آن را ببينيد. مي توانيد اين كار را با سؤال چرا بله ( و ) چرا نه انجام دهيد.

گزينه ها را با توجه به هدف و وضعيت مطلوب مورد نظر خود محك بزنيد. ببينيد با شرايط شما و آنچه مي خواهيد ، تا چه حدي همخواني و تناسب دارند و اين بررسي كلي و اوليه را نسبتاً سريع انجام دهيد و متناسب ترين و بهترين راه حل را انتخاب كنيد.

  1. بررسي بهترين راه حل : آيا اين بهترين راه حل است ؟

( يا ) چرا اين كار را انجام دهم و چرا نه ؟

( يا ) چرا بله و چرا نه ؟

در اين ارزيابي اختصاصي كه مشروح تر و دقيق تر از بررسي كلي گزينه ها مي باشد ، پيامد هاي مثبت و منفي راه حل انتخابي را معلوم كنيد. اگر توانستيد تدابير لازم را براي جبران پيامد هاي منفي احتمالي ، اتخاذ كنيد يا آن كه اين پيامد هاي منفي را تا حدي كه ارزشش را داشته باشد ، پذيرفتيد ، به مرحله ي بعدي وارد مي شويد ، در غير اين صورت دوباره به ساير گزينه هاي ممكن ( مربوط به مرحله ي قبل ) مي انديشيد با اين قصد كه يا از تلفيق آن ها با راه حل انتخابي بهره ببريد يا راه حل ديگري را انتخاب كنيد .

  1. بازنگري هوشمندانه : آيا روند طي شده هوشمندانه و واقع بينانه است ؟

( يا ) آيا كار ( انتخاب ها و بررسي ها … ) به درستي انجام شد ؟

( يا ) بر سير مراحل كار چه نقض هايي وارد است ؟

در صورت عدم اطمينان كافي از وجود عنصر هوشياري ( كه واقع بيني نيز يكي از اين ويژگي هاي آن است ) در روند مراحل طي شده ، لازم است حداقل يكبار به بازبيني و كنترل سير كاري انجام شده ، بپردازيد و آن را با هوشمندي و واقع بيني از نظر بگذرانيد . بايد مطمئن شويد كه عبور مراحل مذكور درست بوده و طي آن اشتباهي صورت نگرفته است .

  1. مشورت نهايي : از ديدگاه تو ، تصميم من چطور است ؟

مشورت انديشي يكي از شاخه هاي تفكر متعالي است كه به شاخه هاي فرعي متعددي تقسيم مي شود . اين مشورت مي تواند دروني يا بيروني باشد . همچنين طرف مشورت مي تواند يك فرد يا افرادي معلوم يا چيز هاي ديگري باشد. در تفكر متعالي ، قلب و روح ، جسم و جهان ، سرنوشت و آينده ، تاريخ و گذشته ، نابودي و مرگ ، ارواح و نور ها ، زمين و آسمان ، علائم و نشانه ها و حتي حيوانات و طبيعت مي توانند مورد مشورت قرار گيرند . براي اين كار روش هايي وجود دارد كه شرح آن خارج از اين مبحث است. اما عملي ترين و آسان ترين شكل مشورت ، مشورت با مشاوران صلاحيت دار است . چنين افرادي مي بايست داراي علائم معلومي باشند كه از جمله ضروري ترين آن ها مي توان به دانايي و تجربه ي بيش تر ( در موضوع ) عدم غرض ورزي و داشتن حس نيت و قابل اعتماد بودن اشاره كرد. بعد از مشورت و تثبيت بهترين راه حل ، مي بايست به طراحي برنامه و انتخاب بهترين روش اجرا ذست بزنيد . در درس هاي بعدي به موضوع مشورت و برنامه ريزي نيز مي پردازيم .

 منبع:  کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

درباره تصمیم گیری

در تصمیم گیری می توانید تصمیم ها را گیر بیاندازید، یعنی تصمیم �گیری� کنید.تصمیماتی گرفته شده وجود دارد که تنها لازم است آنها را صید کنید.یا آن که تصمیمات را بسازید و تصمیم سازی کنید. در شرایطی بهتراست تا جهان، زندگی و سرنوشت برایتان تصمیم بگیرد و شما صرفاً تصمیمات را بیابید و این تصمیم یابی است. و گاهی لازم است خود موضوعات، تصمیم، را اعلام نمایند که آن تصمیم بینی است… اما در اغلب مواقع مردم دچار تصمیم داری هستند. از پیش تصمیم خود را گرفته اند و قضاوت خود را کرده اند گویی از همه چیز باخبرند و اسرار را در نگاه خود دارند. تصمیماتی که اکثراً می گیرند غالباً سطحی، عجولانه و هیجان زده است و تهی از آگاهی لازم و کافیست. بنابراین به نتایجی آشفته و ناهماهنگ و عمدتاً مخرب منجر می شود.

گاهی با ایده های کم و بیش روشن برخورد می کنید و می ماند بررسی و انتخاب یک ایده، ولی گاهی لازم است تو ایده را بیاوری و چیزی در معرض دید تو نیست. که این ها از دو مسیر می روند.

در روند انتخاب مراقب خوش بینی و بد بینی و وهم بینی باشید و از وجود عنصر واقع بینی در سراسر روند آن اطمینان حاصل کنید.

در اکثر مواردی یک تصمیم بزرگ از بسیاری تصمیمات کوچک خوب تر است اما در مواردی لازم است یک تصمیم بزرگ را از طریق تصمیمات کوچک تر اتخاذ نمود و در مواردی تصمیم نگرفتن، خود بهترین تصمیم ممکن است چون نیازی که پاسخش تصمیم گیری است دارای پاسخ های دیگری نیز می تواند باشد. پس تا شرایط تصمیم گیری و قضاوت فراهم نشده به آن اقدام نکنید و نیز اگر ضرورتی در آن نیست، صرف نظر کنید.

ابتدا بر پایه محکمات و مسلمات و آنچه کاملاً آشکار است انتخاب کن و سپس بر مبنای اسرار، و آنچه نا آشکار است و نیمه آشکار، این روش خردمندانه زیستن در زمین است.

امور از انواع گوناگون اند بنابراین برای موضع گیری متناسب، باید با هر دسته از امور همجنس، به نوعی برخورد کرد و از همین است که ضرورت شیوه های گوناگون انتخاب بوجود می آید.

برای انتخاب هماهنگ گاهی تفکر لازم است آنهم به شیوه های متناسب با موضوع و شرایط گاهی به سکوت رفتن راه گشاست و گاه مراجعه به رویاها. زمانی تنها قلب است که می تواند پاسخ ات دهد و ایمانت تو را می رهاند و زمان دیگر از راه های دیگر.

اما باید کار را از جایی شروع کرد و آن جای مطمئن و امن و ایمن، ایمان است که آمین روح الامین و ام الامر به آنست…

و بعد از ایمان و تکیه به قلب، به نور عقل وآن روشنایی که در ذهن می آید، انتخاب کنید. پس بر خلاف قلب و ایمانتان که خلاف روح است تصمیم نگیرید و قضاوت نکنید.

از آنچه قلبت را می لرزاند و منقبض و گرفته می کند به شدت پرهیز کن. این وصیت آدم بود به فرزندش. اگر آدم به ترس و تردیدی که به درونش راه یافت، به خوبی توجه می کرد هرگز از عمق حضور خداوند رانده نمی شد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم جلد دوم) – اثر ایلیا میم

منبع: کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تفاوت تفکر انکارگرا و حقیقت گرا(تفکر متعالی)

تفکر متعالی روبه بالاست. جهتش صعود است. بر اساس حضور الهی و برای آن است و نه در جهت تخریب بالا و آنچه در بالا و از بالاست. حقایق بالایی و باطنی و غیب را می پذیرد و برای انکار آن نمی کوشد بلکه به پذیرش آن سعی دارد.

این (تفکرمتعالی) می گوید تفکر به تنهایی یکی از راه هاست و آن می گوید همه راه ها تفکر است.
این تفکر را نوعی هنر می داند و آن هنر را نوعی تفکر. این نرم است، انعطاف پذیر است و رقصندگی؛ مبارزه ای عاشقانه است و کامل اندیشی هنرمندانه
آن در تلاش است تا به نیازهای نفسانی انسان پاسخ دهد و این می کوشد تا پاسخگوی نفس نیازها باشد.
این باطن گراست به اسرار می رود و حقیقت ناشناختنی را می جوید و آن ظاهرگراست فعالیتش در جهت اسرار زدایی و انکار حقیقت ناشناختنی است. آن در جستجوی واقعیت هاست نه حقیقت زنده و حاضر.
این به ظاهر و باطن توجه دارد و اگر باطن گراست ظاهرگرا نیز هست و آن متوجه ظاهر است واگر به ظاهر باطن گراست، در واقع به باطن ظاهرگراست.
بنیاد این ایمان به (هستی) بی نهایت است وآن نمی تواند قائل به بی نهایت باشد چون بی نهایت هر چیزی را در خود می بلعد حتی آن را.
این می گوید دانستن پرخطر است و آن می گوید دانستگی خوشبختی است. تفکر لازم است اما کافی نیست و آن می گوید تفکر شرط لازم و کافی است.
این می گوید با تفکر بعضی از مسائل را می توان حل کرد و از بعضی حوزه ها عبور کرد و آن می گوید، تفکر حلال همه مسائل است وبا آن گذر کامل شدنی است.
این می گوید اصل، روح تفکر است و آن می گوید مهارت در تفکر.
این انسان را هستی شکل پذیر و تبدیل شدنی می داند و آن شبیه به یک ماشین انسان را می نگرد.
آن بر حافظه تاکید می کند و بزرگ ساختن انبارها لکن تأکید این بر کشف است که ندانی تا کشف نکنی.
این می گوید هدف حل مسائل نیست وآن مهم ترین چیز را حل مسائل می داند.
در این اخلاق از ارکان تفکراست و آن علم اخلاق را چیزی جداگانه و گاه بی ارتباط می پندارد.
این بر کامل اندیشی تأکید دارد و آن براندیشه. پس این توصیه می کند که قضاوت زود است، دیر باید به قضاوت نشست واگر باید پس به نرمی و آهستگی شایسته است و آن فریاد می زند قضاوت؛ قضاوت پی در پی را می خواهد، هر لحظه اگر نه عقب مانده ای.
این معلم را برای آموختن حیاتی می داند و آن اعتقاد دارد که مهم، مواد آموزش است وآموزگار ضروری نیست.
این تفکر را مهم نمی داند، عشق را و معشوق را و معبود را مهم دانسته و تفکر را یکی از راه های عشق ورزی و عشق بازی با معبود؛ و برای آن، این حرف ها مضحک و خرافات بی اعتبار است.
این می گوید تفکر یکی از قوای روح است و آن روح را نپذیرفته و تفکر را اساسی ترین و برترین قابلیت انسان می داند.
این تفکر را عنصری از راه تعالی می داند و آن کل راه تعالی.
این آمیخته به ایمان است و آن ایمان را ضد تفکر می داند و بردوری از آن تأکید می کند.
این زنده است چون از روح زنده است و در جهت قصدهای او، و آن مرده است چون قائل به روح زنده نیست.
آن نزدیک بین و جزءنگر است پس خودبینی حاکم بر آن، اجتناب پذیر است.
آن به دنبال راحتی نفس بشر است و این به راحتی روح می اندیشد.
آن خواهان گسترش گفتگوها و حرف هاست و این در صدد پایان گفتگوها و جهش از حرف ها. پس این به سکوت می رود و آن به گفتگوی بیشتر.
آن می گوید زنده باد من و این می گوید زنده باد او در من و در همه.
آن می گوید باید بر همه چیز حاکم شود و این می گوید باید به حاکم همه چیز تسلیم شد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم جلد دوم) – اثر ایلیا میم

منبع: کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

ایلیا , ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین, پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله,راماله,رام اله, ایلیا رام اله, ایلیارام اله, درباره پیمان فتاحی, درباره جمعیت الیاسین, ال یاسین,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تفكر ظاهرگرا و باطن گرا XZY

تفكر متعالى شامل دو جريان باطن‏گرا و ظاهرگراست كه از تلفيق اين دو، تفكر متعالى حاصل مى‏شود. جريان ظاهرگرا براساس واقعيتهاى محسوس و قابل تشخيص حركت مى‏كند در حاليكه اتكاء اصلى تفكر باطن‏گرا بر اسرار و ناشناخته‏ها مى‏باشد. منطقى است كه براى حل مسائل ظاهرى لازم است از تفكر ظاهرگرا و براى حل مسائل باطنى از تفكر باطن‏گرا استفاده شود. اما در صورتى كه بخواهيم الزاماً به بهترين شيوه ممكن عمل نماييم مى‏بايست اين دو جريان را توأماً بكار ببريم كه اصطلاحاً روش Z خوانده مى‏شود. از تفكر متعالى با عنوان xyZ (ايكس واى ضد) هم نام برده شده كه در آن،  xنماد جريان اسرارگرا، y نماد واقعيت‏گرايى و Z به معنى كليت تفكر متعالى (نقطه توافق و تعادل ظاهر و باطن، در بردارنده و كامل‏كننده هر دو) مى‏باشد. طرز صحيح نوشتن اين تركيب xZy است.

 در اينجا به مقايسه اين دو جريان فكرى مى‏پردازيم.

 × تفكر باطن گرا

 1 – سعى در مفهوم‏يابى و برخورد با اسرار دارد.

 2- كاهش جريان فكر و افزايش حيرت و سكوت و خاموشى

 3- سعى در افزايش تماس با مجهولات

 4- معنى‏گرا و فرمول‏شكن

 5- مايل به چيستى و كيستى

 6- بيشتر فردى و اختصاصى است تا اجتماعى

 7- به نيازهاى معنوى-مادى انسان توجه مى‏كند.

 8- تا حد زيادى نامشخص، كم‏قاعده، پيش‏بينى‏ناپذير و ابهام‏پذير

 9- كاهش نظم و ايمنى ظاهرى و كاذب

 10- پيچيده است و به پيچيدگى گرايش دارد.

 11- به آنچه كه نمى‏داند (اما مى‏داند كه هست) اتكا دارد.

 – …

 × تفكر ظاهرگرا

 1- براى دانستن بيشتر و حذف مجهولات تلاش مى‏كند.

 2- افزايش جريان فكر و گفتگوى درونى

 3- سعى در كاهش ناشناخته‏ها و ندانسته‏ها

 4- ساختارگرا و فرمول‏ساز

 5- علاقمند به چه چيزى و چگونه

 6- بيشتر در ارتباط با اجتماع و زندگى اجتماعى انسان است.

 7- پاسخگوى نيازهاى مادى-معنوى انسان است.

 8- تا حد زيادى مشخص، تعريف شده، قاعده‏مند، پيش‏بينى‏پذير و كم‏ابهام.

 9- افزايش نظم و ايمنى ظاهرى و كاذب

 10- ساده است و براى ساده‏تر شدن تلاش مى‏كند.

 11- به آنچه مى‏داند (و در دسترس است) تكيه دارد.

 – …

منبع: کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

ایلیا , ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین, پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله,راماله,رام اله, ایلیا رام اله, ایلیارام اله, درباره پیمان فتاحی, درباره جمعیت الیاسین, ال یاسین,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: