Posts Tagged With: بی بی سی

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا میم-به نقل از شاگردان

بنام حقیقت

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا

حکاکی, رویا,بزرگ , آموزه,هنر ,رویابینی, الاهیسم, رویاها, زندگی, عالم, رویا ,عالم رویا, پیکر ,زندگی, حکاکی کردن, نقاشی , جسم, اشیا, مواجه , کار, ماندگار, ساختن , آسمان, فرستاده , ببینیم , وفادار, تردید, تزلزل, خداوند, پایان ,داستان ,زندگی, نشان , ضعف ,تاریکی , نگاه , ایمان , داستان زندگی , بدنتان, بزنید ,نقش , تصاویر, مضحک هیجانی، سرنوشت خود , دریافت , جهش , زندگی , جسم,نظر خداوند, چیست, بدن , حکاکی کنید,حکاکی رویاها, هزاران, تعلیم, ایلیا, 20 سال, همواره, مطرح ,تعلیمی ,کهن, قدمت , هزاران سال ,سوالات, کدام ,رویایمان, مرد, زن, پسر , دختر, پیر ,و جوان , کودک, استاد ایلیا , دزدی, اخیر, دایره مذاهب اطلاعات,ماهها , بی بی سی , رسانه , آزاد , افراد حقیقی ,اعلام , سپاه سایبری ,جمهوری اسلامی ,ایران , هک کردن ,پایگاه, پایگاه های اینترنتی, همت , توسل , جعل , دروغ, فیس بوک , وبلاگ , اطلاعات ,شخصی, ا بازی ,شیطانی , عملیات جعل , دروغ ,ایران , اعضاء, انجمن متفکران , محققان آزاد , نهادها, بین المللی , اف بی آی  , هزاران نفر, سوالات , برای استاد ایلیا , سخنگوی استاد ایلیا , مثبت , دایره مذاهب ,اطلاعات , دزدی , حقه , عکس , قوها, استاد , نهاد روحانی,امنیتی, دایره مذاهب , نقوشی ,حکاکی , دایره مذاهب  , القاء , دایره مذاهب اطلاعات, زن و مرد, زن و شوهر,برادر و خواهر, پدر و مادر , فرزند,حاد,مهم , مسائل , استاد ایلیا, ,نامه , ویدئویی, دایره مذاهب اطلاعات , اصل , آموزه , ,قیل و قال, فضا , آشفته , غبارآلود , حکاکی, نقش, نظر خداوند , جسم , معلم بزرگ, استاد ایلیا,دایره مذاهب اطلاعات, نهاد روحانی- امنیتی, قرآن , کتاب مقدس, پیروان

حکاکی دریافت ها و رویاهای بزرگ یکی از آموزه های فرعی در هنر رویابینی الاهیسم است. خلاصه اش این است که ما رویاهای بزرگی که برای زندگی خود داریم یا رویاهای بزرگی که در عالم رویا دیده ایم بر پیکر زندگی خود حکاکی و نقاشی می کنیم. حکاکی می تواند بر جسم باشد یا بر اشیایی که غالباً با آنها مواجه هستیم. این کاریست برای «ماندگار ساختن یادی که آسمان برای ما فرستاده است … تا آن را ببینیم و وفادار بمانیم. بخصوص در شرایط تردید و تزلزل. خداوند پایان داستان زندگی یا اوج هایی از آن را به ما نشان می دهد… و تا آنگاه که ضعف و تاریکی ما را فرا می گیرد با نگاه و ایمان به آن، به داستان زندگی مان وفادار بمانیم و آن را زیر پا نگذاریم… اگر قرار است چیزی بر بدنتان بزنید پس رویاهای بزرگ تان را بر بدن تان نقش بزنید. بجای تصاویر مضحک و هیجانی، سرنوشت خود را، دریافت های بزرگتان و جهش های زندگی را بر جسم خود حکاکی کنید. اگر دانسته اید که نظر خداوند چیست و او چه نظری در بارۀ شما دارد همان را بر بدن خود حکاکی کنید. »

حکاکی رویاها یکی از هزاران تعلیم ایلیاست که در بیش از 20 سال گذشته همواره مطرح بوده است. تعلیمی بسیار کهن که قدمت آن به هزاران سال پیش برمی گردد. اما در سالهای گذشته، این سوال هم مثل بسیاری از سوالات دیگر همواره (توسط کسانی که از آموزۀ حکاکی رویاها مطلع بوده اند) مطرح شده که کدام رویایمان را حکاکی کنیم؟هر روز هزاران مرد و زن، پسر و دختر، پیر و جوان و کودک، سوالات خود را از استاد ایلیا می پرسند و یکی از این سوالات بسیار،ممکن است در بارۀ حکاکی رویای بزرگی باشد که دیده اند.

دزدی های اخیر دایره مذاهب اطلاعات

ماهها قبل، از بی بی سی و رسانه های آزاد و افراد حقیقی اعلام شد که سپاه سایبری جمهوری اسلامی ایران به هک کردن پایگاههای اینترنتی آنها همت می گمارد! و با توسل به جعل و دروغ، با فیس بوک ها و وبلاگ ها و اطلاعات شخصی آنها بازی های شیطانی می کند. این عملیات جعل و دروغ با همین مشخصات در بارۀ بعضی از دوستان ما در ایران و بعضی از اعضاء انجمن متفکران و محققان آزاد اعمال می شد که ما در همان زمان بسیاری از نهادهای بین المللی و از جمله اف بی آی و دیگر مراکز مربوطه را در جریان قرار دادیم.

واقعیت این خبر

آیا واقعاً من این سوال را (مثل هزاران نفر دیگر که روزانه سوالات خود را برای استاد ایلیا می فرستند) فرستاده ام؟ همانطور که قبل از این، سخنگوی استاد ایلیا تصریح کرده اند جواب مثبت است و البته بعد از این هم سوالات خود را بیشتر و بیشتر خواهم فرستاد حتی اگر مثل این مورد پاسخی نگیرم، و حتی اگر دایره مذاهب اطلاعات بیشتر از همیشه دزدی کند و حقه بزند. من عکس هایی از قوها را برای استاد فرستادم اما نهاد روحانی- امنیتی دایره مذاهب طوری القاء می کند که من عکس های خودم را فرستاده ام که بر بدنم نقوشی حکاکی بوده. دایره مذاهب نمی گوید کدام عکس و به قوها هم اشاره ای نمی کند بلکه چیزی را که می خواهد القاء کند می گوید. دایره مذاهب اطلاعات توضیح نمی دهد که هر روز هزاران زن و مرد، زن و شوهر، برادر و خواهر، پدر و مادر و فرزند، حادترین و مهم ترین مسائل زندگی خود را با استاد ایلیا بصورت نامه های ویدئویی مطرح می کنند که مثلاً این سوال من در مقابل آنها، نقطه ای هم به حساب نمی آید. دایره مذاهب اطلاعات نمی گوید که اصل آن آموزه چیست. بلکه سعی می کند با جو سازی و قیل و قال فضا را آشفته و غبارآلود کند. اصل حکاکی، نقش کردن نظر خداوند بر جسم است و منقوش کردن رویاهای بزرگی که خداوند به ما داده است. بر فرض اگر من هم مثل بسیاری در طرح چنین سوالی از آن معلم بزرگ (استاد ایلیا) اشتباه کرده باشم (که چنین نیست و نبوده) دایره مذاهب اطلاعات، این نهاد روحانی- امنیتی نمی گوید که در قرآن و کتاب مقدس، عمل پیروان را ربط به راهبر و معلم نمی دهند. همانطور که بسیاری از پیروان محمد، نوح، موسی و مسیح، زندگی، رفتارها و مسائل خاص خود را داشتند و این بصورت یک قانون در ادیان در آمده است. هر کس مسئول کار و سرنوشت خودش است. وقتی به حضرت نوح می گویند که پیروانت چنین و چنان، می گوید مرا با پیروانم چکار.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دلیل همین چیزهاست که همواره و مکرراً بعنوان بدنام ترین و دروغگوترین دستگاه امنیتی شناخته شده است.

کار این دستگاه همانطور که همۀ رسانه های آزاد و خبری نشان داده اند جعل و حقه بازی است…
اما از این نکته که بگذریم ما تلاش می کنیم با استفاده از همین فرصت بدست آمده موج حکاکی رویاها را در ایران هر چه بیشتر فعال و زنده کنیم. این خط و این نشان. امروز هم 25/11/91 است. این را هم بعنوان یک ستاره در دنباله دار مسیحیت گرایی و مسیحی شدن قرار می دهیم.

نهال باقری سخنگوی انجمن متفکران و محققان آزاد در آمریکا
( یادداشت شماره ۴ )

مطالب مرتبط:

برای خواندن مطالب بیشتر به این سایت مراجعه نمایید

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ،

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد- به روایت شاگردان ایلیا میم رام الله

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد

 

گرچه ازدواج، مقوله¬ای است که تقریباً در همه¬ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته¬اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده¬اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه¬ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی. , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]

به روايت ال ياسين

یکی از تعالیم و آموزه­های ویژه و منحصر به فرد استاد ایلیا «میم»، تعالیم مربوط به ازدواج است.

گرچه ازدواج، مقوله­ای است که تقریباً در همه­ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته­اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده­اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه­ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی.

به همین دلیل، دامنه­ تأثیر خروجی­ها و نتایج نظرات ارئه شده، عمدتاً وابسته به فرهنگ، مکان و زمان­های مشخص بوده و نمی­تواند برای همه افراد در هر زمان و در هر مکان، قابل استفاده باشد، لذا ضمانت اجرایی آنها هم از یک سرزمین به سرزمین دیگر یا از یک مقطع زمانی، به زمانی دیگر، مخدوش یا زائل می­شود.

از این مهمتر آنکه، حتی در یک زمان و مکان ثابت نیز این نظریات، برای همه افراد کاربرد نداشته و فرمول­های لایتغیری که ارائه می­دهند با توجه به تفاوت­های فردی، قادر نیست همه طیف­های انسانی را پوشش دهد، در نتیجه تبعیت از آنها، برای همه افراد، ميسر و کارساز نبوده حتّی ممکن است هلاک کننده یا آسیب­زا باشد.

من، چه به عنوان یک روانشناس، که سالها سابقه­ کار با زوج­های جوان را داشته و چه به عنوان پژوهشگری بی­طرف که همراه با تیم پژوهشی، تحقیقات پردامنه­ای بر انواع نظریه­های مرتبط با ازدواج داشته است، بیشتر نظریه­های موجود غربی یا شرقی، علمی یا غیرعلمی، کهن یا جدید و… را مطالعه و بررسی کردم اما به نظریه­ای دست نیافتم که برای همه افراد، در تمام زمان­ها و مکان­ها برقرار بوده و کاربرد داشته باشد.

بعضی از نظریات طرفدار ازدواج بودند، برخی طرفدار تجرد و رهبانیت. بعضی ازدواج موقت و ازدواج متعدد را به شدت مردود دانسته و برخی حتی طرفدار چند همسری زنان بودند! مؤلفه­های انتخاب همسر نیز بسیار متفاوت و در عین حال نامتناسب با برخی طیف­ها عنوان می­شوند. عده­ای به مؤلفه­های ظاهری و وابسته به غریزه بسنده کرده، برخی دیگر طرفدار زندگی مشترک قبل از (یا بدون) ازدواجند. برخی نیز با وسواس زیاد تعداد زیادی فرمول برای سن، خانواده، فرهنگ، شغل، تحصیلات و… طرفین را کنار هم می­چینند و گروهی دیگر هوادار روابط جنسی آزادند و در این بازار آشفته که گاه بسیار سطحی و گاه بسیار سختگیرانه به ازدواج می­پردازد، تکلیف تفاوت­های فردی هرگز روشن نمی­شود در حالیکه در شرایط واقعی، گاه با افرادی روبه­رو هستیم که ویژگی­های شخصیتی و نوع و کیفیت برقراری رابطه آنها با جنس مخالف به گونه­ای است که اصلاً با «ازدواج» همخوانی ندارند و نیز با زنان و مردان زیادی روبه­رو هستیم که گرچه با نفس ازدواج همخوانی دارند، اما به دلیل انتخاب های ناپخته و اشتباه، درگیر مسائل بی­شمار ناشی از زندگی مشترک با همسرانی شده­اند که به هیچ­ وجه جفت مناسبی برای آنها نیستند.

بسیاری از کسانی که نقش همسر را ایفا می­کنند، حتّی معنای ازدواج و همسری را نمی­دانند و هرگز تجربه و دانش لازم، برای ادامه زندگی مشترک را کسب نکرده و متأسفانه هدف مشخصی را در زندگی و در زندگی مشترک، دنبال نمی­کنند. در واقع اکثر اینها، چه ازدواج برایشان مناسب باشد و چه نامناسب، شناخت صحیحی نسبت به خود و نیازهای حقیقی خود ندارند و با دلایل سطحی وارد ازدواج می­شوند. متأسفانه کتب روانشناختی و جامعه شناختی نیز، کلیدی برای «ازدواج، بله یا نه؟» به دست نمی­دهند و در نهایت، تنها بعضی از افرادی که دچار اختلال یا برخی بیماریهای روانی­اند را به دلیل پیشگیری از آسیب­های بعدی، از ازدواج منع می­کنند.

غیر از این­ها، بیشتر نظرات موجود، همان­طور که اشاره شد، یا ازدواج را دربست مي پذیرند و آن را باعث سلامت فرد و جامعه می­دانند و یا دربست رد می­کنند و تجرد، رهبانیت یا روابط جنسی آزاد و بدون عهد ازدواج را پیشنهاد می­دهند و در نتیجه نمی­توانند برای همه افراد پاسخگو و راضی کننده باشند. در حالیکه تفاوت عمده نظریه استاد ایلیا «میم»، با سایر نظریه­ها، در عین پوشش دهندگی و پاسخگویی به همه آحاد انسانی است، و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد.

نظریه استاد درباره ازدواج، بر مبنای دکترین هماهنگی تبیین شده است[1]. نظریه فراگیری که از طریق آن می­توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگی را تفسیر کرد. چنین نظریه­های فراگیری را می­توان نوعی جهان بینی (ثانویه) دانست که بر پایه آنها، تبیین بایدها، نبایدها و چگونگی­ها، در زندگی انسان میسر می­شود.

براساس تئوری هماهنگی، برای همه مسائل بشر (تأکید می­کنم، همه مسائل بشر) می­توانیم «پاسخی هماهنگ» معلوم کنیم. مطابق این نظریه، هماهنگی، یکی از اصلی­ترین قوانین طبیعت و کائنات است و از مهم­ترین عوامل موفقیت در هر کاری، محسوب می­شود.

مطابق دکترین هماهنگی، ازدواج نیز امری است غیر قطعی و غیر مطلق، نسبی و تابع شرایط، که می­تواند ضروری یا غیرضروری و سازنده یا تخریب کننده باشد، و این بستگی دارد به مؤلفه­های مختلفی که شرایط را می­سازد. یعنی بستگی دارد به فرد، زمان، مکان، قصدها، روش­ها و غیره. و موفقیت در ازدواج هم، به هماهنگی آن بستگی دارد و تابع شخصیت، هدف­ها، شرایط، زمان و روش و… طرفین است، به همین دلیل برای برخی ضروری و سازنده است و برای بعضی غیرضروری یا مخرب، و حتی برای یک نفر ممکن است امروز غیرضروری باشد اما یک سال دیگر کاملاً ضروری بشود. همچنین ممکن است انواع خاصی از ازدواج برای کسی مناسب باشد که برای دیگری مناسب نیست. مثلاً برای یک نفر ازدواج موقت مناسب است و برای دیگری ازدواج دائم و همین­ طور الی آخر.

همان­طور که ملاحظه می­شود این نظریه علاوه بر فراگیر و بنیادی بودن، این قابلیت را هم دارد که انسان را فرموله نکند، برای همه یک حکم ثابت و یکسان صادر ننماید، انسان­ها را روبات­های مشابه با برنامه­ریزی غیرقابل تغییر نبیند، به جای ظاهرگرایی به روح و باطن انسان بپردازد و نیازهای اصیل و حقیقی روح انسان را مدنظر قرار دهد.

ازدواج را هم یک پیوند بی­روح و مرده نداند و آن را محدود به جاری شدن صیغه عقد، برقراری روابط جنسی و حتی روابط عاطفی نکند و بسیار وسیع­تر و عمیق­تر، و در سطح ممزوج شدن روح دو نفر بدان نگاه کند. ممزوج شدنی که می­تواند به سکوی پرتابی برای ارتقا و رشد طرفین، یا خدای ناکرده به تخریب روح آن دو منجر شود.

به همین دلیل به جرأت می­توان گفت این نظریه، در بین تمام نظریات موجود، تنها نظریه­ای است که در تبیین ازدواج؛ نه تنها به تفاوت­های فردی، که به تفاوت­های روحی انسان­ها بها می­دهد. باطن و حقیقت رابطه و پیوند در ازدواج را می­شناسد و تأثیر ازدواج را بر سرنوشت، روح و کمال آدمی، بر همگان آشکار می­کند.

استاد در همه موضوعات پیرامون ازدواج، آموزه­هایی دارند از جمله: ازدواج، آری یا نه؟،  ازدواج موفق و ناموفق، همسر هماهنگ و چگونگی همسریابی، مسائل قبل (و در آستانه) ازدواج، هنگام ازدواج، بعد از ازدواج، روابط قبل از ازدواج، زمان و شرایط ازدواج، شناسایی وضعیت­های اشتباه در روابط قبل از ازدواج…، جدایی و مسائل آن، بچه­دار شدن و مسائل آن، مسائل و راه حل­های زندگی مشترک، ازدواج های غیر معمول (مانند چند همسری، ازدواج موقت و…) و راه حل­های موازی ازدواج و بالاخره، فراروی از ازدواج.[2]

 

ï      مهمتر از اينكه ازدواج كني يا نه پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج مي‏كند و محصول اين ممزوج چيست؟

ï      در انتخاب همسرت خودنهاني‏اش را ببين نه خودنمايي‏اش را كه اكثر فريب خودنمايي‏ها را مي‏خورند.

ï      ازدواج مي تواند همه چيز را در زندگي تو تغيير دهد حتي خدايي را كه تو براي خود داري . وقتي به خانه ات آمد گوش هايت هميشه آن را مي شنوند اما او به تو گوش نمي دهد مگر وقتي كه هنوز آنرا نديده اي .

ï      همسري ، همدستي نيست پس با كسي كه صرفاً مي تواند همدست تو باشد و همكار خوبي برايت باشد ازدواج نكن . همسر تو مي تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستي اش نمي تواند همسر تو باشد . همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگي است اما همسفر تو در زندگي حتماً‌ همسر تو نيست…

ï      رابطة جنسي بين دو نفر به رابطة ميان دو سرنوشت منجر مي شود. زيرا آن به معناي پيوند سرنوشت است و اين پيوند به شراكت طرفين در تقديرات منجر مي شود. هر يك در نور ها و تاريكي هاي ديگري ، در تأثيرات پيشين و پسين خوب و بد ، در امكانات و ضد امكانات ديگري سهيم مي شود. اين شراكت تقديري مانند زنجير خوردن و بسته شدن دو نفر به همديگر است. آن ها و آنچه بر هر يك واقع مي شود ، تا پايان جريان زندگي در اين جهان و جهان هاي ديگري به ديگري تأثير گذار است. حال اين اثرات ممكن است سازنده باشد يا مخرب اما غالباً مخرب و مختل كننده است . مگر آنكه ارتباط جنسي هماهنگ رخ داده باشد .

ï      وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو ، اتفاق نمي افتد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد ، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد . درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آنرا فاسد و تخريب كند.

ï      بعضي از مواد را اگر با يكديگر تركيب كنيد برآيند تأثيرات آن ها بر يكديگر خرابي است اين آن را فاسد مي كند و شايد آن هم اين را . بعضي غذا ها را اگر با هم بخوريد ، تأثير خوب آن ها بسيار بيشتر است بعضي ديگر ، اگر با هم خورده شوند اثري مسموم كننده و حتي كشنده دارند. رابطه ، رابطة جنسي و ازدواج هم همينطور است .

ï      ازدواج، يكي از فرصتهاي فرارَوي از خود و كنار گذاشتن خودخواهي است، اما بيشتر تجربه كنندگان، آن را به عنوان فرصتي براي خودخواهي هاي بيشتر مي بينند و در آن خودبينانه تر از قبل عمل مي كنند.

ï      با كسي ازدواج نكن كه تو را صرفِ خود يا ديگر خيرها كند و از خدا بازدارد حتي اگر همسر مناسبي براي تو باشد. اما اگر او توانست تو را به خدا مشغول كند و از خود بازدارد ازدواج با او بركت است.

ï      ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه مسائل و نتايج اوست.

ایلیا میم

 

 

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


[1]برگرفته از تفسیر خانم پِریا ( شباب حسامی) پیرامون نظریه هماهنگی استاد ایلیا «میم»

[2] شرح و تفسير تعاليم استاد در موضوع ازدواج، در كتابي تحت عنوان «يك يكي» (فرمولهاي ازدواج – پيرامون ازدواجهاي خطرناك و خطرات ازدواج) به قلم خانم ركسانا خوشابي (محقق، نويسنده، كارشناس ارشد مشاوره و عضو شوراي سردبيري نشريه علم موفقيت) آمده است. همچنين كتاب بعدي ايشان تحت عنوان «مهرآميزي» به بازگشايي تعاليم استاد در موضوع ارتباط جنسي پرداخته است.

در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

گفتگویی جنجالی با استاد پیمان فتاحی: تحريک تعصبات مذهبي فقط مقاومت‌ها را فعال مي‌کند.

كوه را چاه ديدن

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-6)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

 

1.     سوال کننده دوم: چرا در سخنراني‌ها و گفت و گوهاي مختلف، خود را مسلمان معرفي نكرده‌ايد و از اين موضوع طفره مي‌رويد؟[1][2] در کتاب جريان هدايت الهي هم گفته ايد دين من لا اله الا الله است.[3]

… مخاطبان من از اديان و مذاهب مختلف هستند. از طرفي بعضي از اين صحبتها بعد از مدت کوتاهي در خارج ازکشور و براي افرادي که به اديان ديگر وابسته هستند از طريق افراد ديگر و با اسم ديگر هم منتشر مي‌شود. بنابراين لازم است که همه را رعايت کرد تا همۀ حرف قابل شنيدن باشد. تحريک تعصبات مذهبي فقط مقاومت‌ها را فعال مي‌کند… وقتي با عده‌اي حرف مي‌زنم بايد حال و وضع آنها را رعايت کنم. اما در مواردي هم بوده است که به مسلمان بودن خود، صريحاً اشاره کرده ام.

 

2.     سوال كننده دوم: سال گذشته (1385) كتاب كوچكي تحت عنوان «شيعه علي مانند علي است» و يك بار هم با اسم ال ياسين توسط انجمن متفكران و محققان كه مجموعاً از شاگردان شما هستند، پخش شد. پيام كتاب درباره ويژگي‌هاي يك حزب اللهي واقعي يا يك شيعه واقعي است. آيا شما خودتان را يك حزب اللهي مي‌دانيد و تصورتان اين است كه شما و شايد فقط شما، شيعه علي و مانند علي هستيد؟

در جايي نگفته ام كه حزب اللهي يا شيعه كامل علي (ع) هستم و حالا در اينجا هم مي‌گويم كه اين درست نيست. آنطور كه شما حزب اللهي و شيعه علي (ع) هستيد، من نيستم…

 

3.     همه آن كتاب درباره اين موضوع است.

به زمان و شرايط كلام توجه كنيد. در مقطعي از زندگي ام،‌ من ظاهراً يك حزب اللهي تقريباً تمام عيار بودم. چند گروه امر به معروف و حزب الله داشتم. دكترين‌هاي حزب الله را بازبيني مي‌كردم و دكترين جديدي را در اين باره مطرح كردم[4]. در آن مقطع خودم را يكي از حزب اللهي ترين‌هاي اين دنيا مي‌دانستم. نه فقط حزب اللهي بودم بلكه غير حزب اللهي را هم حزب اللهي مي‌كردم و گروههايي را كه داشتم راهبرد و برنامه ريزي مي‌كردم. در يك مقطعي، خود را شيعه ترين‌ها و همانندترين‌ها مي‌دانستم. به نامحرم نگاه نمي‌كردم، علاوه بر واجبات، مستحبات را رعايت مي‌كردم و احتياطهاي ظريف را هم به كار مي‌بردم…

اما نتوانستم آن را ادامه دهم و به دليل اتفاقاتي كه افتاد و چرخش‌هايي كه در نگاه و بينش و انديشه هايم به وجود آمد، از آن فضا دورتر و دورتر شدم… آن حرفها هم در شرايط خودش گفته شده است.

 

4.     سوال كننده دوم:‌ يعني آن مطالب را ديگر قبول نداريد؟

يقيناً دارم اما ادعايي در پس و پيش آن ندارم به اينكه حزب اللهي يا شيعه علي (ع) هستم. شيعه علي و مانند علي بودن ادعاي بزرگي است و شايد يكي از بزرگترين ادعاها در اين دنياست ولي اگر منظور عشق به علي (ع) باشد، شايد بتوانم ادعا كنم كه با تمام وجودم به او عشق مي‌ورزم.

 

5.     بعضي‌ها شما را مروج اسلام آمريکايي و ليبرال مي‌دانند. فكر مي‌كنيد چرا؟

بايد ديد چه کساني اين را مي‌گويند و چه قصدي از بيان آن دارند. همان قصد برچسب زدن و بهانه داشتن؟ با اين همه آدم باسابقه و سرشناس و موافق، آمريکا با افرادي مثل من چکار دارد. حرفهاي چند ساله‌اي که زده ام معلوم است و نمي‌دانم اينها چه ارتباطي با اين برچسب يا ساير برچسب‌ها دارد. البته شايد به دليل آنکه حرف از تسامح و تساهل و نرمش و آسان گيري خداوند، حرف از بخشش و محبت الهي و رحمت و مغفرت او فراوان بوده، بخش زيادي از صحبتها، ميانه روي معنوي يا به قول شما ليبرالي به نظر بيايد. ولي به ما نسبت‌هاي افراطي هم داده‌اند که در نقطه مقابل اين است پس معلوم مي‌شود موضوع بيشتر سليقه‌اي است… وقتي به ما گفتند مروج اسلام ليبرال، در همان زمان هم بعضي مي‌گفتند مروج وهابيت[5] و حتي ترويج دهنده مسيحيت كه اين‌ها متناقض هم اند.

 

6.     درباره شما اين ادعا هم مطرح شده است كه شما قديس هستيد.

نه تنها اين طور ادعاها و مشابه آن هرگز در جايي از جانب ما مطرح نشده بلكه عموماً ‌عكس اين حرفها بيان شده است و خيلي‌ها حاضرند اين را و هر چه را که گفته ام شهادت دهند. درباره معصوميت، مقدس بودن و مذهبي بودن و بسياري از مطالب مشابه هم گفته ام و نوشته ام من يك انسانم و مثل بقيه انسانها در زندگي ام گناه كرده ام اما هميشه تلاش و نيتم اين بوده که تسليم و خدمتگزار خدا باشم و به خواست خداوند بوده ام و به عمد و دانسته مرتکب گناه و خطايي نشده ام. اما ناخواسته و ندانسته، قطعاً اين اتفاق بارها افتاده است. انسان با گناه و اشتباه قرين است. اما خداوند هر كه را بخواهد از رحمت و نور و محبت خود برخوردار مي‌سازد، هر كسي را بخواهد مي‌بخشد، به هر كس كه بخواهد روح خود را مي‌دهد و هر كس را كه بخواهد پيروز مي‌كند. همه اينها كلمه به كلمه و مكرراً‌ در قرآن و کتب مقدس وجود دارد.

 

«گفته‏اند من هرگز گناه نكرده‏ام و من پاك و معصوم هستم. اما اينطور نيست. چون پيش از اين من گناه كرده‏ام و پاك و معصوم هم نبوده‏ام. مرا از خودم بشناس نه از حرف ديگرى.»

«مي‏گويند من قديسم و حال آنكه قدوسيت تنها از آن خداوند است و احدي جز خداوند متعال، قدّوس نيست.»[6]

 

7.     براي جذب مردم و جوانان از چه روش‌هايي استفاده مي‌كنيد؟

از هيچ روش خاص و برنامه ريزي شده‌اي استفاده نكرده ام. فقط با آنها حرف زده ام و آنها هم عمدتاً‌ كتاب را خوانده اند. خود مردم هم براي اين سوال جواب دارند… حتي، گاهي هر چند سال يكبار همديگر را ديده ايم يا ‌آنها فقط به يك سخنراني آمده اند… آنها كلام خدا را، همان مفاهيم و كلماتي كه در قرآن هست را با زبان خودشان و به شيوه هماهنگ شنيده اند. خدايي ناكرده من چيزي از خودم به كلام خدا اضافه يا از آن كم نكرده ام، همان مفاهيم قرآني را طوري بيان كرده ام كه براي مردم قابل لمس، قابل فهم و محسوس باشد. آنها را جذب نکردم، خداوند آنها را به خود جذب کرده. آنها جذب كلام خدا شده اند. كلامي كه هماهنگ با شرايط بيان شده است. من هم مثل آنها جذب شده ام و فرق زيادي با هم نداريم. خداوند مرا و آنها را دعوت کرده و خدا با ما اين كارها را كرده. من يا بقيه كاره‌اي نبوده ايم. اين عين واقعيت است.

 

8.     سوال كننده دوم: چه وعده‌هايي به مردم داده ايد؟

از طرف خودم به هيچ كس هيچ وعده‌اي نداده ام. وعده‌هايي را كه خدا به انسان داده به نقل از كلام خدا براي آنها دوباره گفته ام و هرگز وعده خاصي ‌به مردم نداده ام. اين را با زبانهاي مختلف به مردم گفته ام و نشان داده ام که خداوند زنده است. نمرده و زنده است، مانند زندگان عمل مي‌کند. مي‌بيند، مي‌شنود… گفته ام که خداوند براي همگان در دسترس است، گناهکار و کم گناه. گفته ام که خداوند دعاي همه را، هر که او را به واقع بخواند، مستجاب مي‌کند…

 

«به حضور الهي بازگرديد و بازگردانيد. تسليم باشيد و تسليم گردانيد آنگاه جانشين خداييد.»

« تسليم و خدمتگزار خداوند باشيد. خود را تماماً در اختيار او بگذاريد و زندگي خود را به تمامي صرف خداي خود كنيد.»[7]

 

9.     سوال كننده دوم: شما به دنبال شهرت و معروفيت بوده ايد. رک بگويم؛ بعضي از دوستان ما معتقدند شما كلاهبردار و شياد هستيد که دين مردم را از آنها گرفته ايد و در عوض چيزي به آنها نداده ايد. مردم را استثمار كرده‌ايد و به نفسانيات خودتان پرداخته ايد.

اگر نجات دادن انسانها كلاهبرداري است پس من كلاهبردار هستم. اگر وارد كردن خدا و كلام خدا به زندگي مردم نفس پرستي است پس انگيزه من نفس پرستي بوده. اگر گفتن از خدا و تسليم به خدا دروغگويي است پس من دروغگو هستم و دروغ گفته ام. وقتي كه معناي منيت و خودبيني را، تعليم دادن و روشن كردن مردم بگيريم پس از ابتدا من با نيت خودبيني و منيت با مردم جلسه داشته ام. شما تسليم كردن مردم به خدا را،‌ قدرت طلبي و مركزيت گرفتن ترجمه مي‌كنيد بنابراين بله، من به دنبال قدرت طلبي و هيجان و مركزيت گرفتن بودم. آنطور كه شما اصرار داريد قصدم از سخنراني‌ها و تعليماتي كه داده ام همه چيزهاي بدي بوده است كه شما مي‌گوييد. اين نظر و اصرار شماست اما در حقيقتي كه هست و در نتايج حاصله، اثري ندارد. اگر مي‌خواستم معروف و مشهور شوم چرا فيلم آن جلسات محدود در شبكه‌هاي ماهواره‌اي پخش نشد؟ چرا در شبكه‌هاي جهاني با مردم دنيا حرف نزدم؟ چرا به قول شما آدرسم را كسي نداشت و اسمم را هم به درستي نمي‌دانستند؟ چرا تصاويرم در رسانه‌ها و در دست مردم نبود؟ چرا بر ضد مشهور شدن عمل كرده ام؟ اين چطور مشهور شدني است که فردي که بايد مشهور شود ناشناخته بماند؟ مثل اينکه بگوييد يک نفر مي‌خواست يک استخر آب را با چنگال بخورد و جالب‌تر اينکه، براي نشان دادن صحت اين موضوع، هر چه بيشتر بر وجود چنگال تاکيد مي‌کنيد، در حالي که اين استدلال و تاکيد، متناقض است… شما با حرفهايي كه مي‌زنيد خودتان را محكوم مي‌كنيد نه مرا.[8] اما درباره منافع ديگر. چه كسي در اين سالها براي شخص من كار كرده است؟ از چه كسي يا كدام فرصت استفاده‌اي شخصي يا سوء استفاده شده است؟ براي معروف شدن كمتر از يك روز و حتي شايد كمتر از نيم روز زمان لازم است… اما اين شما هستيد که دانسته يا ناخواسته قصد داريد مرا معروف کنيد و در اين مدت هم نتيجه کار شما همين بوده است… با وجود شما اسلام و نظام اسلامي نيازي به دشمن ندارد. شما دشمنان دوست نما هستيد. اين نوع از دشمن خطرناک ترين و مخوف ترين دشمنان است. هر کسي که با شما موافق نيست و ديدگاههاي کور و بينش‌هاي جاهلانه و روش‌هاي جنون آميز شما را قبول ندارد او را دروغگو، شياد و کلاهبردار مي‌خوانيد. قبل از من اين تهمتها را به ديگران هم زده ايد، بعد از من هم همين کار را مي‌کنيد… شما با نيات مغرضانه و بدبينانه عزم داريد كه مرا هر طور كه شده و از هر راهي محكوم و مجرم قلمداد كنيد اما مطمئن باشيد كه داريد با خدا مي‌جنگيد چون خدا از بنده خدمتگزار خودش حمايت و دفاع مي‌كند و خداوند به جاي کسي که به او توکل دارد، عمل مي‌کند و مي‌جنگد…

 

10.           

11.            خودتان خوب مي‌دانيد كه حرف زدن درباره مفهوم آيات قرآن و تفسير كردن، شرايط خاصي مي‌طلبد. تحصيلات حوزوي، آشنايي با معاني فقهي و اسلامي، تلمذ در محضر علمايي كه به كار تفسير اشتغال داشته اند. شما با چه مجوزي به خودتان اجازه مي‌دهيد كه درباره قرآن حرف بزنيد؟

هر كسي مي‌تواند درباره مفاهيم حرف بزند اما اگر منظور تفسير است كه بنده رسماً قرآن را تفسير نكرده ام. فقط درباره لا اله الا الله و بسم الله الرحمن الرحيم، چند جلسه اي داشتم كه متن چند جلسه آن هم منتشر شده است.[9] الان هم در جلسه سي و هشتم تفسير بسم الله هستيم. اگر متون ديگري به عنوان تفسير، از بنده وجود دارد توضيحاتي بوده كه با الهام از آن آيه بيان كرده ام كه بعداً تفسير آن آيه تلقي شده است. اگر كسي اشتباهات اين متون را بگويد يا بهتر از آن بگويد ما اصلاح مي‌كنيم و اگر بهتر گفت سكوت مي‌كنيم و به ايشان گوش مي‌دهيم. واقعاً همينطور است. بله، من دانش متعارف تفسير را مطالعه نكرده ام. ادبيات عرب نخوانده ام، روحاني هم نيستم، حوزه هم نرفته ام… اگر هم آن تفسيرهاي مختصر درست نيست اين را ‌بزرگان دين بايد بگويند اما تا جايي كه شنيده ام اكثر آنهايي كه از آن باخبرند به آن مشتاق بوده‌اند و آن را تصديق مي‌كنند.

 

12.            سوال كننده دوم: اما شما به خودتان اجازه مي‌دهيد قرآن را تفسير به راي كنيد.

اگر منظورتان از تفسير به رأي اين است كه بنابر آنچه مي‌دانستم تفسير مي‌كردم، بله اينطور تفسير مي‌كردم. من قرآن را آنطور كه مي‌دانستم تفسير مي‌كردم نه آنطور كه نمي‌دانستم. و در بارۀ بسم الله الرحمن الرحيم هم بر اساس تفكرات و نظرات خودم آن را تفسير كردم و فكر مي‌كنم اعظم كارها هم هنوز انجام نشده اما اگر منظور از تفسير به رأي، تعريف حقوقي آن، با غرض و سوء نيت باشد، خير. آن متن‌ها هست و اين همه آدم هم در اين دنيا هست. ببينيد چه كسي مي‌تواند با خواندن آنها به خدا نزديك نشود و از خدا دور شود. خلاصه آن جلسات اين است كه خدا بسيار بسيار خوبتر از تصورات ماست. اين حرف به نفع چه كسي جز خداست؟ در بارۀ مجوز هم نمي‌دانم بايد از چه كسي بگيرم و چگونه. اما قاعدتاً ال ياسين با مجوز قانوني آنرا چاپ كرده اند.

 

13.           

14.            ما خيلي وقت است كه شما را مي‌شناسيم و از نزديك هم با آنچه در اطراف شما مي‌گذرد آشنايي داريم. ما هم مي‌دانيم كه نيات شما خدايي و براي خدمت به مردم بوده اما محصولات كار شما تخريب كننده جامعه است.

نيات را خدا مي‌داند اما درباره نتايج كارها كه همگي موجود و قابل بررسي اند. اصلي ترين محصول كار ما تا اينجا، ‌نجات دهها هزار تن از مردم و جوانان بوده. ‌اينها زنده و شاهدند و خداوند بين ماست و خوبترين شاهد. محصول، بازگشت اكثر آنها به خدا و كلام خدا بوده. آموزش و ساختن صدها محقق،‌ نويسنده،‌ متفكر و سخنران بوده. به فيض و رحمت خدا بسياري از تاريكي قبرمانند بيرون آمدند و نسبتاً ‌بيدار و روشن شدند يا لااقل تاريكي آنها كمتر و كمتر شد. نسبتاً‌ فهميدند، بعضي كم و بعضي زياد. بسياري به خدمت خدا گرويدند. هزاران نفر به تحقيقات و محقق شدن و محقق بودن روي آوردند. كتابهاي بسياري نوشته شد كه البته اغلب آنها را منتشر نكردند… خداوند با عشق و بخشش معرفي شد نه خشونت و بدي بنابراين بسياري مجذوب حقيقت شدند…[10]

 

15.            سوال كننده دوم: درباره تخلفات فرهنگي،‌ اخلاقي و اقتصادي تان صحبت كنيد.

هيچ. چيزي نيست كه توضيح اش را بدهم. مطمئناً‌ شما هم موردي نداريد كه بگوييد چون نيست… من هرگز در زندگي اجتماعي، برخلاف قانون زنده و جاري كاري نكرده ام. البته مي‌توانيد بسازيد و ديگران را هم موقتاً‌ قانع كنيد اما حقيقت براي كساني كه اهل ديدن و تفكر و تحقيق اند،‌ هميشه آشكار است. از چند ماه پيش در رسانه‌ها اعلام کرديد و مردم را دعوت کرديد که بيايند و از من شکايت کنند. اسم شعبه را هم ذکر کرديد. با افراد مختلف هم تماس‌هايي گرفته شد اما ديديد که اتفاقي نيفتاد… گفتم که دروغ است. حتي ظالم ترين و بي انصاف ترين افراد هم نمي توانند خودشان را راضي کنند تا بر عليه ما شکايت کنند چون ما جز دعوت به خدا، کار خدا، عشق به خدا، تفکر و تحقيق، کار ديگري با آنها نداشته ايم.

 

16.            قصد شما از سخنراني هايتان چيست؟

واقعيتها همانهايي هستند كه شنيديد اما اگر خيلي اصرار داريد كه طبق حرفهاي چند دقيقه پيش، بگويم قصدم از اين سخنراني‌ها قدرت طلبي و نفس پرستي بوده يا دروغ و كلاهبرداري بوده است،‌ اگر هم اينها را بگويم دردي از شما درمان نمي‌كند چون اين حرفها آنقدر متناقض و توخالي هستند كه كسي نمي‌تواند آنها را باور كند. مگر من چه چيزي از ديگران گرفته ام يا خواسته ام. همه چيزم را داده ام و چيزي نگرفته ام. از طرفي اين همه انسان شهادت خواهند داد كه چنين نياتي مضحك و متناقض است. دعوت انسانها به زندگي و حقيقت و خدا چگونه مي‌تواند با نياتي كه شما طالب شنيدن آن هستيد همخواني داشته باشد. قصد من خدا بوده است و بس. اندازه خلوص آن هم با خداست. جلساتمان رايگان بوده، چه در همان روز اول چه فردا چه يازده سال بعد…

انسان به ادعا نيست. بايد از اعمال و محصولات و نشانه هايش او را شناخت. اگر به ادعا باشد كه همه با يك كلمه رستگار و خوشبختند. همه آسماني‌اند و انسانهايي كامل. فرض كن من بگويم كه نيتم سوء استفاده است يا نيتم انسانيت است. نيتم فريب دادن است يا هدايت كردن. اين حرفها همه اش حرف است و هيچ كدام واقعيت را تعيين نمي‌كند. شواهد،‌ شاهدان، ‌نتايج،‌ نشانه ها، و ‌آنچه جاري است اينها مي‌توانند واقعيتها را تعيين كنند نه ادعاها. شما مدعي هستيد كه انسانهايي نزديك به خداييد اما اين ادعا كافي نيست چون نشانه‌ها و رفتارها و روش‌هاي شما نشان مي‌دهد دورترين مردمان از خدا شما هستيد بلكه بر ضد خداييد… اين را درباره شخص شما مي‌گويم. نزديكي به خدا، محصولات و ميوه‌هاي خاص خود را دارد كه تو آن را نداري. انديشه‌ها و حالات و اعمال خود را مي‌طلبد كه آن را نداري…

متهم كردن افرادي مثل من به چيزهاي ساختگي و جعلي، براي اثبات ادعاي شما كافي نيست… دانايي‌هاي جوشيده، توانايي ها، اخلاق، مهرباني، بخشش و عدالت… نشانه آن است كه خدا با كيست. اگر کسي را به خدا نزديك كرديد آنگاه يك قدم به خدا نزديك هستيد. پس حرف من همان حرف اول است.

 

نور براي ديگران مي‌درخشد نه براي خودش. ضرب المثل سوئدی

 

17.            سوال كننده دوم: افکار و آموزشهاي شما التقاطي است. مباحث زيادي از معنويت غربي و شرقي در آن ديده مي‌شود. نمي‌توانيد منكر اين موضوع شويد.

نمي خواهم منکر اين موضوع بشوم که بعضي از انديشه هايم در مکتبهاي باطني و از فرهنگ‌هاي معنوي ديگر است و بنابراين يک قسمت از افکارم تلفيق و ترکيب انديشه‌هاي گوناگون باطن گراست. اگر منظور شما اين است كه بعضي از اين انديشه‌ها در شرق و غرب هم هست يا در علوم جديد و قديم، خوب اين موضوع درباره همه انديشه‌ها و تعليمات پيشينيان و امروزيان صادق است. اگر عده‌اي با يك بالن پرواز كنند و بالا بروند و بعد هر كدام از اينها جداگانه حاصل مشاهدات خود را بنويسند و قرار هم باشد حتماً يكي از اينها را متهم كنيد، مي‌توانيد به آن يكي بگوييد كه حرفهاي شما تا حدي به ديگر مشاهده كنندگان و شاهدان هم شبيه است. يك زماني همه مكتبهاي باطني، همه روش‌هاي تفكري و شيوه‌هاي مشاهده را، همه سبكهاي مصري، يوناني، سيبري و‌ آمريكاي شمالي،‌ هندي و چيني و ژاپني، آمريكاي جنوبي، و انواع سبكهاي آفريقايي و آسيايي را مرور كردم بنابراين کاملاً طبيعي است که از آنها تاثير گرفته باشم همانطور که به شدت از قرآن و سپس از کتاب مقدس تاثير گرفته ام. اما آنچه در اين سالها آشكارا مطرح كرده ام، مربوط به هيچ يك از اينها نيست. واقعيت سخنراني‌ها و كتابهايي كه براساس آنها درست شده خيلي ساده است. من در جلسه‌اي مي‌رفتم، آنها سوالي مي‌كردند و بعد همين سوال، سرنخ سخنراني مي‌شد يا اينكه از آنها مي‌پرسيدم كه درباره چه چيزي حرف بزنم و آنها موضوع را معلوم مي‌كردند يا مطالب خودبخود و بدون شروع معلومي بيان مي‌شد. فيلم‌ها و نوارهاي همه جلسات چند ساله هم موجود است.

 

18.            سوال کننده دوم: شما متهم به ايجاد انحرافات اجتماعي با استفاده از عرفانهاي غربي و غير اسلامي هستيد… در اين شكي نبايد كرد.

نمي دانم دعوت به خدا، به قرآن، به تسليم الهي، به خدمت به خدا، به عشق الهي و ذکر الهي، دعوت به تفکر، تحقيق و مطالعات چه ارتباطي به انحراف با استفاده از عرفان غربي و غيراسلامي دارد. چه چيزي خيال شما را راحت مي كند؟ اين چه چيزي را از شما حل مي كند كه بگويم شياد و كلاهبردار هستم. برده نفسانيات و شهوات هستم. رياكار و دروغگو هستم. قدرت طلب و قدرت پرست هستم. اگر اين كار واقعاً برايتان خوب است هر چند بار كه بخواهيد اينها را مي گويم ولي مطمئناً با هر بار گفتنم شما گرفتارتر خواهيد شد زيرا خداوند بر ضد اينست، همه واقعيت ها بر ضد اين اند، گذشته و حالا و آينده بر ضد اين است… شما بر ضد ما هستيد، ديدگاههايتان بر ضد ديدگاه ماست، روشتان در ضديت با روش ماست، بنابراين طبيعي است كه از نظر شما من شياد باشم و قصدم سوء استفاده بوده باشد اما من کلاهي را که ديگران بر سر مردم گذاشته بودند از سر آنها برداشتم. کلاه بي خدايي و بي توجهي به خدا را از سر آنها برداشتم و کلاه خداگرايي و خداخواهي را برسر آنها گذاشتم. روي سر بعضي از آنان کلاه مواد مخدر و افکار تخديركننده گذاشته بودند و من اين کلاهها را برداشتم. آنها را به خدا و کلام خدا، به خواندن و به تفکر معتاد کردم. من کلاه بازيهاي سياسي و هوسهاي سياسي، کلاه بي غيرتي نسبت به زندگي را از سر جوانان برداشتم و کلاه دوباره زندگي کردن را بر سر آنها گذاشتم. کدام انحراف و سوء استفاده. اين روش برخورد شما مربوط به قرنها پيش است که بدترين نتايج را هم براي برخورد کنندگان در بر داشته؛ در قرآن و كتب مقدس هم دهها مثال و آيه دارد… اين اتهام يا هر اتهام ديگري را که شما در اين سالها گفته ايد اگر بگويم که قبول دارم، نه فقط دروغ است بلکه اين خود شما هستيد که بيش از بقيه ضرر مي‌کنيد. اگر هم من بگويم اينطور بوده پس با شواهد و نتايج و مستندات چکار مي‌کنيد. از طرفي من هنوز زنده ام. هر کاري که قبلاً کرده ام حالا هم همچنان مي‌توانم. بر فرض که هيچ مستند و نتيجه و شاهدي هم نباشد كه البته حجم شواهد و مستندات موجود درياوار است، با اين موضوع که الآن هم مي‌توانم همۀ چيزهاي گذشته را دوباره و بلکه بسيار قوي‌تر از گذشته تکرار کنم، چکار مي‌کنيد؟… خودتان مي‌دانيد که در اين سالها مي‌توانستم هر کاري بکنم. کيسه‌اي درست کنم و آنرا در ايران و کشورهاي ديگر از ميلياردها دلار پر کنم اما من حتي ماشيني براي رفت و آمد ندارم. در همۀ اين سالها زيباترين دختران حاضر بوده‌اند و بلکه مشتاق که با يک اشاره شتابان شوند. هزاران نفر. مي‌توانيد از همۀ آنها بپرسيد و همه آنها مشتاقانه و شجاعانه به شما مي‌گويند. از صدها فرصت نه تنها سوء استفاده بلکه استفاده هم نکرده ام. فرصتهايي که اگر يکي اش براي شما بود از شدت هيجان و خودباختگي دچار خفگي آني، و از ذوق زدگي دچار مرگ زودرس مي‌شديد. شما را حرص و حسد و بدبيني پر کرده است. شما که براي گرفتن يک نتيجۀ جزئي و کاذب، صد مرتبه خدا، پيغمبر خدا، امام زمان، حکومت اسلامي و حاکميت اسلامي را خرج مي‌کنيد و بعد هم منکر آن مي‌شويد. اين کلاهبرداري است يا تبليغ خدا و کلام خدا؟ و کار من همين تبليغ بوده است.

19.           

20.            سوال کننده دوم: چرا موضوع نزديكي بين اديان و مذاهب بعنوان يك هدف در اكثر اساسنامه‌هاي مختلف مربوط به تشكل‌هاي شما آمده است؟ مگر اين كار مرجع و قانوني ندارد؟ شما تلاش زيادي براي نزديكي اديان مسيحي و يهودي و مسلمان و اديان ديگر داشتيد و مي‌خواستيد يك دين التقاطي به وجود بياوريد.

نزديك سازي به نفع همه است. به ضرر كسي نيست. نمي‌دانستم كه بايد براي اجراي كارهاي خدا، اجازه گرفت. بعيد است كه آنها هم مخالف اين كار بوده باشند چون آنها اساساً كارشان در همين راستاست… ما هم در اين زمينه غالباً كار تحقيقاتي و تفكري داشتيم و البته در صحبتها هم سعي مي‌كرديم كه اختلافات را كاهش و اشتراكات و نزديكي‌ها را افزايش دهيم.

www.MasterElia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


[1]

[2]‌دين چه كسي بهتر ازدين كسي است كه به اخلاص روي به جانب خداكرد ونيكوكار بود واز دين حنيف ابراهيم پيروي كرد ؟‌وخدا ابراهيم را به دوستي خود برگزيد. ‌(نساء: 125)

[3]افرادي را مشاهده مي كنم كه وقتي در مورد دين صحبت مي كنند پيوسته در حال نزاع با يكديگر هستند. آنها توانايي درك اين را ندارند كه فقط يك خدا با هزار اسم وجود دارد. راما کریشنا

[4] بعضي از نظريات و دكترين هاي مطرح شده توسط ايليا «ميم» عبارتند از: دكترين هاي هماهنگي، شاهد فعال، الگوهاي بنيادي، نگاه خلاق، مهار، هم سويي و پيوند (ازدواج) تمدنها.

[5] ليبراليزم معنوي داراي مولفه بارز تساهل و تسامح است و از جمله مشخصه هاي وهابيت، تعصب افراطي و بنيادگرايي در دين است.

[6] برگرفته از بیانیه های رسمی ( 76 تا 79 )

[7]برگرفته از بیانیه ها ( 76 تا 79 )

[8]در مرداب دروغ غیر از ماهی های مرده چیز دیگری شناور نیست. مثل روسی

[9] تفسير بسم الله الرحمن الرحيم، اولين بار، در نشريه تفكر متعالي، شماره 4، تابستان 85 منتشر شده است. بخش هايي از مجموعه اين تفاسير، در كتاب «تفاسير بسم الله الرحمن الرحيم و معاني آن از ديدگاههاي مختلف»، به چاپ رسیده است.

[10]كسي كه كور به دنيا آمده هرگز بوجود نور اعتقاد پيدا نتواند كرد.- مثل آلمانی

, آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي , ايليا تغييرات و نشانه‌ها را به شکلي تفسير مي‌کند که انگار در حال خواندن متن يک کتاب است , ديدگاه‌هاي ایلیا میم در موضوعات معمول زندگي مانند ازدواج , خانواده , حکومت , شغل مناسب , تغذيه , دين و غيره تفاوت زيادي با ديدگاههاي معمول دارد , ايليا «ميم» از اينکه در ميان دوستداران خود به يک بت مبدل شود دائماً گريخته است , ايليا «ميم» علاقه‏اي به آشکار شدن در بين جمع از خود نشان نداده است و شهرت و معروفيت را نوعي اسارت مي‏داند ,تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد , آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا ,هنرهاي ماورايي , روش‌هاي NX , فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني ایلیا رام الله از كلام خدا,روش‌هايي که در دورۀ نجومي توسط پیمان فتاحی آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: