Posts Tagged With: حوزه علمیه قم

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

سالهاست که بخش مخوف اداره ادیان سعی دارد استاد پیمان فتاحی را سرکرده فرقه نوظهور رام الله بخواند. این اداره سیاه امنیتی فعالیت های جمعیت الاهیون (شاگردان ایلیا) را اقدامات فرقه رام الله معرفی کند. این دایره امنیتی، مقاله، فیلم، برنامه های تلویزیونی تخریبی و تحریفی و دروغینی درباره ی تاریخچه رام الله می سازد. در مقابل، تجربه شاگردان ایلیا از او و تعالیمش چیزی غیر از برچسب ها و انگ های دروغینِ دایره مذاهب را می گوید. و در واقع رام الله به معنی رام و خدمتگزار خداوند است.

متن پیاده شده گفتگویی است انتقادی توسط گروه حزب ا…با ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) که ایشان را موسس فرقه ونحله های انحرافی و شیطان پرستی در ایران می نامند.مصاحبه هایی که طبق گفته آنها با سرکرده این فرقه انحرافی به انجام رسیده است آنها حتی نتوانستند دروغی را از لابلای این مذاکره بیابند. به گفته دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ایلیا رام الله رهبر جمعیت ال یاسین، فرقه ای منحرف و شیطانی است است که سعی در به راه انداختن جریانی منحرف و شکل دادن دینی نوین دارد.ازجمله اتهامات بی اساسی که به الیاس رام الله وارد شده است اشاعه ی پورالیزم دینی، قراعت خشک و دینی منجمد، تلفیق اسلام و مسیحیت،ترویج فرهنگ غرب و غرب مآبی،مرید و مراد سازی و…غیره است.

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گفت و گوی انتقادی

(قسمت اول)

34. فكر نمیكنم اینطوری باشد. اگر مایل هستید من میتوانم نمونههای زیادی از این تناقض را برایتان فهرست كنم. شما مسئله مخالفت با مریدسازی را مطرح میكنید اما عملاً دهها هزار مرید و فدایی بدور خود جمع كردهاید. اطرافیان شما از هفتاد و دو ملت هستند. حزباللهی، دانشگاهی، غربزده، لامذهب و مذهبی و این خودش حكایت از رفتار متناقض شما دارد. شما بر خلاف حرفهای دو آتشهای كه دربارة دین میگویید كمترین ویژگیهای ظاهری افراد مذهبی، حتی ریش هم ندارید. با وجود تأكید به ساده برخورد كردن برای دیدن شما باید از هفتخوان رستم گذشت. دیدن رییس سازمان ملل هم از دیدن شما آسانتر است. این همه پیچیدگی و رمزیكاری برای چه چیزی است؟ از یك طرف میگویید آدم معمولی هستید و از یك طرف دیگر میگویید اگر مجبور شویم خاورمیانه را یك ساعته با زلزله شخم میزنیم، فلان كشور را زیر آب میبریم، مردگان را زنده میكنیم و لابد آسمان را هم به زمین میآورید. كدام آدم معمولی چنین حرفی میزند؟ اینها همه تناقض است.

شما كه قرآن را میزان قرار میدهید و در همان حال مباحث درسی دربارة ارواح و اسرار میگذارید اسم اصلی این كارها چیست؟ اگر پیشبینی آینده و زلزلهساختن و شفا و جادوگری با قرآن و اسلام همخوانی داشت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) بیشتر از هر كسی به آن عمل میكردند. اگر حرفهای شما از قلب قرآن بیرون آمده چرا این همه بزرگان و مجتهدین و آیات عظام و مراجع تقلید حرف مشابه شما نزدهاند؟ آیا همة آنها در خواب غفلت بودهاند و فقط شما یك نفر بیدار هستید؟ اگر شما اینقدر قدرت دارید و به قول خودتان خدا همهجوره با شماست پس چرا جلوی ظلمهای اسرائیل و آمریكا را نمیگیرید؟ اصلاً آیا شما معنی عدالت را میدانید؟ مرجع تقلیدتان كیست؟

چشم تو آلوده به نفاق است و فكر تو متفرق است. یكی نیستی پس نمیتوانی یكی را ببینی. تو به دنبال آن هستی تا تصورات دوگانهات را در بیرون از خودت پیدا كنی به همین دلیل تفاوتها را تناقض میبینی.روش سؤال پرسیدن و خبر دادن تو مثل دادگاههای تفتیش عقاید است. دو جمله را میگویی اما پنج جمله قبل و بعد از آن را نمیگویی. نقل قول میكنی اما سمت و سوی آن را عوض میكنی. كلیت و اصل موضوع را نمیگویی اما جزئیات را با تغییرات اندكی به عنوان اصل موضوع مطرح میكنی. واقعیتها را با ابهامات و حدسیات و خیالات آمیخته میكنی و آن را به عنوان یك واقعیت مسلم و جدی طرح میكنی. سؤال میپرسی اما جواب را نمیخواهی، تأیید بدبینی و كجبینیات را میخواهی. قبل از اینكه به قضاوت بنشینی رأی میدهی. روش قضاوت تو مثل سنگ در تاریکی انداختن است و وقتی سنگهایت تمام میشود شروع به توهین و فحاشی میکنی. برای ماهی گرفتن از تور پاره استفاده میکنی، بنابراین واقعیتها در تور اندیشه هایت نمی افتد. آینهای که برای دیدن حقیقت از آن استفاده میکنی آنقدر کدر و ناهموار و ناهنجار است، که کوه را چاه نشان میدهد و چاه را کوه، رودخانه را به صورت مار افعی بزرگ به رویت ات میرساند و مار را مانند ریسمانی به تو نشان میدهد که میتوانی از چاه بیرون بیایی. این مار ریسمان نما نفرت تو است. تو پر از کینه و نفرتی، و فقط به دنبال این هستی که قالبی برای بروز آن پیدا کنی. امروز من بودم اما فردا چیز دیگری را پیدا میکنی و پس فردا چیز دیگر. نفرت زدگی، تاریکی است و راه به خداوند بخشنده و مهربان که شروع قرآن و سورههای قرآن است، و ابتدای کلام خداست ندارد. حتی اگر خدا هم خود را به چنین جماعتی نشان دهد آنها خدا را محكوم میكنند و انكار میكنند و برای از میان بردناش نقشه میكشند چه برسد به بنده و خدمتگزار خدا.

اینها همه تناقضها و دوگانگیهای درونی خود تو است که آن را در آینه وجود دیگری میبینی. چشم تو از نور محروم است و در تاریکی میبیند. در تاریکی، چه بسا درخت انجیر مانند دیو به نظر آید و درخت زیتون شبحی در کمین شمرده شود. وقتی چشم انسان از نور تهی شود و انسان در تاریکی روح خود به جهان نگاه کند او واقعیتها را همانند سایه ها، زندگان را بسان مردگان و مردگان را چنان میبیند که انگار زنده شده اند.

گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فیلم)

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

برای خواند ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمایید

https://aamen3.wordpress.com/2013/01/06/%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87/

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبری؛ برخوردهای دایره مذاهب با استادایلیام رام الله

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

توضیح: این نامه در پاییز سال 1387 و حدود دو سال پس از علنی شدن برخوردهای دایره مذاهب اطلاعات با ایلیا میم ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (ال یاسین)، توسط جمعی از اعضای انجمن متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. البته پیش از آن نامه دیگری با امضای 72 تن از نمایندگان این جمعیت – که اکثر آنها از مسئولین موسسات فرهنگی و دفاتر انتشاراتی وابسته به ال یاسین بودند- به همین مقام ارشد حکومتی ارسال شد که به تشدید فشارها و تهدیدها نسبت به آنان منجر گردیده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم. ما به شما نامه نوشتيم و از شما تقاضا كرديم كه امكان برخورداري ما را از درس هاي معلم مان ممكن سازيد. از شما درخواست كرديم كه اجازه ندهيد در بارۀ ايشان دروغ سازي و جعل و تحريف كنند. اجازه ندهيد كه بر اساس شهادتهاي دروغي كه خود شهادت دهندگان مي گويند دروغ است و از سر ترس و تطميع بوده معلم ما را در اسارت هر چه بيشتر قرار دهند. بعد از نامۀ ما به شما فشارها صدها مرتبه بيشتر شد. صدا وسيما هر شب برعليه ما با ذكر مشخصات برنامه مي گذارد. معلم ما را تحت فشار بيشتر گذاشتند. وعده دادند كه قرار است ما را به جرم حمايت از ايشان و اعتقاداتمان دستگير كنند. و ما ماههاست كه منتظر زندانيم و برخي از ما وصيتهاي خود را نوشته ايم. شدت تقاضاي ادارۀ اديان از مردم براي شكايت خصوصي و ساختگي از استاد عليرغم آنكه در سالهاي اخير بي نتيجه بوده اما امروز بالا گرفته است. آنها بر عليه معلم ما بولتن هايي سراسر دروغ و تحريف را كه دروغ بودن آنها با مدارك و مستندات ما به سادگي قابل اثبات است، تنظيم كرده اند. از استاد فيلم هاي مختلفي مونتاژ كرده اند، از كساني كه در سالهاي گذشته در بين ما و حتي در سطح جامعه معروف به دروغ گويي و ضعيف النفسي بوده اند، براي تخريب هاي تلويزيوني استفاده كرده اند. پيش هر كسي مي رويم مي بينيم چيزهايي مي گويد كه واقعاً و حقيقتاً وجود خارجي ندارد بلكه توهمي است كه با توجيهات دایره مذاهب براي آنها به تصوير كشيده شده. همه با زباني مشترك ما را با فرقان و وهابيان مقايسه مي كنند. هيچ كس به سوالات ما جواب نمي دهد. مي گويند او را رها كنيد و اين تنها راه شماست. مي گوييم اگر به سوالات ما جواب دهيد، باشد اما در همۀ اين سالها و امسال هم هيچكس به ما جوابي نمي دهد.
مي گويند منحرفيم اما هيچكس هنوز انحراف ما را به ما نگفته است. بعد مي گويند شما پاك ترين گروهي هستيد كه ما تا بحال در ايران داشته ايم. مي گويند فرقه هستيد اما چطور دهها تشكل مستقل و پرمحصول غيردولتي، موسسۀ فرهنگي، انجمن زيست محيطي و نشريه كه از ديدگاه كارشناسي در سطح ممتاز عمل كرده اند، مي توانند فرقه باشند؟ ما از نظر علمي و تجربي همۀ مؤلفه هاي ضدفرقه را داريم. چطور مي توانيم يك فرقه باشيم؟ با كدام مناسك ديني، با كدام اعتقاد مجزا ، با كدام نشانۀ علمي و كارشناسي، با كدام هويت فرقه اي؟ كدام فرقه بر پايۀ تفكر و تحقيق استوار است؟ اما همۀ تشكل هاي ما بر پايۀ تفكر و تحقيق اند و بيش از دويست پروژۀ تحقيقاتي و مطالعاتي مبناي كار ماست. كدام فرقه فرهنگ سوال سازي و تحقيق علمي را در جامعه گسترش مي دهد؟
چرا بايد معلم ما را به بدترين و بي سابقه ترين شكل ممكن با دروغ ترين و تحريف شده ترين مطالب تخريب كنند؟ چرا صدا و سيما هر شب در بارۀ ايشان برنامه دارد و در هر برنامه مستقيم و غيرمستقيم به ايشان اشاره مي شود اما او حق ندارد در تلويزيون يا رسانه ها از خود دفاع كند؟
مي گويند مردم به استاد هديه مي دهند اما نمي گويند كه ايشان حتي يك اتاق شخصي هم ندارد و بيشتر اين هدايا هرگز از جانب ايشان پذيرفته نشده و اساساً ايشان هرگز هديه اي دريافت نكرده اند.
چرا مي خواهند ما را به جرم اعتقادمان به دانايي و توانمندي او به زندان ببرند؟ گفتند پروندۀ استاد شما ختم شده بود اما چون به رهبري نامه نوشتيد، بزودي استاد را در زندان خواهيد ديد. چرا؟ آيا عدالت اسلامي و علوي اين است كه مردم را تحت فشار بگذارند، بترسانند يا تطميع كنند تا بلكه بيايند و برعليه او شكايت كنند؟ آيا عدالت علي با طرح شاكي سازي خصوصي، جرم سازي و تحريف اسناد توافق دارد؟ آيا عدالت علي و عدالت اسلامي با قضاوت يك طرفه، با محكوم سازي بدون دفاع همخواني دارد؟ همين حالا افراد زيادي حاضرند براي شما شهادت بدهند كه چگونه از آنها با فشار و تهديد خواسته شده تا برعليه معلم ما شهادت دروغ بدهند و در دادگاه طرح شكايت خصوصي كنند.
آيا حكومت اسلامي اجازه مي دهد كه عضوي از آن را اينچنين ناجوانمردانه، نابرابر و ظالمانه تخريب و بي آبرو كنند؟ اينها مي گويند ما چيزهايي مي دانيم كه شما نمي دانيد. آنچه آنها در بارۀ معلم ما جمع آوري و جعل و مونتاژ كرده اند ما اينها را دوازده سال قبل مي دانستيم. چرا رو در رو و مردانه و سند به سند حرف نمي زنند. همه چيز يا يك طرفه است يا پشت سر يا توأم با ابهام زايي هاي جهت دهنده و بدبين كننده.
اينها مي گويند كه استاد كافر است. اگر هست چطور دهها هزار نفر را به خدا مؤمن كرده؟ آيا ايمان و خداپرستي و توحيد اين همه آدم دروغ است؟ اگر راست است كه محصولات و نشانه هاي آن هم از راستي آن خبر مي دهند، پس آبروي مومن و خانۀ كعبه چه مي شود؟ او كه به همۀ ما اين ايمان و خداپرستي و توحيد دوباره را بخشيد، چرا با چنين دروغ ها و تحريف هايي، با چنين حجم گسترده اي بي آبرو و تخريب مي شود؟ اگر استاد كافر است چگونه تا اين حد مورد توجه جواناني است كه خدا و ايمان به خدا را در گردابها و فرهنگ مسموم و مهاجم گم كرده اند؟ بعضي از شاگردان استاد تا ديروز گم شده در پوچ گرايي يا مشغول به برخي از فعاليتهاي مخرب مانند مصرف مواد مخدر و مانند آن بودند. چطور است كه در اين سالها همّ و غمّ آنها تحقيق و تفكر و تأليف است؟ بارها به ما گفتند شما خيلي خوب هستيد اما او خطرناك و عنصر نامطلوب است. اگر ريشۀ درخت بيمار يا مرده باشد كل درخت و كل ميوه ها اينچنين هستند. چطور ممكن است رأس منحرف باشد و بدنه به قول اينها خوب و مطلوب.
اگر او ناحق است و ما ناحق هستيم، چرا اين آقايان آنطور كه دهها مرتبه به آنها گفتيم يك جلسۀ صريح و شفاف نمي گذارند تا اگر حق با آنها بود ما همۀ حرفهاي آنها را قبول كنيم؟ روش آنها فقط مونتاژ، تحريف، گزينش، حذف ابتدا و انتهاي مطالب و توجيهات ترساننده است. بعد از نامۀ ما به شما كه از طرف همۀ جمعيت ال ياسين، از طرف دهها هزار نفر از اعضاء ال ياسين بود، آنها به شش نفر از حاضران در دوره هاي سخنراني استاد كه (از ميان دهها هزار نفر) به بدنامي معروفند، خواستند براي مسئولين نامه بنويسند و در آن نسبت به استاد بدگويي كنند و از اين طريق حرف ما را خفه و خنثي كنند. سالهاست كه ما به مديران دولتي و غيردولتي آموزش تفكر و مديريت مي دهيم و از اين راه كسب درآمد مي كنيم. كار ما قانوني است. انجمن متفكران و محققان ايران، پژوهشگاههاي تفكر و مديريت و اتاقهاي متعدد فكر و بنيادهاي انديشه از متدهاي كاري ماست اما به همه جا نامه زدند كه قراردادهايشان را با ما منتفي كنند. كلاسهاي آموزش تفكر ما را تعطيل كردند. نشريات تفكري ما را بستند. معلم ما را كه هزاران متفكر، محقق، نويسنده و مدرسان تفكر آموزش داده بود، براي مسئولين و روحانيت، در حد يك مدعي، تشبيه و تقبيح كردند. همۀ راهها را بر ما بسته اند.
مگر ما چكار كرديم؟ چرا با ما اينطور رفتار مي كنند؟ ما اهل تفكريم و در اين زمينه هزاران ساعت كار و تحقيق و تدريس كرده ايم. چرا با چند سوال و جواب همۀ ابهامات را حل نمي كنند؟ چرا همه چيز تا اين حد ظالمانه و تحريف شده است؟
اگر درخواست ما از شما به فشار بيشتر منجر شود ما به چه كسي مي توانيم پناهنده شويم؟ اين كلمات از قلب ما بيرون مي آيد نه از تدبير و تعقل ما. به داد ما برسيد از اين همه ظلم و دروغ و تحريف…

جمعی از اعضای انجمن متفكران و محققان
به نمايندگي از جمعيت ال ياسين

مطالب مرتبط:

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری)

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, فشار تهدید احضار بازجویی اداره ادیان وزارت اطلاعات با ایلیا میم و الاهیون, دانلود ارماگدون, دریافت فایل تصویری ارماگدون, ارماگدون, ارماگدون چیست و کجاست, ارماگدون یعنی,,بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از شاگردان ایلیا میم,پیمان فتاحی,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله,احضار مجدد شاگردان ایلیارام الله ,احضار مجدد شاگردان پیمان فتاحی) به دفتر دایره ادیان ,تعهدی کتبی مبنی بر عدم اعتقاد وارتباط با استاد ایلیا,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله بعد از چهارمین دستگیری وی,باز هم بازجویی پیروان ایلیا «میم»,توهین و فحاشی شدید بازجویان نسبت به استاد ایلیا و تعالیم او,دور جدید بازجویی پیروان ایلیا «میم»,
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

عرفان بی خدا ; دروغ بزرگ

ترویج بیخدایی، یکی از بزرگترین دروغ ها و بی پایه ترین اتهامات ساخته شده در باره اساتید معنوی معاصر است. روحانیت تندروی ایران با الگوگیری از شیوه تبلیغاتی دستگاه نازیسم (به ریاست گوبلز) عمل کرده و بر اساس استراتژی دروغ بزرگ که می گوید دروغ را انچنان بزرگ بگو که باورش کنند، اساتید بزرگ حق را مروج عرفان بیخدا معرفی می کنند. خبرگزاری ها، نشریات، سخنرانی ها و کتب و نرم افزارهای تهیه شده توسط ارگانهای فرهنگی – امنیتی همچون سازمان تبلیغات انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران یا حوزه علمیه قم طی چند سال اخیر به طور مداوم تکرار می کنند که « اين عرفان‌هاي كاذب اعتقادي به وجود خدا ندارند و مردم را به سمتي سوق می دهد كه به جاي اينكه دنبال خدا باشند، به سمت منويات دروني متمايل شوند.»[1]

ساده ترین پاسخ به این دروغ در خود این کذب نهفته است؛ مگر عرفان بدون حضور خداوند امکان پذیر است؟ اصلاح عرفان بیخدا مثل خورشید بدون نور یا اقیانوس بی آب است! اگر بخواهیم عرفان را ریشه یابی کنیم، عرفان از عرف به معنای شناختن، باز شناختن و دانستن بعد از نادانی است. عرفان در اصطلاح یعنی خداشناسی و شناخت حضرت حق تعالی [2]. درکتاب لغت، عرفان علمی از علوم الهی معرفی شده است: «نام علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست. راه و روشی که اهل الله برای شناسائی حق انتخاب کرده اند عرفان مینامند[3]. اوحدی عارف را اینگونه تعریف کرده است: عارفان که جام حق نوشیده اند، رازها دانسته و پوشیده اند و بالاخره از نظر ابن عربی عارف کسی است که خداوند خود را بر او بنمایاند و حالاتی برای او ظاهر گردد که معرف حال اوست.

آیین ها و جریان های معنوی مختلف در سراسر جهان هزاران سال است که هر کدام به روش خود سعی کرده اند تا حقیقت و نور زنده حاضر در جهان را به مردم بشناسانند . یکی از دلایلی که عده ای این جریان ها را تهی از خدا میدانند این است که دگم اندیشانه تصور می کنند که هر روشی غیر از روش دینی و یا خداشناسی که آنها به ان معتقدند، غلط و انحرافی است و تنها آنانند که راه یافته و رستگارند و البته در جایگاهی هستند که بتوانند درباره حقیقت گرا بودن یا نبودن سایرین قضاوت کرده و حکم دهند! و البته جای تعجب نیست که این شیوه و طرز تفکر محصولی جز تفرقه و خداگریزی به دنبال نداشته است.

  • سای بابا و تصویر از خدا

منتقدان مدعی شده اند که از مجموع گفته‌های « سای بابا » درباره خدا به دست می آید که « سای بابا » تصور روشنی از خدا ندارد. از بسیاری گفته ها و تعلیم های او به دست می آید که آنچه اصالت و اهمیت دارد عشق است و عشق یک امر انسانی است.

در اوپانیشادها از خدای «برهمن» و « ایشوارا » خدای یگانه سخن رفته است. طبق این متون، برهما یا خدای خالق، خدایی است فوق صفات كه جز از طریق سلب او را نمی توان شناخت. ساى بابا در مسئله خدا شناسى و پرداختن به خصوصیات خداوندى همواره از تعالیم هندو که مبتنى بر تعدد خدایان (تجلیات خداوند) است فاصله مى گیرد. لکن در صدر و ذیل گفتارهایش درباره خداوند به پیامبران و ادیان توحیدى اشاره مى کند. او در گفت و شنودی با یکی از شاگردان که می پرسد: » شما گفتید که Paramathma بی­شکل، نام­های بی­شماری دارد. آیا تمام نام­ها و شکل­ها یکسان هستند؟ آیا هیچ تفاوتی هم وجود دارد؟ » می گوید « این چه سوالی است! به ­طور قطع تمام نام­ها و صورت­ها یکسان هستند. هر نام و هر صورتی­که پرستش شود ، خداوند فقط همان تجسم حقیقی منحصر به فرد است. درک کردن او از طریق تمام نام­ها و شکل­ها امکان­پذیر است. اما مرید باید به یک نکته توجه کند. خداوند در هر صورتی­که پرستش شود، پرستش مورد علاقه باید برای یک هدف واحد باشد. آرزوی رهایی. فقط باید به خداوند عشق ورزید، نه به­هیچ چیز دیگر. عاشق او باشید. بر روی او تعمق کنید. او باید به­ عینیت برسد. در نهایت، تصمیم بگیرید در او ادغام شوید. فقط باید این آرزوی شدید و تٌُند را داشته باشید

  • خدا در نگاه اشو

مهاجمان اشو معتقدند عرفان اشو عرفان بدون خداست و اگر احیانا در این عرفان، خدا مطرح شود، خدایی است که فقط حکم یک وسیله را دارد، نه هدف.

اما اشو در مورد خدا می گوید : تو فقط می توانی با خدا موفق باشی ، نه بر ضد خدا … لا اله الا ا… خدایی بجز خداوند وجود ندارد .در این عبارت کوتاه تمام ارزش های والای تمام مذاهب گنجانده شده است .خداوند وجود دارد و تنها خداوند وجود دارد . درک نهایی حقیقت، چیزی به جز درک نهایی وحدت در درون هستی تان نیست . این است معنای کلمه خدا . خدا در آسمان ها منتظر شما نیست . او در درون شماست .ولی تنها زمانی می توانید آن را بیابید که یک پارچه شوید زیرا تنها یک می تواند یک را بیابد .[4]

او معتقد است : « بسیاری به جستجوی خدا می‌پردازند بدون اینکه بیاندیشند آیا برای ملاقات با خدا آماده‌اند یا نه؟ آیا آماده‌اند تا خدا به دیدار آنها آید یا نه؟ انان هرگز به این نکته نمی‌اندیشند. تاکید می‌کنم همه چیز را درباره‌ی خدا فراموش کن، تو فقط خودت را آماده کن، تا خدا به دیدار تو آید[5]

چنانچه سخن اتهام زننده را درست بگیریم که اشو عرفان سکولار ارائه میدهد؛ پس نباید هیچ ردپایی از خداوند در تعالیم اشو یافت شود؟! پس چگونه است که یکی از مهمترین تعالیم ایشان آمادگی در حضور خداوند و ملاقات با خداوند است؟ اشو جایگاه خداوند را چنان محترم میشمارد که برای دیدار خدا ، شاگردان و شنوندگان را آماده میکند و به آنها تعالیمی میدهد که منجر به خالص شدن افراد میگردد. استناد به این حدیث حضرت محمد (ص) که می فرمایند : «من عرف نفسه فقد عرف ربه». (کسي که خود را بشناسد خدايش را شناختهاست) نیز زاویه دیگری از نگاه اشو را تایید می کند. از این حدیث اینطور استنباط می شود که خود شناسي و يافتن خويشتن حقيقي خويش از مهم‌ترين مسائل قابل شناخت در نظام هستي و مقدم بر خداشناسی است. خداوند نيز در سوره مائدهآيه 105 مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا عليکم انفسکم». (اي کساني که ايمان آورده‌ايدبه خود بپردازيد).

همچنین اشو می‌گوید: « خدا را نمی‌توان اثبات کرد. امکان مطرح ساختن هیچ بحثی در موافقت یا مخالفت با خدا وجود ندارد. اما اگر خودآگاهی تو شروع به بالیدن کند خدا را احساس خواهی کرد. با رشد بیشتر خودآگاهی، در نگاه تو جسم و ماده ناپدید می‌شود و جهان چهره‌ای الهی به خود می‌گیرد. همه چیز را یک خودآگاهی می‌بینی. این قانون بسیار ساده است. جهان به این دلیل ماده به نظر می‌رسد که تو خودت را یک جسم و ماده می‌انگاری. تو هر چه باشی، دنیا را نیز همانگونه می‌بینی. اگر خودت را یک جسم و ماده بی‌انگاری، دنیا نیز مادی خواهد بود. و هیچ خدایی وجود نخواهد داشت. اگر خودت را یک روح در نظر بگیری، اگر خودت را یک خودآگاهی بدانی، دنیا را نیز خودآگاهی خواهی دید. دنیا یک آیینه است. هر چه تو باشی آنرا باز می‌تاباند. بنابراین تو به آن چیزی می‌رسی که شایسته‌اش هستی. خودآگاه‌تر شو تا دنیا با تو خودآگاه شود. اگر در اوج خودآگاهی قرار بگیری، دنیای مادی ناپدید و همه چیز الهی می‌شود. این تجربه نهایی حقیقت، عشق و شادمانی است.»[6]

  • کريشنا مورتي و نفی خدا؟

منتقدان گفته اند کريشنا مورتي گاه تا حد نفي وجود خدا پيش ميرود و آن خدايي را که تعاليم اديان به شرح و وصف آن مي پردازد، «تصور خدا» مي نامد و معتقدات ديگران درباره خدا را گريزگاهي صرف براي گريختن از رنج گريبان گير بشري ميداند.[7]

در حالی که کریشنا می گوید: «اگر می گویی که خود را بخوبی می شناسی اگر چنین احساس کنی بدان که به هیچ وجه خود را نمی شناسی بلکه فقط پوسته ی بیرونی ضعیفی را می شناسی که اغلب به مهلکه و مخمصه افتاده است. اما «تو»- توی واقعی، جرقه ای از آتش خود پروردگار هستی و خداوند قادر مطلق، درون توست و به همین دلیل چیزی نیست که اگر قصد کنی، نتوانی انجام دهی.»[8]

کریشنا خدا را انکار نمی کند ، حقیقت را نفی نمیکند بلکه اعتقاد سطحی را انکار میکند زیرا به گفته وی اعتقاد سطحی و تقلیدی، انکار حقیقت است . دیدگاهش این است که خود را محدود به کشف آنچه که در کتابها یافت میشود نکنید و دل نبندید زیرا به این دانش حقیقی نمی گویند این دانشی کاذب است . میگوید عقایدی که به کشف نرسد و بدون فهم پذیرفته شده باشد و بر اساس آن عملی کوکورانه و بدون آگاهی صورت بگیرد چنین عملی تقلید است . و چنین عقایدی دانش نیست بلکه عقیده و توهم است و منجر به تعارض و فساد و تباهی می شود نه سازندگی . او می گوید اعتقاد به خدا داشتن ، خداجویی نیست و شما را به خودشناسی نائل نمیکند.

دریافت آزادانه حقیقت فارغ از شرطی شدگی های ذهن، قضاوت ها و باورهای کلیشه ای جوهر تعالیم و آموزه های کریشنامورتی است. او معتقد است تنها ذهنی که بوسیله ی عقیده، ارزش های قیاسی و اعتباری مقید و محصور نگشته است قادر به درک حقیقت خواهد شد.[9] همان دیدگاهی که بسیاری از عارفان نیز به آن معتقدند و در کلام معروف مولوی می خوانیم: پای استدلالیان چوبین بود، پای چوبین سخت بی تمکین بود.

کریشنا (در کتاب نگاه سکوت) در پاسخ این سوال که نظر شما در باره خدا، حقیقت و ماورا چیست؟ می گوید: «دانش، منطق، و عقل را به حقیقت راهی نیست، اینها ابزار کشف حقیقت نیستند … انچه فکر بدان می اندیشد خدا نیست؛ زیرا فکر یک ابزار مادی است، منشا و خاستگاه فکر، یعنی سلول های مغز ماده اند. و شناخت خدا به وسیله یک ابزار مادی غیر ممکن است… زهد، تقوی، تقدس، عشق، و هر ان کیفیت ورای ماده قابل ادراک به وسیله فکر نیست … ادراک ماوراء، خدا، اولوهیت و کیفیت های غیر مادی هنگامی ممکن است که فکر دخالتی نداشته باشد… » (توجه به این نکته لازم است که اثبات وجود خدا به وسیله عقل، با شناخت خدا به وسیله عقل دو امر متفاوت است.)

در جای دیگر (کتاب پر پرواز) می گوید: «در کل جهان دو نوع انسان وجود دارد- آنها که شناخت دارند و آنها که شناخت ندارند و این شناخت و معرفت تنها چیزی است که حائز اهمیت است…انچه مهم است تحقق این شناخت است – شناخت نسبت به مشیت پروردگار برای انسانها. زیرا خداوند تدبری دارد و آن تکامل و تحول است. به محض آنکه انسان این حقیقت را ببیند و نسبت به آن معرفت یابد، دیگر نمی تواند خویشتن را از کسب آن و  یگانگی با آن باز دارد. زیرا حقیت بسیار باشکوه و زیباست . لذا چون (چنین انسانی) شناخت دارد، در جوار پروردگار قرار می گیرد.»

  • دالایی لاما و بودیسم خالی از خدا!

دالايي‌ لاما رهبر معنوي‌ تبتي‌ها و يكي‌ از مهمترين‌ رهبران‌ مذهبي‌ دنياست  با این حال رسانه های وابسته به حکومت در ایران او را متهم به الحاد و بیخدایی نموده اند. آنها مدعی شده اند که خدا در اندیشه های دالایی لاما جایگاهی ندارد ، و اندیشه بودیسم هیچ اصل ثابت و مشخصی به نام خدا ندارد.

بودا اعتراف می کند که درباره ذات خداوند چیزی نمی داند اما بر این باور است که ما برای درمان دردهای خود به یک شفای آسمانی نیاز داریم. در این زمینه می گوید : برای ما قدرت  شفابخش طبیب کافی است. پس بیایید به ظاهر او، شخصیت و صفات و اندیشه های او کاری نداشته باشیم. این چیزها از حد دانش ما بیرون است . تنها چیزی که می دانیم و لارم است بدانیم این است که ما با کمال اطمینان می توانیم دستورهای آسمانی او را برای شفای خویش به کار بندیم.[10]

 البته این اعتراف بودا را در ادیان دیگر هم می بینیم مثلا در سوره مائده هم آمده که عیسی (ع) اشاره دارد به اینکه چیزی از ذات خداوند نمی داند : « {و [ياد کن] هنگامي را که خدا فرمود: اي عيسي پسر مريم، آيا تو به مردم گفتي: من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟ گفت: منزهي تو، مرا نزيبد که [در باره خويشتن] چيزي را که حق من نيست بگويم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مي‌دانستي. آنچه در نفس من است تو مي‌داني، و آنچه در ذات توست من نمي‌دانم، چرا که تو خود، داناي رازهاي نهانی }»[11]

پس می بینیم که اندیشه های بودا بر خلاف قران نیست. ذات خدا هم قابل درک نیست و آن فقط روح خدا است که با انسان در ارتباط است، بودا می گوید که درباره ذات خدا چیزی نمیداند و نمی گوید که نیست بنابراین الحادی دانستن این دین دروغ محض است.

دالایی لاما به خدا اعتقاد دارد و صراحتا می گوید : « در آيين‌ بودايي‌ ايده‌ روشني‌ از خدا نيست‌…. اين‌ آيين‌ ارزش‌هاي‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نيايش‌ و دعا خواندن‌ را اينجا و آنجا پذيرفته‌ است‌…درست‌ است‌ كه‌ تصور كلي‌ از خدا نداريم‌، اما دريافتي‌ از وجود اعلي‌ داريم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نيايش‌ كنيم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشيم‌. »[12]

  • نقش ضعیف خدا در آموزه های شمنیزم؟

در متونی که بر ضد شمنیزم نوشته می شود می خوانیم: در عرفان ساحري خدا يا وجود ندارد و يا چنان نقش ضعيفي در نظام اعتقادي اين مکتب دارد که سالک کم ترين توجهي به خدا و نيروهاي او و قدرت او نمي کند. درکتاب هاي کاستاندا به ندرت با نام «خدا» برخورد مي کنيم و هيچ یادي از پيامبران الهي نمي شود وتبعا نقشی برای ادیان الهی و برنامه وحیانی اداره زندگی بشر لحاظ نمی شود[13]

شمنیزم – تولتک یک نظام باطنی است نه یک مذهب یا نظام دینی که بخواهد به شکل محوری به تعلیم در مورد صفات خدا یا موضع گیری در خصوص نظام پیامبران بپردازد. این نظام باطنی ریشه های چند هزار ساله در بین سرخپوستان دارد. یعنی مردمانی که عملا تا حدود دویست سال پیش اساسا با سایر نقاط دنیا ارتباطی نداشته و اطلاعی از پیام و نظام ادیان و انبیا نیافته بودند. بنابراین انتظاری غیرمعقول است که یک سرخپوست در نظام اندیشه ها و دریافتهایش از همان عبارات و ساختاری استفاده کند که در ادیان ابراهیمی و کتب مقدس استفاده می شود. چنین نگاه مغلطه گونه ای مثل این است که بگوییم مسیحیت از خدا صحبتی نکرده چون در هیچ کجای انجیل عبارت الله به چشم نمی خورد!

سرخپوستان خداوند را در طبیعت یافتند ،خداوند خود را به مانند نیروهایی در طبیعت به آنان نشان داد به مانند روحی که هرگز فانی نیست و نمی شود و همچنین با درک کردن او به رموز و اسرار پی بردند و این خدا بود که برای آنان چنین هویدا شد .و آنها روح جاودان را عقاب نامیدند . شمن ها منشا هستی را حوزه انرژی بیکران و عظیمی می دانند که به وجود آورنده جهان و موجودات است. آنان این حوزۀ مادر را با استفاده از فن «دیدن»مشاهده کردند و از آنجایی که آن را همچون عقاب قیر گون  عظیمی درک کردند،آن را (عقاب) خواندند. دیدن آنان به کشف این واقعیت منجر شد: عقاب یا روح به همۀ موجودات زنده آگاهی می دهد و آگاهی هر موجود زنده ای را نیز در لحظۀ مرگ به خود جذب می کند، به عبارتی از سوی عقاب،آگاهی اولیه ای به هر موجود داده می شود که در هنگام مرگ به سرچشمه اش یعنی عقاب بازگردانده می شود. در ادیان الهی عقیده بر این است که تمامی موجودات از خداوند متعال به وجود می آیند و هر موجودی پس از مرگ به سوی خداوند باز می گردد.

  • ایلیا « میم » ؛ مروج عرفان سکولار؟

بارها در مقالات انتقادی روحانیت تندروی ایران در مورد جریان های معنوی تکرار شده است که :عرفانهای سکولار معجونی از ادیان و مکاتب و علوم مختلف است؛ هیچ یک از این مکاتب، اصالت نداشته و با بهره گیری از ا دیان و علوم مختلف به ویژه روانشناسی به دست آمده اند. مانند آموزه های رام الله یا کریشنا مورتی و سای بابا که ترکیبی از اسلام و روان شناسی و ادیان هندی اند.

این اتهام تحت عنوان تبليغ و ترويج الاهيسم به ایلیا میم نیز زده شد. منتقدان او الاهیسم را به این دلیل که  آن را شامل مسيح گرايي، كثرت گرايي معنوي، معنويت‌ آزاد و تلفيق و پيوند اديان می دانستند، التقاط نامیدند.

در توضیح باید گفت آموزش هاي ايليا «ميم»، الاهيسم خوانده مي شود.[14]الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي. و اصل لااله الا هو در آن محور است.

آموزش‏هاي عمومي او درباره حضور الهي، تجربه عشق الهي، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد. عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي و معرفت باطني اختصاص داشته است.

او می گوید : « خداوند زنده و حاضر را بپرستید زنده سخن می گوید محبت میکند فعال است زندگی می بخشد تغییر می دهد دگرگون می کند زنده می بیند ،می شنود ، می خواهد اراده میکند . آیا خالق و معبود شما زنده است ؟ »

ایلیا میم در حالی به ترویج بیخدایی متهم شده است که شعار محوری تعالیمش « الهی، تسلیم و خدمتگزارم » است و اصل تعالیم الهی را می توان از محوری ترین توصیه ها و تعالیم او دانست. او می گوید :

«تسليم باشيد و خود را براي برخورداري از روح خدا و تجربه حضور خدا آماده سازيد. خداي زنده را بپرستيد تا زنده شويد و خداي زنده را بيابيد و زندگي يابيد.»

« تنها، خداي يگانه و زنده و حاضر را بپرستيد و براساس حضور يگانه او زندگي كنيد. به عهد الهي وفادار بمانيد و در روز و شب خدا را بخوانيد و عهد خود را با خداوند تجديد نماييد. با تمام وجود خود اعتراف كنيد الهي تسليم‏ام و تسليم الهي را تحقق بخشيد.»

« تسليم راز يگانگي و اتصال با هستي لايتناهي الهيست و شناخت خداوند از طريق آن حاصل مي‏شود. تسليم شدگان به اتصال و اتحاد الهي نايل مي‏شوند و آنان در حضور الهي ذوب مي‏شوند، فنا مي‏گردند و تا ابد بقا مي‏يابند.»

او در پاسخ به این سوال که خداوند چطور موجودي است، می گوید : خداوند يگانه آنقدر بزرگ است كه اگر چشم تو به اندازۀ همۀ آسمانها باشد تنها ذره‌اي از آن را مي‌تواني ببيني. خداوند يكيست و جز او نيست. اما خداي تو شبيه خود توست[15]. چون هر كسي شبيه خدايي است كه مي‌پرستد. مي‌فرمايد من براي تو همانم كه درباره ام مي‌انديشي. اگر تو خوبي معلوم است خدايي كه مي‌پرستي خوب است، اگر مهربان و بخشنده‌اي پس معلوم است خداي تو هم مهربان و بخشنده است. خداي تو براي تو همانطور است كه او را مي‌بيني. همانطور آشكار مي‌شود كه انتظارش را داري. و اگر مي‌خواهي ببيني كه چطور آن را ديده اي، ببين چطور به تجربه ات آمده و چطور بر تو آشكار شده است.

و برخلاف ادعای کذب افراط گرایان مذهبی ایران او مردم را نه به سوی منویات دورنی که به سوی پیوند دادن دیگران به خدا می خواند و می گوید : « هر چه ديگران را به روح خدا نزديك تر كنيد روح خود را به روح خداوند نزديك تر كرده ايد هر چه شناخت آنان را از روح الهي كامل تر كنيد شناخت خودتان كامل تر خواهد شد. مردم را با شناساندن روح خدا بيدار كنيد و خواهيد ديد كه چگونه بر بيداري شما افزوده مي شود و بيداري الهي شما را در بر مي گيرد. آنان را ذره ذره از حضور الهي برخوردار كنيد و مي بينيد كه خداوند حضور خود را به شما مي دهد. به زمين ايمان بدهيد تا از آسمان ايمان بگيريد. به تشنگان آب بدهيد تا آسمان بر شما ببارد. حتي اگر خودتان در خوابيد اما با وجود خواب خود، براي بيداري ديگران تلاش كنيد آنگاه شاهد خواهيد بود كه بيدار كنندة الهي در حال بيدار كردن شماست. براي آنكه خدا را به سوي خود بياوريد ديگران را به سوي خدا ببريد اگر مي خواهيد خدا را پايين بياوريد پس ديگران را در خداوند بالا ببريد… و همة اين ها به آن معناست كه انسان را در روح خداوند به خداوند تسليم كنيد و به خدمتگزاري الهي فراخوانيد.»

این دیدگاهها بخش بسیار کوچکی است از تعالیم و آموزه های این اساتید که اکثرا همه زندگی ، برنامه ها و اندیشه های خود را مستقیم یا غیرمستقیم وقف اشاعه حقیقت گرایی در جهان نموده اند. این دیدگاهها با انکه هر کدام ظاهرا پیشینه کاملا متفاوتی دارند و ریشه تعالیمشان در مکاتب و ایین های ظاهرا مجزایی چون هندوئیسم ( در مورد تعالیم سای بابا) ، تانترا (در مورد اشو)، شمنیسم (مربوط به آموزه های دون خوان)، بودائیسم (ریشه تعالیم دالایی لاما) و الاهیسم[16] ( به روایت ایلیا رام الله) است اما عناصر مشترک و واحدی در مورد خداوند در همه آنها به چشم می خورد : اصل وجود آفریدگار جهان، اصل یگانگی او و برنامه حرکت به سوی شناخت و کشف او.

این ابعاد نشان می دهد که با وجود اختلاف در عبارات و اسامی یا توصیفاتی که برای خداوند در این دیدگاهها وجود دارد همه آنها به نوعی و از نگاهی در حال معرفی حقیقتِ نور یگانه خداوند در جهان هستند. که حقیقت یکی است و راهها بسیارند…

منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

http://free-spirituality.org/


[1]سایتهای حکومتی همچون فارس، رجانیوز، موعود، تبیان، حوزه و … روزنامه های کیهان، رسالت، جام جم و … دهها کتاب منتشر شده در نقد جریان های معنوی و صدها همایش برگزار شده در سراسر کشور بخشی از این ماشین تبلیغاتی است.

[2](سعیدی، گل بابا، اصطلاحات ابن عرفانی، ص: 528)

[3]دهخدا، لغت نامه، ج10، ص: 13592

[4]  کتاب تائو ئیزم 1 – اشو

[5]منبع: من درس شهامت میدهم، ص 114 تا 116.

[6]اشو، من درس شهامت می‌دهم، ص 115

[7] نگرشی بر آرا و اندیشه های کریشنا مورتی – نوشتۀ محمد تقی فعالی

[8]از کتاب پر پرواز

[9] از کتاب شادمانیخلاق

[10]از کتاب بودا و اندیشه های او – نوشته سادهاتیسا – ترجمه محمد تقی بهرامی

[11] مائده /116

[12] برگرفته از مصاحبه رامین جهانبگلو با دالایی لاما

http://adyan.porsemani.ir منبع: [13]

[14]تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود.

[15] در برخي از روايات اسلامي و غيراسلامي،‌ به اين موضوع اشاره شده است كه هر كسي خداي خود، به معناي تصور خاص خود از خداوند،‌ را دارد. در احاديث قدسي نيز اين موضوع تكرار شده است مثلاً در جايي كه خداوند مي‌فرمايد من با گمان بنده خويش همراهم.

[16]بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد که ايشان نيز در نقاط مختلف دنيا به اسامي متعددي شناخته شده اند. ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود. گفته مي‌شود که ايشان در رأس نظام جهاني معلمان باطني قرار دارند. ظاهراً الاهيسم جرياني است به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…(برگرفته از کتاب آمین؛ ایلیا یعنی خدا با من است- جلد اول)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: