Posts Tagged With: ذهن

خدا را بخوانید

BEKHANID

“بخوانید”

خدا را بخوانید. بخوانید با زبان، با ذهن و قلب تان و آنگاه بشنوید آن را از زبان روح تان. به هنگام خواندن آگاه باشید که چه کسی را می‌خوانید؟ به یاد داشته باشید که در حضور که هستید؟ خدا را حداقل آن گونه بخوانید که انسانی بیدار، باعظمت، بینا، شنوا، و ناطق را می‌خوانید. بسیاری از مردم به گونه‌ای خدا را می‌خوانند که انگار مرده‌ای را می‌خوانند. به گونه‌ای با خداوند سخن می‌گویند که انگار فردی که وجودش خیالی است، یا در دوردست‌ها سکونت دارد. در حالی که خداوند زنده و حاضر ز خودت به تو نزدیک تر است. او هستی توست… خدا را طوری بخوانید که انتظار پاسخ اش را داشته باشید و خداوند، خوانندة خود را حتی پیش از خوانده شدن پاسخ می‌دهد. اما از راههای خودش و با روش‌های خودش، نه صرفاً آن طور که شما تصور می‌کنید. او با علائم و تغییرات، با القائات، با احساسات و اندیشه‌ها، بخشش‌ها و گرفتن‌ها (و…) پاسخ می‌دهد… به هنگام خواندن پروردگار، آگاه باشید که خداوند از شما جدا نیست. و برای یگانگی و اتصال ذاتی عمیقاً مراقبه کنید که راه گشاست. با خنده و گریه، در خواب و بیداری، در سختی و راحتی (…) و حتی با آهنگ و آواز خدا را بخوانید. بگذارید خداوند زمزمه و زمینة کلام و نگاه شما باشد. با وجد و سرور و شور و شوق او را بخوانید. که خداوند سرور و شادی را دوست می‌دارد. در امورات و فعالیت‌ها، در مسائل و مشکلات و در فشارها و گرفتاری‌ها، او را بخوانید. با ایمان و اعتماد او را بخوانید و همه چیز را به او بسپارید. بدانید که بدون شک پاسخ تان را می‌دهد. لیلکن آن طور که خود می داند و به شکلی که شعور بی کران و قدرت نامحدودش ایجاب می‌کند اگر تشخیص ندادید، اگر ندیدید، و اگر نشنیدید، نگوئید که نیست. زیرا این شمائید که نمی‌بینید و نمی‌شنوید. بسیاری دیده و می‌بینند. شنیده و می‌شنوند. پس عجولانه قضاوت نکنید. اکنون نیز صداها و موجودات بی شماری وجود دارند که ظاهراً نه دیده می‌شوند و نه شنیده، اما آیا این دلیل بر آن است که نیستند؟… خداوند را به گونه‌ای بخوانید که فرزندی پدر و مادر خود را، عاشقی معشوق و محبوب خود را، و بنده‌ای خالق و پروردگار خویش را می‌خواند. خدا را با عشق و حرارت بخوانید. با امید و انتظار. خدا را در وجود خود، و در وجود دیگران، در طبیعت، در آسمان و در زمین بخوانید و صدایش بزنید. در وجود هر آنچه می‌بینید و نمی‌بینید خدا را صدا بزنید و او را بخوانید. تا در وجود همه چیز و همه کس خود را آن طور که خود می داند، آشکار سازد. خدا را آن گونه بخوانید که روح خود را با هر دم و بازدمی و با هر نفسی خدا را بخوانید، که نفس خود نام خداوند است…

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

تنوع گرايي انديشه‌اي و كثرت گرايي ذهني – استادایلیام رام الله

تنوع گرايي انديشه‌اي و كثرت گرايي ذهني[1]

اساس اعتقادات اسلامي از تعليمات پيامبر اسلام (ص) و آن هم از تعليمات جبرئيل (ع) به او حاصل شده است. اگر اين را يك مجموعه اعتقادي غيرمركب بدانيم آن وقت معناي اعتقادات متكثر ملموس‌تر مي‌شود.

مكتبها و انديشه‌ها و جريانات مختلف باطني را گذرانده بودم. هر كدام از اين مكتبهاي باطني مانند قاره‌اي از انديشه‌هاي بي شمار است. سالها هم به موازات آنها و با نگاهي به آنها تفكر كرده بودم بنابراين در بينش و نگاه خود، انديشه‌هاي ديگر و ديدگاههاي مختلف را در نظر داشتم.[2] بخشي از ذهنم تبديل به برآيند انديشه‌ها و آموزه‌هاي مكتبهاي باطني ديگر شده بود و الان هم هست. انديشه‌هاي يونان و مصر باستان، اسلام، مسيحيت، يهوديت و اديان ديگر، انديشه‌هاي هندوئيسم، بوديسم، شمنيزم، اسپريتيزم، تائوئيزم و دهها ايسم و آنتي ايسم و متا ايسم ديگر.

بيش از همۀ آنها، در قرآن و كتاب مقدس تفكر كرده بودم و بسيار بيشتر از بقيه تحت تأثير اينها بودم. اگر كل افكارم را به يك قاره بزرگ تشبيه كنم لااقل يكي از كشورها برآيندي از كليه انديشه‌ها و مكتبهاي باطني بود. نزديك به چهار هزار صفحه دربارۀ انواع روش‌ها و ديدگاههاي علوم باطني نوشتم كه همه، حاصل تفكرات و مشاهداتم بود. تحقيق و تفكر در مكتبها و جريانات باطني برمي گشت به دوران قبل از شانزده سالگي و حالا برآيند و نتايج آن انديشه‌ها در من باقي مانده بود. در اين قاره بزرگ انديشه‌ها، در كنار آن كشوري كه برآيند و عصاره انديشه‌هاي مكتبهاي گوناگون باطني بود يك كشور بسيار بزرگ وجود داشت، كشوري كه مانند يك شبه قاره بود. اينها انديشه‌ها و يافته‌ها و مشاهدات خودم بود. نظريات بنيادي و تئوري‌هاي مبنايي كه آنها را يافته و درك كرده بودم… اما بزرگترين كشور انديشه هايم را از قرآن و كتاب مقدس و معلمان بزرگي چون علي (ع) و ائمه هدي داشتم. كلمات و انديشه‌هاي امام علي (ع) و امام صادق (ع) واقعاً حيرت انگيز و به شدت حكيمانه بودند. اينكه مي‌گويم بودند به خاطر اين است كه دارم موضوع را از ديدگاه گذشته و از نگاه كسي كه با اكثر يا شايد همه جريانهاي باطني آشنايي داشت مي‌گويم. نمي‌دانم، آيا موضوع تكثرگرايي كه در لابلاي تهمتهاي كذب و نسبتهاي دروغ مطرح شده بود، همين است. اگر اين است، كه واقعيت دارد و اگر نيست، اين كماكان واقعيت است و واقعيت‌هاي ديگري هم هست. همين موضوع تبديل به زمينۀ عملي تنوع گرايي و پلوراليزم شد. يعني مثلاً مذهب شيعه را تنها راه اصلي نيل به حقيقت نمي‌دانستم بلكه آن را يكي از راهها مي‌دانستم به موازات راههاي ديگر. گمان نمي‌كنم كه ديگر مسلمانان ايماندار يا مسيحيان يا يهوديان يا امتهاي ديگر، كه به هر نحو به خداوند ايمان دارند و موحد محسوب مي‌شوند، گمراه و در مسير نابودي باشند. فكر مي‌كنم و مي‌كردم كه حتي يك انسان ظاهراً غيرمتشرع، اگر ايمان به خدا داشته باشد و موحد باشد، اگر مهربان و بخشنده باشد، اگر انسان باشد، همين مي‌تواند او را به خداوند بازگرداند و نجات دهد. اگر يك مسيحي، يهودي، زرتشتي، هندو، بودايي يا هر دين و فرقه و غيرفرقه ديگري، اگر واقعاً تسليم و خدمتگزار خدا باشد، او هم نجات يافته است. هر كسي كه به خدا عشق بورزد و خدا را و خلق خدا را دوست داشته او امكان رستگاري معنوي خواهد داشت. خود من مسلمان هستم و اسلام را كاملترين دين خدا مي‌دانم اما معتقدم كه امكان نجات و رستگاري براي همه مردم جهان و همه بشر وجود دارد. خداوند براي هر كسي راهي را قرار داده است حتي براي كساني كه ظاهراً غرق در فساد و گمراهي اند.

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

جستجوی ایلیا, جستجوی رام الله, سرچ پیمان فتاحی, سرچ واژه ایلیا رام الله, سرچ واژه ضد فرقه رام الله, سرچ واژه پیمان فتاحی, افکار و عقاید ضد فرقه رام الله, اعتقادات ضد فرقه ایلیا رام الله, ایلیا میم رام الله را چگونه بشناسیم, استادایلیا را چگونه بشناسیم و ببینیم, چگونه استاد ایلیا رام الله را ببینم, ساخت واژه های دروغی مانند فرقه رام الشیطان و انتساب این القاب استاد ایلیا میم رام الله برای تخریب ایشان, برچسب و اتهام دروغین فرقه رام الله و جمعیت منحرف به شاگردان استاد ایلیا میم رام الله, موراد و برچسب های دروغین و انحرافی و انحراف کننده فرقه رام الله به پیمان فتاحی – استاد ایلیا رام الله – و شاگردانش, تعداد دستگیری های استاد ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی – و شاگردانش و برخوردهای امنیتی با ایشان, برچسب و اتهام انحرافی و منحرف و  دروغ فرقه رام الله به شاگردان ایلیا رام الله, میم رام الله, درباره م رام الله, م رام اله, استاد الیاس, فعالیت خداگرایانه و ترویج تعالیم حق عرفان و معنویت ایلیا م رام الله در تهران و شهرستانها و موج خداگرایی درانسانها, فعالیت و نحوه انتشار تعالیم استاد ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی در اینترنت و فیس بوک و توییتر و سایت ها و وبلاگ های نزدیکان و دوستداران و طرفداران و شاگردان ایشان, برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین سرکرده فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد پیمان فتاحی ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور

[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2]  پيامبر خدا (ص) : دانش را فرا گيريد ، گرچه در چين باشد ؛ زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است .

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مديريت مشاهده اي


(قسمت
 اول توصیه ها به بنیانگذاران انجمن متفکران و محققان)

  •  قبل از آنكه شروع كنيد تمام كنيد و پيش از آنكه برويد، به مقصد برسيد. پس قبل از تصميمات خود دورانديشي كنيد و احتمالات و امتدادهاي ممكن را ببينيد و تدبير كنيد.(1)
  • مديريت را از راه مشاهده مديريت مديران بزرگ و نقايص مديران ناموفق بياموزيد.(2)
  • مسائل بزرگ را در دل مسائل كوچك حل كنيد و از طريق حل مسائل كوچك، به الگوي مسائل بزرگ دست يابيد. (3)
  • از صفر شروع نكنيد. از نقطه پايان پيمايندگان شروع كنيد. نقطه شروعتان نقطه تمام ديگران باشد. (4)
  • اکثر انسانها براي حل مسائل خود متكي به روش‏هاي مرده‏اند چون اكثراً مرده‏اند. آزمون خطا، تقليد كوركورانه، عمل به اولين فكري كه به ذهن مي‏آيد، واكنش بر طبق شرطي‏شدگي‏ها، برخورد خطي و شكننده و سر به سر، غافل از آنكه برخوردهاي مرده بازخوردهاي مرده در پي دارد. (5)
  • وضع توانايي و كارايي مغزي انسان مي‏تواند از چوب خط و چرتكه تا سوپر كامپيوتر و ابر كامپيوتر تغيير كند. طبق اين مثال، توانايي فعال شده و فعاليت مفيد مغزي اكثر انسانها در حد چوب خط و چرتكه متوقف مانده است و اين توقف به حالتي مانند زنگ‏زدگي مغز منجر شده است. به آنچه درباره تفكر گفته‏ام عمل كنيد تا زنگ‏هاي مغزتان زدوده شود و توانايي آن بالا برود و بلكه جهش كند. مي‏توانيد با گاوآهن زمين را شخم بزنيد، گندم بكاريد و ماهها منتظر باشيد، سپس از آن مراقبت كنيد بعد درو كردن و در آسياب دستي ريختن و آرد كردن و در تنور زدن و نان درست كردن. با زحمات زياد مي‏توانيد به محصول نان برسيد اما از راههاي بسيار ساده‏تري و با يك هزارم از آن زمان و انرژي و هزينه مي‏توانيد نان بخوريد و علاوه بر آن از همه غذاهايي كه مي‏خواهيد. اما اكثر مردم مثل كسي زندگي مي‏كنند كه همه زندگي خود را صرف تهيه چند قرص نان آنهم از سخت‏ترين و بدترين راهها كرده است. از آن مردم نباشيد و اگر هستيد جدا شويد. براي حل مسائل از بهترين و متناسب‏ترين روش‏ها استفاده كنيد. (6)
  • براي راه‏اندازي كارها و حل مسائل خطي با دو روش موضوع را اجرا كنيد. روش انقلابي و ضربتي، و روش تثبيتي و سيستماتيك. ابتدا اسكلت ساختمان و زيرساخت كلي را برپا كنيد و سپس به تكميل و تزيين ساختمان بپردازيد. (7)
    فكر را در ذهن
     بچرخانيد. زودهنگام نظر ندهيد. هر فكري كه به ذهنتان مي‏رسد زود براي ديگران طرح‏اش نكنيد. حداكثر ايده‏ها را ببينيد و بهترين ايده‏ها را انتخاب كنيد. نظرات خام و غيرمؤثر و سطحي را بيان نكنيد و مؤثرترين و غني‏ترين و پخته‏ترين انديشه‏هاي ممكن را (به تناسب شرايط) بيان كنيد. (8)
  • هر كاري مي‏توانيد بكنيد نكنيد حداكثر كاري را كه مي‏توانيد انجام دهيد. سقف توانايي شما بالارونده است اگر به سقف برسيد و آنرا فشار دهيد. (9)
  • اولويتها را در نظر بگيريد تا گرفتار اولويتهاي نابه‏هنگام نشويد. (10)
  • كارهاي تفكري خود را قبلاً در كاغذ تيتر بزنيد تا در مغزتان تيتر بخورد. (11)
  • مسائل را از ريشه حل كنيد. شاخ و برگ‏ها چندان مهم نيستند. (12)
  • براي تحقق يك هدف خانوادگي، هماهنگ‏ترين خانواده كاري را بوجود بياوريد و متناسب‏ترين هدف و برنامه را انتخاب كنيد سپس چرخه كاري و جريان تفكري را ايجاد نماييد. (13)
  • در مواجهه با خطر، ابتدا دامنه گسترش خطر را متوقف كنيد. نخست جلوي جريان خطر را بگيريد بعد خطرات وارد شده و وارد نشده را تدبير كنيد. (14)
  • خود را به جواب سياه و سفيد محدود نكنيد. بين سياه تا سفيد هزاران رنگ ديگر هم وجود دارد. بين جواب بله و نه، و مي‏شود يا نمي‏شود هم همينطور. (15)
  • مشكلات را مسائل ببينيد و مسائل را به فرصتها بدل كنيد. (16)
     
  • فراموش نكنيد كه ديگران همانطور مسائل را نمي‏بينند كه شما مي‏بينيد همانطور كه شما هم مثل ديگران نمي‏بينيد. (17)
  • براي بيل زدن  از سوزن استفاده نكنيد سوزن براي دوختن است و بيل براي شخم زدن. بنابراين وقتي كه كاري را به زير دستان خود واگذار مي‏كنيد قابليتها و تناسب‏ها را در نظر بگيريد. و در نظر بگيريد كه با بيل كارهاي زيادي مي‏شود كرد اما بهترين كار آن، هوا را به زمين رساندن است. (18)
  • از جايي شروع كنيد كه ديگران تمام كرده‏اند. ديگراني كه معتبر بوده و نتايج كارشان قابل قبول است. از تكرار غير لازم كارها و روندها اجتناب كنيد. (19)
  • الگوهاي موفق در هرï زمينه‏اي راهي را طي كرده‏اند كه احتمالاً شما در آن زمينه مي‏خواهيد طي كنيد. بنابراين بهتر است از محصول نهايي استفاده كنيد. تا حد امكان و بنا بر لزوم از شبيه‏سازي الگوهاي موفق مربوط به كار خود استفاده كنيد. (20)
  • براي عبور از وضعيتهاي مختلف از انواع گوناگون سؤال پرسيدن حداكثر استفاده را بكنيد. بسياري از درها، با سؤالات متناسب گشوده مي‏شوند و بسياري از مسائل فقط از اين طريق حل مي‏شوند. (21)
  • چيزي را كه مي‏گوييد، قبلاً ببينيد و بشنويد. فقط با لبهايتان حرف نزنيد. با چشم‏ها و گوشها و حركاتتان هم حرف بزنيد. اگر ببينيد چه مي‏گوييد چشم‏هاي ديگران نيز به ديدن نزديك مي‏شود. (22)
  •  قبل از آنكه بخواهيد به كسي آموزش دهيد، او را بشناسيد اگر نشناسيد چگونه مي‏توانيد خود را با او هماهنگ كنيد و جاي او بگذاريد. (23)
    اگر چيزي را كه مي‏گوييد ببينيد چيزي كه از شما شنيده مي‏شود ديدني مي‏گردد.(24)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

سوال درباره سوال

1 – چه ارزشى در سؤال كردن است كه بر آن تأكيد مى‏كنيد؟
سؤال حامل جواب است و با دانستن آن دانستن جواب ممكن مى‏گردد. سؤال ذهن را متمركز مى‏كند و به راهبرد و بستر توجه تبديل مى‏شود. هر مشكلى حفره‏هايى دارد كه اگر از طريق آن حفره‏ها به آن وارد شوى مى‏توانى از درون آن به نابوديش كه حلّ آن است اقدام كنى و آنرا كه مانع حركت تو است از ميان بردارى. براى ورود به اين حفره‏ها وسيله‏اى نياز دارى كه آن سؤال است. با طرح آن امكان گزينش اطلاعات مورد نظرت و دانستن خودآگاهانه آنچه مى‏خواهى فراهم مى‏شود. با پرسش امكان جستجو فراهم است و ذهن خودبخود فعال مى‏شود.

2 – چگونه مشكل به وجود مى‏آيد؟
از اين نگاه، مشكل صورت اوليه مسئله است كه ناشى از ابهام و آشفتگى و پيچيدگى است. سؤال، معلوم كردن، نظم‏بخشى، و قابل‏حل كردن اين آشفتگى است.

3 – تعريف سؤال چيست؟
در يك نگاه كنشى است كه واكنش آن جواب مى‏باشد. جريانى منفى است و چون در طبيعت اين جهان هر چيزى با عكس خودش همراه است و هر سرى همسر مى‏طلبد بنابراين به جذب جريان مثبت كه همان پاسخ است منجر شده و جريان نه مثبت نه منفى آگاهى را بوجود مى‏آورد. سؤال نوعى خلأسازى براى جواب است اما طبيعت خلأپذير نيست پس سؤال كه آمد جواب هم آمدنى مى‏شود.

4 – براى درك بهتر از موضوع سؤال و تفكر آيا ممكن است مثال بزنيد؟
براى استخراج معدن به قصد توانگرى بايد شرايطى را فراهم كنى. حدس معدن، كشف معدن، اطمينان از كشف، عمليات اكتشاف، استخراج و عرضه محصولات. هر يك از اين مراحل نيز شرايط خاص خود را دارد.
براى استخراج، شما به وسيله‏اى براى شكافتن زمين و رفتن به درون آن نيازمنديد. سؤال مانند آن مته‏ايست كه بوسيله آن زمين را حفر مى‏كنيد تا به معدن برسيد. مثل نوك داركوبى است كه براى يافتن غذا ناگزير است بر پيكر درختان بكوبد و حشرات و شيره‏هاى گياهى را از زير پوست درخت پيدا كند. مثل تورى است كه مى‏خواهى پرنده‏اى را با آن صيد كنى. لازم است حلقه‏هاى اين تور و نوع ريسمان آن متناسب با پرنده و شرايط صيد باشد و نيز بدرستى و به هنگام، پرتاب شود.

 5 – مهمترين سؤال چيست؟
اين مهمترين براى هر يك از انسانها متفاوت است. آنرا بايد پيدا كرد و شايد براحتى هم پيدا نشود. مهمترين، آن سؤالى است كه كليدى‏ترين تغيير را در آگاهى تو پديد مى‏آورد و مؤثرترين عبور را برايت فراهم مى‏كند. سؤالى كه حياتى‏ترين چيزى را كه اكنون بايد بدانى، بر تو آشكار مى‏كند.

6 – آيا سؤالى هست كه بتواند براى همه، مهمترين محسوب شود؟ سؤالى كه در رأس همه سؤالات ديگر باشد؟
»من كيستم« است كه مادر سؤالات و مهمترين سؤال براى همه انسانهاست. كسى كه پاسخ آن را كشف كرده پاسخ همه سؤالات را يافته است و كسى كه پاسخ همه سؤالات را مى‏داند قادر است از همه چيز عبور كند و همه چيز را در اقتدار و اختيار خود داشته باشد.

7 – آيا بايد به »همه سؤالات« جواب داد؟ آيا ممكن است به اين سؤال جوابى خلاقانه و كافى بدهيد. اين يكى از معضلات است.(1)
حتى اگر هم مى‏توانيد اما به همه سؤالات يا به سؤالاتى كه همه دارند يا به همه سؤالاتى كه در شما هست يا به سؤالات همه زندگى‏تان يا به سؤالاتى كه همه از شما دارند يا به همه سؤالاتى كه شما از خود داريد يا به همه سؤالاتى كه در دل سؤالات است يا به سؤالاتى كه همه از خود دارند يا به همه سؤالاتى كه ساخته و پرداخته‏ايد يا به سؤالاتى كه همه جوابش را مى‏دانند يا به سؤالاتى كه همه را به انحراف كشانده يا به سؤالاتى كه بر پايه فراموشى همه است يا به همه سؤالاتى كه يكى را فراموش كرده يا به سؤالاتى كه همه‏اش ابهام است يا به سؤالاتى كه همه از همديگر دارند… پاسخ ندهيد.

»بازنويسى يك گفت و شنود«

منبع:  کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: