Posts Tagged With: راما الله

ادارۀ اديان وزارت اطلاعات به من فشار می آورد شهادت دروغ بدهم(نامه تصویری به رهبر ایران) -قسمت 3

بخش سوم از افشاگری‌های مهندس محمد اصغری‌نیا (مدیر مسئول نشریه حرکت دهندگان) درباره شگردهای بازجویان دایره مذاهب وزارت اطلاعات در استفاده ابزاری از زندانیان امنیتی، وعده‌ها و تطمیع‌های آنان که در سیر برخورد با ایلیا رام الله ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (الاهیون ایران – جمعیت ال یاسین) از سال 1386 صورت گرفت. گفتنی است که ایلیا «میم» تا کنون 4 بار توسط دستگاه امنیتی ایران بازداشت شده و مجموعا 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شکنجه‌های شدید جمسی و روانی به سر برده است. این فیلم که در واقع نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی و مربوط به سال 1387 بوده است در 4 قسمت منتشر شد.


سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام الله

الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر

 

به روايت يكي از شاگردان

ايسم‌هاي معنوي با قدرت و به سرعت همه جا را مي‌گرفت. چند دهه قبل، فضاي معنوي آمريكا توسط بعضي از معلمين شرقي كه اكثراً هم از هندوستان بودند فتح شده بود. اين معلمان مانند سرنشينان كشتي كريستف كلمب بودند كه در رأس آنها راماكريشنا و شاگرد او ويوكاناندا قرار داشتند. بعد از سخنراني ويوكاناندا موج‌هاي شرقي گرايي پي در پي حيطه‌هاي معنوي آمريكا را فتح مي‌كرد و به تصاحب مستتر فرهنگ معنوي شرق و عمدتاً هند دامن مي‌زد. معلمان و مبلغان ديگر فرهنگ كهن هند هم يك به يك از راه رسيدند و هر كدام منطقۀ بزرگي از ذهن و زمان آمريكا و سپس اروپا را فتح كردند. يوگاناندا، كريشنامورتي، ماهاريشي، اشو راجنيش، پرابهوپادا، ساي بابا، و ديگران. آمريكا و دنبالۀ آن كه اروپا بود شديداً تحت تأثير معنويت هندي قرار گرفته بود. برخي از اين افراد [مانند يوگاناندا] به كاخ سفيد هم رفت و آمد داشتند. جريانهاي مسيحي در برابر اين امواج فراگير و قدرتمند، هر روز ضعيف‌تر مي‌شدند و ميدانهاي جديدي را واگذار مي‌كردند. مردمي كه از افرادي مانند ساتياساي بابا، كريشنا مورتي، راجنيش و ماهاريشي الهام مي‌گرفتند صدها بار بيشتر از كساني بودند كه مثلاً از رئيس جمهور آمريكا الهام پذيري داشتند. آمريكا و اروپا داشت پر مي‌شد از جريانهاي معنوي هندي و در مرحلۀ بعد چيني. نفوذ معنوي چين عمدتاً از طريق جريان ذن و ورزش‌هاي رزمي از نوع چيني بود…

در اوج اين استحاله و غلبۀ معنوي، مسئولين آمريكايي تصميم گرفتند راجنيش را از ايالات متحده اخراج كنند و اين تصميم خود به جهش جديدي در تولد و تكثير انديشه‌هاي هندگرا و بويژه انديشه‌هاي راجنيش، در آمريكا و اروپا و ديگر كشورها منجر شد.

مسئولان آمريكايي براي برخورد با اين پديده فراگير تدابير ديگري را اتخاذ كردند و روش‌هاي نرم و چندوجهي را به كار بردند… بنيادگرايان يهودي و مسيحي فعال شدند. چند انجمن و سازمان بزرگ تبليغ مسيحيت به شيوه جديد وارد عرصه شد. به جريانهاي داخلي ميدان داده شد. بنابراين دهها جريان جديد وارد ميدان شدند. معماران امنيتي آمريكا راه را نه در سركوب و مقابله خشن با جريانهاي وارداتي بلكه در بالا بردن توان توليد و قدرت پاسخگويي يافتند و البته از راههاي ديگر، راههايي مانند كنترل و جهت دهي به جريانات وارد شده و تصرف نامحسوس مركز ثقل آنها…

بنابراين دهها جريان جديد بوجود آمد يا اينكه از حالت ناآشكار خارج و در سطح اجتماع ظاهر شد. سازمان علم مسيحي، كليساهاي خانگي، جرياناتي مانند هيپنوتيزم، اكنكار، ساينتولوژي، شمنيزم (و تنسكريتي)، ان ال پي و داستان پردامنه‌اي به نام تكنيكهاي موفقيت.

بعد از فروپاشي بلوك شرق و با قدرت گرفتن فرآيند جهاني شدن، كشورهاي اروپاي شرقي و خود روسيه هم هر چه بيشتر در معرض اين موج پيش رونده قرار گرفتند. تعداد مراكز مرتبط با يوگا و مدي تيشن در جهان دهها مرتبه از تعداد كليساها، مساجد و كنيسه‌ها بيشتر شد و امروز هم بيشتر است…

اين امواج با وجود همۀ كنترل‌ها و مقاومت‌ها به ايران هم رسيد. جريانهاي يوگايي، كريشنايي، ساي بابايي، تي ام، تانترا، فالون كنگ و مانند اينها در همه جاي ايران و مخصوصاً در تهران ظاهر شده بود. ايسم‌هاي معنوي به دور از چشم متصديان فرهنگي در حال تحكيم ريشه‌هاي خود بودند. اكيست ها، ساينتولوژيست ها، تانتريست ها، يوگيست‌ها و بسياري ايسم‌هاي ديگر. جوانان و مردمي كه به اين جريانات گرايش يا تعلق خاطر داشتند، عموماً نيتي جز خداگرايي و تجربه معنويت نداشتند و حتي مي توان گفت از نظر هوشمندي معنوي، در سطوح بالاي جامعه قرار داشتند.

اما متأسفانه اثر آشكار و مستقيمي از خداوند زنده و حاضر، اثري از لااله الا الله، بسم الله الرحمن الرحيم، قل هوالله احد و اثري از توحيد و يگانگي در بعضي از اين داستانها ديده نمي‌شد. بيشتر آنها به نحوي درباره خدا حرف مي زدند اما پيام لااله الا الله آنقدر در آنها مبهم و مستتر بود كه شايد تنها متخصصان اين زمينه مي‌توانستند آن را بيابند و البته در بعضي از آنها چنين پيامي وجود نداشت يا حتي پيامي متضاد دريافت مي‌شد. در ميدان شلوغ اين ايسم‌ها ايليا از «الله ايسم» حرف زد كه براي مردم به صورت الاهيسم به معناي خداگرايي، خدامحوري، خداباوري، خدادوستي و تسليم الهي بيان شده بود. الله ايسم واكنش و دكتريني بود كه ايليا در مقابل ايسم‌هاي مختلف مطرح كرد و تفاوتهاي زيادي با الاهيسم (كه از ريشه و سابقه‌اي كهن برخوردار بود) داشت اما در بين مردم اين دو مفهوم يكي تلقي مي‌شدند. الاهيسمي كه ايليا بعداً مطرح كرد يك روايت متفاوت، كامل و جامع و هماهنگ از الاهيسم كهن بود و با اطمينان كامل مي‌توان گفت آموزه‌هاي الاهيسم كه توسط ايليا تفسير و تبيين شده جذابترين، قويترين و كاملترين تفسير الاهيسم محسوب مي‌شد اما روايات ديگري نيز از الاهيسم وجود داشت كه توسط اساتيد مختلف در نقاط مختلف دنيا و در زمانهاي مختلف بيان شده بود. كتابهاي متعددي وجود دارند كه بيانگر اين روايات مختلف مي‌باشند.

ما الاهيسم را ترجمه‌اي از عبارت لااله الا الله مي‌دانستيم و الاهيون را كساني كه واقعاً و عملاً به لااله الا الله معتقد هستند و با آن زندگي مي‌كنند. الاهيسم مكتبي كهن و بسيار عميق بود و در ميان مكتبهاي باطني، بوضوح كاملترين، عالي ترين و قديمي ترين مكتب باطني محسوب مي‌شود. تاريخ الاهيسم به هزاران سال قبل بازمي گردد و ايليا آن را از معلمي بزرگ كه به او معلم جهاني مي‌گفت، آموخته بود.

«اولين و عملي‏ترين نتيجة لا اله الا الله اين است كه همه چيز تسليم و در تصرف خداست و همگان مي‏بايست خود را آگاهانه تسليم خداوند نمايند.»

… در اين زمان ايليا سعي كرد الاهيسم را با شرايط زمان و مكان بيشتر هماهنگ كند و آنرا به تناسب مسائل اين عصر و شرايط موجود تفسير و تبيين نمايد. او سعي كرد كهن ترين و جديدترين علوم باطني را، همۀ روشهاي تفكر خلاق را و كاملترين و عميق ترين انديشه‌هاي معنوي اين عصر را در زير سايۀ الله ايسم گردآورد و همه را با خداگرايي و توحيد هم جهت و موافق كند.

خداوند چنان با او بود و اسم خداوند آنچنان قدرتمند و شديد از او حمايت مي‌كرد كه اجازه نمي‌داد هيچ انديشه‌اي از جريانات غيرالهي بتواند حتي براي لحظه‌اي در برابر اين حركت كه مبناي خود را لااله الاهو مي‌ديد بايستد…

بسياري از كساني كه به جريانهاي انحرافي (مانند فرقه هاي روان گردان…) مبتلا شده بودند، دوباره به سمت خداگرايي و بازگشت به خداوند جهت گرفتند.[1] در سوال و جوابهايي كه با ايليا در جلسات عمومي مطرح مي‌شد يا برخي مناظره‌هاي كوتاه، همۀ آن انديشه‌ها در برابر انديشه كائناتي لااله الا الله بلافاصله محو مي‌شد. لااله الا الله تبديل به اولين شعار ما شده بود كه آن را به صورت لااله الاهو بيان مي‌كرديم از اين جهت كه ظاهراً و البته ظاهراً، انعطاف پذيري و گسترۀ شنيداري بيشتري براي عبارت لااله الا هو وجود داشت.

 

«يكي از كليدي ترين اصول الاهيسم اين است كه حقيقت يكيست اما راه‌هاي وصول به حقيقت بيشمار است. خورشيد يكي است اما از نقاط بيشماري مي‌توان به آن نگاه كرد و به سوي آن رفت.»

طرح لا اله الا الله به سرعت در همۀ نمادهايي كه به نحوي مرتبط با حركت بود، اعم از موسسات، انجمن‌ها و تشكل‌هاي ديگر قرار گرفت. آرم اصلي ال ياسين يك «لا» بود كه در آن «اله الا الله» هم آمده بود. آرم نشرتعاليم حق، كتاب تعاليم حق و بيشتر مراكز وابسته، الهام گرفته از لااله الا الله بود اما بعداً از دشمنان خود مي‌شنيديم كه اين آرم‌ها صهيونيستي است يا مربوط به فراماسونرهاست يا چيزهايي از اين قبيل كه البته اينها حرفهايي بي اساس بودند. [2]

… مسئله الاهيسم و الاهيون هنوز آشكارا مطرح نشده بود و صرفاً چند تن از نزديكان از آن خبر داشتند. البته در اين سالها هيچ وقت ديگر هم آشكارا مطرح نشد چون خطر بزرگي در بيان آن وجود داشت. اين احتمال به قوت وجود داشت كه خود ما هم تبديل به يك فرقه شويم. ايليا كاملاً مراقب بود كه اين جريان فكري به يك فرقه تبديل نشود. او حتي براي اين منظور مركز تحقيقات فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را راه اندازي كرد كه از طريق آن همه جريانهاي معنوي، چه مثبت و چه منفي، همه فرقه ها، ضدفرقه‌ها و پديده‌هاي نوين ذهن گرا يا معنويت گرا را عميقاً و به طور مستمر رصد مي‌كرديم و تحت بررسي داشتيم. ايليا نمي‌خواست كه به سرنوشت ديگراني كه آنها را اتفاقاً خوب مي‌شناخت مبتلا شود و نمي‌خواست در جاي پاي مدعيان، پا بگذارد. نمي‌خواست پيرامون او جريان جديدي درست شود. او همۀ اين سالها را در بارۀ خدا و خداگرايي، در بارۀ اسم خدا و روح خدا، در بارۀ تسليم الهي، ايمان الهي و عشق الهي، در بارۀ توجه به خدا و حضور الهي حرف زده بود و تا جايي كه ما مي‌ديديم و تجربه مي‌كرديم و مردم اعتراف كردند اكثر كساني كه با آنان برخورد كرده بود به خداوند، به كلام خدا، به نور تفكر و به روشنايي تحقيق پيوند خورده بودند، اما هيچ وقت شرايط آن مهيا نشد كه او آشكارا و بي پرده دربارۀ الاهيسم (الاهيسم باطني و كهن) حرف بزند. كتابهاي مرتبط با الاهيسم، انواع شاخه‌هاي باطني كه همگي از تنه لااله الا هو استخراج شده بودند، سالها آمادۀ انتشار بود اما هيچ يك از آنها منتشر نشد. فقط سي چهل جلد از يكي از اين كتب و آن هم براي دوستان نزديكي كه در ايران يا خارج از ايران بودند، تهيه شد.

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان, حزب اللهی, دکترین, همانندترین, واجبات, ظریف, ادعا,  مروج اسلام امریکایی, وهابیت, مسیحیت,  رحمت و نور, قران, کتب مقدس, قدیس, قدوسیت, خدای متعال,  شیوه هماهنگ, محسوس, دسترس, مستجاب, تسلیم و خدمتگزار, شهرت, معروفیت, کلاهبردار, شیاد, نفسانیات, نیت خودبینی, قدرت طلبی, تعلیمات, شبکه های ماهواره, مشهور, استخر, توکل, تفسیر بسم الله الرحمن,  مختصر, تصدیق, قران , تفکرات, مجوز, غرض, سوءنیت,  مجذوب, تخلفات فرهنگی, اقتصادی, شکایت, عشق,  اصرار, رایگان, مضحک, متناقض, دانایی؛ التقاطی, معنویت, منکر,  مصری, یونانی, سیبری, هندی, چینی, شیاد, تسلیم الهی, ذکر الهی, شهوات, ریاکار, دروغگو,  موادمخدر, تخدیرکننده, حاکمیت اسلامی, تبلیغ خدا , کلام خدا, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم, تسلیم و خدمتگزار, رام الله, التقاط, هندوئیسم, کبیر, خدا, اواتار, فلسطین,  لقب, تفلید, بزرگان, دکتر, اعتماد, تدریس, دانشجو, شوخی, محرمانه, لائیک, علوم اسراری, روشهای باطنی, خط قرمز, مکتب, زیستن هماهنگ, انعطاف پذیری, طبیعی,  میوه, شخصیت, موج, کانال, ویِژگی, باطنی, مستعد,  تفکر, هنرجو, علوم باطنی, صادمیم, باطن گرا, نارها, صید ارواح, سیال, عیسی مسیح, هر صید, حواریون, انبیاء, الیاس نبی, الیسع, اسم, ارتعاشات, کالبد انرژی, جوهر, اسم اعظم, دکترین, قابلیت باطنی,  خدمتگزار, تسلیم, مطیع,  ایمان, توکل, متافیزیک, توانایی, دانش غیر متعارف, تحصیلات, رویاها, روح الله, مشاهدات, طبیعت, ال یاسین,  زنده, شاهد, جلد, حامیم, اعجوبه,  فیض, رحمت, تعلیم, علم لدنی, انسان,  نبوت, مژده, متولد, معجزه, حزب الله, لاعلاج, جنگ لبنان, سونامی اندونزی, روغن زیتون, قارچ, شفادهی بیماران, اسراییل, نشانه شناسی, اعجاب, مرغ بریان, زلزله, بیماران, لاعلاج,  قوانین, جنون, بیماری, ارعاب, تهدید, شیعه, علی, لا اله الا هو, خدمتگزار, الحی القیوم, فرشاد مرادی, تعالیم حق, جنون, تصادفی, حلقه, پیما الهی, فحاشی, تصادف,  خلاق, معجزات, هولوگرافیک, کوانتوم, نسبیت, ابر ریسمانها, فلسفه کهن باطنی, قوه خلاقه, دره, تصرف, سکان روح, اگاهی, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز

[1] وقتي كه ناقوسهاي بزرگ به صدا در مي‌آيد صداي زنگهاي كوچك شنيده نمي‌شود. ضرب المثلی از یوگسلاوی

[2]  به قضاوت عمل بسنده نکن. ببين انگيزه عمل چه بود تا هر کس چنانکه هست خود را به تو بنماياند. کنفسيوس

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مروری بر عقاید و تفکرات دالایی لاما؛ نماد صلح جهانی

دالایی لاما؛ آموزگار اصل عدم خشونت و نماد صلح جهانی

تنزین گیاتسو مشهور به دالایی لامای چهاردهم  به عنوان آموزگار بزرگ اصل عدم خشونت حتی بیش از آنچه در باره ماهاتما گاندی و نلسون ماندلا گفته می‌شود، بیشتر عمر خود را در راه برقراری صلح و دوستی میان مردم تبت با دولت چین و نیز گسترش صلح در جهان صرف کرده‌است. دالایی لاما رهبر معنوی تبت و از رهبران اصلی اپوزیسیون چین می باشد. اکثر مردم جهان او را بعنوان نمادی از محبت و انعطاف پذیری و آسان گیری می شناسند. مقامات دولت چنین نیز دالایی لاما را به خرابکار، تجزیه طلب و دروغگویی متهم کرده اند و خصوصا بعد از آنکه دالایی لاما دولت چین را به دنبال کردن سیاست «نسل کشی فرهنگی» در تبت متهم نمود، واکنش مقامات چینی را بیش از پیش علیه خود برانگیخت. همچنین از دیدگاه روحانیت تندرو و دستگاه های مذهبی امنیتی ایران و رسانه های وابسته به آن، دالایی لاما مروج کفر و بی دینی، عامل سازمان سیا و موساد بوده و در اصل یک صحیونیست است! اما در مقابل تبلیغات منفی دولت های سرکوبگر و غیردموکراتیکی نظیر چین و ایران، دالایی لاما در نقاط مختلف جهان طرفداران بسیار زیادی دارد و امروزه شهرت‌ و نفوذ او‌ بسی‌ فراتر از جامعه‌ ۶ میلیون‌ پیروان‌ تبتی‌ است. بنابر نتيجه نظرسنجي مجله آلماني اشپيگل، دالاي لاما در آلمان از پاپ که يک آلماني است محبوبيت بيشتري دارد. او به شدت مخالف روش هاي خشونت آميز بوده و همواره معتقد است راه حل مناسبي براي دستيابي تبت به خودمختاري حقيقي وجود دارد. هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، دالایی لاما در مقام اول در رده «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت. تلاشهای غیر خشونت آمیز دالایی لاما در راه حفظ فرهنگ تبت و آزادی این منطقه جایزه صلح نوبل سال 1989 را برای او به همراه داشت. در سال 2006 شهروند افتخاری کانادا را پذیرفت و در سال 2007 نشان طلای کنگره ایالات متحده به او اهدا شد.
دالایی‌لاما در راستای به رسمیت شناخته‌شدن پیام صلح، رویکرد غیرخشونت‌آمیز، درک بین ادیان، مسئولیت‌پذیری و محبت جهانی خود تاکنون بیش از 84 جایزه، دکترای افتخاری، تقدیرنامه و غیره دریافت کرده است. وی همچنین تاکنون بیش از 72 جلد کتاب از جمله «تبت من»، «مهربانی، وضوح وبینش» و » اتحادیه خوشی و پوچی» منتشر کرده است.
رهبر معنوی بوداییان تبت برای ارائه درسهای معنوی به دانشگاه کالگاری کانادا و همچنین به مؤسسه هندی مدیریت در دهلی نو برای تدریس مدیریت رفته است اگر چه وی هیچ زمینه ای در مدیریت ندارد اما مدیر روابط عمومی موسسه هندی مدیریت می گوید: تعهد دالایی لاما به ارتقای ارزشهای انسانی چون: محبت، تساهل، قناعت و خویشتنداری درخور توجه و تجزیه و تحلیل است. این صفات مدیریت بوده و دالایی‌لاما به ما کمک می‌کند در آینده بتوانیم مدیریت را برعهده گیرید می‌تواند ما را در یادگیری مرزهای جدید در مدیریت یاری نماید.
به اعتقاد این معلم معنوی، صلح درونی مى تواند صلح و آرامش بیرونى را در پى داشته باشد و دیگران بسیاری از کتاب ها و سخنرانی های او را گنجینه ای برای بهتر زیستن و خودشناسی می دانند.
***
دالایی لامای زمان و خرد جمعی
دالایی لاما، که در اصل تنزین گیاتسو نام دارد،  در سال 1935 متولد شد و آموزش او در زمینه مسایل دینی بوداییان تبتی و همچنین سایر علوم و زبان های خارجی از سن چهار سالگی آغاز شد. تنزین گیاتسو یکی از شانزده فرزند یک خانواده کشاورز در استان «آمدو» تبت بود و در همان سن دو سالگی به عنوان حامل روح و خرد تناسخ یافته دالایی لامای سیزدهم و جانشین او اعلام شد و دالایی لامای چهاردهم نام گرفت.
دالایی لاما لقبی است که به رهبر دینی بوداییان تبت داده می‌شود. دالایی لاما عنوان رهبر دینی تبت از قرن چهاردهم میلادی به بعد است و به اعتقاد بوداییان تبتی، در هر دوره، روح یا خرد جمعی تمامی دارندگان قبلی این مقام در دالایی لامای زمان تناسخ می یابد. در حال حاضر ابن لقب به تنزین گیاتسو اعطا شده‌است. دالایی لاما بر رهبران هر چهار مکتب بودایی برتری دارد. در خلال سده ۱۷ تا سال ۱۹۵۹، دالایی لاما رئیس حکومت تبت بود و از اقامت‌گاه خود در قصر پوتالا که در شهر لهاسا قرار داشت، بر بخش بزرگی از این سرزمین فرمان‌روایی می‌کرد. برای دالایی لاما اغلب پیش از این لقب، عنوان «حضرت مقدس» به‌کار می‌رود. پیروان دالایی لاما بر این باورند که بیدارگر بوداسف مهرورزی که اولوکیتشوارا نام دارد مانند همه زندگان باززایی دارد و دالایی لاما همان بیدارگر مهرورزی در جسمی جدید است. واژه دالایی در زبان مغولی به معنی «اقیانوس» است و لاما (بلا ما) معادل تبتی واژه پیر در معنی مرشد است.
پس از مرگ هر دالایی لاما، راهبان ارشد بودایی بر اساس پیشگوی رسمی تبت جستجو برای یافتن فردی با خصوصیات پیش بینی شده، از جمله آگاهی غیر اکتسابی از برخی اشیا یا مشخصات دالایی لامای قبلی، را آغاز می کنند. این فرد که، ممکن است کودکی خردسال باشد، توسط رهبران ارشد دینی آموزش می یابد و رهبری روحانی و سیاسی تبتیان را بر عهده می گیرد.
دارندگان این عنوان از قرن هفدهم در راس تشکیلات سیاسی تبت قرار داشته اند و در فاصله سقوط نظام سلطنت در چین در اوایل قرن بیستم تا پیروزی کمونیست ها در سال 1949 میلادی کمابیش از استقلال کامل در حکومت بر این سرزمین برخوردار بودند.
***
گوشه ای از برخوردها با دالایی لاما و پیروانش
دالایی لاما در سن پانزده سالگی به عنوان رهبر سیاسی تبت بر تخت نشست در حالیکه نیروهای جمهوری خلق چین مجددا این سرزمین را به اشغال درآورده بودند. در پی این تحول، دالایی لاما توافقی را در مورد حدود اختیارات دولت محلی تبت با مقامات چینی امضا کرد و بر اساس آن، از سوی چین به عنوان رئیس کمیته مقدماتی منطقه خودمختار تبت شناخته شد.
در سال 1956، مردم تبت علیه آنچه که فشار دولت چین بر دولت محلی خود می دانستند قیام کردند که تا سال 1959 و سرکوب خشونت آمیز این قیام به دست ارتش سرخ چین ادامه داشت. پس از سرکوب این قیام، دالایی لاما همراه با جمعی از رهبران تبتی این سرزمین را ترک کرد و در هند دولت در تبعید تبت را تشکیل داد. بعد از این واقعه حدود 80 هزار پناهنده تبتي هم به او پيوستند و هم اکنون بيشتر از 120 هزار تبتي در تبعيد و به دور از وطن در هند زندگي مي کنند.
اندیشه های جهانی و تلاش های بین المللی
دالاي لاما بعد از تبعيد او تا به حال به كشورهای بسیاری سفر كرده و در بیش از ۴۶ كشور به سخنرانی، ملاقات با سیاستمداران و مردمان عادی و سایر فعالیت های صلح آمیز اشتغال داشته است. در سال ۱۹۷۳ در واتیكان با پاپ پل ششم ملاقات كرد. در ۱۹۸۰ در یك كنفرانس مطبوعاتی در رم اظهار امیدواری كرد كه با پاپ ژان پل دوم دیدار كند. او در بخشی از سخنانش در این كنفرانس گفت كه «ما در دوره بحران های بزرگ زندگی می كنیم، دوره ای كه دنیا با مصائب نگران كننده ای روبرو است. ممكن نیست كه جز با وجود امنیت و هماهنگی میان مردمان به آرامش روحی رسید.» دالایی لاما این را مبنای ایمان و امید خود برای ملاقات با شخصیت های برجسته و متحول ساختن افكار و احساسات می داند تا به تعبیر خودش «دری به سوی روابط صلح آمیز در میان مردمان گشوده شود.» او از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ چندین بار با پاپ ژان پل دوم ملاقات هایی كرد. در طول این سال ها با مراجع مذهبی دیگر نیز دیدارهایی داشت.
در زندگینامه دالایی لاما آمده كه او غالباً می گوید: «من فقط یك راهب بودایی ساده ام – نه بیشتر، نه كمتر.» او بنابراین نوشته ها، صبح ها ساعت ۴ از خواب برمی خیزد به مراقبه می پردازد. به امور روزمره رسیدگی می كند و به تعلیم و تدریس مذهبی و ملاقات هایش ادامه می دهد. او اغلب این سخن حكیم بودایی مشهور قرن هشتم، شانتی دوا را با خود تكرار می كند: «تا وقتی كه زندگی و زمین برپاست و تا وقتی كه موجودات زنده به حیات خود ادامه می دهند من نیز تاب می آورم و تا آنجا كه در توان دارم می كوشم از مصائب دنیا بكاهم.» دالایی لاما علاوه بر جایزه صلح نوبل از قرار معلوم جوایز متعدد دیگری نیز دریافت كرد و از چندین دانشگاه دكترای افتخاری به او اهدا شده است.در سخنرانی اش به مناسبت دریافت جایزه نوبل در صلح چنین گفت: «دنیای امروز اقتضا می كند كه یگانگی بشر را بپذیریم. در گذشته، جوامع مختلف می توانستند یكدیگر را از هم كاملاً جدا و مجزا بشمارند. بعضی حتی می توانستند در جدایی كامل به حیات خود ادامه دهند. اما امروزه هر اتفاقی در یك منطقه بیفتد، نهایتاً بر بسیاری از مناطق دیگر اثر می گذارد.»«وقتی مردم مناطق مختلف جهان را ملاقات می كنم همواره به یاد می آورم كه ما همه اساساً همانند یكدیگریم: ما همه انسانیم. شاید لباس های مختلف داشته باشیم، رنگ پوست هایمان متفاوت باشد و به زبان های گوناگون سخن بگوییم. اینها همه مربوط به سطح و ظاهر است. اما اساساً ما همه انسان هستیم و همانند یكدیگر. این همان چیزی است كه ما را با یكدیگر پیوند می دهد. از همین روست كه می توانیم همدیگر را بشناسیم و بر دوستی و قرابت میان هم بیفزاییم.»
به عقیده دالایی لاما درك عمیق این نكته كه وحدتی عمیق میان همه انسان ها وجود دارد و اینكه همه در جست وجوی سعادت و شادمانی اند و می كوشند از رنج و مصیبت بگریزند در بسط و گسترش حس برادری و همدلی، بسیار سودمند است. او تصریح می كند كه اگر هر انسانی خودخواهانه فقط آنچه را كه خود می پسندد دنبال كند و نسبت به زندگی و نیازهای دیگران بی اعتنا باشد در نهایت نه تنها به دیگران بلكه به خود نیز آسیب می رساند.
***
چکیده اتهامات دالایی لاما در رسانه های وابسته به روحانیت ایران
در راستای پروژه تخریب و سیاه نمایی چهره اساتید معنوی و فکری ایران و جهان، قلم بدستان حکومتی در ایران طی انتشار کتابها، مقالات، سایت ها و سخنرانی های متعدد اتهاماتی را به دالایی لاما وارد کرده اند که مختصرا به برخی از آن ها شاره می شود:
–        حجت الاسلام محمد تقی فعالی در کتاب «نگرشی بر آرا و اندیشه های دالایی لاما» می نویسد: «آنچه دالايي لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن به «کثرت گرايي ديني» و « پلوراليزم ديني» ياد مي شود.». در بخش دیگری از همین کتاب آمده است :
«او از سال 1595میلادی به همراه صدهزار نفر از پيروانش توسط چين به هند تبعيد شد و هم اكنون در دانشگاه‏هاي معتبر غرب، به او كرسي‏هاي متعددي داده‏اند تا مروج رسمي عرفان سكولار و مبارزه مسالمت جويانه (ذلت‏پذير) و معنويت بدون خدا و متافيزيك بدون معاد و پيامبري و وحي باشد.»
–        احمد حسین شریفی در کتاب عرفان حقیقی و عرفان کاذب می گوید: اندیشه های دالایی منحرف است و برای اثبات این موضوع به یکی از سخنان دالایی لاما استناد می کند که گفته است: دین داشتن مهم نیست انسان بودن مهم است دین خارج از ما نیست پس نیت پاک اساس هر مذهبی است او حقیقت نهایی ادیان را یکی می داند و نقش مذهب را رواج ایثار و همدردی ، از تعالیم دالایی لاما بر می آید که او در زمینه ی معنویت و دینداری قائل به تنوع و تکثر و به اصطلاح پلورالیسم  است.
–        پژوهشکده تحقیقات اسلامی درباره او می گوید: از نظرات و دیدگا های رهبر تبتیان استفاده می شود که او به تنوع و تکثر ادیان معتقد است و دین خاصی را شرط وصول به اهداف مورد نظر خویش نمی داند وی می گوید :حقیقت تمام ادیان (با وجود تفاوت نام و عناوین آنها ) یکسان است. همچنین گفته می شود: چراغ سبز آمریکا به این رهبر بودایی تبت و دفاع جانبدارانه از او تاثیر بسیاری در تبلیغ تفکرانه اش در سطح جهانی داشت … سخنرانی های او در دوره تبعیدی که در خارج از چین سپری کرده است بر محور گفت و گو و پایه های صلح بشری قرار داشت و با شعار صلح جوئی توانست تفکرات الحادی خود را در جهان گسترش دهد.
–        برخی دیگر از بلندگوهای وابسته به دستگاه مذهبی- امنیتی ایران او را به جاسوس، مهره صحیونیست، دست نشانده غرب و … متهم می کنند و درباره او می گویند: «دالایی لاما که مهره معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلابهای مخملی شناخته می شود، در دهارامسالای هند ساکن است؛ جائی که به ادعای رسانه های صهیونیستی، مقر دولت در تبعید تبت شناخته می شود. صهیونیست ها اکنون با ستایش از رهبرانی چون «دالایی لاما» و تبلیغ فرقه هایی مانند «بودیسم»، می کوشند تا عرفان های جعلی مطلوب خود را در جوامع اسلامی ترویج کنند.»
و در جایی دیگر گفته می شود: «به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. بنا بر پژوهشهای صورت گرفته و شواهد و قرائن موجود، به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. گفتنی است امثال وی در کشور ایران و در جریان فرقه سازی ها و تولد نامشروع شبه عرفانهای التقاطی و بدون شریعت نیز قابل مشاهده بوده و هستند.»
« دالایی لاما  فراماسون بوده و در جهت تحقق اهداف شیطانی سازمان جهانی فراماسونری خدمت می کند.»
] دالایی لاما [ به بهانه حمایت مهره معنوی سازمان CIA از موج سبز پیوستن «گزینه معنوی سازمان سیا در انقلابهای رنگین» به حرکت موسوم به جنبش سبز کارگزاران کودتای مخملی را کاملتر کرد. … شناخت دالایی لاما به عنوان کارگزار معنوی سازمان سیا (در شرق آسیا جهت مقابله و ایجاد ناآرامی در برابر قدرتهای رقیب با پوششهای دینی نسبیت گرایانه)، می تواند ابعاد جدیدی از این ماجرا را مشخص کند.
شیفته سلطه جهانی و مرید صهیونیسم تنزین گیاتسو که از گزینه‌های مطرح برای رهبری دین نوین جهانی است که برای تقارب ادیان و با هدف مبارزه با ادیان اصولی مانند اسلام شکل گرفته است، تاکنون بارها شیفتگی و نزدیکی خود به جهان سلطه و رژیم صهیونستی را اظهار کرده است و با آنکه شعار اصلی آئینش را صلح و شادمانی برای همه می‌داند، چند مسافرت رسمی به سرزمین اشغالی و دیدار با سرکردگان اسرائیل غاصب داشته و رسماً در مقابل دیوار ندبه در اورشلیم به ادای احترام و نیایش پرداخته است.
***
مروری بر دیدگاه های دالایی لاما
خشونت و عقل سلیم
«من‌ خود را هواخواه‌ یا شاگرد مهاتما گاندی‌ می‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ میان‌ من‌ و مهاتما گاندی‌ در این‌ است‌ كه‌ گاندی‌ پیشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌ و راه‌ او را دنبال‌ می‌كنم‌. وانگهی‌، بی‌تردید در عصرما، در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ و آغاز قرن‌ بیست‌ و یكم‌ ما چه‌ بسا علمی‌تر شده‌ایم‌ و در نگرش‌ خود نرمش‌ بیشتری‌ داریم‌. اما مهاتما گاندی‌ یك‌ قدیس‌ بود و من‌ انسان‌ كوچكی‌ هستم‌. با این‌ همه‌ راهبرد من‌ از عدم‌ خشونت‌ متكی‌ بر آموزش‌ها نیست‌، برعقل‌ سلیم‌ تكیه‌ دارد. هرگاه‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ صحبت‌ كنم‌ به‌ بودا یا سنت‌ دینی‌ دیگری‌ ارجاع‌ نمی‌دهم‌، فقط‌ از تجربه‌های‌ مشترك‌ می‌گویم‌. خشونت‌ یعنی‌ آزار؛ صلح‌ و آرامش‌ تنها به‌ معنای‌ نبود درد نیست‌، بلكه‌ راهی‌ است‌ برای‌ حمایت‌ و حفاظت‌ از شادی‌. هدف‌ حفظ‌ خویش‌ است‌ از رنج‌ و ترفیع‌ به‌ سرچشمه‌ شادی‌ درونی‌. این‌ آرامش‌ است‌، خواه‌ از طریق‌ دستاوردهای‌ علمی‌ به‌ دست‌ آید خواه‌ با تجارب‌ و دریافت‌های‌ مشترك‌.
به‌ اعتقاد من‌ دنیای‌ ما عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ داده‌ است‌. رها كردن‌ عقل‌ سلیم‌ در دو سطح‌ مطرح‌ است‌. یك‌ وقت‌ عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ می‌دهی‌ و دیوانه‌ می‌شوی‌. زمان‌ دیگر ۲۰ ساعت‌ رفتار طبیعی‌ داری‌، بعد چندساعتی‌ دچار نفرت‌ می‌شوی‌. در آن‌ لحظات‌ نحوه‌ تفكر فرد فاقد عقل‌ سلیم‌ است‌، چون‌ مبنای‌ عقل‌ سلیم‌ بر تفكر عقلانی‌ است‌ و زمانی‌ كه‌ ذهن‌ مقهور نفرت‌ است‌ قادر نیست‌ معقول‌ كار كند. بنابراین‌ در آن‌ مدت‌ فرد مورد نظر آدم‌ دیوانه‌ای‌ است‌. این‌ نوع‌ دیوانگی‌ بدتر از دیوانگی‌ عادی‌ است‌. این‌ دو اختلال‌ دماغی‌ را با یكدیگر بسنجید! در مورد اول‌، شخصی‌ دیوانه‌ است‌ اما در امور نادرست‌ دخالت‌ نمی‌كند. در مورد دوم‌، شخص گرفتار نفرت‌ است‌ و از مسیر تفكر طبیعی‌ خارج‌ می‌شود. این‌ یكی‌ بدتر است‌ چون‌ می‌تواند فجایع‌ عدیده‌ به‌ بار آورد. مثل‌ این‌ است‌ كه‌ فردی‌ همیشه‌ دروغ‌ می‌گوید، چون‌ همه‌ می‌دانند كه‌ آدمی‌ دروغگوست‌ كسی‌ به‌ او اعتماد نمی‌كند و دروغ‌هایش‌ خطرناك‌ نیستند. اما اگر فرد راستگو و صادقی‌ دروغ‌ بگوید خیلی‌ خطرناك‌ است‌. به‌ همین‌ صورت‌ آدمی‌ كه‌ ۲۴ ساعت‌ دیوانه‌ باشد، چندان‌ خطری‌ ندارد، اما غالبا آدم‌های‌ بسیار طبیعی‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ دچار جنون‌ می‌شوند – مانند بعضی‌ از رهبران‌ سیاسی‌ ما در جهان‌ امروز. این‌ آدم‌ها واقعا خطرناك‌اند.»
عشق و خدمت
«… همه‌ ادیان‌ از ضرورت‌ به‌ كار بستن‌ عشق‌، بخشندگی‌، تساهل‌ و اینگونه‌ امور سخن‌ می‌گویند. در آیین‌ بودایی‌ نیز شفقت‌ اساس‌ و پایه‌ است‌. قطعا از دو سنت‌ پالی‌ و سانسكریت‌ در دل‌ آیین‌ بودایی‌ مطلع‌اید. در سنت‌ سانسكریت‌ شفقت‌ صرفا احساس‌ همدردی‌ نسبت‌ به‌ دیگری‌ نیست‌. گونه‌ای‌ سپردن‌ التزام‌ و تعهد به‌ دیگران‌ است‌. بخشی‌ از این‌ عمل‌ كل‌ وجود من‌ است و نه‌ تنها من‌، همه‌ كسانی‌ كه‌ وجود خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ می‌سپارند و نه‌ فقط‌ در این‌ زندگی‌ همچنین‌ در زندگی‌ بعدی‌، چنین‌اند…. مثالی‌ می‌آورم‌ از یك‌ راهب‌ بودایی‌ كه‌ اینك‌ ۸۵ ساله‌ است‌. پس‌ از ۱۹۵۹ این‌ مرد ۱۸ سال‌ از عمرش‌ را در گولاك‌ (زندان ها)ی‌ چین‌ سپری‌ كرد. اوایل‌ ۱۹۸۰ به‌ دارام‌ سالا آمد، چون‌ چینی‌ها به‌ بعضی‌ از تبتی‌ها اجازه‌ خروج‌ از تبت‌ دادند. در گفت‌وگویی‌ كه‌ با این‌ مرد داشتم‌ به‌ من‌ گفت در آن‌ ۱۸ سال‌ در زندان‌ با خطرات‌ بسیاری‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كرده‌ است‌. از او درباره‌ آن‌ خطرات‌ پرسیدم‌. به‌ من‌ گفت‌ بدترین‌ خطر ترس‌ از دست‌ دادن‌ شفقت‌ نسبت‌ به‌ چینی‌ها بود. گمانم‌ شفقت‌ چنین‌ مهم‌ است‌ و اگر آسیب‌ ببیند بشریت‌ در خطر خواهد افتاد. من‌ شاید در مرتبه‌ آن‌ راهب‌ تبتی‌ نباشم‌، شاید آدمی‌ باشم‌ كه‌ از كوره‌ در می‌رود. اما توانایی‌ من‌ هرچه‌ باشد، در هر مرتبه‌ای‌ باشم‌، می‌توانم‌ و باید به‌ نحوی‌ به‌ دیگران‌ خدمت‌ كنم‌. احساس‌ می‌كنم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بودایی‌ و هم‌ در مقام‌ دالایی‌ لاما- با این‌ فرصتی‌ كه‌ در اختیار من‌ است‌- با داشتن‌ عنوان‌ دالایی‌ لاما را با خود دارم‌، در مقایسه‌ با آن‌ راهبان‌ در شرایط‌ بهتری‌ برای‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ قرار گرفته‌ام‌. پس‌ از این‌ فرصت‌ بهره‌ می‌برم‌. هرگاه‌ اینگونه‌ با زندگی‌ روبرو شوید احساس‌ خستگی‌ به‌ شما دست‌ نمی‌دهد. راز سرزندگی‌ من‌ این‌ است‌.»
اصل محبت و شفقت
«در قانون‌ اساسی‌ هند، سكولار یعنی‌ احترام‌ به‌ همه‌ ادیان‌ و نه‌ رد ادیان‌.  پس‌ در اصول‌ اخلاقی‌ موردنظر من‌ سكولار یعنی‌ محترم‌شمردن‌ همه‌ سنت‌ها، اما در واقع‌ اهمیت‌ شفقت‌، بخشندگی‌ و عطوفت‌ در اتكای‌ آن‌ بر عقل‌ سلیم‌ است‌.  احساس‌ محبت‌ را مثال‌ بزنیم‌. زندگی‌ ما از بدو تولد با مهر و محبت‌ آغاز می‌شود. بدون‌ محبت‌ زنده‌ نمی‌مانیم‌. به‌ مادر یا محبت‌ فرد دیگری‌ جانشین‌ او نیاز داریم‌ كه‌ از ما مراقبت‌ كند. نوزاد توانایی‌ تنها زنده‌ماندن‌ را ندارد، یكسره‌ وابسته‌ به‌ دیگران‌ است‌ كه‌ به‌ او برسند، اما مراقبت‌ از سر تكلیف‌ و نه‌ با محبت‌ كافی‌ نخواهد بود. به‌ مراقبت‌ و محبت‌ توامان‌ نیاز داریم‌. علم‌ پزشكی‌ مدرن‌ تماس‌ بدنی‌ را در پرورش‌ مغز بسیار مهم‌ ارزیابی‌ كرده‌ است‌. پس‌ زندگی‌ ما اینگونه‌ آغاز می‌شود. در سال‌های‌ نخستین‌ زندگیمان‌ مراقبت‌ دیگران‌ از ما نقش‌ حیاتی‌ در رشد ما دارد، اما بالاخره‌ ما بزرگ‌ می‌شویم‌، احساس‌ استقلال‌ می‌كنیم‌ و دیگر نیازی‌ هم‌ به‌ مراقبت‌ دیگران‌ از خود نداریم‌. بعد تصور كاذبی‌ در ما بروز می‌كند – معتقدم‌ سرشت‌ اصلی‌ ما در كودكی‌ طراوت‌ بیشتری‌ دارد – بعد هوش‌ و ذكاوت‌ ما بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود و ارزش‌های‌ اصولی‌ را بدیهی‌ می‌انگاریم‌، بدون‌ تلاش‌ چندان‌ نیروی‌ خود را در زمینه‌های‌ گوناگون‌ به‌كار می‌اندازیم‌. بارها به‌ این‌ فكر افتاده‌ام‌ كه‌ اگر آدم‌هایی‌ مثل‌ هیتلر واستالین‌ در بدو تولد و دوران‌ كودكی‌ از زندگی‌ طبیعی‌ و بهنجاری‌ برخوردار می‌بودند، در بزرگسالی‌ چنان‌ ظالم‌ و خشن‌ می‌شدند؟ پس‌ مهر و محبت‌ مادر خیلی‌ مهم‌ است‌. چون‌ زندگی‌ ما با مهر مادری‌ آغاز می‌شود، این‌ تجربه‌ را باید تا دم‌ مرگ‌ به‌ یاد بسپاریم‌. از این‌ رو مهر و محبت‌ در خانواده‌ ما – در جامعه‌ ما موجودات‌ بشری‌ اهمیت‌ بسزا دارد.
باورهای‌ اساسی‌ من‌ بر پایه‌ واقعیت‌ زندگی‌ و مكانیسم‌های‌ زیستی‌ استوار است‌. افرادی‌ كه‌ در شرایط‌ طبیعی‌ زندگی‌ شاد و سرحال‌اند بی‌تردید از سلامت‌ جسمانی‌ بیشتری‌ نیز برخوردارند. آشكارا می‌توان‌ دید كه‌ چه‌ كسی‌ در خانواده‌ای‌ با مهر و محبت‌ بار آمده‌ است‌. كودكان‌ شاد و خندان‌ رشد جسمانی‌ بهتری‌ دارند، در قیاس‌ با كودكان‌ تحت‌ ستم‌ و كتك‌ خورده‌. این‌ كودكان‌ از نظر جسمی‌ و روحی‌ رنجورند. همه‌ این‌ عواطف‌ مفید اساس‌ سعادت‌ و توفیق‌ ماست‌ و خصلت اصلی‌ بشریت‌ به‌شمار می‌آید، اما نفرت‌ و حسادت‌ نیز در گوشه‌ای‌ از ذهن‌ ما جای‌ دارد و به‌ مجردی‌ كه‌ پرورانده‌ شود، شخص آرامش‌ ذهنی‌ را از دست‌ می‌دهد. دچار سوءهاضمه‌ و فشارخون‌ و دیگر بیماری‌ها می‌شود. به‌ عبارت‌ دیگر، از نظر زیستی‌ هم‌ بعضی‌ از هیجان‌ها برای‌ سلامت‌ ما بسیار زیان‌آور است‌ و بعضی‌ دیگر می‌تواند مفید باشد. پس‌ می‌توان‌ بین‌ هیجان‌ مطلوب‌ و هیجان‌ نامطلوب‌ فرق‌ گذاشت‌.»
صلح ادیان، صلح جهان
]برای رسیدن به صلح در جهان[ «در گام‌ اول‌ به‌ تماس‌ شخصی‌ نیاز داریم‌ كه‌ بسیار اساسی‌ است‌. باید كنار هم‌ بنشینیم‌ و یكدیگر را بشناسیم‌ و به‌ تبادل‌ تجربه‌های‌ فردی‌ بپردازیم‌. سپس‌ می‌توانیم‌ مشابهت‌ها را بیابیم‌. به‌عنوان‌ مثال‌ در عهد كودكی‌ من‌ در لهاسا در تبت‌، عده‌ای‌ مسلمان‌ آنجا زندگی‌ می‌كردند. جامعه‌ كوچكی‌ از مسلمانان‌ هند كه‌ دست‌ كم‌ چهار قرن‌ بود كه‌ در تبت‌ بسر می‌بردند، در پرونده‌ این‌ مسلمانان‌ هیچ‌ مورد نزاعی‌ نبود. مردم‌ بسیار آرام‌ و بسیار مهربانی‌ بودند. اگر معیار ما این‌ مسلمانان‌ باشند، می‌توان‌ گفت‌ مسلمانان‌ هند و مسلمانان‌ لاداخ‌، مردان‌ بسیار مهربانی‌ هستند. خود من‌ هم‌ به‌ سبب‌ تماس‌های‌ شخصی‌ دوستان‌ مسلمانی‌ در هند دارم‌. مسلمانان‌ هند، بویژه‌ مسلمانان‌ لاداخ‌ خیلی‌ به‌ من‌ نزدیك‌اند. سال‌ گذشته‌ فرصتی‌ پیش‌ آمد و برای‌ نخستین‌ بار به‌ كشور اردن‌ سفر كردم‌. با بعضی‌ از رهبران‌ مسلمانان‌ در آنجا آشنا شدم‌ – اعم‌ از دانشگاهیان‌ و دانش‌پژوهان‌ و دانشجویان‌ مسلمان‌. همگی‌ بسیار خوشرو بودند و رفتار بسیار دوستانه‌ای‌ داشتند. به‌ نظر من‌ در ادای‌ تكالیف‌ دینی‌ ارزش‌های‌ شفقت‌، عبادت‌، ایثار نزد مسلمانان‌ و بودایی‌ها یكسان‌ است‌. حتی‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ و یهودیان‌ یك‌ خدا دارند. در مسیحیت‌، كاتولیك‌ها و پروتستان‌ها وجود دارند. در اسلام‌ تفاوت‌ اندكی‌ میان‌ شیعه‌ و سنی‌ هست‌. به‌ همین‌ ترتیب‌ تفاوت‌هایی‌ میان‌ بودایی‌ها نیز به‌ چشم‌ می‌خورد – حتی‌ میان‌ بودایی‌های‌ تبتی‌، مثلا در اختلاف‌ رنگ‌ كلاه‌ها – كه‌ اهمیت‌ چندانی‌ ندارد. با این‌ همه‌ در نظر مردم‌ بی‌سواد و نادان‌ رنگ‌ كلاه‌ها اهمیت‌ دارد. به‌ همین‌ قیاس‌ هم‌ تفاوت‌های‌ میان‌ مسلمانان‌، مسیحیان‌ و هندوها مهم‌ جلوه‌ می‌كند. همین‌ آغاز ناراحتی‌ است‌ و از همین‌جاست‌ كه‌ رسانه‌های‌ غربی‌ و بعضی‌ از دانش‌پژوهان‌ غربی‌ مسلمان‌ را مشابه‌ تروریست‌ معرفی‌ می‌كنند. گاهی‌ هم‌ یك‌ فرد غربی‌ به‌ این‌ فكر می‌افتد كه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌ تصادم‌ است‌، اما در حقیقت‌ هیچ‌ تصادمی‌ نیست‌. تصور می‌كنم‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ تمدن‌ غربی‌، منظور همان‌ تمدن‌ مدرن‌ است‌. مدرنیته‌ بیشتر یعنی‌ تكنولوژی‌ بیشتر. جامعه‌ مدرن‌ جامعه‌ای‌ است‌ صنعتی‌. به‌ این‌ ترتیب‌ الگوی‌ دیگری‌ از جامعه‌ انسانی‌ ظهور می‌كند، اما كشورهای‌ اسلامی‌ و هند نیز این‌ مسیر را طی‌ كرده‌اند. كشور بودایی‌ چون‌ تایلند هم‌ در مسیر مدرنیسم‌ حركت‌ می‌كند. این‌ یك‌ شیوه‌ زندگی‌ است‌. بر این‌ پایه‌ نمی‌توان‌ تمایزی‌ میان‌ غربی‌ و غیرغربی‌ قایل‌ شد، اما در دنیای‌ كنونی‌ هركجا روش‌ زندگی‌ متفاوت‌ باشد، شیوه‌ تفكر هم‌ متفاوت‌ است‌
پس‌ تمایز میان‌ مدرن‌ و غیرمدرن‌ است‌، نه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌. تا جایی‌ كه‌ مساله‌ دین‌ مطرح‌ است‌، به‌ اعتقاد من‌ اسلام‌ همپای‌ مسیحیت‌ و یهودیت‌ مهمترین‌ ادیان‌ جهانند. همیشه‌ این‌ را به‌ صراحت‌ گفته‌ام‌. حالا مفهوم‌ حقیقت‌ یگانه‌ و دین‌ یگانه‌ در سطح‌ فردی‌ اهمیت‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال‌، من‌ بودایی‌ام‌، پس‌ آیین‌ بودایی‌ یگانه‌ دین‌ و یگانه‌ حقیقت‌ است‌ و آیین‌ بودانی‌ نزد من‌ بهترین‌ است‌، اما نمی‌توانم‌ بگویم‌ كه‌ برای‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ نیز آیین‌ بودایی‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ باشد. مسیحیت‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ است‌. ما هر دو باید دو دین‌ و دو حقیقت‌ را بپذیریم‌. در سطح‌ جامعه‌ باید چند حقیقت‌ و چند دین‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود. وقتی‌ مسلمانان‌ در میان‌ خود از خدایی‌ نام‌ می‌برند – كه‌ خدای‌ یگانه‌ است‌ و این‌ كاملاً بجاست‌، اما این‌ را نمی‌توانند به‌ همه‌ دنیا بقبولانند، ایجاد ناراحتی‌ خواهد كرد. من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همه‌ دنیا بقبولانم‌ كه‌ آیین‌ بودایی‌ برترین‌ است‌، موجب‌ ناراحتی‌ خواهد شد. وانگهی‌ اصلا واقع‌بینانه‌ نیست‌. خود بودا هم‌ هرگز تلاش‌ نكرد كه‌ همه‌ جهان‌ را به‌ آیین‌ بودایی‌ بكشاند. بعضی‌ از مسیحیان‌ تلاش‌ كردند تا تمام‌ دنیا را به‌ مسیحیت‌ بگروانند – بعضی‌ از مسلمانان‌ نیز چنین‌ كردند، اما هر دو ناكام‌ ماندند. در اینجا نیز به‌ عقل‌ سلیم‌ نیاز است‌. درست‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مسیح‌ گفته‌ بود كه‌ آموزش‌های‌ من‌ به‌ دورترین‌ نقاط‌ خواهد رسید – یعنی‌ گرویدن‌ بشریت‌ به‌ مسیحت‌، اما در عصر حضرت‌ مسیح‌ دنیای‌ شناخته‌شده‌ محدود به‌ مساحت‌ كوچكی‌ بود. آن‌ گفته‌ در آن‌ عصر واقع‌بینانه‌ بود. باید عقل‌ سلیم‌ را به‌كار گیریم‌. پس‌ اگر بگوییم‌ به‌ جای‌ یك‌ دین‌ و یك‌ حقیقت‌ چندین‌ دین‌ و چندین‌ حقیقت‌ وجود دارد، هیچ‌ تضادی‌ در این‌ گفته‌ نیست‌. غالبا مثال‌ دارو را ارائه‌ می‌دهم‌. نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ فقط‌ یك‌ دارو درمان‌ همه‌ دردهاست‌، اما اگر بیمار شدید، آن‌ دارو ممكن‌ است‌ خوب‌ یا بد باشد. برای‌ سردرد آن‌ دارو مناسب‌ است‌. برای‌ درد مفاصل‌ دارویی‌ دیگر، هر دارویی‌ متناسب‌ با بیمار و بیماری‌ خاص‌ تجویز می‌شود.»
دیدگاه های فرادینی دالایی لاما
به‌ نظر می‌رسد كه‌ سخنان دالایی لاما‌ پیرامون‌ عدم‌ خشونت‌ و شفقت‌ بسیار مؤثر بوده‌ است‌ زیرا او‌ بیشتر برابعاد صلح‌ جویانه‌ اندیشهء‌ دینی‌ دست گذاشته است. او درباره تعالیم خود می گوید: «من‌ درباره‌ زندگی‌ پس‌ از مرگ‌ یا خدا حرف‌ نمی‌زنم‌. بگذریم‌ كه‌ در آیین‌ بودایی‌ ایده‌ روشنی‌ از خدا نیست‌. از نظر یك‌ مسیحی‌ یا یك‌ یهودی‌ من‌ بی‌دین‌ به‌ حساب‌ می‌آیم‌. در مقابل‌ كمونیست‌ها مرا دیندار می‌شناسند. چه‌ می‌دانم‌، شاید میان‌ این‌ دو باشم‌! بنابراین‌، آیین‌ بودایی‌ را گاه‌ چون‌ پلی‌ توصیف‌ می‌كنم‌. این‌ آیین‌ ارزش‌های‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نیایش‌ و دعا خواندن‌ را اینجا و آنجا پذیرفته‌ است‌. با دینداران‌ نیز روابطی‌ داریم‌. درست‌ است‌ كه‌ تصور كلی‌ از خدا نداریم‌، اما دریافتی‌ از وجود اعلی‌ داریم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نیایش‌ كنیم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشیم‌. رادیكال‌ها آیین‌ بودایی‌ را اصلا به‌ عنوان‌ دین‌ نمی‌شناسند. می‌گویند نوعی‌ دانش‌ و معرفت‌ ذهن‌ است‌. پس‌ آیین‌ بودایی‌ پیوندی‌ هم‌ با علم‌ دارد.»
لئوناردو باف یک پژوهشگر دینی معروف در برزیل درباره دیدگاه دالایی لاما نسبت به دین نوشته است: در میزگردی که درباره «دین و آزادی» برپا شده بود و دالایی‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوی، و البته کمی بدجنسی، از او پرسیدم: عالی جناب، بهترین دین کدام است؟ خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایی» یا «ادیان شرقی که خیلی قدیمی‌تر از مسیحیت هستند. دالایی‌لاما کمی درنگ کرد، لبخندی زد و به چشمان من خیره شد … و آنگاه گفت: «بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیک‌تر سازد. دینی که از شما آدم بهتری بسازد.» من که از چنین پاسخ خردمندانه‌ای شرمنده شده بودم، پرسیدم:آنچه مرا انسان بهتری می‌سازد چیست؟او پاسخ داد:«هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بی‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقی‌تر سازد.
دینی که این کار را برای شما بکند، بهترین دین است»من لحظه‌ای ساکت ماندم و به حرف‌های خردمندانة او اندیشیدم. به نظر من پیامی که در پشت حرف‌های او قرار دارد چنین است: دوست من! این که تو به چه دینی اعتقاد داری و یا این که اصلاً به هیچ دینی اعتقاد نداری، برای من اهمیت ندارد. آنچه برای من اهمیت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. به یاد داشته باش، عالم هستی بازتاب اعمال و افکار ماست.قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط انسانی هم صادق است.اگر خوبی کنی، خوبی می‌بینیو اگر بدی کنی، بدی.همیشه چیزهایی را به دست خواهی آورد که برای دیگران نیز همان‌ها را آرزو کنی.شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است. هیچ دینی بالاتر از حقیقت وجود ندارد.
مبارزه برای آزادی دینی و معنوی
«تاكنون‌ كه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ من‌ در مبارزه‌ برای‌ آزادی‌ بوده‌ است‌. منظورم‌ از آزادی‌، آزادی‌ دین‌ است‌ و آزادی‌ فرهنگ‌ تبتی‌. پس‌ نوع‌ سیاستی‌ كه‌ در آن‌ دخالت‌ دارم‌ بخشی‌ از برنامه‌ معنویت‌ من‌ است‌. هرگاه‌ كه‌ سیاست‌ حزبی‌ شود دیگر در آن‌ دخالت‌ نخواهم‌ داشت‌. این‌ مطلب‌ را در ۱۹۹۲ كاملا روشن‌ ساختم‌ كه‌ پس‌ از آزادی‌ تبت‌ این‌ قدرت‌ اندكم‌ را به‌ دیگران‌ می‌سپارم‌ و به‌ صورت‌ شهروند عادی‌ تبتی‌ زندگی‌ خواهم‌ كرد.   به‌ راستی‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ را مهمترین‌ امر می‌دانم‌.«
همبستگی ملت ها و ادیان
«دالایی لاما در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است روزی به ایران بیاید چنین گفته است: در جلسه‌ای‌ خانم‌ شیرین‌ عبادی‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ از ایران‌ را ملاقات‌ كردم‌ و اشتیاق‌ خود را برای‌ دیدار از ایران‌ بیان‌ داشتم‌. در چشم‌ من‌ مسلمان‌، هندو، بودایی‌، حتی‌ كمونیست‌همه‌ موجودات‌ بشری‌ هستیم‌ و عملا باهم‌ روی‌ یك‌ سیاره‌ زندگی‌ می‌كنیم‌. این‌ اندیشه‌ كه‌ آمریكا یا اروپا مراكز جهان‌ هستند البته‌ خطای‌ بزرگی‌ است‌. مسلمانان‌ نیز معیار كل‌ جهان‌ نیستند. باید جهان‌ را كشف‌ كرد و سنت‌های‌ متفاوت‌ را شناخت‌. همیشه‌ مشتاق‌ بوده‌ام‌ كه‌ جوامع‌ گوناگون‌ و نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ را بشناسم‌. واقعا بر این‌ باورم‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ تماس‌ بیشتر با دنیای‌ خارج‌ نیاز دارد. انزوا نحوه‌ تفكر كهنه‌ای‌ است‌. كشورهای‌ اسلامی‌ نیازمند ارتباط‌ با جهان‌ خارج‌اند تا كشف‌ و شناسانده‌ شوند. متاسفانه‌ به‌ سبب‌ شفاف‌ نبودن‌ در رسانه‌ها به‌ صورت‌ مثال‌های‌ ناپسند درآمده‌اند و نیكی‌های‌ آنها پنهان‌ مانده‌ است‌. بدون‌ شفافیت‌، همبستگی‌ و دوستی‌ میان‌ ملت‌ها شكوفا نخواهند شد. این‌ دیدگاه‌ من‌ است‌.
مثالی‌ برایتان‌ بزنم‌. چند سال‌ پیش‌ از فلسطین‌ دیدار كردم‌ مردم‌ فلسطین‌ از من‌ استقبال‌ كردند و سرپوش‌ عربی‌ را پیشكش‌ دادند و من‌ برسرم‌ گذاشتم‌ و بعد مرا سوار خر كردند. بنا به‌ سنت‌ تبتی‌ خرسواری‌ مذموم‌ است‌. اما به‌ خود گفتم‌: چه‌ مانعی‌ دارد؟حكایت‌ دیگری‌ برایتان‌ بگویم‌. در لاداخ‌ در برخی‌ از جوامع‌ مسلمانان‌ اگر تن‌ فرد بودایی‌ به‌ جامه‌ شخص  مسلمانی‌ مالیده‌ شود فرد مسلمان‌ باید غسل‌ كند. پس‌ فرد بودایی‌ نجس‌ به‌ شمار می‌آید چون‌ بی‌دین‌ است‌. وانگهی‌ یك‌ بودایی‌ با یك‌ مسلمان‌ هرگز همسفره‌ نمی‌شود اما هنگامی‌ كه‌ از فلسطین‌ دیدن‌ می‌كردم‌ فلسطینیان‌ مرا به‌ نهار دعوت‌ كردند و من‌ مشتاقانه‌ دعوت‌ آنها را پذیرفتم‌ و با آنها غذاخوردم‌ و چه‌ غذای‌ خوشمزه‌ای‌! این‌ اهمیت‌ دارد و بسیار اهمیت‌ دارد. می‌گوییم‌ همه‌ موجودات‌ بشری‌ دهان‌ و شكم‌ دارند. این‌ برخورد از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌ باید به‌ این‌ فكر كنیم‌ كه‌ بیش‌ از شش‌ میلیارد موجود بشری‌ روی‌ كره‌ زمین ‌ زندگی‌ می‌كنند و ناگزیریم‌ آینده‌ را با هم‌ طرح‌ بریزیم‌ .»
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

قربانی

 
مفهوم قربانی در اصلِ استجابت دعا
دعا بدون قرباني نميشود همانطور كه بدست آوردن با از دست دادن همراه است. در دعا قرباني كن و بهترين قربانيها چشم بستن بر بعضي وابستگي ها، داشتني ها و خواستني هاست. در ايام قديم خواستني ترين چيزي كه اكثر مردم داشتند گاو و گوسفند بود چون زندگي آنان به آن مي چرخيد و حكم اين بود كه گوسفند قرباني كنيد. يحيي (ع) فرمود «قرباني مطلوب خداوند قلبهاي پشيمان و گريان و نرم است». قرباني بخشي از قيمتي است كه بايد بپردازيد. آنكه با ايمان خود دعا مي كند ترديد خود را كه به آن وابسته است قرباني كرده…
باطن گرايان كهن ديدند كه بايد بخاطر خداوند و براي تحقق بزرگترين آرزويشان بهترين چيزهايشان را قرباني كنند. آنان شهود خود را به روش بدي تفسير كردند پس اعلام كردند كه براي تحقق بهترين چيزي كه مي خواهيد بايد فرزندان خود را قرباني كنيد. چون فرزندان عزيزترين چيزهايي بودند كه داشتند. با آنكه تفسير آنان عاقلانه نبود و مردود بود اما در شهود آنان واقعيتي مهم نهفته بود. چشم پوشي بر خواستني ها براي يافتن خواستني بزرگ. فدا كردن، فدا شدن و فدايي بودن براي تحقق رهايي. و اينگونه بسياري از اديان و مكتبهاي كهن بر اصل قرباني استوار شدند و با تفسيرهاي جاهلانه پيروان بعدي، معناي اصلي را فراموش كردند.

استاد ایلیا میم رام الله

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نوح آموز 2

نوح آموز

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح آسا (قسمت دوم)

 

همه مي‌دانيم که عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديک به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمر طولاني داشتند مثلا حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي کرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد، انوش (پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا 910 سالگي عمر کرد. يارد و متوشاح هم که از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نام‌هاي سام، حام و يافت شد.

من فکر مي‌کنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال کرده است چون خداوند هر کاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام ميدهد. مثلا، به نظرم يکي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است که همين نکته خودش يکي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم کلامي است که خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرارداده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراک استفاده کنيد».

اينطور شد که اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است که احتمالا ذر زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديک به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاء ا… حضرت نوح(ع) از کار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا کند.

در قسمت اول نوح آموز به بعضي از فرضيه‌هاي عملي براي افزايش طول عمر اشاره كرديم. البته فرضيه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه به وقتش سراغ‌اش مي‌رويم. بياييد حالا يك سوال ديگر را مطرح كنيم اصلاً چرا انسان پير و فرسوده مي‌شود؟ چگونه جسم انسان آماده مرگ طبيعي مي‌شود؟ از راه‌هاي مختلفي مي‌توان به اين سوال جواب داد و براي پاسخ گويي به آن، فرضيه‌ها يا حتي قوانين مختلفي را مبنا قرار داد. از تأثيرات ارتعاشي و جريان تقديري گرفته تا عوامل ژنتيكي، توافقات روحي، ويژگي زماني، ويژگي‌هاي نژادي و ده‌ها فرضية ديگر. اما يكي از مسلم‌ترين مباني جواب به اين پرسش، كه از حالت فرضيه گذشته و به يك اصل علمي و تجربي مبدل شده، موضوع تغذيه است.

طبق اين اصل (و فقط طبق اين اصل)، مهم‌ترين روش حفظ و تجديد جواني و جلوگيري از پيري (كند كردن آن) و همچنين اساسي‌ترين روش پيشگيري از بيماري‌ها و افزايش مقاومت و توان دفاعي بدن، تغذيه مي‌باشد. براي اين منظور، دانش تغذيه در اولين قدم، آنتي اكسيدان‌ها را توصيه (اكيد) مي‌كند.

 

اما آنتي اكسيدانها چه هستند؟

وقتي آهن در معرض هوا قرار مي‌گيرد چه اتفاقي برايش مي‌افتد؟ مي‌پوسد و اصطلاحاً زنگ مي‌زند. باورتان مي‌شود! بدن ما هم در مجاورت (دروني با) هوا چيزي شبيه به اكسيد شدن برايش اتفاق مي‌افتد. بدن انسان در برخورد با بعضي از ملكولهاي آزاد فرسوده شده و وضعيتي مشابه زنگ زدگي برايش بوجود مي‌آيد. اين ملكول‌هاي مخرب همان راديكالهاي آزاد هستند كه محصول ضايعات كاري سلول‌هاي بدن هستند. راديكال‌هاي آزاد يا به عبارتي عوامل اكسيداسيون بدن، در برخورد با سلول‌هاي سالم، اخلال گري كرده و دست به تخريب مي‌زنند و در نتيجه مانع از فعاليت طبيعي اجزاء بدن مي‌شوند. پيامد اين تخريب و اخلال گري چيست؟ فرسوده شدن بدن يا آنچه ما به آن پيري مي‌گوييم. تضعيف سيستم دفاعي و مقاومت بدن و بنابراين افزايش آسيب پذيري در برابر انواع بيماري‌ها. از دست دادن شور و نشاط و به اصطلاح حال وهواي جواني. علاوه بر اين احتمالا يكي از تاثيرات مستقيم راديكال‌هاي آزاد، ايجاد نوعي از اختلالات سلولي است كه مي‌تواند به سرطان منجر شود.

راه‌هاي مختلفي براي برخورد با راديكال‌هاي آزاد (كه آزادي ايشان به اسارت و مرگ انسان منجر مي‌شود) توصيه شده است. اما ظاهراً معتبرترين راه عملي مقابله با اين عوامل تخريب كننده جسم استفاده از مواد غذايي حاوي آنتي اكسيدان، دشمنان راديكال آزاد يا به قولي راديكال خواران، است. آنتي اكسيدان‌ها قادرند اكسيژن را كه از سوخت و ساز سلولها به جا مي‌ماند خنثي كنند و به اين ترتيب از تخريب سلولها و بروز اختلالات سلولي جلوگيري نمايند.

اما آنتي اكسيدان‌ها و به عبارتي غذاهاي جواني كه بر ضد انواع بيماري‌ها و در نتيجه پيري و فرسودگي عمل مي‌كنند، در كدام مواد غذايي وجود دارند؟

براي پاسخ به اين سوال كتاب‌هاي زيادي نوشته شده و تاكنون تحقيقات دامنه داري صورت گرفته و كماكان نيز اين تحقيقات در حال انجام است. هر از چند گاهي در اخبار علمي مي‌شنويم كه دانشمندان متوجه شده‌اند فلان ماده حاوي آنتي اكسيدان است يا دارويي با تركيب چند آنتي اكسيدان به بازار آمده.اما به طور خلاصه مي‌توان گفت كه اغلب سبزي‌ها و ميوه‌ها حاوي مواد آنتي اكسيدان هستند. در اين ميان، غالباً آنهايي كه معروف‌تر اند، حاوي مقادير بيشتري از اين عناصر حياتي هستند.. موادي كه با اكسيد شدن مقابله مي‌كنند فراوانند اما از مهم‌ترين عناصر آنتي اكسيدان مي‌توان به اسيد پانتوتنيك (ويتامين P)، كوآنزيم Q10، ويتامين A (در حالت بتاكاروتن)، ويتامين D و C و سلينوم اشاره كرد…

خوب برگرديم به تحليل زندگي نوح(ع) و پدران او.

در فرماني كه خداوند به نوح(ع) مي‌دهد اين موضوع را صريحاً به او مي‌فرمايد كه آنها بايد از انواع روئيدني‌ها (مانند غلات و سبزيجات) استفاده كنند. خداوندي كه خداي پدران نوح و آدم(ع) هم بوده است به احتمال بسيار قوي چنين توصيه‌اي را هم به آدم(ع) و فرزندان او داشته است… به همين دليل عمر نوح و پدران او بسيار طولاني بوده است اما در نسل‌هاي بعدي…

اين به معناي اشباع شدن بدن از عوامل آنتي اكسيدان است. نتيجه اين تغذيه علاوه بر كند شدن روند پيري و فرسودگي در نوح و فرزندانش، افزايش مقاومت و قدرت دفاعي بدن آنها در برابر انواع بيماري‌ها، ميكرب‌ها و ويروس‌ها بوده است. مخصوصاً عوامل بسيار كشنده‌ايي مانند قند و چربي خون، انواع سرطان و بيماري‌هاي قلبي كه عامل بسياري از مرگ و مير‌هاي طبيعي در دنياي فعلي است.

سرطان و بيماري‌هاي قلبي را كه مي‌شناسيد. وقتي رشد و تكثير ناگهاني و غير طبيعي سلول‌هاي بدن كه به دزديدن و مصرف كردن غذاي سلول‌هاي مجاور منجر مي‌شود، اتفاق بيفتد، شخص دچار سرطان شده است. ممكن است سلول‌هاي سرطاني پاره شوند و توليد زخم نمايند يا اينكه از طريق خون و كانال‌هاي لنف به ديگر قسمت‌هاي بدن گسترش يابند…

مهم‌ترين عامل بيماري‌هاي قبلي هم انسداد عروق است كه اصلي‌ترين عامل آن تجمع و رسوب كلسترول مي‌باشد.

سبزي‌ها، غلات و ميوه‌ها علاوه بر آنتي اكسيدان‌ها داراي مواد ديگري هم هستند كه به صورت مضاعفي بر عليه كليه بيماري‌هاي مختلف عمل كرده، سيستم هورموني و عصبي بدن را در تعادل و هماهنگي كامل قرار داده و موجب سم زدايي از بدن مي‌شوند.

علاوه بر تأثير كلي و عمومي سبزي‌ها و ميوه‌ها، بعضي از مواد غذايي خاص وجود دارند كه بصورت ويژه‌ايي بر عليه انواع بيماري‌ها و عوامل مرگبار عمل مي‌كنند. مثلاً تعدادي از روئيدني‌ها تأثير مستقيمي بر باز شدن عروق و جلوگيري از بيماري‌هاي قلبي دارد؛ ماهي كه در دستور غذايي خداوند به نوح(ع) هم آمده و همچنين پرندگان از بهترين نوع گوشت محسوب مي‌شوند كه علاوه بر گوشت سفيد بودن (كه بر خلاف گوشت قرمز سرشار از كلسترول، داراي كلسترول مخرب قابل توجهي نيست) حاوي ده‌ها عنصر و ماده حياتي مي‌باشند كه از طريق تغذيه وحشي و طبيعي به بدن آنها وارد شده. يا ماهي كه روغن آن داراي امگا 3 مي‌باشد و امگا 3 مي‌تواند مانعي جدي در برابر سكته‌هاي قلبي باشد.1

بنابراين تا اينجا نتيجه مي‌گيريم كه:

نوح(ع) و پدران او با توجه به رژيم «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» از انواع آنتي اكسيدان‌ها، انواع ويتامين‌ها و مواد معدني، پروتئين‌ها و اسيد آمينه‌هاي فوق العاده و انواعي از مواد حياتي ديگر كه موجب طول عمر، سلامتي و تجديد جواني است استفاده كرده‌اند و بنابراين علاوه بر بيمه شدن در برابر بيماري‌ها و عوامل مرگبار مختلف، فرآيند پير شدن و فرسودگي را به شدت كند كرده و بلكه به تأخير مي‌انداختند.

پِريا (شباب حسامي)

 

  1. روغن ماهي اكنون يكي از مكمل‌هاي غذايي مهم بر عليه حمله‌هاي قلبي محسوب مي‌شود.

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

نوح آموز ,روش هاي جوان ماندن , سالم زيستن , عمر نوح آسا ,(قسمت دوم), حضرت نوح (ع) , پدران او , سام, حام ,یافث , عادات غذایی نوح(ع) , غلات و سبزیجات,گوشتهای سالم , فرضيه هاي عملي , افزايش طول عمر , فرضيه هاي ديگري , قوانين مختلفي , تأثيرات ارتعاشي , جريان تقديري , عوامل ژنتيكي, توافقات روحي, ويژگي زماني,ويژگي هاي نژادي,اصل علمي و تجربي , تجديد جواني ,جلوگيري از پيري , آنتي اكسيدان ها , آنتي اكسيدانها ,وقتي آهن, ملكول هاي مخرب , راديكالهای آزاد , اختلالات سلولي ,به سرطان منجر , اكسيژن , بروز اختلالات سلولي , ضد انواع بيماري ها , آنتي اكسيدان , اغلب سبزي ها , ميوه ها , مواد آنتي اكسيدان , اسيد پانتوتنيك (ويتامين P), كوآنزيم Q10, ويتامين A , ويتامين D و C , سلينوم, اشباع شدن بدن , بيماري هاي قلبي , مرگ و مير هاي طبيعي در دنياي , انسداد عروق , رسوب كلسترول ,سبزي ها,غلات , ميوه ها , سم زدايي , روئيدني ها ,گوشت قرمز , كلسترول, طريق تغذيه وحشي , طبيعي , ماهي كه روغن , امگا 3 , سكته هاي قلبي باشد, «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» , پير شدن و فرسودگي ,پِريا (شباب حسامی), روش , جوان , سالم , زیستن , عمر , قسمت , دوم , حضرت , طولانی  , هزار , سال , پدران , زمین , زندگی , پسر , شیث , مرد , انوش , دنیا , قیقان , یارد , متوشاح , پدر بزرگان , سام , حام , من , فکر , خواسته , احتمال , قوی , رژیم , غذایی , روش , کار , مسیر طبیعی , معقول , خودش , عادات , غلات , سبزیجات , گوشت های سالم , نکته , توصیه , اصلی , تغذیه , پیشرفت , کلام , خدا,ند , بارور , زیاد , پر , حیوانات , خزندگان , پرندگان ,هوا , ماهیان , دریا , سلطه , خوراک , سلسله , مقالات , آموزه , احتمالا , قدرت , موفقیت , سلامت , د,ستان , دشمنان , دعا ,فرضیه , عملی , پیر , فرسوده , جسم , مرگ , طبیعی , مختلف , پاسخ گویی , آهن  , زنگ , ملکول های آزاد , ملکول های مخرب , رادیکال های آزاد, ضایعات کاری , اكسيداسيون , سیستم دفاعی , مقاومت بدن , شور , نشاط , سرطان , سلول ,اسارت , مرگ , عوامل تخریب کننده , کتاب , دامنه , فرسودگی , سیستم هورمونی , عصبی , ر,ئيدني‌ها , از كلسترول , مواد معدني , ر,غن ماهي

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

داستان زندگی ات را بنویس

داستان زندگی تو با کلمات تو نوشته می شود و کلمات تو را نگاه تو می نویسد
استاد ایلیا میم

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اژدهای آتشین نفس

و انسان مانند آن اژدهای آتشین نفس است که نفس او صدای اوست و صدایش آتشی است که از دهان او بیرون می آید . او به این آتش قادر است زندگی خود و دیگران را بسازد و خاکستر سازد . « استاد ایلیا میم رام الله »

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظریه پیوند تمدن ها و نزدیکی ادیان

پيوند تمدنها و نزديکي اديان « برگرفته از تعالیم ایلیا میم »

منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

 

يکي از اتهاماتي که دربارۀ ما مطرح مي‌شد اين بود که ما مي‌خواهيم اسلام را با اديان ديگر و بويژه دين مسيحيت و يهود تلفيق کنيم. طرح اين اتهام عللي داشت و مثل بخش اعظم شايعات كه بي پايه و كذب بودند، چندان بي اساس نبود. يکي از علل به وجود آمدن چنين اتهامي محتواي دو سخنراني عمومي از بنده بود.

«عده‏اي به سوي قله روان شدند، همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنه‏ها و صخره‏ها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب نيست كه اين شرح‏ها به هم شبيه‏اند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك حقيقت گفتند. گرچه روش‏هايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار حق پديدار شد كه همه به هم شبيه‏اند. »

مخاطبان ما از اقشار و اديان مختلف بودند بنابراين در حرفهايم علاوه بر آيات قرآن به آيات کتاب مقدس، انجيل، گيتا و کتب مقدس اديان ديگر هم اشاره مي‌کردم و اين رفتار مولد اين تصور بود که نکند ما مي‌خواهيم اديان را با هم تلفيق کنيم. دليل ديگر آن مأموريت رسمي و آشکاري بود که ما در شرح وظيفۀ بسياري از مراکز و موسسات و تشکل‌هاي وابسته تعريف کرده بوديم. طوري که يکي از خطوط شرح وظيفۀ اکثر اين مراکز و افراد، نزديکي اديان مختلف بويژه اديان بزرگ و مذاهب دروني آنها به همديگر بود. در تعدادي از جلسات عمومي هم به تدريج به همين موضوع پرداختيم. واحد متمرکزي هم براي آن فعال شد. يك مركز راهبردي براي نزديكي اديان و مذاهب به يكديگر. اين مركز در كنار مراكز راهبردي ديگر فعال شد. واحدهايي مانند مركز راهبردي بررسي فرقه‌ها و جريانات معنوي…

بر اساس اين رويکرد ما عموماً از اشتراکات اديان حرف مي‌زديم تا از اختلافات؛ و واقعاً اشتراکات اديان براي کساني که مي‌خواهند ببينند، آنقدر زياد است که با اختلافات اندک ميان آنها قابل مقايسه نيست. کتابهايي هم که موسسات ما چاپ مي‌کردند مربوط به معلمان همۀ اديان بود. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و بوديسم.

تلاش هم کرديم با ديگر واحدهايي که در ايران و كشورهاي ديگر در اين باره فعاليت مي‌کنند، همکاري داشته باشيم اما متأسفانه چون مبناي عمل اکثر آنها پول و کار اداري بود، تلاش‌هايي مرده و عقيم و کم اثر به نظر مي‌رسيدند. ضمن اينکه آنها به ما به چشم بدبيني نگاه مي‌کردند. باورشان نمي شد که جمعي بيايند و بدون اينکه از جايي پول يا دستور گرفته باشند و به دولتي وابسته باشند، در زمينۀ نزديکي اديان کار کنند.

«تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»

در همان سالهاي اول[1] وقتي نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون را شنيدم، نظريۀ ازدواج تمدنها را مطرح کردم. اما اين نظريه به محض مطرح شدن خود با آنکه در محدودۀ کوچکي در حد يکي دو سخنراني طرح شده بود واکنش‌هاي شتابزده‌اي را با خود به همراه آورد. اين فقط يک نظريه در بارۀ آيندۀ تمدن‌ها و در بارۀ راه حل مسائل تمدني، فرهنگي و ديني امروز بود در کنار نظريه‌هاي ديگري که بنده مطرح کرده بودم اما ما سازوکارهاي منظمي را براي تحقق نظريۀ ازدواج تمدن‌ها [پيوند تمدن ها] راه اندازي نکرديم بلکه اين را روندي مي‌دانستيم و هنوز هم مي‌دانم که به تدريج و خودبخود محقق خواهد شد. اين چيزها تدريجاً زمينۀ اين اتهام و شايعه را به وجود آورد که ما قصد داريم اديان مختلف را يکي کنيم. مي‌گفتند ما اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]، اسلام يهودي، اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي را مي‌خواهيم راه اندازي کنيم اما اين اتهامات دروغ بود.

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید


[1]ـ اشاره به 25  سالگی تا 30 سالگی

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

هر کسی تقدیری دارد

هر کسی تقدیری دارد (استاد ایلیا میم رام الله )

در دعا یک موضوع عجیبی وجود که در مورد هیچ چیز وجود ندارد … در دعا ما بازگشت به زمان عقب را داریم ، چیزی که نسبیت در جهان در مورد آن حرف می زند …

استاد ایلیا میم رام الله / پیمان فتاحی

 
برچسب ها :
دعا ، بازشگت به زمان عقب ، فیزیکدانان ، تخیل ، سال نوری ، فرضیه سوراخ های کرم ، فضا ، بین زمان ها ، کانال ، سرنوشت ، نسبیت ، دوره نجومی, روح زایی, هنرهای ماورایی, آموزش علنی, کتاب تعالیم حق, جریان هدایت الهی, تعلیمات استاد, اجازه انتشار, ایلیا میم , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , ایلیا میم رام الله , رام الله , ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, عرفان رام الله, , عرفان رام اله, عرفان رامالله, عرفان ایلیا, عرفان الیاس رام الله، قربانی ، تحقق خواسته ها ، استجابت دعا ، خداوند ، زندگی ، نگاه تو ، نگارنده ی زندگی ، سرنوشت

.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح‌آسا – قسمت 1

نوح آموز1

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح‌آسا       (قسمت اول)

همه مي‌دانيم كه عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديك به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمري طولاني داشتند مثلاً حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي كرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد. آنوش(پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا سن 910 سالگي عمر كرد. يارد و متوشاح هم كه از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نامهاي سام، حام و يافث شد.

من فكر مي‌كنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال كرده است، چون خداوند هر كاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام مي‌دهد. مثلا،ً به نظرم يكي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است كه همين نكته خودش يكي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم كلامي است كه خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرار داده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراك استفاده كنيد».

اينطور شد كه اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است كه احتمالاً در زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديك به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاءا…حضرت نوح(ع) از كار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا كند.

نظرات مختلفي درباره چگونگي افزايش طول عمر انسان و حفظ جواني و سلامتي او وجود دارد. يكي از دانشمندان علوم تغذيه و پزشكي معتقد است كه از جمله علل اصلي بيماريهاي انسان و نتيجتاً تضعيف سيستم ايمني او كه در نهايت به كاهش عمر انسان منجر مي‌شود، تجمع ميكروب‌ها و باكتري‌ها در روده بزرگ است. اين دانشمند برداشتن روده بزرگ را يكي از راههاي افزايش طول عمر انسان مي‌داند و اين سؤال را مطرح مي‌كند كه آيا مي‌دانيد كلاغ‌ها چرا صد سال زندگي مي‌كنند و سپس جواب مي‌دهد چون روده بزرگ ندارند.

با پذيرش نظريه حذف روده بزرگ، خودبخود به ماده غذايي «ماست» نزديك شده‌ايم. ماده‌اي كه به دليل دارا بودن اسيد لاكتيك قادر است باكتري‌هاي بيماري‌ زاي روده بزرگ كه عامل بسياري از بيماري‌ها و نارسايي‌هاي جسمي هستند را نابود كند و بنابراين مي‌تواند تاثير مستقيمي در افزايش طول عمر بگذارد.

به عنوان گواهي بر اين مدعا مي‌توان به طول عمر زياد روستايياني كه مصرف ماست در ميان آنها فراوان است اشاره كرد. هنگامي كه روش تغذيه مردم بعضي از مناطق قفقاز و مجارستان كه داراي طول عمر نسبتاً زياد بودند مورد بررسي قرار گرفت، دانشمندان متوجه شدند كه ماست يكي از اجزاي اصلي و عمده جيره غذايي اين افراد است. يكي از دانشمندان معروف ديگر تاكيد زيادي بر پياز دارد. پياز به عنوان عاملي براي افزايش طول عمر. شايد اين تاكيد با خاصيت ضد عفوني كننده شديد پياز يا دارا بودن «دي ان اي» مرتبط باشد.

دكتر الكس كارل، طول عمر انسان را با ميزان سم زدايي از بدن مرتبط مي‌دانست و معتقد بود اگر سمومي كه در بدن انسان توليد و ذخيره مي‌شوند، بلافاصله از بدن خارج شوند، ممكن است انسان به عمري بسيار طولاني (در حد چند صد سال) دست پيدا كند. او براي اثبات ادعاي خويش يك ران جوجه را درون دستگاه آزمايش گذاشت و با استفاده از ابزار مربوطه از ذخيره سموم در ران جوجه جلوگيري كرد. ران جوجه تا بيش از ده سال همچنان سالم ماند و بعد از آن هم به دليل كافي بودن آزمايش و قطع آن، ران جوجه طي چند ساعت فاسد شد و از بين رفت.

آيا با تخليه دائمي بدن از سموم، مي‌توان آنطور كه آزمايش اثبات كرده است، به عمر طولاني دست يافت؟ البته اين موضوع كاملاً روشن است كه وجود سموم مي‌تواند دردها، بيماري‌ها و نابساماني‌هاي بسياري را در انسان بوجود آورد و طبعاً فقدان اين سموم و ميكروبها مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود، اما معلوم نيست كه انسان بدون وجود سموم تا چند سال ديگر مي‌تواند بر عمر خود بيفزايد. ده سال، صد سال يا قرنها.

ديده‌گاه ديگري كه درباره سلامتي و شفاي انسان وجود دارد موضوع «اكسيژن رساني كافي و تنفس كامل» است. از اين ديدگاه عامل بسياري از بيماري‌ها و بويژه سرطانها، كمبود اكسيژن در بدن است. سوخت و ساز نياز به هواي كافي و مناسب دارد و اگر هواي مناسب تامين نشود، سوخت و ساز بدن با اختلال مواجه خواهد شد. اشكال در سوخت و ساز يعني ايجاد مواد سمي، عدم تخليه مواد سمي و نتيجتاً انباشتگي آن در بدن. البته، اين فقط يكي از پيامدهاي كمبود اكسيژن است. آيا واقعاً اكسيژن رساني كافي به بدن مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود؟ شايد يوگي‌هاي هندي، كساني كه براي موضوع تنفس و اشباع بدن از اكسيژن ارزش زيادي قائلند و آن را با وسواس و دقت رعايت مي‌كنند، بتوانند تجسمي از اهميت زياد اين شيوه، يعني «اكسيژن رساني كافي» باشند. گفته مي‌شود كه يوگي‌هاي باستاني هند كه تمرين تنفسي پراناياما يكي از اصلي‌ترين مشغوليات آنان بوده است، از عمري بسيار طولاني و سلامتي كامل برخوردار بوده‌اند. در زمان كنوني هم يوگياني وجود دارند كه مي‌توان آنها را از اين نظر مورد بررسي قرار داد.

و اما چرا نوح و پدران او عموماً نزديك به هزار سال زندگي كرده‌اند؟ زندگي آنها چطور بوده است؟ آنها غير از غلات، سبزيجات و گوشتهاي سالم (آنطور كه در كلام خداوند متعال به نوح(ع) وجود دارد) چه چيزهاي ديگري مي‌خورده‌اند؟ روش‌هاي دانسته و ندانسته آنها براي مقابله با بيماري چگونه بوده است؟ در گفتارهاي بعدي مي‌خواهيم بيشتر در اين زمينه‌ها با همديگر حرف بزنيم و فكر كنيم. قصد دارم ابتدا نظريه‌هاي مطرح شده در علوم پزشكي و تغذيه را مطرح كنم و شايد در آخر، به طرح نظرات بزرگترين معلم باطني عصر حاضر، در زمينه مبارزه با بيماري‌ها، تغذيه، شفا و درمان بپردازم.

در قسمت بعدي راجع ‌به غذاها و موادي كه واجد اثر حفظ و تجديد جواني‌اند و داراي طيف وسيعي از تاثيرات سلامتي‌بخش مي‌باشند، حرف خواهيم زد.

پريا (شباب حسامي)

www.ostad-iliya.org

برچسب ها :

عمر, حضرت, آدم, رژيم, غذايي, خداوند, طبيعي, معقول, عادات, غذايي,غلات, سبزيجات, گوشت, تغذيه,پيشرفته, حيوانات, خوراك,پرندگان, ماهيان, دريا, سلطه, سبزيجات, خزندگان, سمزدايي, آزمايش, ميكروبها, سلامتي, شفا, تنفس, سرطان,يوگي, هند

.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: