Posts Tagged With: رام اللهیان

ادارۀ اديان وزارت اطلاعات به من فشار می آورد شهادت دروغ بدهم(نامه تصویری به رهبر ایران) -قسمت 3

بخش سوم از افشاگری‌های مهندس محمد اصغری‌نیا (مدیر مسئول نشریه حرکت دهندگان) درباره شگردهای بازجویان دایره مذاهب وزارت اطلاعات در استفاده ابزاری از زندانیان امنیتی، وعده‌ها و تطمیع‌های آنان که در سیر برخورد با ایلیا رام الله ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (الاهیون ایران – جمعیت ال یاسین) از سال 1386 صورت گرفت. گفتنی است که ایلیا «میم» تا کنون 4 بار توسط دستگاه امنیتی ایران بازداشت شده و مجموعا 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شکنجه‌های شدید جمسی و روانی به سر برده است. این فیلم که در واقع نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی و مربوط به سال 1387 بوده است در 4 قسمت منتشر شد.


سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مروری بر عقاید و تفکرات دالایی لاما؛ نماد صلح جهانی

دالایی لاما؛ آموزگار اصل عدم خشونت و نماد صلح جهانی

تنزین گیاتسو مشهور به دالایی لامای چهاردهم  به عنوان آموزگار بزرگ اصل عدم خشونت حتی بیش از آنچه در باره ماهاتما گاندی و نلسون ماندلا گفته می‌شود، بیشتر عمر خود را در راه برقراری صلح و دوستی میان مردم تبت با دولت چین و نیز گسترش صلح در جهان صرف کرده‌است. دالایی لاما رهبر معنوی تبت و از رهبران اصلی اپوزیسیون چین می باشد. اکثر مردم جهان او را بعنوان نمادی از محبت و انعطاف پذیری و آسان گیری می شناسند. مقامات دولت چنین نیز دالایی لاما را به خرابکار، تجزیه طلب و دروغگویی متهم کرده اند و خصوصا بعد از آنکه دالایی لاما دولت چین را به دنبال کردن سیاست «نسل کشی فرهنگی» در تبت متهم نمود، واکنش مقامات چینی را بیش از پیش علیه خود برانگیخت. همچنین از دیدگاه روحانیت تندرو و دستگاه های مذهبی امنیتی ایران و رسانه های وابسته به آن، دالایی لاما مروج کفر و بی دینی، عامل سازمان سیا و موساد بوده و در اصل یک صحیونیست است! اما در مقابل تبلیغات منفی دولت های سرکوبگر و غیردموکراتیکی نظیر چین و ایران، دالایی لاما در نقاط مختلف جهان طرفداران بسیار زیادی دارد و امروزه شهرت‌ و نفوذ او‌ بسی‌ فراتر از جامعه‌ ۶ میلیون‌ پیروان‌ تبتی‌ است. بنابر نتيجه نظرسنجي مجله آلماني اشپيگل، دالاي لاما در آلمان از پاپ که يک آلماني است محبوبيت بيشتري دارد. او به شدت مخالف روش هاي خشونت آميز بوده و همواره معتقد است راه حل مناسبي براي دستيابي تبت به خودمختاري حقيقي وجود دارد. هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، دالایی لاما در مقام اول در رده «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت. تلاشهای غیر خشونت آمیز دالایی لاما در راه حفظ فرهنگ تبت و آزادی این منطقه جایزه صلح نوبل سال 1989 را برای او به همراه داشت. در سال 2006 شهروند افتخاری کانادا را پذیرفت و در سال 2007 نشان طلای کنگره ایالات متحده به او اهدا شد.
دالایی‌لاما در راستای به رسمیت شناخته‌شدن پیام صلح، رویکرد غیرخشونت‌آمیز، درک بین ادیان، مسئولیت‌پذیری و محبت جهانی خود تاکنون بیش از 84 جایزه، دکترای افتخاری، تقدیرنامه و غیره دریافت کرده است. وی همچنین تاکنون بیش از 72 جلد کتاب از جمله «تبت من»، «مهربانی، وضوح وبینش» و » اتحادیه خوشی و پوچی» منتشر کرده است.
رهبر معنوی بوداییان تبت برای ارائه درسهای معنوی به دانشگاه کالگاری کانادا و همچنین به مؤسسه هندی مدیریت در دهلی نو برای تدریس مدیریت رفته است اگر چه وی هیچ زمینه ای در مدیریت ندارد اما مدیر روابط عمومی موسسه هندی مدیریت می گوید: تعهد دالایی لاما به ارتقای ارزشهای انسانی چون: محبت، تساهل، قناعت و خویشتنداری درخور توجه و تجزیه و تحلیل است. این صفات مدیریت بوده و دالایی‌لاما به ما کمک می‌کند در آینده بتوانیم مدیریت را برعهده گیرید می‌تواند ما را در یادگیری مرزهای جدید در مدیریت یاری نماید.
به اعتقاد این معلم معنوی، صلح درونی مى تواند صلح و آرامش بیرونى را در پى داشته باشد و دیگران بسیاری از کتاب ها و سخنرانی های او را گنجینه ای برای بهتر زیستن و خودشناسی می دانند.
***
دالایی لامای زمان و خرد جمعی
دالایی لاما، که در اصل تنزین گیاتسو نام دارد،  در سال 1935 متولد شد و آموزش او در زمینه مسایل دینی بوداییان تبتی و همچنین سایر علوم و زبان های خارجی از سن چهار سالگی آغاز شد. تنزین گیاتسو یکی از شانزده فرزند یک خانواده کشاورز در استان «آمدو» تبت بود و در همان سن دو سالگی به عنوان حامل روح و خرد تناسخ یافته دالایی لامای سیزدهم و جانشین او اعلام شد و دالایی لامای چهاردهم نام گرفت.
دالایی لاما لقبی است که به رهبر دینی بوداییان تبت داده می‌شود. دالایی لاما عنوان رهبر دینی تبت از قرن چهاردهم میلادی به بعد است و به اعتقاد بوداییان تبتی، در هر دوره، روح یا خرد جمعی تمامی دارندگان قبلی این مقام در دالایی لامای زمان تناسخ می یابد. در حال حاضر ابن لقب به تنزین گیاتسو اعطا شده‌است. دالایی لاما بر رهبران هر چهار مکتب بودایی برتری دارد. در خلال سده ۱۷ تا سال ۱۹۵۹، دالایی لاما رئیس حکومت تبت بود و از اقامت‌گاه خود در قصر پوتالا که در شهر لهاسا قرار داشت، بر بخش بزرگی از این سرزمین فرمان‌روایی می‌کرد. برای دالایی لاما اغلب پیش از این لقب، عنوان «حضرت مقدس» به‌کار می‌رود. پیروان دالایی لاما بر این باورند که بیدارگر بوداسف مهرورزی که اولوکیتشوارا نام دارد مانند همه زندگان باززایی دارد و دالایی لاما همان بیدارگر مهرورزی در جسمی جدید است. واژه دالایی در زبان مغولی به معنی «اقیانوس» است و لاما (بلا ما) معادل تبتی واژه پیر در معنی مرشد است.
پس از مرگ هر دالایی لاما، راهبان ارشد بودایی بر اساس پیشگوی رسمی تبت جستجو برای یافتن فردی با خصوصیات پیش بینی شده، از جمله آگاهی غیر اکتسابی از برخی اشیا یا مشخصات دالایی لامای قبلی، را آغاز می کنند. این فرد که، ممکن است کودکی خردسال باشد، توسط رهبران ارشد دینی آموزش می یابد و رهبری روحانی و سیاسی تبتیان را بر عهده می گیرد.
دارندگان این عنوان از قرن هفدهم در راس تشکیلات سیاسی تبت قرار داشته اند و در فاصله سقوط نظام سلطنت در چین در اوایل قرن بیستم تا پیروزی کمونیست ها در سال 1949 میلادی کمابیش از استقلال کامل در حکومت بر این سرزمین برخوردار بودند.
***
گوشه ای از برخوردها با دالایی لاما و پیروانش
دالایی لاما در سن پانزده سالگی به عنوان رهبر سیاسی تبت بر تخت نشست در حالیکه نیروهای جمهوری خلق چین مجددا این سرزمین را به اشغال درآورده بودند. در پی این تحول، دالایی لاما توافقی را در مورد حدود اختیارات دولت محلی تبت با مقامات چینی امضا کرد و بر اساس آن، از سوی چین به عنوان رئیس کمیته مقدماتی منطقه خودمختار تبت شناخته شد.
در سال 1956، مردم تبت علیه آنچه که فشار دولت چین بر دولت محلی خود می دانستند قیام کردند که تا سال 1959 و سرکوب خشونت آمیز این قیام به دست ارتش سرخ چین ادامه داشت. پس از سرکوب این قیام، دالایی لاما همراه با جمعی از رهبران تبتی این سرزمین را ترک کرد و در هند دولت در تبعید تبت را تشکیل داد. بعد از این واقعه حدود 80 هزار پناهنده تبتي هم به او پيوستند و هم اکنون بيشتر از 120 هزار تبتي در تبعيد و به دور از وطن در هند زندگي مي کنند.
اندیشه های جهانی و تلاش های بین المللی
دالاي لاما بعد از تبعيد او تا به حال به كشورهای بسیاری سفر كرده و در بیش از ۴۶ كشور به سخنرانی، ملاقات با سیاستمداران و مردمان عادی و سایر فعالیت های صلح آمیز اشتغال داشته است. در سال ۱۹۷۳ در واتیكان با پاپ پل ششم ملاقات كرد. در ۱۹۸۰ در یك كنفرانس مطبوعاتی در رم اظهار امیدواری كرد كه با پاپ ژان پل دوم دیدار كند. او در بخشی از سخنانش در این كنفرانس گفت كه «ما در دوره بحران های بزرگ زندگی می كنیم، دوره ای كه دنیا با مصائب نگران كننده ای روبرو است. ممكن نیست كه جز با وجود امنیت و هماهنگی میان مردمان به آرامش روحی رسید.» دالایی لاما این را مبنای ایمان و امید خود برای ملاقات با شخصیت های برجسته و متحول ساختن افكار و احساسات می داند تا به تعبیر خودش «دری به سوی روابط صلح آمیز در میان مردمان گشوده شود.» او از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ چندین بار با پاپ ژان پل دوم ملاقات هایی كرد. در طول این سال ها با مراجع مذهبی دیگر نیز دیدارهایی داشت.
در زندگینامه دالایی لاما آمده كه او غالباً می گوید: «من فقط یك راهب بودایی ساده ام – نه بیشتر، نه كمتر.» او بنابراین نوشته ها، صبح ها ساعت ۴ از خواب برمی خیزد به مراقبه می پردازد. به امور روزمره رسیدگی می كند و به تعلیم و تدریس مذهبی و ملاقات هایش ادامه می دهد. او اغلب این سخن حكیم بودایی مشهور قرن هشتم، شانتی دوا را با خود تكرار می كند: «تا وقتی كه زندگی و زمین برپاست و تا وقتی كه موجودات زنده به حیات خود ادامه می دهند من نیز تاب می آورم و تا آنجا كه در توان دارم می كوشم از مصائب دنیا بكاهم.» دالایی لاما علاوه بر جایزه صلح نوبل از قرار معلوم جوایز متعدد دیگری نیز دریافت كرد و از چندین دانشگاه دكترای افتخاری به او اهدا شده است.در سخنرانی اش به مناسبت دریافت جایزه نوبل در صلح چنین گفت: «دنیای امروز اقتضا می كند كه یگانگی بشر را بپذیریم. در گذشته، جوامع مختلف می توانستند یكدیگر را از هم كاملاً جدا و مجزا بشمارند. بعضی حتی می توانستند در جدایی كامل به حیات خود ادامه دهند. اما امروزه هر اتفاقی در یك منطقه بیفتد، نهایتاً بر بسیاری از مناطق دیگر اثر می گذارد.»«وقتی مردم مناطق مختلف جهان را ملاقات می كنم همواره به یاد می آورم كه ما همه اساساً همانند یكدیگریم: ما همه انسانیم. شاید لباس های مختلف داشته باشیم، رنگ پوست هایمان متفاوت باشد و به زبان های گوناگون سخن بگوییم. اینها همه مربوط به سطح و ظاهر است. اما اساساً ما همه انسان هستیم و همانند یكدیگر. این همان چیزی است كه ما را با یكدیگر پیوند می دهد. از همین روست كه می توانیم همدیگر را بشناسیم و بر دوستی و قرابت میان هم بیفزاییم.»
به عقیده دالایی لاما درك عمیق این نكته كه وحدتی عمیق میان همه انسان ها وجود دارد و اینكه همه در جست وجوی سعادت و شادمانی اند و می كوشند از رنج و مصیبت بگریزند در بسط و گسترش حس برادری و همدلی، بسیار سودمند است. او تصریح می كند كه اگر هر انسانی خودخواهانه فقط آنچه را كه خود می پسندد دنبال كند و نسبت به زندگی و نیازهای دیگران بی اعتنا باشد در نهایت نه تنها به دیگران بلكه به خود نیز آسیب می رساند.
***
چکیده اتهامات دالایی لاما در رسانه های وابسته به روحانیت ایران
در راستای پروژه تخریب و سیاه نمایی چهره اساتید معنوی و فکری ایران و جهان، قلم بدستان حکومتی در ایران طی انتشار کتابها، مقالات، سایت ها و سخنرانی های متعدد اتهاماتی را به دالایی لاما وارد کرده اند که مختصرا به برخی از آن ها شاره می شود:
–        حجت الاسلام محمد تقی فعالی در کتاب «نگرشی بر آرا و اندیشه های دالایی لاما» می نویسد: «آنچه دالايي لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن به «کثرت گرايي ديني» و « پلوراليزم ديني» ياد مي شود.». در بخش دیگری از همین کتاب آمده است :
«او از سال 1595میلادی به همراه صدهزار نفر از پيروانش توسط چين به هند تبعيد شد و هم اكنون در دانشگاه‏هاي معتبر غرب، به او كرسي‏هاي متعددي داده‏اند تا مروج رسمي عرفان سكولار و مبارزه مسالمت جويانه (ذلت‏پذير) و معنويت بدون خدا و متافيزيك بدون معاد و پيامبري و وحي باشد.»
–        احمد حسین شریفی در کتاب عرفان حقیقی و عرفان کاذب می گوید: اندیشه های دالایی منحرف است و برای اثبات این موضوع به یکی از سخنان دالایی لاما استناد می کند که گفته است: دین داشتن مهم نیست انسان بودن مهم است دین خارج از ما نیست پس نیت پاک اساس هر مذهبی است او حقیقت نهایی ادیان را یکی می داند و نقش مذهب را رواج ایثار و همدردی ، از تعالیم دالایی لاما بر می آید که او در زمینه ی معنویت و دینداری قائل به تنوع و تکثر و به اصطلاح پلورالیسم  است.
–        پژوهشکده تحقیقات اسلامی درباره او می گوید: از نظرات و دیدگا های رهبر تبتیان استفاده می شود که او به تنوع و تکثر ادیان معتقد است و دین خاصی را شرط وصول به اهداف مورد نظر خویش نمی داند وی می گوید :حقیقت تمام ادیان (با وجود تفاوت نام و عناوین آنها ) یکسان است. همچنین گفته می شود: چراغ سبز آمریکا به این رهبر بودایی تبت و دفاع جانبدارانه از او تاثیر بسیاری در تبلیغ تفکرانه اش در سطح جهانی داشت … سخنرانی های او در دوره تبعیدی که در خارج از چین سپری کرده است بر محور گفت و گو و پایه های صلح بشری قرار داشت و با شعار صلح جوئی توانست تفکرات الحادی خود را در جهان گسترش دهد.
–        برخی دیگر از بلندگوهای وابسته به دستگاه مذهبی- امنیتی ایران او را به جاسوس، مهره صحیونیست، دست نشانده غرب و … متهم می کنند و درباره او می گویند: «دالایی لاما که مهره معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلابهای مخملی شناخته می شود، در دهارامسالای هند ساکن است؛ جائی که به ادعای رسانه های صهیونیستی، مقر دولت در تبعید تبت شناخته می شود. صهیونیست ها اکنون با ستایش از رهبرانی چون «دالایی لاما» و تبلیغ فرقه هایی مانند «بودیسم»، می کوشند تا عرفان های جعلی مطلوب خود را در جوامع اسلامی ترویج کنند.»
و در جایی دیگر گفته می شود: «به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. بنا بر پژوهشهای صورت گرفته و شواهد و قرائن موجود، به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. گفتنی است امثال وی در کشور ایران و در جریان فرقه سازی ها و تولد نامشروع شبه عرفانهای التقاطی و بدون شریعت نیز قابل مشاهده بوده و هستند.»
« دالایی لاما  فراماسون بوده و در جهت تحقق اهداف شیطانی سازمان جهانی فراماسونری خدمت می کند.»
] دالایی لاما [ به بهانه حمایت مهره معنوی سازمان CIA از موج سبز پیوستن «گزینه معنوی سازمان سیا در انقلابهای رنگین» به حرکت موسوم به جنبش سبز کارگزاران کودتای مخملی را کاملتر کرد. … شناخت دالایی لاما به عنوان کارگزار معنوی سازمان سیا (در شرق آسیا جهت مقابله و ایجاد ناآرامی در برابر قدرتهای رقیب با پوششهای دینی نسبیت گرایانه)، می تواند ابعاد جدیدی از این ماجرا را مشخص کند.
شیفته سلطه جهانی و مرید صهیونیسم تنزین گیاتسو که از گزینه‌های مطرح برای رهبری دین نوین جهانی است که برای تقارب ادیان و با هدف مبارزه با ادیان اصولی مانند اسلام شکل گرفته است، تاکنون بارها شیفتگی و نزدیکی خود به جهان سلطه و رژیم صهیونستی را اظهار کرده است و با آنکه شعار اصلی آئینش را صلح و شادمانی برای همه می‌داند، چند مسافرت رسمی به سرزمین اشغالی و دیدار با سرکردگان اسرائیل غاصب داشته و رسماً در مقابل دیوار ندبه در اورشلیم به ادای احترام و نیایش پرداخته است.
***
مروری بر دیدگاه های دالایی لاما
خشونت و عقل سلیم
«من‌ خود را هواخواه‌ یا شاگرد مهاتما گاندی‌ می‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ میان‌ من‌ و مهاتما گاندی‌ در این‌ است‌ كه‌ گاندی‌ پیشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌ و راه‌ او را دنبال‌ می‌كنم‌. وانگهی‌، بی‌تردید در عصرما، در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ و آغاز قرن‌ بیست‌ و یكم‌ ما چه‌ بسا علمی‌تر شده‌ایم‌ و در نگرش‌ خود نرمش‌ بیشتری‌ داریم‌. اما مهاتما گاندی‌ یك‌ قدیس‌ بود و من‌ انسان‌ كوچكی‌ هستم‌. با این‌ همه‌ راهبرد من‌ از عدم‌ خشونت‌ متكی‌ بر آموزش‌ها نیست‌، برعقل‌ سلیم‌ تكیه‌ دارد. هرگاه‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ صحبت‌ كنم‌ به‌ بودا یا سنت‌ دینی‌ دیگری‌ ارجاع‌ نمی‌دهم‌، فقط‌ از تجربه‌های‌ مشترك‌ می‌گویم‌. خشونت‌ یعنی‌ آزار؛ صلح‌ و آرامش‌ تنها به‌ معنای‌ نبود درد نیست‌، بلكه‌ راهی‌ است‌ برای‌ حمایت‌ و حفاظت‌ از شادی‌. هدف‌ حفظ‌ خویش‌ است‌ از رنج‌ و ترفیع‌ به‌ سرچشمه‌ شادی‌ درونی‌. این‌ آرامش‌ است‌، خواه‌ از طریق‌ دستاوردهای‌ علمی‌ به‌ دست‌ آید خواه‌ با تجارب‌ و دریافت‌های‌ مشترك‌.
به‌ اعتقاد من‌ دنیای‌ ما عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ داده‌ است‌. رها كردن‌ عقل‌ سلیم‌ در دو سطح‌ مطرح‌ است‌. یك‌ وقت‌ عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ می‌دهی‌ و دیوانه‌ می‌شوی‌. زمان‌ دیگر ۲۰ ساعت‌ رفتار طبیعی‌ داری‌، بعد چندساعتی‌ دچار نفرت‌ می‌شوی‌. در آن‌ لحظات‌ نحوه‌ تفكر فرد فاقد عقل‌ سلیم‌ است‌، چون‌ مبنای‌ عقل‌ سلیم‌ بر تفكر عقلانی‌ است‌ و زمانی‌ كه‌ ذهن‌ مقهور نفرت‌ است‌ قادر نیست‌ معقول‌ كار كند. بنابراین‌ در آن‌ مدت‌ فرد مورد نظر آدم‌ دیوانه‌ای‌ است‌. این‌ نوع‌ دیوانگی‌ بدتر از دیوانگی‌ عادی‌ است‌. این‌ دو اختلال‌ دماغی‌ را با یكدیگر بسنجید! در مورد اول‌، شخصی‌ دیوانه‌ است‌ اما در امور نادرست‌ دخالت‌ نمی‌كند. در مورد دوم‌، شخص گرفتار نفرت‌ است‌ و از مسیر تفكر طبیعی‌ خارج‌ می‌شود. این‌ یكی‌ بدتر است‌ چون‌ می‌تواند فجایع‌ عدیده‌ به‌ بار آورد. مثل‌ این‌ است‌ كه‌ فردی‌ همیشه‌ دروغ‌ می‌گوید، چون‌ همه‌ می‌دانند كه‌ آدمی‌ دروغگوست‌ كسی‌ به‌ او اعتماد نمی‌كند و دروغ‌هایش‌ خطرناك‌ نیستند. اما اگر فرد راستگو و صادقی‌ دروغ‌ بگوید خیلی‌ خطرناك‌ است‌. به‌ همین‌ صورت‌ آدمی‌ كه‌ ۲۴ ساعت‌ دیوانه‌ باشد، چندان‌ خطری‌ ندارد، اما غالبا آدم‌های‌ بسیار طبیعی‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ دچار جنون‌ می‌شوند – مانند بعضی‌ از رهبران‌ سیاسی‌ ما در جهان‌ امروز. این‌ آدم‌ها واقعا خطرناك‌اند.»
عشق و خدمت
«… همه‌ ادیان‌ از ضرورت‌ به‌ كار بستن‌ عشق‌، بخشندگی‌، تساهل‌ و اینگونه‌ امور سخن‌ می‌گویند. در آیین‌ بودایی‌ نیز شفقت‌ اساس‌ و پایه‌ است‌. قطعا از دو سنت‌ پالی‌ و سانسكریت‌ در دل‌ آیین‌ بودایی‌ مطلع‌اید. در سنت‌ سانسكریت‌ شفقت‌ صرفا احساس‌ همدردی‌ نسبت‌ به‌ دیگری‌ نیست‌. گونه‌ای‌ سپردن‌ التزام‌ و تعهد به‌ دیگران‌ است‌. بخشی‌ از این‌ عمل‌ كل‌ وجود من‌ است و نه‌ تنها من‌، همه‌ كسانی‌ كه‌ وجود خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ می‌سپارند و نه‌ فقط‌ در این‌ زندگی‌ همچنین‌ در زندگی‌ بعدی‌، چنین‌اند…. مثالی‌ می‌آورم‌ از یك‌ راهب‌ بودایی‌ كه‌ اینك‌ ۸۵ ساله‌ است‌. پس‌ از ۱۹۵۹ این‌ مرد ۱۸ سال‌ از عمرش‌ را در گولاك‌ (زندان ها)ی‌ چین‌ سپری‌ كرد. اوایل‌ ۱۹۸۰ به‌ دارام‌ سالا آمد، چون‌ چینی‌ها به‌ بعضی‌ از تبتی‌ها اجازه‌ خروج‌ از تبت‌ دادند. در گفت‌وگویی‌ كه‌ با این‌ مرد داشتم‌ به‌ من‌ گفت در آن‌ ۱۸ سال‌ در زندان‌ با خطرات‌ بسیاری‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كرده‌ است‌. از او درباره‌ آن‌ خطرات‌ پرسیدم‌. به‌ من‌ گفت‌ بدترین‌ خطر ترس‌ از دست‌ دادن‌ شفقت‌ نسبت‌ به‌ چینی‌ها بود. گمانم‌ شفقت‌ چنین‌ مهم‌ است‌ و اگر آسیب‌ ببیند بشریت‌ در خطر خواهد افتاد. من‌ شاید در مرتبه‌ آن‌ راهب‌ تبتی‌ نباشم‌، شاید آدمی‌ باشم‌ كه‌ از كوره‌ در می‌رود. اما توانایی‌ من‌ هرچه‌ باشد، در هر مرتبه‌ای‌ باشم‌، می‌توانم‌ و باید به‌ نحوی‌ به‌ دیگران‌ خدمت‌ كنم‌. احساس‌ می‌كنم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بودایی‌ و هم‌ در مقام‌ دالایی‌ لاما- با این‌ فرصتی‌ كه‌ در اختیار من‌ است‌- با داشتن‌ عنوان‌ دالایی‌ لاما را با خود دارم‌، در مقایسه‌ با آن‌ راهبان‌ در شرایط‌ بهتری‌ برای‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ قرار گرفته‌ام‌. پس‌ از این‌ فرصت‌ بهره‌ می‌برم‌. هرگاه‌ اینگونه‌ با زندگی‌ روبرو شوید احساس‌ خستگی‌ به‌ شما دست‌ نمی‌دهد. راز سرزندگی‌ من‌ این‌ است‌.»
اصل محبت و شفقت
«در قانون‌ اساسی‌ هند، سكولار یعنی‌ احترام‌ به‌ همه‌ ادیان‌ و نه‌ رد ادیان‌.  پس‌ در اصول‌ اخلاقی‌ موردنظر من‌ سكولار یعنی‌ محترم‌شمردن‌ همه‌ سنت‌ها، اما در واقع‌ اهمیت‌ شفقت‌، بخشندگی‌ و عطوفت‌ در اتكای‌ آن‌ بر عقل‌ سلیم‌ است‌.  احساس‌ محبت‌ را مثال‌ بزنیم‌. زندگی‌ ما از بدو تولد با مهر و محبت‌ آغاز می‌شود. بدون‌ محبت‌ زنده‌ نمی‌مانیم‌. به‌ مادر یا محبت‌ فرد دیگری‌ جانشین‌ او نیاز داریم‌ كه‌ از ما مراقبت‌ كند. نوزاد توانایی‌ تنها زنده‌ماندن‌ را ندارد، یكسره‌ وابسته‌ به‌ دیگران‌ است‌ كه‌ به‌ او برسند، اما مراقبت‌ از سر تكلیف‌ و نه‌ با محبت‌ كافی‌ نخواهد بود. به‌ مراقبت‌ و محبت‌ توامان‌ نیاز داریم‌. علم‌ پزشكی‌ مدرن‌ تماس‌ بدنی‌ را در پرورش‌ مغز بسیار مهم‌ ارزیابی‌ كرده‌ است‌. پس‌ زندگی‌ ما اینگونه‌ آغاز می‌شود. در سال‌های‌ نخستین‌ زندگیمان‌ مراقبت‌ دیگران‌ از ما نقش‌ حیاتی‌ در رشد ما دارد، اما بالاخره‌ ما بزرگ‌ می‌شویم‌، احساس‌ استقلال‌ می‌كنیم‌ و دیگر نیازی‌ هم‌ به‌ مراقبت‌ دیگران‌ از خود نداریم‌. بعد تصور كاذبی‌ در ما بروز می‌كند – معتقدم‌ سرشت‌ اصلی‌ ما در كودكی‌ طراوت‌ بیشتری‌ دارد – بعد هوش‌ و ذكاوت‌ ما بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود و ارزش‌های‌ اصولی‌ را بدیهی‌ می‌انگاریم‌، بدون‌ تلاش‌ چندان‌ نیروی‌ خود را در زمینه‌های‌ گوناگون‌ به‌كار می‌اندازیم‌. بارها به‌ این‌ فكر افتاده‌ام‌ كه‌ اگر آدم‌هایی‌ مثل‌ هیتلر واستالین‌ در بدو تولد و دوران‌ كودكی‌ از زندگی‌ طبیعی‌ و بهنجاری‌ برخوردار می‌بودند، در بزرگسالی‌ چنان‌ ظالم‌ و خشن‌ می‌شدند؟ پس‌ مهر و محبت‌ مادر خیلی‌ مهم‌ است‌. چون‌ زندگی‌ ما با مهر مادری‌ آغاز می‌شود، این‌ تجربه‌ را باید تا دم‌ مرگ‌ به‌ یاد بسپاریم‌. از این‌ رو مهر و محبت‌ در خانواده‌ ما – در جامعه‌ ما موجودات‌ بشری‌ اهمیت‌ بسزا دارد.
باورهای‌ اساسی‌ من‌ بر پایه‌ واقعیت‌ زندگی‌ و مكانیسم‌های‌ زیستی‌ استوار است‌. افرادی‌ كه‌ در شرایط‌ طبیعی‌ زندگی‌ شاد و سرحال‌اند بی‌تردید از سلامت‌ جسمانی‌ بیشتری‌ نیز برخوردارند. آشكارا می‌توان‌ دید كه‌ چه‌ كسی‌ در خانواده‌ای‌ با مهر و محبت‌ بار آمده‌ است‌. كودكان‌ شاد و خندان‌ رشد جسمانی‌ بهتری‌ دارند، در قیاس‌ با كودكان‌ تحت‌ ستم‌ و كتك‌ خورده‌. این‌ كودكان‌ از نظر جسمی‌ و روحی‌ رنجورند. همه‌ این‌ عواطف‌ مفید اساس‌ سعادت‌ و توفیق‌ ماست‌ و خصلت اصلی‌ بشریت‌ به‌شمار می‌آید، اما نفرت‌ و حسادت‌ نیز در گوشه‌ای‌ از ذهن‌ ما جای‌ دارد و به‌ مجردی‌ كه‌ پرورانده‌ شود، شخص آرامش‌ ذهنی‌ را از دست‌ می‌دهد. دچار سوءهاضمه‌ و فشارخون‌ و دیگر بیماری‌ها می‌شود. به‌ عبارت‌ دیگر، از نظر زیستی‌ هم‌ بعضی‌ از هیجان‌ها برای‌ سلامت‌ ما بسیار زیان‌آور است‌ و بعضی‌ دیگر می‌تواند مفید باشد. پس‌ می‌توان‌ بین‌ هیجان‌ مطلوب‌ و هیجان‌ نامطلوب‌ فرق‌ گذاشت‌.»
صلح ادیان، صلح جهان
]برای رسیدن به صلح در جهان[ «در گام‌ اول‌ به‌ تماس‌ شخصی‌ نیاز داریم‌ كه‌ بسیار اساسی‌ است‌. باید كنار هم‌ بنشینیم‌ و یكدیگر را بشناسیم‌ و به‌ تبادل‌ تجربه‌های‌ فردی‌ بپردازیم‌. سپس‌ می‌توانیم‌ مشابهت‌ها را بیابیم‌. به‌عنوان‌ مثال‌ در عهد كودكی‌ من‌ در لهاسا در تبت‌، عده‌ای‌ مسلمان‌ آنجا زندگی‌ می‌كردند. جامعه‌ كوچكی‌ از مسلمانان‌ هند كه‌ دست‌ كم‌ چهار قرن‌ بود كه‌ در تبت‌ بسر می‌بردند، در پرونده‌ این‌ مسلمانان‌ هیچ‌ مورد نزاعی‌ نبود. مردم‌ بسیار آرام‌ و بسیار مهربانی‌ بودند. اگر معیار ما این‌ مسلمانان‌ باشند، می‌توان‌ گفت‌ مسلمانان‌ هند و مسلمانان‌ لاداخ‌، مردان‌ بسیار مهربانی‌ هستند. خود من‌ هم‌ به‌ سبب‌ تماس‌های‌ شخصی‌ دوستان‌ مسلمانی‌ در هند دارم‌. مسلمانان‌ هند، بویژه‌ مسلمانان‌ لاداخ‌ خیلی‌ به‌ من‌ نزدیك‌اند. سال‌ گذشته‌ فرصتی‌ پیش‌ آمد و برای‌ نخستین‌ بار به‌ كشور اردن‌ سفر كردم‌. با بعضی‌ از رهبران‌ مسلمانان‌ در آنجا آشنا شدم‌ – اعم‌ از دانشگاهیان‌ و دانش‌پژوهان‌ و دانشجویان‌ مسلمان‌. همگی‌ بسیار خوشرو بودند و رفتار بسیار دوستانه‌ای‌ داشتند. به‌ نظر من‌ در ادای‌ تكالیف‌ دینی‌ ارزش‌های‌ شفقت‌، عبادت‌، ایثار نزد مسلمانان‌ و بودایی‌ها یكسان‌ است‌. حتی‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ و یهودیان‌ یك‌ خدا دارند. در مسیحیت‌، كاتولیك‌ها و پروتستان‌ها وجود دارند. در اسلام‌ تفاوت‌ اندكی‌ میان‌ شیعه‌ و سنی‌ هست‌. به‌ همین‌ ترتیب‌ تفاوت‌هایی‌ میان‌ بودایی‌ها نیز به‌ چشم‌ می‌خورد – حتی‌ میان‌ بودایی‌های‌ تبتی‌، مثلا در اختلاف‌ رنگ‌ كلاه‌ها – كه‌ اهمیت‌ چندانی‌ ندارد. با این‌ همه‌ در نظر مردم‌ بی‌سواد و نادان‌ رنگ‌ كلاه‌ها اهمیت‌ دارد. به‌ همین‌ قیاس‌ هم‌ تفاوت‌های‌ میان‌ مسلمانان‌، مسیحیان‌ و هندوها مهم‌ جلوه‌ می‌كند. همین‌ آغاز ناراحتی‌ است‌ و از همین‌جاست‌ كه‌ رسانه‌های‌ غربی‌ و بعضی‌ از دانش‌پژوهان‌ غربی‌ مسلمان‌ را مشابه‌ تروریست‌ معرفی‌ می‌كنند. گاهی‌ هم‌ یك‌ فرد غربی‌ به‌ این‌ فكر می‌افتد كه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌ تصادم‌ است‌، اما در حقیقت‌ هیچ‌ تصادمی‌ نیست‌. تصور می‌كنم‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ تمدن‌ غربی‌، منظور همان‌ تمدن‌ مدرن‌ است‌. مدرنیته‌ بیشتر یعنی‌ تكنولوژی‌ بیشتر. جامعه‌ مدرن‌ جامعه‌ای‌ است‌ صنعتی‌. به‌ این‌ ترتیب‌ الگوی‌ دیگری‌ از جامعه‌ انسانی‌ ظهور می‌كند، اما كشورهای‌ اسلامی‌ و هند نیز این‌ مسیر را طی‌ كرده‌اند. كشور بودایی‌ چون‌ تایلند هم‌ در مسیر مدرنیسم‌ حركت‌ می‌كند. این‌ یك‌ شیوه‌ زندگی‌ است‌. بر این‌ پایه‌ نمی‌توان‌ تمایزی‌ میان‌ غربی‌ و غیرغربی‌ قایل‌ شد، اما در دنیای‌ كنونی‌ هركجا روش‌ زندگی‌ متفاوت‌ باشد، شیوه‌ تفكر هم‌ متفاوت‌ است‌
پس‌ تمایز میان‌ مدرن‌ و غیرمدرن‌ است‌، نه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌. تا جایی‌ كه‌ مساله‌ دین‌ مطرح‌ است‌، به‌ اعتقاد من‌ اسلام‌ همپای‌ مسیحیت‌ و یهودیت‌ مهمترین‌ ادیان‌ جهانند. همیشه‌ این‌ را به‌ صراحت‌ گفته‌ام‌. حالا مفهوم‌ حقیقت‌ یگانه‌ و دین‌ یگانه‌ در سطح‌ فردی‌ اهمیت‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال‌، من‌ بودایی‌ام‌، پس‌ آیین‌ بودایی‌ یگانه‌ دین‌ و یگانه‌ حقیقت‌ است‌ و آیین‌ بودانی‌ نزد من‌ بهترین‌ است‌، اما نمی‌توانم‌ بگویم‌ كه‌ برای‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ نیز آیین‌ بودایی‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ باشد. مسیحیت‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ است‌. ما هر دو باید دو دین‌ و دو حقیقت‌ را بپذیریم‌. در سطح‌ جامعه‌ باید چند حقیقت‌ و چند دین‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود. وقتی‌ مسلمانان‌ در میان‌ خود از خدایی‌ نام‌ می‌برند – كه‌ خدای‌ یگانه‌ است‌ و این‌ كاملاً بجاست‌، اما این‌ را نمی‌توانند به‌ همه‌ دنیا بقبولانند، ایجاد ناراحتی‌ خواهد كرد. من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همه‌ دنیا بقبولانم‌ كه‌ آیین‌ بودایی‌ برترین‌ است‌، موجب‌ ناراحتی‌ خواهد شد. وانگهی‌ اصلا واقع‌بینانه‌ نیست‌. خود بودا هم‌ هرگز تلاش‌ نكرد كه‌ همه‌ جهان‌ را به‌ آیین‌ بودایی‌ بكشاند. بعضی‌ از مسیحیان‌ تلاش‌ كردند تا تمام‌ دنیا را به‌ مسیحیت‌ بگروانند – بعضی‌ از مسلمانان‌ نیز چنین‌ كردند، اما هر دو ناكام‌ ماندند. در اینجا نیز به‌ عقل‌ سلیم‌ نیاز است‌. درست‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مسیح‌ گفته‌ بود كه‌ آموزش‌های‌ من‌ به‌ دورترین‌ نقاط‌ خواهد رسید – یعنی‌ گرویدن‌ بشریت‌ به‌ مسیحت‌، اما در عصر حضرت‌ مسیح‌ دنیای‌ شناخته‌شده‌ محدود به‌ مساحت‌ كوچكی‌ بود. آن‌ گفته‌ در آن‌ عصر واقع‌بینانه‌ بود. باید عقل‌ سلیم‌ را به‌كار گیریم‌. پس‌ اگر بگوییم‌ به‌ جای‌ یك‌ دین‌ و یك‌ حقیقت‌ چندین‌ دین‌ و چندین‌ حقیقت‌ وجود دارد، هیچ‌ تضادی‌ در این‌ گفته‌ نیست‌. غالبا مثال‌ دارو را ارائه‌ می‌دهم‌. نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ فقط‌ یك‌ دارو درمان‌ همه‌ دردهاست‌، اما اگر بیمار شدید، آن‌ دارو ممكن‌ است‌ خوب‌ یا بد باشد. برای‌ سردرد آن‌ دارو مناسب‌ است‌. برای‌ درد مفاصل‌ دارویی‌ دیگر، هر دارویی‌ متناسب‌ با بیمار و بیماری‌ خاص‌ تجویز می‌شود.»
دیدگاه های فرادینی دالایی لاما
به‌ نظر می‌رسد كه‌ سخنان دالایی لاما‌ پیرامون‌ عدم‌ خشونت‌ و شفقت‌ بسیار مؤثر بوده‌ است‌ زیرا او‌ بیشتر برابعاد صلح‌ جویانه‌ اندیشهء‌ دینی‌ دست گذاشته است. او درباره تعالیم خود می گوید: «من‌ درباره‌ زندگی‌ پس‌ از مرگ‌ یا خدا حرف‌ نمی‌زنم‌. بگذریم‌ كه‌ در آیین‌ بودایی‌ ایده‌ روشنی‌ از خدا نیست‌. از نظر یك‌ مسیحی‌ یا یك‌ یهودی‌ من‌ بی‌دین‌ به‌ حساب‌ می‌آیم‌. در مقابل‌ كمونیست‌ها مرا دیندار می‌شناسند. چه‌ می‌دانم‌، شاید میان‌ این‌ دو باشم‌! بنابراین‌، آیین‌ بودایی‌ را گاه‌ چون‌ پلی‌ توصیف‌ می‌كنم‌. این‌ آیین‌ ارزش‌های‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نیایش‌ و دعا خواندن‌ را اینجا و آنجا پذیرفته‌ است‌. با دینداران‌ نیز روابطی‌ داریم‌. درست‌ است‌ كه‌ تصور كلی‌ از خدا نداریم‌، اما دریافتی‌ از وجود اعلی‌ داریم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نیایش‌ كنیم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشیم‌. رادیكال‌ها آیین‌ بودایی‌ را اصلا به‌ عنوان‌ دین‌ نمی‌شناسند. می‌گویند نوعی‌ دانش‌ و معرفت‌ ذهن‌ است‌. پس‌ آیین‌ بودایی‌ پیوندی‌ هم‌ با علم‌ دارد.»
لئوناردو باف یک پژوهشگر دینی معروف در برزیل درباره دیدگاه دالایی لاما نسبت به دین نوشته است: در میزگردی که درباره «دین و آزادی» برپا شده بود و دالایی‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوی، و البته کمی بدجنسی، از او پرسیدم: عالی جناب، بهترین دین کدام است؟ خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایی» یا «ادیان شرقی که خیلی قدیمی‌تر از مسیحیت هستند. دالایی‌لاما کمی درنگ کرد، لبخندی زد و به چشمان من خیره شد … و آنگاه گفت: «بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیک‌تر سازد. دینی که از شما آدم بهتری بسازد.» من که از چنین پاسخ خردمندانه‌ای شرمنده شده بودم، پرسیدم:آنچه مرا انسان بهتری می‌سازد چیست؟او پاسخ داد:«هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بی‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقی‌تر سازد.
دینی که این کار را برای شما بکند، بهترین دین است»من لحظه‌ای ساکت ماندم و به حرف‌های خردمندانة او اندیشیدم. به نظر من پیامی که در پشت حرف‌های او قرار دارد چنین است: دوست من! این که تو به چه دینی اعتقاد داری و یا این که اصلاً به هیچ دینی اعتقاد نداری، برای من اهمیت ندارد. آنچه برای من اهمیت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. به یاد داشته باش، عالم هستی بازتاب اعمال و افکار ماست.قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط انسانی هم صادق است.اگر خوبی کنی، خوبی می‌بینیو اگر بدی کنی، بدی.همیشه چیزهایی را به دست خواهی آورد که برای دیگران نیز همان‌ها را آرزو کنی.شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است. هیچ دینی بالاتر از حقیقت وجود ندارد.
مبارزه برای آزادی دینی و معنوی
«تاكنون‌ كه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ من‌ در مبارزه‌ برای‌ آزادی‌ بوده‌ است‌. منظورم‌ از آزادی‌، آزادی‌ دین‌ است‌ و آزادی‌ فرهنگ‌ تبتی‌. پس‌ نوع‌ سیاستی‌ كه‌ در آن‌ دخالت‌ دارم‌ بخشی‌ از برنامه‌ معنویت‌ من‌ است‌. هرگاه‌ كه‌ سیاست‌ حزبی‌ شود دیگر در آن‌ دخالت‌ نخواهم‌ داشت‌. این‌ مطلب‌ را در ۱۹۹۲ كاملا روشن‌ ساختم‌ كه‌ پس‌ از آزادی‌ تبت‌ این‌ قدرت‌ اندكم‌ را به‌ دیگران‌ می‌سپارم‌ و به‌ صورت‌ شهروند عادی‌ تبتی‌ زندگی‌ خواهم‌ كرد.   به‌ راستی‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ را مهمترین‌ امر می‌دانم‌.«
همبستگی ملت ها و ادیان
«دالایی لاما در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است روزی به ایران بیاید چنین گفته است: در جلسه‌ای‌ خانم‌ شیرین‌ عبادی‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ از ایران‌ را ملاقات‌ كردم‌ و اشتیاق‌ خود را برای‌ دیدار از ایران‌ بیان‌ داشتم‌. در چشم‌ من‌ مسلمان‌، هندو، بودایی‌، حتی‌ كمونیست‌همه‌ موجودات‌ بشری‌ هستیم‌ و عملا باهم‌ روی‌ یك‌ سیاره‌ زندگی‌ می‌كنیم‌. این‌ اندیشه‌ كه‌ آمریكا یا اروپا مراكز جهان‌ هستند البته‌ خطای‌ بزرگی‌ است‌. مسلمانان‌ نیز معیار كل‌ جهان‌ نیستند. باید جهان‌ را كشف‌ كرد و سنت‌های‌ متفاوت‌ را شناخت‌. همیشه‌ مشتاق‌ بوده‌ام‌ كه‌ جوامع‌ گوناگون‌ و نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ را بشناسم‌. واقعا بر این‌ باورم‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ تماس‌ بیشتر با دنیای‌ خارج‌ نیاز دارد. انزوا نحوه‌ تفكر كهنه‌ای‌ است‌. كشورهای‌ اسلامی‌ نیازمند ارتباط‌ با جهان‌ خارج‌اند تا كشف‌ و شناسانده‌ شوند. متاسفانه‌ به‌ سبب‌ شفاف‌ نبودن‌ در رسانه‌ها به‌ صورت‌ مثال‌های‌ ناپسند درآمده‌اند و نیكی‌های‌ آنها پنهان‌ مانده‌ است‌. بدون‌ شفافیت‌، همبستگی‌ و دوستی‌ میان‌ ملت‌ها شكوفا نخواهند شد. این‌ دیدگاه‌ من‌ است‌.
مثالی‌ برایتان‌ بزنم‌. چند سال‌ پیش‌ از فلسطین‌ دیدار كردم‌ مردم‌ فلسطین‌ از من‌ استقبال‌ كردند و سرپوش‌ عربی‌ را پیشكش‌ دادند و من‌ برسرم‌ گذاشتم‌ و بعد مرا سوار خر كردند. بنا به‌ سنت‌ تبتی‌ خرسواری‌ مذموم‌ است‌. اما به‌ خود گفتم‌: چه‌ مانعی‌ دارد؟حكایت‌ دیگری‌ برایتان‌ بگویم‌. در لاداخ‌ در برخی‌ از جوامع‌ مسلمانان‌ اگر تن‌ فرد بودایی‌ به‌ جامه‌ شخص  مسلمانی‌ مالیده‌ شود فرد مسلمان‌ باید غسل‌ كند. پس‌ فرد بودایی‌ نجس‌ به‌ شمار می‌آید چون‌ بی‌دین‌ است‌. وانگهی‌ یك‌ بودایی‌ با یك‌ مسلمان‌ هرگز همسفره‌ نمی‌شود اما هنگامی‌ كه‌ از فلسطین‌ دیدن‌ می‌كردم‌ فلسطینیان‌ مرا به‌ نهار دعوت‌ كردند و من‌ مشتاقانه‌ دعوت‌ آنها را پذیرفتم‌ و با آنها غذاخوردم‌ و چه‌ غذای‌ خوشمزه‌ای‌! این‌ اهمیت‌ دارد و بسیار اهمیت‌ دارد. می‌گوییم‌ همه‌ موجودات‌ بشری‌ دهان‌ و شكم‌ دارند. این‌ برخورد از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌ باید به‌ این‌ فكر كنیم‌ كه‌ بیش‌ از شش‌ میلیارد موجود بشری‌ روی‌ كره‌ زمین ‌ زندگی‌ می‌كنند و ناگزیریم‌ آینده‌ را با هم‌ طرح‌ بریزیم‌ .»
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

قربانی

 
مفهوم قربانی در اصلِ استجابت دعا
دعا بدون قرباني نميشود همانطور كه بدست آوردن با از دست دادن همراه است. در دعا قرباني كن و بهترين قربانيها چشم بستن بر بعضي وابستگي ها، داشتني ها و خواستني هاست. در ايام قديم خواستني ترين چيزي كه اكثر مردم داشتند گاو و گوسفند بود چون زندگي آنان به آن مي چرخيد و حكم اين بود كه گوسفند قرباني كنيد. يحيي (ع) فرمود «قرباني مطلوب خداوند قلبهاي پشيمان و گريان و نرم است». قرباني بخشي از قيمتي است كه بايد بپردازيد. آنكه با ايمان خود دعا مي كند ترديد خود را كه به آن وابسته است قرباني كرده…
باطن گرايان كهن ديدند كه بايد بخاطر خداوند و براي تحقق بزرگترين آرزويشان بهترين چيزهايشان را قرباني كنند. آنان شهود خود را به روش بدي تفسير كردند پس اعلام كردند كه براي تحقق بهترين چيزي كه مي خواهيد بايد فرزندان خود را قرباني كنيد. چون فرزندان عزيزترين چيزهايي بودند كه داشتند. با آنكه تفسير آنان عاقلانه نبود و مردود بود اما در شهود آنان واقعيتي مهم نهفته بود. چشم پوشي بر خواستني ها براي يافتن خواستني بزرگ. فدا كردن، فدا شدن و فدايي بودن براي تحقق رهايي. و اينگونه بسياري از اديان و مكتبهاي كهن بر اصل قرباني استوار شدند و با تفسيرهاي جاهلانه پيروان بعدي، معناي اصلي را فراموش كردند.

استاد ایلیا میم رام الله

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نوح آموز 2

نوح آموز

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح آسا (قسمت دوم)

 

همه مي‌دانيم که عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديک به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمر طولاني داشتند مثلا حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي کرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد، انوش (پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا 910 سالگي عمر کرد. يارد و متوشاح هم که از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نام‌هاي سام، حام و يافت شد.

من فکر مي‌کنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال کرده است چون خداوند هر کاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام ميدهد. مثلا، به نظرم يکي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است که همين نکته خودش يکي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم کلامي است که خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرارداده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراک استفاده کنيد».

اينطور شد که اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است که احتمالا ذر زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديک به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاء ا… حضرت نوح(ع) از کار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا کند.

در قسمت اول نوح آموز به بعضي از فرضيه‌هاي عملي براي افزايش طول عمر اشاره كرديم. البته فرضيه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه به وقتش سراغ‌اش مي‌رويم. بياييد حالا يك سوال ديگر را مطرح كنيم اصلاً چرا انسان پير و فرسوده مي‌شود؟ چگونه جسم انسان آماده مرگ طبيعي مي‌شود؟ از راه‌هاي مختلفي مي‌توان به اين سوال جواب داد و براي پاسخ گويي به آن، فرضيه‌ها يا حتي قوانين مختلفي را مبنا قرار داد. از تأثيرات ارتعاشي و جريان تقديري گرفته تا عوامل ژنتيكي، توافقات روحي، ويژگي زماني، ويژگي‌هاي نژادي و ده‌ها فرضية ديگر. اما يكي از مسلم‌ترين مباني جواب به اين پرسش، كه از حالت فرضيه گذشته و به يك اصل علمي و تجربي مبدل شده، موضوع تغذيه است.

طبق اين اصل (و فقط طبق اين اصل)، مهم‌ترين روش حفظ و تجديد جواني و جلوگيري از پيري (كند كردن آن) و همچنين اساسي‌ترين روش پيشگيري از بيماري‌ها و افزايش مقاومت و توان دفاعي بدن، تغذيه مي‌باشد. براي اين منظور، دانش تغذيه در اولين قدم، آنتي اكسيدان‌ها را توصيه (اكيد) مي‌كند.

 

اما آنتي اكسيدانها چه هستند؟

وقتي آهن در معرض هوا قرار مي‌گيرد چه اتفاقي برايش مي‌افتد؟ مي‌پوسد و اصطلاحاً زنگ مي‌زند. باورتان مي‌شود! بدن ما هم در مجاورت (دروني با) هوا چيزي شبيه به اكسيد شدن برايش اتفاق مي‌افتد. بدن انسان در برخورد با بعضي از ملكولهاي آزاد فرسوده شده و وضعيتي مشابه زنگ زدگي برايش بوجود مي‌آيد. اين ملكول‌هاي مخرب همان راديكالهاي آزاد هستند كه محصول ضايعات كاري سلول‌هاي بدن هستند. راديكال‌هاي آزاد يا به عبارتي عوامل اكسيداسيون بدن، در برخورد با سلول‌هاي سالم، اخلال گري كرده و دست به تخريب مي‌زنند و در نتيجه مانع از فعاليت طبيعي اجزاء بدن مي‌شوند. پيامد اين تخريب و اخلال گري چيست؟ فرسوده شدن بدن يا آنچه ما به آن پيري مي‌گوييم. تضعيف سيستم دفاعي و مقاومت بدن و بنابراين افزايش آسيب پذيري در برابر انواع بيماري‌ها. از دست دادن شور و نشاط و به اصطلاح حال وهواي جواني. علاوه بر اين احتمالا يكي از تاثيرات مستقيم راديكال‌هاي آزاد، ايجاد نوعي از اختلالات سلولي است كه مي‌تواند به سرطان منجر شود.

راه‌هاي مختلفي براي برخورد با راديكال‌هاي آزاد (كه آزادي ايشان به اسارت و مرگ انسان منجر مي‌شود) توصيه شده است. اما ظاهراً معتبرترين راه عملي مقابله با اين عوامل تخريب كننده جسم استفاده از مواد غذايي حاوي آنتي اكسيدان، دشمنان راديكال آزاد يا به قولي راديكال خواران، است. آنتي اكسيدان‌ها قادرند اكسيژن را كه از سوخت و ساز سلولها به جا مي‌ماند خنثي كنند و به اين ترتيب از تخريب سلولها و بروز اختلالات سلولي جلوگيري نمايند.

اما آنتي اكسيدان‌ها و به عبارتي غذاهاي جواني كه بر ضد انواع بيماري‌ها و در نتيجه پيري و فرسودگي عمل مي‌كنند، در كدام مواد غذايي وجود دارند؟

براي پاسخ به اين سوال كتاب‌هاي زيادي نوشته شده و تاكنون تحقيقات دامنه داري صورت گرفته و كماكان نيز اين تحقيقات در حال انجام است. هر از چند گاهي در اخبار علمي مي‌شنويم كه دانشمندان متوجه شده‌اند فلان ماده حاوي آنتي اكسيدان است يا دارويي با تركيب چند آنتي اكسيدان به بازار آمده.اما به طور خلاصه مي‌توان گفت كه اغلب سبزي‌ها و ميوه‌ها حاوي مواد آنتي اكسيدان هستند. در اين ميان، غالباً آنهايي كه معروف‌تر اند، حاوي مقادير بيشتري از اين عناصر حياتي هستند.. موادي كه با اكسيد شدن مقابله مي‌كنند فراوانند اما از مهم‌ترين عناصر آنتي اكسيدان مي‌توان به اسيد پانتوتنيك (ويتامين P)، كوآنزيم Q10، ويتامين A (در حالت بتاكاروتن)، ويتامين D و C و سلينوم اشاره كرد…

خوب برگرديم به تحليل زندگي نوح(ع) و پدران او.

در فرماني كه خداوند به نوح(ع) مي‌دهد اين موضوع را صريحاً به او مي‌فرمايد كه آنها بايد از انواع روئيدني‌ها (مانند غلات و سبزيجات) استفاده كنند. خداوندي كه خداي پدران نوح و آدم(ع) هم بوده است به احتمال بسيار قوي چنين توصيه‌اي را هم به آدم(ع) و فرزندان او داشته است… به همين دليل عمر نوح و پدران او بسيار طولاني بوده است اما در نسل‌هاي بعدي…

اين به معناي اشباع شدن بدن از عوامل آنتي اكسيدان است. نتيجه اين تغذيه علاوه بر كند شدن روند پيري و فرسودگي در نوح و فرزندانش، افزايش مقاومت و قدرت دفاعي بدن آنها در برابر انواع بيماري‌ها، ميكرب‌ها و ويروس‌ها بوده است. مخصوصاً عوامل بسيار كشنده‌ايي مانند قند و چربي خون، انواع سرطان و بيماري‌هاي قلبي كه عامل بسياري از مرگ و مير‌هاي طبيعي در دنياي فعلي است.

سرطان و بيماري‌هاي قلبي را كه مي‌شناسيد. وقتي رشد و تكثير ناگهاني و غير طبيعي سلول‌هاي بدن كه به دزديدن و مصرف كردن غذاي سلول‌هاي مجاور منجر مي‌شود، اتفاق بيفتد، شخص دچار سرطان شده است. ممكن است سلول‌هاي سرطاني پاره شوند و توليد زخم نمايند يا اينكه از طريق خون و كانال‌هاي لنف به ديگر قسمت‌هاي بدن گسترش يابند…

مهم‌ترين عامل بيماري‌هاي قبلي هم انسداد عروق است كه اصلي‌ترين عامل آن تجمع و رسوب كلسترول مي‌باشد.

سبزي‌ها، غلات و ميوه‌ها علاوه بر آنتي اكسيدان‌ها داراي مواد ديگري هم هستند كه به صورت مضاعفي بر عليه كليه بيماري‌هاي مختلف عمل كرده، سيستم هورموني و عصبي بدن را در تعادل و هماهنگي كامل قرار داده و موجب سم زدايي از بدن مي‌شوند.

علاوه بر تأثير كلي و عمومي سبزي‌ها و ميوه‌ها، بعضي از مواد غذايي خاص وجود دارند كه بصورت ويژه‌ايي بر عليه انواع بيماري‌ها و عوامل مرگبار عمل مي‌كنند. مثلاً تعدادي از روئيدني‌ها تأثير مستقيمي بر باز شدن عروق و جلوگيري از بيماري‌هاي قلبي دارد؛ ماهي كه در دستور غذايي خداوند به نوح(ع) هم آمده و همچنين پرندگان از بهترين نوع گوشت محسوب مي‌شوند كه علاوه بر گوشت سفيد بودن (كه بر خلاف گوشت قرمز سرشار از كلسترول، داراي كلسترول مخرب قابل توجهي نيست) حاوي ده‌ها عنصر و ماده حياتي مي‌باشند كه از طريق تغذيه وحشي و طبيعي به بدن آنها وارد شده. يا ماهي كه روغن آن داراي امگا 3 مي‌باشد و امگا 3 مي‌تواند مانعي جدي در برابر سكته‌هاي قلبي باشد.1

بنابراين تا اينجا نتيجه مي‌گيريم كه:

نوح(ع) و پدران او با توجه به رژيم «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» از انواع آنتي اكسيدان‌ها، انواع ويتامين‌ها و مواد معدني، پروتئين‌ها و اسيد آمينه‌هاي فوق العاده و انواعي از مواد حياتي ديگر كه موجب طول عمر، سلامتي و تجديد جواني است استفاده كرده‌اند و بنابراين علاوه بر بيمه شدن در برابر بيماري‌ها و عوامل مرگبار مختلف، فرآيند پير شدن و فرسودگي را به شدت كند كرده و بلكه به تأخير مي‌انداختند.

پِريا (شباب حسامي)

 

  1. روغن ماهي اكنون يكي از مكمل‌هاي غذايي مهم بر عليه حمله‌هاي قلبي محسوب مي‌شود.

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

نوح آموز ,روش هاي جوان ماندن , سالم زيستن , عمر نوح آسا ,(قسمت دوم), حضرت نوح (ع) , پدران او , سام, حام ,یافث , عادات غذایی نوح(ع) , غلات و سبزیجات,گوشتهای سالم , فرضيه هاي عملي , افزايش طول عمر , فرضيه هاي ديگري , قوانين مختلفي , تأثيرات ارتعاشي , جريان تقديري , عوامل ژنتيكي, توافقات روحي, ويژگي زماني,ويژگي هاي نژادي,اصل علمي و تجربي , تجديد جواني ,جلوگيري از پيري , آنتي اكسيدان ها , آنتي اكسيدانها ,وقتي آهن, ملكول هاي مخرب , راديكالهای آزاد , اختلالات سلولي ,به سرطان منجر , اكسيژن , بروز اختلالات سلولي , ضد انواع بيماري ها , آنتي اكسيدان , اغلب سبزي ها , ميوه ها , مواد آنتي اكسيدان , اسيد پانتوتنيك (ويتامين P), كوآنزيم Q10, ويتامين A , ويتامين D و C , سلينوم, اشباع شدن بدن , بيماري هاي قلبي , مرگ و مير هاي طبيعي در دنياي , انسداد عروق , رسوب كلسترول ,سبزي ها,غلات , ميوه ها , سم زدايي , روئيدني ها ,گوشت قرمز , كلسترول, طريق تغذيه وحشي , طبيعي , ماهي كه روغن , امگا 3 , سكته هاي قلبي باشد, «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» , پير شدن و فرسودگي ,پِريا (شباب حسامی), روش , جوان , سالم , زیستن , عمر , قسمت , دوم , حضرت , طولانی  , هزار , سال , پدران , زمین , زندگی , پسر , شیث , مرد , انوش , دنیا , قیقان , یارد , متوشاح , پدر بزرگان , سام , حام , من , فکر , خواسته , احتمال , قوی , رژیم , غذایی , روش , کار , مسیر طبیعی , معقول , خودش , عادات , غلات , سبزیجات , گوشت های سالم , نکته , توصیه , اصلی , تغذیه , پیشرفت , کلام , خدا,ند , بارور , زیاد , پر , حیوانات , خزندگان , پرندگان ,هوا , ماهیان , دریا , سلطه , خوراک , سلسله , مقالات , آموزه , احتمالا , قدرت , موفقیت , سلامت , د,ستان , دشمنان , دعا ,فرضیه , عملی , پیر , فرسوده , جسم , مرگ , طبیعی , مختلف , پاسخ گویی , آهن  , زنگ , ملکول های آزاد , ملکول های مخرب , رادیکال های آزاد, ضایعات کاری , اكسيداسيون , سیستم دفاعی , مقاومت بدن , شور , نشاط , سرطان , سلول ,اسارت , مرگ , عوامل تخریب کننده , کتاب , دامنه , فرسودگی , سیستم هورمونی , عصبی , ر,ئيدني‌ها , از كلسترول , مواد معدني , ر,غن ماهي

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

داستان زندگی ات را بنویس

داستان زندگی تو با کلمات تو نوشته می شود و کلمات تو را نگاه تو می نویسد
استاد ایلیا میم

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اژدهای آتشین نفس

و انسان مانند آن اژدهای آتشین نفس است که نفس او صدای اوست و صدایش آتشی است که از دهان او بیرون می آید . او به این آتش قادر است زندگی خود و دیگران را بسازد و خاکستر سازد . « استاد ایلیا میم رام الله »

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

هر کسی تقدیری دارد

هر کسی تقدیری دارد (استاد ایلیا میم رام الله )

در دعا یک موضوع عجیبی وجود که در مورد هیچ چیز وجود ندارد … در دعا ما بازگشت به زمان عقب را داریم ، چیزی که نسبیت در جهان در مورد آن حرف می زند …

استاد ایلیا میم رام الله / پیمان فتاحی

 
برچسب ها :
دعا ، بازشگت به زمان عقب ، فیزیکدانان ، تخیل ، سال نوری ، فرضیه سوراخ های کرم ، فضا ، بین زمان ها ، کانال ، سرنوشت ، نسبیت ، دوره نجومی, روح زایی, هنرهای ماورایی, آموزش علنی, کتاب تعالیم حق, جریان هدایت الهی, تعلیمات استاد, اجازه انتشار, ایلیا میم , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , ایلیا میم رام الله , رام الله , ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, عرفان رام الله, , عرفان رام اله, عرفان رامالله, عرفان ایلیا, عرفان الیاس رام الله، قربانی ، تحقق خواسته ها ، استجابت دعا ، خداوند ، زندگی ، نگاه تو ، نگارنده ی زندگی ، سرنوشت

.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني

مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني

تأليف: پِريا (شباب حسامي)

از ديدگاه علوم باطني چهارده مكتب درماني وجود دارد كه هر مكتب شامل سبك‏هاي مختلف درمان مي‏باشد.

1- پزشكي جسماني (يا ماده درماني): توجه اصلي و شايد تمام توجه پزشكي جسماني معطوف به جسم انسان بوده و بنابراين درمان بيماري (از اين طريق) بواسطة تغييراتي در جسم و بويژه تغييراتي در تركيبات شيميايي بدن يا اعمال تغيير مستقيم (اعم از حذف، پيوند، ترميم و..) در اعضاء و اندام‏هاي جسماني است. دو اهرم اصلي درمان، در پزشكي جسماني خوردن دارو يا اعمال جراحي است.

2- پزشكي حاشيه: شامل روش‏هاي حاشيه‏اي و كمك درمان است. اين روش‏ها به تنهايي قادر به درمان بيماري‏ها نيستند اما مي‏توان از آنها به عنوان درمان كمكي و تكميل كنندة‌درمان‏هاي اصولي بهره گرفت. از جمله روش‏هاي پزشكي حاشيه مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: هومئوپاتي، مگاوتامين، الکساندر درماني، متد باخ، طب سوزني، ماساژ درماني وغيره. درمانهاي حاشيه‏اي عمدتاً‌ داراي گرايش مادي‏گرا بوده و از روش‏هاي متكي به جسم و درمان مادي استفاده مي‏كنند.

 3- انرژي درماني: كلية روش‏هايي كه متكي به انتقال و دريافت انرژي‏اند در اين گروه قرار مي‏گيرند. بعضي از روش‏هاي معروف‏تر انرژي درماني عبارت است از:  هاله درماني، پولاريتي، درمان پرانيك (پرانا درماني)، ريكي و مانيتيزم (پاس درماني) در بسياري از تقسيم بندي‏ها انواع روش‏هاي انرژي درماني، در طيف طب حاشيه‏اي قرار گرفته است. مضاف بر اينكه انرژي درماني، همانند ديگر روش‏هاي طب حاشيه‏اي، يك درمان كمكي و تقويتي محسوب شده و جزء روش‏هاي اصلي درمان به حساب نمي‏آيد. عموماً انرژي درماني براي درمان بيماري‏ها كاملاً كفايت نكرده و نمي‏تواند يك بيماري ريشه‏دار و جدي را درمان كند

4- ذهن درماني (روان درماني باطن گرا): يكي از مبناهاي اصلي ذهن درماني بر تغيير انديشه‏ها و ديدگاه‏ها و همچنين تغيير كلام و رفتارها استوار است. بر خلاف روش‏هاي طب حاشيه‏اي و انرژي درماني، ذهن درماني دربارة بسياري از بيماري‏ها، يك درمان لازم و كافي محسوب مي‏شود و از طريق آن مي‏توان به درمان كامل بسياري از بيماري‏ها (ونه همه آنها) پرداخت. تغيير الگوهاي فكري، احساسي، كلامي و رفتاري يكي از مهم‏ترين شيوه‏ها ؟ عملكرد ذهن درماني است كه بر اين اصل مهم قرار دارد كه مي‏گويد: «منشاء بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي انسان در ذهن است بنابراين با تغيير ذهنيات (تغيير انديشه‏ها و روحيات) مي‏توان به تغيير در وضعيت‏هاي مادي و معنوي زندگي دست زد »

 5- روح درماني: در روش‏هاي مختلف روح درماني مبناي اصلي درمان، اصالت روح است. بنابراين از آنجا كه روح، اصلي‏ترين بخش وجود انسان و بلكه مركز اصلي وجود او محسوب مي‏شود، هر گونه بيماري را بايد در آن ريشه‏يابي كرد و از طريق روحي معالجه نمود. تأثير گذاري مستقيم بر روح، استفاده و همكاري با ارواح درمانگر و استمداد از آنها (چه در درمان مستقيم و چه در تشخيص) از ويژگي‏هاي روح درماني است. روح درماني يكي از خطرناك‏ترين روش‏هاي معالجه بوده كه در حين اجرا و پس از اجرا ممكن است پيامدهاي بسيار منفي و مخربي را به دنبال داشته باشد مگر اينكه توسط فردي كه داراي مهارت كاملاً كافي و تسلط زياد باشد، صورت گيرد. روش روح درماني همانند روش انرژي درماني داراي بيشترين مدعيان و شيادان حوزة درمانگري است. اين روش در صورتي كه توسط يك متخصص روح درماني انجام شود در مورد بعضي از بيماري‏ها ممكن است درمان كافي محسوب شود اما به طور كلي روشي انتحاري با ريسك بالامي باشد.

6- رويا درماني: اعتقاد رويا بينان كهن بر اين است كه «زندگي انسان را روياهاي او مي‏سازند و زندگي ما در اين دنيا، نتيجة روياهايي است كه مي‏بينيم و مي‏سازيم »مطابق اين قانون مي‏توان نتيجه گرفت كه با تغيير روياها بتوان تغييراتي واقعي را در زندگي بوجود آورد. البته موضوع رويابيني آنطور كه در الاهيسم بيان مي‏شود تفاوت بسيار فاحشي با مقولة رويابيني مطرح شده درعلوم ظاهري و باطني متعارف دارد. در هنر رويابيني الاهيسم از بيست و هشت حوزة رويا صحبت مي‏شود در حاليكه در علوم ظاهري مربوط به رويابيني از سه تا پنج حوزه حتي نام هم برده نمي‏شود. در رويا درماني چند گروه از رويا‏ها مواجه مي‏شويم. روياهايي كه ديدن آن درمان كننده است. روياهايي كه مي‏توانند توان شفا بخشي را به رويابين ببخشند. روياهايي كه حاوي شيوة درمان‏اند و روياهايي كه تعبير آنها يا اعمال آنها (بعنوان نسخه‏اي غير مستقيم) به درمان بيماري منجر مي‏شود.

7- طبيعت درماني الاهيسم: بيماري‏ها و مسائل دروني انسان نتيجة‌ ناهماهنگي‏ها و فاصله ايست كه او با طبيعت (زميني و سماوي) دارد. بنابراين راه حل بيماري‏هاي انسان در بازگشت همه جانبه به طبيعت و هماهنگي با آن است. اين يكي از اصول اساسي طبيعت  درماني است. در طبيعت درماني، اين واقعيت يادآوري و بازيابي مي‏شود كه پاسخ همة سوالات واقعي انسان در طبيعت (بعنوان تجسم واقعي خداوند) بوده و انسان علاوه بر دارو‏هاي خوردني و غيرخوردني مي‏تواند از طريق شعور نهفته در طبيعت (با روش‏هايي مانند نشانه شناسي طبيعي) به درمان بيماري‏هاي خود نائل شود. از نظر طبيعت درماني، بيماري‏هاي انسان نتيجة ارتباط غير صحيح او يا قطع ارتباط او با طبيعت  است.

8- روزه درماني: در اينجا منظور از روزه درماني، صرفاًً نخوردن آب و غذا نيست. بلكه روزه به پرهيز از چيزهاي معلوم در طول زمان مشخص اطلاق مي‏شود. به عبارتي روزه‏دار مي‏بايست چيز بخصوصي را كه ممكن است خوردني، رفتاري، ذهني يا غيره باشد، ترك كرده و از آن پرهيز نمايد. روزة غذايي، روزة محدود غذايي، روزة كلامي (روزة سكوت)، روزة نگاه و روزة فكري از جمله اشكال روزه درماني است.

 9- تحقق درماني الاهيسم: فلسفه‏اي كه تحقق درماني مبتني بر آن است عبارت است از اينكه خوشبختي و سلامت انسان در «خود بودن» اوست. يعني ما همان چيزي باشيم كه بايد باشيم بنابراين همان كاري را بكنيم كه بايد كنيم و همان چيزي را بدانيم كه بايد بدانيم. در غير اين صورت، گرفتاري‏ها، بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي مختلف پديد مي‏آيند تا جريان زندگي ما را (كه به انحراف كشيده شده يا ممكن است كشيده شود) متوقف كرده تا بلكه بازگرديم به آنچه هستيم. طبق اين شيوه درماني، هر كسي داراي يك طرح تحققي است. وظيفه‏اي كه بايد به انجام برساند. ماداميكه شخصي در اين مسير حركت كند دچار مسئله و بيماري نخواهد شد و اگر دچار مسئله‏اي شود اين مسئله در جهت تحقق بيشتر عمل خواهد كرد و به سلامتي بيشتر منجر خواهد شد. 

10- شفاي الهي (خدا درماني): به مجموعه روش‏هايي كه در ارتباط با خداوند بوده و اصل بنيادي آنها ايجاد تغيير در ارتباط بين انسان و خداست، خدا درماني اطلاق مي‏شود. در مكتب خدا درماني كه ارتباط الهي (تسليم به حضور خداوند) درمان و شفاي همة بيماري‏هاي انسان محسوب مي‏شود. از اين نظر همه انواع بيماري‏ها يا ناراحتي‏ها و ضعف‏هاي انسان ريشه در ارتباط بين انسان و خدا دارد كه اگر اين حل شود، بيماري شفا مي‏يابد. بدون شك، شفاي حقيقي، شفاي از جانب خداوند است و هيچ درماني بدون حضور خداوند كامل و نهايي نيست. بنيادي‏ترين اصل خدا درماني بر تسليم الهي استوار است.

www.ostad-iliya.org

پزشکی,انرژی درمانی,طب سوزنی,ماساژ,طبیعت,پزشکی جسمانی,علوم باطنی,روش های درمانی,مکتب,شفا,بیماری, بشر, جهان,خوردنی,غذا,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

رؤيا و رويارويي ديدگاه‏ها

رؤيا و رويارويي ديدگاه‏ها (به قلم پِریا : شباب حسامی)

(قسمت اول)

هم‏چون بسياري از موضوعات باطني ديگر اختلاف نظرهاي زيادي در ديدگاه‏هاي ارائه شده پيرامون رؤيا وجود دارد. مردم موضع‏گيري‏هاي مختلفي نسبت به رؤيا دارند. بعضي‏ها آن را جدي مي‏گيرند اما اكثر مردم توجه چنداني به آن ندارند.

 در مورد اثر رؤيا در زندگي انسان مي‏توان به تأثيرات مختلفي اشاره كرد و مصداق‏هاي متعددي را برشمرد اما براي شروع، شايد ذكر همين نكته كافي باشد كه اغلب بزرگان بشري در رشته‏هاي ظاهري و باطني كساني بوده‏اند كه مسير رؤياي برتر خود را دنبال كرده‏اند. آنها سرانجام به جايي رسيدند و كاري را كردند كه قبلاً رؤيايش را ديده بودند. اما با اين حال نظرات مختلفي درباره رؤيا ارائه شده است كه بعضي از آنها تفاوت زيادي با يكديگر دارند. فرويد، يونگ، آدلر، كورير، هارت و هر گروه از روان‏شناسان و روان‏كاوان هر كدام موضوع را از يك زاويه تعريف مي‏كنند. شرقي‏ها، ساحران، روح‏گرايان و ماترياليست‏ها هم موضوع را طورِ ديگري مي‏بينند. تحقيقات آزمايشگاهي هم درباره توانايي‏هاي دروني انسان مِن جمله رؤيا مبهوت مانده است و هر روز حرف جديدي مي‏زند و اعتراف مي‏كند واقعيت‏هاي باطني (و شايد بيش از همه، رؤيا) بيش از آن چيزي است كه ما تصور مي‏كرديم.

از طرفي اهميتي كه اديان براي رؤيا و رؤيابيني قائل شده‏اند بسيار چشم‏گير است تا حدي كه اكثر پيامبران رؤيابين بوده‏اند و كلمه «نبي»(1) به معناي كسي است كه رؤياهاي الهي مي‏بيند و انبياء كساني بوده‏اند كه از طريق امكان رؤيا، با غيب الهي در ارتباط بوده‏اند.(2)

 در بعضي از مكتب‏هاي باطني نيز موضوع رؤيا و تأثير آن در زندگي انسان بسيار مهم شمرده شده و حداقل در سه مكتب اسرارگرا مي‏بينيم كه آنقدر به اين موضوع توجه شده كه پيرامون آن از دانش رؤيابيني يا هنر رؤيابيني سخن به ميان آمده است. تولتك، اكنكار و روح‏زايي(احياء)(3).

 البته قطعاً قدمت هنر رؤيابيني خيلي بيشتر از تاريخ اين مكتب‏ها يا ساير مكتب‏هاي باطني مي‏باشد و به هزاران سال قبل از اين‏ها باز مي‏گردد. شايد ريشه همه جريان‏هاي اسرارگرا و روش‏هاي مربوطه را بتوانيم در اديان بسيار كهن بيابيم. از ميان سه جريان تعليمي ذكر شده، آموزش‏هاي تولتك و روح‏زايي با جديت فراوان و توأم با واقع‏بيني‏هاي باطني به موضوع پرداخته‏اند اما در اكنكار به نسبت، تلاش مهم و واقع‏بينانه‏اي در اين باره صورت نگرفته است. به طور كلي نظر مكتب‏هاي باطني به نظر اديان شباهت دارد و رؤيا را راهي براي ارتباط با غيب (تجربه اسرار) و سفر به جهان‏هاي ديگر مي‏دانند. اما از نظر استادان هنر رؤيابيني كه تعداد آنها نيز در طول تاريخ محدود بوده است، اثر رؤيا بر زندگي انسان قاطع و تعيين‏كننده است تا جايي كه آنان به عناوين مختلف گفته‏اند رؤياها زندگي را مي‏سازند و زندگي، رؤياها را به وجود مي‏آورد.

 اگر بخواهم مقايسه‏اي منصفانه مطابق آنچه كه درباره‏ي شمنيزم (تولتك) و روح‏زايي طي اين سالها دانسته‏ام، بين اين دو جريان داشته باشم نتيجه اين تحقيق و تفكر چند ساله اين است كه بگويم تعليمات شمنيزم كه خود در مقايسه با بسياري از مكتب‏هاي باطن‏گرا از جامعيت و عمق بيشتري برخوردار است، در مقايسه با روح‏زايي مانند جوي آب است در مقابل روخانه‏اي عميق و عريض. (نه تنها درباره رؤيابيني بلكه در بسياري از شاخه‏هاي علوم باطني)

 شايد اين مقايسه به نظر عده‏اي متعصبانه باشد. خوب در بدو امر حق با آنان است اما وقتي در عمل يا حتي در تئوري به مقايسه بپردازيم آن وقت ممكن است حتي نيازي به قضاوت نهايي هم نباشد چون در هر قدمي از اين مقايسه نتيجه‏اي بدست مي‏آيد كه براي يك ذهن عاري از تعصب يا حتي كم تعصب كفايت مي‏كند تا متوجه عظمت نهفته در اين آموزش‏ها گردد بنابراين در توضيح مطلب، محوريت حرف‏هايم را تعليمات روح زايي (احياء) قرار مي‏دهم و موضوع را بيشتر با اين ديدگاه دنبال مي‏كنم اما مسلماً نگاهم را بر جريانات ديگر باز مي‏گذارم.

به قلمِ پریا (شباب حسامی)

منبع : فصلنامه هنر زندگی متعالی – شماره 2

پي‏نوشت‏ها:

 1 – در اين تعريف انبياء، رسولان و امامان تفكيك مي‏شوند.

 2 – در گفتار جداگانه‏اي نظريات مختلفي كه تاكنون درباره رؤيا ارائه شده است، بيان مي‏شود.

 3 – روح‏زايي(هنرهاي ماورائي) عنوان آخرين و جديدترين مكتب باطني است.

www.ostad-iliya.org

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مهار به جای نابودی

گفت و گویی جنجالی و خواندنی که چاپ قسمتی از ان باعث بسته شدن نشریه حرکت دهندگان شد

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا»ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است.

قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان{ برترين رئيس جمهور} در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1.      سوال كننده دوم: در نشريه شماره 4 و5 حرکت دهندگان که سردبيري آن را به طور مقطعي خانم پِريا همسر شما به عهده داشت، محور نشريه شده بود تبليغ مذاکره و ارتباط با آمريکا و ترغيب سياست گذاران به ارتباط. آيا شما همچنان ايده مذاکره مستقيم و ارتباط داشتن با آمريکا را که از هيچ ظلم و توطئه‌اي بر عليه ملت ما فروگذار نمي کند، درست مي‌دانيد؟

بله، از مدتها قبل از آن نشريه تا امروز و شايد بعداً هم اين ايده را درست مي‌دانم. اما اين ايده کسي است که سياستمدار نيست…

2.      خانم پريا در شماره ديگري از نشريه حركت دهندگان كه اتفاقا در آن مقطع هم خود ايشان سردبير بود ، نامه اي انتقادي نسبت به جرج بوش منتشر كرد . در آن نامه عواقب حمله به ايران تشريح شده بود . آيا اين تناقض در موضع گيري علت خاصي داشت ؟

خانم پريا فردي مستقل از بنده است ؛ چرا درباره كار ايشان از من مي پرسيد . ولي تا جايي كه مي دانم تناقضي در كار نيست . اين دو جهت گيري هم گرايي دارد . نامه نگاري و انتقاد كردن و نهي كردن هم مي تواند در راستاي ايده مذاكره باشد .

3.      در قسمتي از چهل پيشنهاد به مسئولين (درباره پرونده هسته اي) كه در شماره 4و5 نشريه حركت دهندگان منتشر شد و بعدا هم بصورت جزوه مستقل انتشار پيدا كرد ، از طرف شما گفته شده كه شما مي توانيد سرنوشت پرونده هسته اي را تغيير دهيد. آيا اين صحت دارد؟

اين مطلب لااقل در قسمتي نيست كه به انتشار عمومي رسيده و به شكلي هم نيست كه شما الان داريد مي گوييد . يك مسئله بين المللي محل برخورد دهها نظر بسيار قدرتمند است كه در پشت هر نظر دهها ميليون نفر و مجموعه امكانات يك كشور وجود دارد . ممكن است بتوان تاثيراتي را شكل داد اما اينكه سرنوشت پرونده را عوض كرد ، اغراق آميز و تاحدي نامعقول است . درآنجا هم چنين ادعايي با اين غلظت نشده است .

4.      سوال كننده دوم:‌ شما مي‌گوييد اگر مطمئن شويد که در بين مردم به يک بت تبديل شده ايد خودتان خودتان را مي‌شکنيد و محکوم مي‌کنيد. من به شما اطمينان مي‌دهم که اين اتفاق افتاده است و درباره شما بت سازي شده است. الان حاضريد چکار کنيد؟

براي هر کس هم که بت شده باشم براي شما و دوستانت که نيستم پس الان نياز نيست کار خاصي بکنم. اما اگر حرف شما درست باشد، قطعاً اين بت را خرد خواهم کرد. چگونه اش بستگي به شرايط و مخاطبان دارد. اين را از سالها پيش هم مکرراً گفته ام که اگر لازم باشد به شکل‌هاي مختلف خود را محکوم مي‌کنم و بر عليه خودم وارد ميدان مي‌شوم. اما ظاهراً كه شما مدتهاست شروع به شايعه سازي و تحريف و جعل درباره بنده كرده ايد‌، اگر همين كار شما كفايت نكرد من هم در محكوم كردن خودم با شما همكاري مي‌كنم. مطمئن باشيد.

5.      …

6.      سوال كننده دوم:‌ چرا با رسانه‌ها مصاحبه نمي‌كنيد؟ فكر مي‌كنم براي شما ضروري باشد كه حداقل يك سايت اينترنتي يا دست كم يك وبلاگ داشته باشيد. چرا در اينترنت و در هر جايي كه بشود به شما دسترسي پيدا كرد نيستيد؟ آيا اين هم قسمتي از زندگي مخفيانه شماست؟

زندگي من مخفيانه نيست، فقط به تعداد كساني كه مرا مي‌شناسند، آشكار نيست. من در دسترس خيلي‌ها هستم و خيلي‌ها از جزئيات زندگي ام خبر دارند و اينها با مخفيانه زندگي كردن جمع نمي‌شود. براي اينترنت و وبلاگ هم واقعاً فرصتي وجود ندارد. گاهي حتي يك ساعت وقت زنده مانند يك سال زمان ارزش دارد. ضمن اينكه اينترنت و كامپيوتر هم بلد نيستم و تابحال در اينترنت نرفته ام يا چيزي تايپ نكرده ام. بعد، اينها همه يعني مشهور شدن و معروفيت كه اين با هيچ چيز زندگي ام همخواني ندارد.

�شهرت زندانيست كه در آن هر كه تو را مي‏شناسد زندانبان توست و معروفيت معركه ايست كه اكثر معركه‏گيران را به درك برده است.�

7.      …

8.      بعضي از رفتارهاي سازمان يافته يا جريانهاي وارداتي هدفشان بر ناكارآمد نشان دادن نظام متمركز است . از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين وحشت در سطح منطقه و حتي در سطح جهان وجود داشته است كه اگر الگوي موفق نظام اسلامي به منطقه و دنيا عرضه شود ، مي تواند الگوهاي ديگر را زير سوال ببرد و ضعف آنها را نشان بدهد . به همين دليل ، ناكارآمد نشان دادن نظام يا ضعيف نشان دادن روحانيت يكي از شوم ترين توطئه هايي بوده كه از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تا امروز نظام ما را تهديد مي كند. به نظر خودتان آيا شما ناخواسته گاهي در اين مسير نيفتاده ايد؟

به نظر خودم خير چون نه چنين قصد و نيتي وجود داشته نه برنامه اش و نه سعي و تلاش در مسير آن . در ثاني ، اين جوانان و مردم هم جزئي از اين ملت هستند. پس موفقيت آنها يا جذابيت ايده هايشان ، موفقيت همه مردم و كشور است …

كسيكه دوستِ جنگل است ، نمي تواند دشمن درخت باشد. مثل روسي

9.      فكر مي‌كنيد درباره كسي اين حجم از شايعات ضد و نقيض وجود داشته باشد كه درباره شما هست؟ دليل اين همه شايعات ضد و نقيض را در چه چيزي مي‌دانيد؟

يک دليل مهمش علاقه و عادت انسان به شايعه سازي و قضاوت شتابزده است. وقتي مغز از تفکر، تحليل، نشانه شناسي و کشف حقيقت باز مي‌ايستد و دچار سستي و راحت طلبي مي‌شود به شايعه، تحريف و قضاوت شتابزده متمايل مي‌شود. هر نتيجۀ آماده‌اي چه درست باشد چه اشتباه، ظاهراً انسان را از کشف نتايج معاف مي‌کند.

تحريف، جعل، شايعه و قضاوتهاي هيجان زده هم از جمله فکرهاي آماده‌اند که اگر شخص به آن بچسبد، ذهن خود را از زحمت تفکر و تحقيق و کشف بازمي دارد.

10.  شايعاتي که دربارۀ شما گفته مي‌شود شايعات دَرهم است. از کارها و خاطره‌هاي فوق بشري مردم در بارۀ شما تا منفي ترين شايعه ها. فکر مي‌کنم در بارۀ شايعه‌هاي به نفع خودتان زياد به شما خبر رسيده باشد. آيا در بارۀ شايعه‌هاي ناخوشايند هم به همان اندازه در جريان هستيد؟

شايعۀ به نفع و شايعۀ به ضرر نداريم. دروغ به هيچ کس نمي تواند سودي برساند. بنابراين همۀ اين شايعه‌ها ضرر رسان بوده‌اند اما در بارۀ شايعات به قول شما منفي هم خبرهاي زيادي هر روز مي‌رسد. مثل سال 82 که شما فهرست گفتيد، حالا من هم فهرست اين شايعه‌ها را بگويم: ما آزمايشگاههاي مخصوص ژنتيکي داريم و بطور سري دست به تکثير انساني مي‌زنيم. گفتند اين مطلب در چند سايت معتبر هم آمده است. البته در آنجا اضافه شده که ما اينکار را علاوه بر ايران در کشورهاي مختلفي انجام مي‌دهيم و اين هم يک طرح صهيونيستي است! گفتند ما با همكاري بيگانگان شبها روي آسمان شهرها اشياء نوراني مي‌فرستيم. ما دختران و پسران را جمع مي‌کنيم و آنها را اجبار مي‌کنيم که کارگاههاي تفکري و جلسات سخنراني و مانند آنها را شبها برگزار کنند. ما در جلساتمان به حاضرين مي‌گوييم که نبايد حجاب را رعايت کنند و بايد حجاب خود را بردارند. ما از مردم براي شرکت در جلسات پول مي‌گيريم. ما کليساها، مسجدها، کنيسه‌ها و بقيۀ معابد را خراب کرده ايم يا داريم خراب مي‌کنيم. هر کس مخالف ما باشد به نحو مرموزي او را از زندگي مي‌اندازيم. من چند صد زن دارم و لابد چند ده هزار هم بچه دارم.

خوب. آيا اين حرفها اصلاً نيازي به موضع گيري دارند؟ اين حرفها آنقدر نامتعادل و ناهنجار و نامعقول‌اند که براي ردّ خودشان، خودشان کفايت مي‌کنند. اگر هم تدبيري بشود تا خودشان رد کنندۀ خودشان نباشند، اکثريت مردمي که از نزديک در اين سالها در دوره‌ها حضور داشته‌اند و تجربه کرده‌اند و شاهد بوده اند، آنها را رد مي‌کنند. دهها هزار شاهد، و دهها نشانه و سند بر دروغ بودن اين حرفها دلالت دارند.

يک بار بحثي بود در بارۀ معجزات بزرگان. شخص دروغگويي آنجا بود که تعريف مي‌کرد به يک امام زاده رفته و مردي را در آنجا ديده که داشته گريه مي‌کرده و از خدا طلب فرزند داشته. طي همان ساعات اين شخص به قول خودش ديده که اين مرد باردار شده، شکمش بزرگ شده و همانجا زايمان کرده. بعد از اين تعريف کسي به او نگفت که دروغ مي‌گويد بلکه سوالات بعدي اين بود که اسمش را چه گذاشت؟ دختر بود يا پسر؟ شايعاتي که در اين سالها در بارۀ خودمان شنيده ايم واقعاً تا اين حد از هجويات و اباطيل بوده اند. من هرگز نگفته ام که خوب هستم اما در مورد شايعاتي که در بارۀ خودم شنيده ام آنها را جعل‌ها و دروغ‌هاي بزرگي مي‌دانم که روي سر آنها بجاي مو، شاخ روييده است. اين دروغها آنقدر ناهنجار است که کسي بگويد بره‌اي را ديده که هر روز چهل گرگ و چهل ببر و چهل فيل را بريان مي‌کند و يکجا مي‌بلعد.

11.  سوال كننده دوم: همۀ کساني که براي شما کار مي‌کنند رايگان کار مي‌کنند. چطور اين همه آدم را قانع کرده ايد که رايگان کار کنند؟ فکر کنم افراد فعالي که پيرامون شما هستند بيشتر از سه چهار هزار نفر باشند.

تعداد اطرافيان و نزديکان را نمي دانم و اينها هم براي شخص من کار نمي کنند. اگر بکنند اين اشتباه محض است. هم من و هم اينها همه براي خدا کار کرده و مي‌کنيم. ما همه خدمتگزار خدا هستيم. من هم کسي را قانع نکرده ام بلکه آنهايي که فعالند تلاش زيادي کرده‌اند که به اين نقطه از فعاليت برسند. بعضي‌ها سالهاست که دارند پيگيري مي‌کنند تا بلکه يکي از اين کارهاي ظاهراً رايگان و بدون حقوق را انجام دهند و وقتي انجام مي‌دهند گاهي همۀ شبانه روز خود را صرف آن مي‌کنند. اين چه سود شخصي براي من دارد که به يک نفر يک طرح تحقيقاتي واگذار شود و او آموزش ببيند که محقق و نويسنده و مدرس شود و بعد هم برود کتابش را به اسم خودش چاپ کند.

12.  سوال كننده دوم: اما در دنياي امروز و حتي در گذشته هم مبحثي به عنوان کار رايگان که تازه شما مي‌گوييد براي آن بايد هزينه هم بدهند، نيست. اگر سرمايه دارها و کارخانه دارها اين حرف شما را بشنوند از خوشحالي پر درمي آورند. تنها جوابي که مي‌ماند افسون شدگي و سحر شدن اين آدم هاست. چطور بعضي از کساني که عملاً خدمتگزار شما هستند و کارهاي شخصي شما را انجام مي‌دهند دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و نويسنده و داراي مشاغل اجتماعي خاص هستند. مثلاً همين آقاي مهندس نمكيان و خانم دكتر كي نژاد كه به پرنده‌هاي شما مي‌رسند استاد دانشگاه است يا آن خانم دكتر يكي از شخصيتهاي علمي كشور در زمينه ژنتيك است يا آقاي…

اين چند نفري كه به اين خانه رفت و آمد مي‌كنند يا بقيه دوستان، خدمتکار من نيستند چون عملاً من خدمتکار آنها هستم. آنها دائماً سوال مي‌پرسند و جواب مي‌گيرند، طرح‌هاي تحقيقاتي شان را جلو مي‌برند، روي نظريات جديد و متفاوت کار مي‌کنند و در همۀ اين مدت اين منم که در خدمتم. ‌اي کاش کسي مي‌بود که جواب سوالات مرا مي‌داد؛ من براي او هر كاري مي‌كردم. البته اينها هم كه در اينجا مستقيماً با هم در ارتباطيم چند نفري بيشتر نيستند نه چند هزار نفر. اگر من بدانم كه به بهانه آشپز شما شدن به جواب سوالاتم مي‌رسم امكان ندارد شما را رها كنم.

13.  …

 www.ostad-iliya.org

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: