Posts Tagged With: رویا

رویا و رویارویی دیدگاه‏ها

(قسمت اول)


هم‏چون بسیاری از موضوعات باطنی دیگر اختلاف نظرهای زیادی در دیدگاه‏های ارائه شده پیرامون رویا وجود دارد. مردم موضع‏گیری‏های مختلفی نسبت به رویا دارند. بعضی‏ها آن را جدی می‏گیرند اما اكثر مردم توجه چندانی به آن ندارند.

در مورد اثر رویا در زندگی انسان می‏توان به تأثیرات مختلفی اشاره كرد و مصداق‏های متعددی را برشمرد اما برای شروع، شاید ذكر همین نكته كافی باشد كه اغلب بزرگان بشری در رشته‏های ظاهری و باطنی كسانی بوده‏اند كه مسیر رویای برتر خود را دنبال كرده‏اند. آنها سرانجام به جایی رسیدند و كاری را كردند كه قبلاً رویایش را دیده بودند. اما با این حال نظرات مختلفی درباره رویا ارائه شده است كه بعضی از آنها تفاوت زیادی با یكدیگر دارند. فروید، یونگ، آدلر، كوریر، هارت و هر گروه از روان‏شناسان و روان‏كاوان هر كدام موضوع را از یك زاویه تعریف می‏كنند. شرقی‏ها، ساحران، روح‏گرایان و ماتریالیست‏ها هم موضوع را طورِ دیگری می‏بینند. تحقیقات آزمایشگاهی هم درباره توانایی‏های درونی انسان مِن جمله رویا مبهوت مانده است و هر روز حرف جدیدی می‏زند و اعتراف می‏كند واقعیت‏های باطنی (و شاید بیش از همه، رویا) بیش از آن چیزی است كه ما تصور می‏كردیم.

از طرفی اهمیتی كه ادیان برای رویا و رویابینی قائل شده‏اند بسیار چشم‏گیر است تا حدی كه اكثر پیامبران رویابین بوده‏اند و كلمه «نبی»(1) به معنای كسی است كه رویاهای الهی می‏بیند و انبیاء كسانی بوده‏اند كه از طریق امكان رویا، با غیب الهی در ارتباط بوده‏اند.(2)

در بعضی از مكتب‏های باطنی نیز موضوع رویا و تأثیر آن در زندگی انسان بسیار مهم شمرده شده و حداقل در سه مكتب اسرارگرا می‏بینیم كه آنقدر به این موضوع توجه شده كه پیرامون آن از دانش رویابینی یا هنر رویابینی سخن به میان آمده است. تولتك، اكنكار و روح‏زایی(احیاء)(3).

البته قطعاً قدمت هنر رویابینی خیلی بیشتر از تاریخ این مكتب‏ها یا سایر مكتب‏های باطنی می‏باشد و به هزاران سال قبل از این‏ها باز می‏گردد. شاید ریشه همه جریان‏های اسرارگرا و روش‏های مربوطه را بتوانیم در ادیان بسیار كهن بیابیم. از میان سه جریان تعلیمی ذكر شده، آموزش‏های تولتك و روح‏زایی با جدیت فراوان و توأم با واقع‏بینی‏های باطنی به موضوع پرداخته‏اند اما در اكنكار به نسبت، تلاش مهم و واقع‏بینانه‏ای در این باره صورت نگرفته است. به طور كلی نظر مكتب‏های باطنی به نظر ادیان شباهت دارد و رویا را راهی برای ارتباط با غیب (تجربه اسرار) و سفر به جهان‏های دیگر می‏دانند. اما از نظر استادان هنر رویابینی كه تعداد آنها نیز در طول تاریخ محدود بوده است، اثر رویا بر زندگی انسان قاطع و تعیین‏كننده است تا جایی كه آنان به عناوین مختلف گفته‏اند رویاها زندگی را می‏سازند و زندگی، رویاها را به وجود می‏آورد.

اگر بخواهم مقایسه‏ای منصفانه مطابق آنچه كه درباره‏ی شمنیزم (تولتك) و روح‏زایی طی این سالها دانسته‏ام، بین این دو جریان داشته باشم نتیجه این تحقیق و تفكر چند ساله این است كه بگویم تعلیمات شمنیزم كه خود در مقایسه با بسیاری از مكتب‏های باطن‏گرا از جامعیت و عمق بیشتری برخوردار است، در مقایسه با روح‏زایی مانند جوی آب است در مقابل روخانه‏ای عمیق و عریض. (نه تنها درباره رویابینی بلكه در بسیاری از شاخه‏های علوم باطنی)

شاید این مقایسه به نظر عده‏ای متعصبانه باشد. خوب در بدو امر حق با آنان است اما وقتی در عمل یا حتی در تئوری به مقایسه بپردازیم آن وقت ممكن است حتی نیازی به قضاوت نهایی هم نباشد چون در هر قدمی از این مقایسه نتیجه‏ای بدست می‏آید كه برای یك ذهن عاری از تعصب یا حتی كم تعصب كفایت می‏كند تا متوجه عظمت نهفته در این آموزش‏ها گردد بنابراین در توضیح مطلب، محوریت حرف‏هایم را تعلیمات روح زایی (احیاء) قرار می‏دهم و موضوع را بیشتر با این دیدگاه دنبال می‏كنم اما مسلماً نگاهم را بر جریانات دیگر باز می‏گذارم.

تالیف :پریا ( شباب حسامی)

پی‏نوشت‏ها:

1 – در این تعریف انبیاء، رسولان و امامان تفكیك می‏شوند.

2 – در گفتار جداگانه‏ای نظریات مختلفی كه تاكنون درباره رویا ارائه شده است، بیان می‏شود.

3 – روح‏زایی(هنرهای ماورائی) عنوان آخرین و جدیدترین مكتب باطنی است.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , ,

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا میم-به نقل از شاگردان

بنام حقیقت

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا

حکاکی, رویا,بزرگ , آموزه,هنر ,رویابینی, الاهیسم, رویاها, زندگی, عالم, رویا ,عالم رویا, پیکر ,زندگی, حکاکی کردن, نقاشی , جسم, اشیا, مواجه , کار, ماندگار, ساختن , آسمان, فرستاده , ببینیم , وفادار, تردید, تزلزل, خداوند, پایان ,داستان ,زندگی, نشان , ضعف ,تاریکی , نگاه , ایمان , داستان زندگی , بدنتان, بزنید ,نقش , تصاویر, مضحک هیجانی، سرنوشت خود , دریافت , جهش , زندگی , جسم,نظر خداوند, چیست, بدن , حکاکی کنید,حکاکی رویاها, هزاران, تعلیم, ایلیا, 20 سال, همواره, مطرح ,تعلیمی ,کهن, قدمت , هزاران سال ,سوالات, کدام ,رویایمان, مرد, زن, پسر , دختر, پیر ,و جوان , کودک, استاد ایلیا , دزدی, اخیر, دایره مذاهب اطلاعات,ماهها , بی بی سی , رسانه , آزاد , افراد حقیقی ,اعلام , سپاه سایبری ,جمهوری اسلامی ,ایران , هک کردن ,پایگاه, پایگاه های اینترنتی, همت , توسل , جعل , دروغ, فیس بوک , وبلاگ , اطلاعات ,شخصی, ا بازی ,شیطانی , عملیات جعل , دروغ ,ایران , اعضاء, انجمن متفکران , محققان آزاد , نهادها, بین المللی , اف بی آی  , هزاران نفر, سوالات , برای استاد ایلیا , سخنگوی استاد ایلیا , مثبت , دایره مذاهب ,اطلاعات , دزدی , حقه , عکس , قوها, استاد , نهاد روحانی,امنیتی, دایره مذاهب , نقوشی ,حکاکی , دایره مذاهب  , القاء , دایره مذاهب اطلاعات, زن و مرد, زن و شوهر,برادر و خواهر, پدر و مادر , فرزند,حاد,مهم , مسائل , استاد ایلیا, ,نامه , ویدئویی, دایره مذاهب اطلاعات , اصل , آموزه , ,قیل و قال, فضا , آشفته , غبارآلود , حکاکی, نقش, نظر خداوند , جسم , معلم بزرگ, استاد ایلیا,دایره مذاهب اطلاعات, نهاد روحانی- امنیتی, قرآن , کتاب مقدس, پیروان

حکاکی دریافت ها و رویاهای بزرگ یکی از آموزه های فرعی در هنر رویابینی الاهیسم است. خلاصه اش این است که ما رویاهای بزرگی که برای زندگی خود داریم یا رویاهای بزرگی که در عالم رویا دیده ایم بر پیکر زندگی خود حکاکی و نقاشی می کنیم. حکاکی می تواند بر جسم باشد یا بر اشیایی که غالباً با آنها مواجه هستیم. این کاریست برای «ماندگار ساختن یادی که آسمان برای ما فرستاده است … تا آن را ببینیم و وفادار بمانیم. بخصوص در شرایط تردید و تزلزل. خداوند پایان داستان زندگی یا اوج هایی از آن را به ما نشان می دهد… و تا آنگاه که ضعف و تاریکی ما را فرا می گیرد با نگاه و ایمان به آن، به داستان زندگی مان وفادار بمانیم و آن را زیر پا نگذاریم… اگر قرار است چیزی بر بدنتان بزنید پس رویاهای بزرگ تان را بر بدن تان نقش بزنید. بجای تصاویر مضحک و هیجانی، سرنوشت خود را، دریافت های بزرگتان و جهش های زندگی را بر جسم خود حکاکی کنید. اگر دانسته اید که نظر خداوند چیست و او چه نظری در بارۀ شما دارد همان را بر بدن خود حکاکی کنید. »

حکاکی رویاها یکی از هزاران تعلیم ایلیاست که در بیش از 20 سال گذشته همواره مطرح بوده است. تعلیمی بسیار کهن که قدمت آن به هزاران سال پیش برمی گردد. اما در سالهای گذشته، این سوال هم مثل بسیاری از سوالات دیگر همواره (توسط کسانی که از آموزۀ حکاکی رویاها مطلع بوده اند) مطرح شده که کدام رویایمان را حکاکی کنیم؟هر روز هزاران مرد و زن، پسر و دختر، پیر و جوان و کودک، سوالات خود را از استاد ایلیا می پرسند و یکی از این سوالات بسیار،ممکن است در بارۀ حکاکی رویای بزرگی باشد که دیده اند.

دزدی های اخیر دایره مذاهب اطلاعات

ماهها قبل، از بی بی سی و رسانه های آزاد و افراد حقیقی اعلام شد که سپاه سایبری جمهوری اسلامی ایران به هک کردن پایگاههای اینترنتی آنها همت می گمارد! و با توسل به جعل و دروغ، با فیس بوک ها و وبلاگ ها و اطلاعات شخصی آنها بازی های شیطانی می کند. این عملیات جعل و دروغ با همین مشخصات در بارۀ بعضی از دوستان ما در ایران و بعضی از اعضاء انجمن متفکران و محققان آزاد اعمال می شد که ما در همان زمان بسیاری از نهادهای بین المللی و از جمله اف بی آی و دیگر مراکز مربوطه را در جریان قرار دادیم.

واقعیت این خبر

آیا واقعاً من این سوال را (مثل هزاران نفر دیگر که روزانه سوالات خود را برای استاد ایلیا می فرستند) فرستاده ام؟ همانطور که قبل از این، سخنگوی استاد ایلیا تصریح کرده اند جواب مثبت است و البته بعد از این هم سوالات خود را بیشتر و بیشتر خواهم فرستاد حتی اگر مثل این مورد پاسخی نگیرم، و حتی اگر دایره مذاهب اطلاعات بیشتر از همیشه دزدی کند و حقه بزند. من عکس هایی از قوها را برای استاد فرستادم اما نهاد روحانی- امنیتی دایره مذاهب طوری القاء می کند که من عکس های خودم را فرستاده ام که بر بدنم نقوشی حکاکی بوده. دایره مذاهب نمی گوید کدام عکس و به قوها هم اشاره ای نمی کند بلکه چیزی را که می خواهد القاء کند می گوید. دایره مذاهب اطلاعات توضیح نمی دهد که هر روز هزاران زن و مرد، زن و شوهر، برادر و خواهر، پدر و مادر و فرزند، حادترین و مهم ترین مسائل زندگی خود را با استاد ایلیا بصورت نامه های ویدئویی مطرح می کنند که مثلاً این سوال من در مقابل آنها، نقطه ای هم به حساب نمی آید. دایره مذاهب اطلاعات نمی گوید که اصل آن آموزه چیست. بلکه سعی می کند با جو سازی و قیل و قال فضا را آشفته و غبارآلود کند. اصل حکاکی، نقش کردن نظر خداوند بر جسم است و منقوش کردن رویاهای بزرگی که خداوند به ما داده است. بر فرض اگر من هم مثل بسیاری در طرح چنین سوالی از آن معلم بزرگ (استاد ایلیا) اشتباه کرده باشم (که چنین نیست و نبوده) دایره مذاهب اطلاعات، این نهاد روحانی- امنیتی نمی گوید که در قرآن و کتاب مقدس، عمل پیروان را ربط به راهبر و معلم نمی دهند. همانطور که بسیاری از پیروان محمد، نوح، موسی و مسیح، زندگی، رفتارها و مسائل خاص خود را داشتند و این بصورت یک قانون در ادیان در آمده است. هر کس مسئول کار و سرنوشت خودش است. وقتی به حضرت نوح می گویند که پیروانت چنین و چنان، می گوید مرا با پیروانم چکار.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دلیل همین چیزهاست که همواره و مکرراً بعنوان بدنام ترین و دروغگوترین دستگاه امنیتی شناخته شده است.

کار این دستگاه همانطور که همۀ رسانه های آزاد و خبری نشان داده اند جعل و حقه بازی است…
اما از این نکته که بگذریم ما تلاش می کنیم با استفاده از همین فرصت بدست آمده موج حکاکی رویاها را در ایران هر چه بیشتر فعال و زنده کنیم. این خط و این نشان. امروز هم 25/11/91 است. این را هم بعنوان یک ستاره در دنباله دار مسیحیت گرایی و مسیحی شدن قرار می دهیم.

نهال باقری سخنگوی انجمن متفکران و محققان آزاد در آمریکا
( یادداشت شماره ۴ )

مطالب مرتبط:

برای خواندن مطالب بیشتر به این سایت مراجعه نمایید

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ،

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بيانيه‌ها و روشنگري – به روایت شاگردان استاد ایلیا رام الله

بيانيه‌ها و روشنگري ها

به روايت ال ياسين

در واكنش به ابهامات، شايعات يا سوالاتي كه پيش مي‌آمد، ما اين ابهامات و شايعات يا احياناً سوالات را جمع آوري مي‌كرديم و به صورت جمع بندي شده به استاد مي‌داديم. اين مسائل به شكلهاي مختلفي پاسخ داده مي‌شد. از جمله استاد در بعضي از سخنراني‌هاي عمومي به آنها اشاره مي‌كرد يا مواضع روشن خود را به بعضي از افراد مرتبط مي‌گفت و آنها هم در بين سايرين مطرح مي‌كردند… يك راه ديگر استفاده از بيانيه‌ها بود. اين نظرات و پاسخ‌ها طي بيانيه‌هاي مختلفي در طول چند سال به بسياري از افراد مرتبط با روند رسيد.

بيانيۀ اول مدتي بعد از انتشار كتاب جريان هدايت الهي (جلد اول) منتشر شد و طيفي را كه پوشش مي‌داد احتمالاً بسيار بيشتر از حاضران در دورۀ تعليمات عمومي استاد بود. بعد از چاپ كتاب تعاليم حق (جريان هدايت الهي) اولين موج بزرگ سوالات و ابهامات بويژه در بارۀ اينكه استاد رام الله كيست، به وجود آمد.

بيشتر افرادي كه با فرهنگ شرقي و هند و بوديسم آشنايي داشتند به او آواتار مي‌گفتند. بعضي از آشنايان با فرهنگ غربي و مسيحي اصرار داشتند كه او مسيح است. مي‌گفتند او ساي باباي سوم (پريما ساي) است. پسر مسيح است. قطب جهاني است. مخصوصاً بعضي‌ها كه پاسخ سوالات ناگفته شان يا سوالات حل ناشده شان را از او شنيده بودند يا كارهايي خارق العاده از او ديده بودند در اين ديدگاهها افراط مي‌كردند. البته دو سه نفر هم بودند كه به ايشان مي‌گفتند امام… اما مدتي بعد معلوم شد كه آنها وابسته به يكي از مراكزي هستند كه بعداً تبليغات منفي گسترده‌اي را بر عليه ايليا به راه انداختند. در پاسخ به اين ابهامات، استاد در جلسات مختلف سخنراني اعلام كردند كه «من فقط خودم هستم و هيچ فرد ديگري نيستم…». البته اين موضوع در كتاب تعاليم حق هم آمده بود. هم در مقدمه و هم در متن كتاب و هم در گفت و شنودها. ايشان بارها و بارها قاطعانه پاسخ دادند. در كتاب جريان هدايت الهي فهرستي از اين اشاره‌ها وجود دارد. تنها جايي كه استاد به نظرم اين ابهام را حل نكرد موضوع مسيح بود…

بعداً در بيانيه اول (مربوط به سال 1378) هم آمد كه ايشان در هيچ نطقي خود را بعنوان آواتار يا عناوين مشابه معرفي نكرده است و از ديدگاه ايشان ادعاهاي نبوي يا امامت براي بشر امروز باطل و مردود است. ايشان در آن بيانيه صريحاً بيان كردند كه فردي مذهبي نيستند، قديس نيستند، قطب نيستند و عناوين ديگر. حتي بيان داشتند كه رام الله هم اسم ايشان نيست و معناي آن تسليم و خدمتگزار خداست و اين يك هويت است كه مي‌تواند براي همگان باشد. در همين بيانيه و بيانيه‌هاي (عمومي) بعدي هم بر ميزان بودن قرآن، خاتميت پيامبر اسلام (ص)، كامل بودن دين اسلام، اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم، الگو بودن پيامبر اسلام و ائمۀ اطهار، ضرورت اقتدا به پيامبر اسلام (ص)، ردّ فرقه گرايي يا هر گونه فرقه‌اي كه بخواهد به نحوي به ايشان منتسب شود، در دسترس نبودن امام عصر و كذب بودن ادعاي مرتبطين، عدم تأييد عرفانهاي شرقي و غربي، ردّ بازيهاي سياسي و سياست بازي و غيره تأكيد شده بود.

خطوط اين بيانيه‌ها كه حالتي ضد ابهام و ضد شايعه داشتند به شكل‌هاي مختلف اطلاع رساني مي‌شد. انتشار وسيع بيانيه‌ها و پخش آن بين حاضران در دوره‌هاي عمومي، نقل دهان به دهان، پاسخگويي خود استاد در جلسات سخنراني، باز شدن مباحث بينشي در زمينه‌هاي مرتبط از جمله اين روشها بودند. شخصاً نمي‌دانستم چرا استاد تا اين حد اصرار دارد كه اين مسائل روشن شود و اين شايعه ها، مخصوصاً آنچه مربوط به مقدسات بود، پايان گيرد. در حالت معمولي صدور يك بيانيه يا تكذيبيه كفايت مي‌كند اما ما براي زدودن اين ابهامات به تلاش‌هاي بسيار بيشتري دست زديم. اين بيانيه‌ها علاوه بر مرتبطين با تعاليم و شاگردان و پيروان استاد براي بسياري از مراكز هم كه آنها نيز دچار ابهاماتي شده بودند ارسال شد. جالب اينكه بعضي از اين مراكز به شدت از اين بيانيه‌ها عصباني بودند. انگار نقشه‌اي وجود داشت و يكي از آثار انتشار اين بيانيه‌ها خنثي شدن آن نقشه‌ها بود. چيزي كه شخصاً برايم هنوز هم مبهم است اين است كه چرا با اين همه تلاش، پيشگيري، بيانيه، سخنراني، گفت و گو و تصريحات قاطع، ايليا خود را در اين ابهامات مقصر مي‌دانست و مي‌گفت شايد اگر طور ديگري عمل مي‌كردم اين همه شايعه و ابهام در باره ام بوجود نمي‌آمد.

نكتۀ عجيب‌تر اينكه او هر چه سعي مي‌كرد خود را كوچكتر جلوه دهد و از قيد و بند نسبتهاي مقدس و خارق العاده برهاند، مردم تأكيد بيشتري بر آنها مي‌كردند. بايد اعتراف كنم اين موضوع حتي در بارۀ خودم هم اتفاق افتاده. هر چه او سعي مي‌كرد خود را كوچكتر كند، براي من بزرگتر شده…

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک, برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, شعور, استاد شیمی, روش, توانایی, نگاهش, معجزه, زمین, وضوح,  پیامبر, هفت نور, راستین, خاص, کلام الله, تشخیص, ال ياسين
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نيات و انگيزه ها – استاد ایلیام رام الله

نيات و انگيزه ها[1]

چيزي که هميشه و بيش از همۀ کارهاي ديگر مرا به خود مشغول كرده بود موضوع تسليم الهي و خدمتگزاري به خدا بود. از کودکي و در همۀ کلام خدا متوجه شدم که اصلي ترين و تنها کاري که بايد انسان انجام دهد تسليم است و اولين تجسم تسليم، خدمتگزاري است. تسليم بودن تنها راهي بود که براي پيوستن به خداوند و اتصال به بي نهايت در دسترس بود. غير از اين راه ديگري در انديشه هايم و در آنچه از قرآن و احاديث و کلام مقدسين مي‌دانستم وجود نداشت. برايم تسليم به معناي همۀ خوبي ها، همۀ رستگاري، همۀ خوشبختي و همۀ خدا بود… از کودکي مهمترين و بزرگترين کار ممکن را همين تسليم بودن مي‌دانستم. مي‌دانستم كه خدا، قصدها و کارهايي دارد و مي‌خواستم که انجام دهندۀ اين کارها باشم و البته بزرگترين کارهاي خدا را انجام دهم. خودم را تسليم و خدمتگزار خدا مي‌دانستم…

در کنار اين قصد عظيم و نيت بزرگ در سالهاي نوجواني، انگيزه‌هاي ديگري هم به تناسب شرايط خودنمايي مي‌کردند و بعد از مدتي هم ممکن بود از بين بروند. انگيزه‌هايي مثل کشف اسرار، پاسخ دادن به ظلم‌هايي که در مورد خودم يا اطرافيانم مي‌ديدم، بالارفتن و برتري جستن و چيزهاي مشابه، اما اين قصدها در مقايسه با قصد تسليم و خدمتگزاري که خورشيدوار بود به شعله‌هاي شمع مي‌مانست که گاهي بودند و گاهي نبودند. سعي ام اين بود که هر طور که شده ديگران را هم به تسليم الهي و خدمت به خداوند دعوت کنم و عملاً به آن وادار کنم.

اما کدام خدمت بهترين خدمت بود؟ فکر مي‌کردم اگر خداوند يک انسان بود چه چيزي برايش مهم ترين‌ها بود و سعي مي‌كردم از طريق تفكر و تعمق، بيشتر در اين باره بدانم…

سعي کردم خدا و خداگريي را به بهترين شکل ممکن با هماهنگ ترين بيان‌ها متناسب با مخاطبانم، هماهنگ با شرايط زمان و مکان، معرفي کنم و به نام خدا در اين کار موفق بودم.

سعي کردم مردم را، کساني را که کمتر مورد توجه تبليغات مذهبي و معنوي بودند، متوجه خدا کنم، به تسليم و خدمتگزاري دعوت کنم، به خداوند و روند خداگرايي پيوند بزنم و از اين طريق آنان را از نگاه خودم، از مرگ و نابودي نجات دهم… به خواست خداوند در اغلب موارد در اين کار موفق شدم. دهها هزار محصول اين درخت بسيار پربار، و هزاران نشانه و مستند مرا علاوه بر اقناع قلبي، عقلاً نيز اقناع مي‌کردند که خداوند اين را هم به انجام رسانده است. بعد از شروع دوره‌هاي آشکار، فعال ترين و ملموس ترين قصدم نجات روحي بود. نجات از مرگ. و اين کار را در هر جايي، چه در جلسات عمومي، چه در نوشته ها، در جلسات خصوصي، در خيابان، در پارک و در هر جاي ديگري، متناسب با شرايط مخاطب انجام مي‌دادم…

احياء ايمان به خدا، انتشار عشق به خدا، جذاب و کارسازنمايي حضور الهي و ضرورت و اجتناب ناپذيري تسليم و خدمتگزاري از جمله خطوط اين مددرساني و نجات روحي بود. نياتم خودبخود و بدون کنترل، جاري و مستتر در همان حرفها، نوشته‌ها و کارهايي است که در همۀ اين پانزده سال و مخصوصاً در يازده سال اخير بوده است. همان محتوا و جهت‌هايي که در اولين کتاب تعاليم هست، همان بر ذهن و نگاهم حاکم بود. به همين دليل عملکرد ما، رفتارهاي ما، فعاليتهاي ما و محصولات کار ما، مؤيد و تصديق کنندۀ همين نيات بود. همگي تأييدي بودند بر قصد بزرگ تسليم و خدمتگزاري که همين هم تبديل شد به شعار و عهد عمومي ال ياسين و الاهيون. «الهي ‌اي كه با مني تسليم و خدمتگزارم و روز و شب تو را مي‌خوانم».

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

صفحات ایلیا رام الله, دانلود فیلم های ایلیا میم رام الله, دانلود فیلم ها و عکس های پیمان فتاحی, دانلود فایلهای پی دی اف مربوط به پیمان فتاحی, دانلود کتاب های منتسب به سخنرانی های پیمان فتاحی,, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, دانلود صحبت ها و حرف های ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, اشنایی کامل و اجمالی با تفکر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی -ضد فرقه رام الله, سایتها و وبلاگ های هواداران طرفداران و دوستداران ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه صحبت ها و سخنرانی های ایلیا رام الله -پیمان فتاحی,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, عرفان ایلیا, جهان,دموکراسي,صلح,نوين,انحلال,ظهور,صادق,ازدواج,اختلاف,سرنوشت,جهان,خانواده,تغذيه,شراکت,صلح,قدرتمند,پيوند,اديان,ایلیا ,ایلیا رام الله ,ایلیا میم ,پیمان فتاحی ,جمعیت ال یاسین,الیاس رام الله ,فتاحی ,ال یاسین ,استاد ایلیا ,ضد فرقه ,ایلیا میم رام الله , انسان , اسم , عنوان , ادعا , لباس , پادشاه , گدا , نظام , روحانی , واقعیت , مدعی , عرفان , شناسنامه , مسیحی , ماسک , دلقک , جلاد , جهان , مردم , ایمان , خداپرست , معتقد , پول پرست , شيطان پرست , شهوت پرست , همسر ,  فرزند , دين , دزد , قاتل , قديس , , پادشاه , پيامبر ,رهبر , ديوانه , شياد و كلاهبردار , دزد , پليس , ماشين رختشويي , ملي گر , سرباز , فدايي , قهرمان , آتش , فريب , حقه‌ , سيستم عصبي , هورمون , مغز , قرباني , دكترين, آزادي , کتاب,زندگي , شاگردان قديمي , قرآن , مدرسه , تحصيل , مسابقه, قرائت قرآن , تفسير قرآن , آهنگ زيبا , كودك

[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مروری بر عقاید و تفکرات دالایی لاما؛ نماد صلح جهانی

دالایی لاما؛ آموزگار اصل عدم خشونت و نماد صلح جهانی

تنزین گیاتسو مشهور به دالایی لامای چهاردهم  به عنوان آموزگار بزرگ اصل عدم خشونت حتی بیش از آنچه در باره ماهاتما گاندی و نلسون ماندلا گفته می‌شود، بیشتر عمر خود را در راه برقراری صلح و دوستی میان مردم تبت با دولت چین و نیز گسترش صلح در جهان صرف کرده‌است. دالایی لاما رهبر معنوی تبت و از رهبران اصلی اپوزیسیون چین می باشد. اکثر مردم جهان او را بعنوان نمادی از محبت و انعطاف پذیری و آسان گیری می شناسند. مقامات دولت چنین نیز دالایی لاما را به خرابکار، تجزیه طلب و دروغگویی متهم کرده اند و خصوصا بعد از آنکه دالایی لاما دولت چین را به دنبال کردن سیاست «نسل کشی فرهنگی» در تبت متهم نمود، واکنش مقامات چینی را بیش از پیش علیه خود برانگیخت. همچنین از دیدگاه روحانیت تندرو و دستگاه های مذهبی امنیتی ایران و رسانه های وابسته به آن، دالایی لاما مروج کفر و بی دینی، عامل سازمان سیا و موساد بوده و در اصل یک صحیونیست است! اما در مقابل تبلیغات منفی دولت های سرکوبگر و غیردموکراتیکی نظیر چین و ایران، دالایی لاما در نقاط مختلف جهان طرفداران بسیار زیادی دارد و امروزه شهرت‌ و نفوذ او‌ بسی‌ فراتر از جامعه‌ ۶ میلیون‌ پیروان‌ تبتی‌ است. بنابر نتيجه نظرسنجي مجله آلماني اشپيگل، دالاي لاما در آلمان از پاپ که يک آلماني است محبوبيت بيشتري دارد. او به شدت مخالف روش هاي خشونت آميز بوده و همواره معتقد است راه حل مناسبي براي دستيابي تبت به خودمختاري حقيقي وجود دارد. هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، دالایی لاما در مقام اول در رده «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت. تلاشهای غیر خشونت آمیز دالایی لاما در راه حفظ فرهنگ تبت و آزادی این منطقه جایزه صلح نوبل سال 1989 را برای او به همراه داشت. در سال 2006 شهروند افتخاری کانادا را پذیرفت و در سال 2007 نشان طلای کنگره ایالات متحده به او اهدا شد.
دالایی‌لاما در راستای به رسمیت شناخته‌شدن پیام صلح، رویکرد غیرخشونت‌آمیز، درک بین ادیان، مسئولیت‌پذیری و محبت جهانی خود تاکنون بیش از 84 جایزه، دکترای افتخاری، تقدیرنامه و غیره دریافت کرده است. وی همچنین تاکنون بیش از 72 جلد کتاب از جمله «تبت من»، «مهربانی، وضوح وبینش» و » اتحادیه خوشی و پوچی» منتشر کرده است.
رهبر معنوی بوداییان تبت برای ارائه درسهای معنوی به دانشگاه کالگاری کانادا و همچنین به مؤسسه هندی مدیریت در دهلی نو برای تدریس مدیریت رفته است اگر چه وی هیچ زمینه ای در مدیریت ندارد اما مدیر روابط عمومی موسسه هندی مدیریت می گوید: تعهد دالایی لاما به ارتقای ارزشهای انسانی چون: محبت، تساهل، قناعت و خویشتنداری درخور توجه و تجزیه و تحلیل است. این صفات مدیریت بوده و دالایی‌لاما به ما کمک می‌کند در آینده بتوانیم مدیریت را برعهده گیرید می‌تواند ما را در یادگیری مرزهای جدید در مدیریت یاری نماید.
به اعتقاد این معلم معنوی، صلح درونی مى تواند صلح و آرامش بیرونى را در پى داشته باشد و دیگران بسیاری از کتاب ها و سخنرانی های او را گنجینه ای برای بهتر زیستن و خودشناسی می دانند.
***
دالایی لامای زمان و خرد جمعی
دالایی لاما، که در اصل تنزین گیاتسو نام دارد،  در سال 1935 متولد شد و آموزش او در زمینه مسایل دینی بوداییان تبتی و همچنین سایر علوم و زبان های خارجی از سن چهار سالگی آغاز شد. تنزین گیاتسو یکی از شانزده فرزند یک خانواده کشاورز در استان «آمدو» تبت بود و در همان سن دو سالگی به عنوان حامل روح و خرد تناسخ یافته دالایی لامای سیزدهم و جانشین او اعلام شد و دالایی لامای چهاردهم نام گرفت.
دالایی لاما لقبی است که به رهبر دینی بوداییان تبت داده می‌شود. دالایی لاما عنوان رهبر دینی تبت از قرن چهاردهم میلادی به بعد است و به اعتقاد بوداییان تبتی، در هر دوره، روح یا خرد جمعی تمامی دارندگان قبلی این مقام در دالایی لامای زمان تناسخ می یابد. در حال حاضر ابن لقب به تنزین گیاتسو اعطا شده‌است. دالایی لاما بر رهبران هر چهار مکتب بودایی برتری دارد. در خلال سده ۱۷ تا سال ۱۹۵۹، دالایی لاما رئیس حکومت تبت بود و از اقامت‌گاه خود در قصر پوتالا که در شهر لهاسا قرار داشت، بر بخش بزرگی از این سرزمین فرمان‌روایی می‌کرد. برای دالایی لاما اغلب پیش از این لقب، عنوان «حضرت مقدس» به‌کار می‌رود. پیروان دالایی لاما بر این باورند که بیدارگر بوداسف مهرورزی که اولوکیتشوارا نام دارد مانند همه زندگان باززایی دارد و دالایی لاما همان بیدارگر مهرورزی در جسمی جدید است. واژه دالایی در زبان مغولی به معنی «اقیانوس» است و لاما (بلا ما) معادل تبتی واژه پیر در معنی مرشد است.
پس از مرگ هر دالایی لاما، راهبان ارشد بودایی بر اساس پیشگوی رسمی تبت جستجو برای یافتن فردی با خصوصیات پیش بینی شده، از جمله آگاهی غیر اکتسابی از برخی اشیا یا مشخصات دالایی لامای قبلی، را آغاز می کنند. این فرد که، ممکن است کودکی خردسال باشد، توسط رهبران ارشد دینی آموزش می یابد و رهبری روحانی و سیاسی تبتیان را بر عهده می گیرد.
دارندگان این عنوان از قرن هفدهم در راس تشکیلات سیاسی تبت قرار داشته اند و در فاصله سقوط نظام سلطنت در چین در اوایل قرن بیستم تا پیروزی کمونیست ها در سال 1949 میلادی کمابیش از استقلال کامل در حکومت بر این سرزمین برخوردار بودند.
***
گوشه ای از برخوردها با دالایی لاما و پیروانش
دالایی لاما در سن پانزده سالگی به عنوان رهبر سیاسی تبت بر تخت نشست در حالیکه نیروهای جمهوری خلق چین مجددا این سرزمین را به اشغال درآورده بودند. در پی این تحول، دالایی لاما توافقی را در مورد حدود اختیارات دولت محلی تبت با مقامات چینی امضا کرد و بر اساس آن، از سوی چین به عنوان رئیس کمیته مقدماتی منطقه خودمختار تبت شناخته شد.
در سال 1956، مردم تبت علیه آنچه که فشار دولت چین بر دولت محلی خود می دانستند قیام کردند که تا سال 1959 و سرکوب خشونت آمیز این قیام به دست ارتش سرخ چین ادامه داشت. پس از سرکوب این قیام، دالایی لاما همراه با جمعی از رهبران تبتی این سرزمین را ترک کرد و در هند دولت در تبعید تبت را تشکیل داد. بعد از این واقعه حدود 80 هزار پناهنده تبتي هم به او پيوستند و هم اکنون بيشتر از 120 هزار تبتي در تبعيد و به دور از وطن در هند زندگي مي کنند.
اندیشه های جهانی و تلاش های بین المللی
دالاي لاما بعد از تبعيد او تا به حال به كشورهای بسیاری سفر كرده و در بیش از ۴۶ كشور به سخنرانی، ملاقات با سیاستمداران و مردمان عادی و سایر فعالیت های صلح آمیز اشتغال داشته است. در سال ۱۹۷۳ در واتیكان با پاپ پل ششم ملاقات كرد. در ۱۹۸۰ در یك كنفرانس مطبوعاتی در رم اظهار امیدواری كرد كه با پاپ ژان پل دوم دیدار كند. او در بخشی از سخنانش در این كنفرانس گفت كه «ما در دوره بحران های بزرگ زندگی می كنیم، دوره ای كه دنیا با مصائب نگران كننده ای روبرو است. ممكن نیست كه جز با وجود امنیت و هماهنگی میان مردمان به آرامش روحی رسید.» دالایی لاما این را مبنای ایمان و امید خود برای ملاقات با شخصیت های برجسته و متحول ساختن افكار و احساسات می داند تا به تعبیر خودش «دری به سوی روابط صلح آمیز در میان مردمان گشوده شود.» او از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ چندین بار با پاپ ژان پل دوم ملاقات هایی كرد. در طول این سال ها با مراجع مذهبی دیگر نیز دیدارهایی داشت.
در زندگینامه دالایی لاما آمده كه او غالباً می گوید: «من فقط یك راهب بودایی ساده ام – نه بیشتر، نه كمتر.» او بنابراین نوشته ها، صبح ها ساعت ۴ از خواب برمی خیزد به مراقبه می پردازد. به امور روزمره رسیدگی می كند و به تعلیم و تدریس مذهبی و ملاقات هایش ادامه می دهد. او اغلب این سخن حكیم بودایی مشهور قرن هشتم، شانتی دوا را با خود تكرار می كند: «تا وقتی كه زندگی و زمین برپاست و تا وقتی كه موجودات زنده به حیات خود ادامه می دهند من نیز تاب می آورم و تا آنجا كه در توان دارم می كوشم از مصائب دنیا بكاهم.» دالایی لاما علاوه بر جایزه صلح نوبل از قرار معلوم جوایز متعدد دیگری نیز دریافت كرد و از چندین دانشگاه دكترای افتخاری به او اهدا شده است.در سخنرانی اش به مناسبت دریافت جایزه نوبل در صلح چنین گفت: «دنیای امروز اقتضا می كند كه یگانگی بشر را بپذیریم. در گذشته، جوامع مختلف می توانستند یكدیگر را از هم كاملاً جدا و مجزا بشمارند. بعضی حتی می توانستند در جدایی كامل به حیات خود ادامه دهند. اما امروزه هر اتفاقی در یك منطقه بیفتد، نهایتاً بر بسیاری از مناطق دیگر اثر می گذارد.»«وقتی مردم مناطق مختلف جهان را ملاقات می كنم همواره به یاد می آورم كه ما همه اساساً همانند یكدیگریم: ما همه انسانیم. شاید لباس های مختلف داشته باشیم، رنگ پوست هایمان متفاوت باشد و به زبان های گوناگون سخن بگوییم. اینها همه مربوط به سطح و ظاهر است. اما اساساً ما همه انسان هستیم و همانند یكدیگر. این همان چیزی است كه ما را با یكدیگر پیوند می دهد. از همین روست كه می توانیم همدیگر را بشناسیم و بر دوستی و قرابت میان هم بیفزاییم.»
به عقیده دالایی لاما درك عمیق این نكته كه وحدتی عمیق میان همه انسان ها وجود دارد و اینكه همه در جست وجوی سعادت و شادمانی اند و می كوشند از رنج و مصیبت بگریزند در بسط و گسترش حس برادری و همدلی، بسیار سودمند است. او تصریح می كند كه اگر هر انسانی خودخواهانه فقط آنچه را كه خود می پسندد دنبال كند و نسبت به زندگی و نیازهای دیگران بی اعتنا باشد در نهایت نه تنها به دیگران بلكه به خود نیز آسیب می رساند.
***
چکیده اتهامات دالایی لاما در رسانه های وابسته به روحانیت ایران
در راستای پروژه تخریب و سیاه نمایی چهره اساتید معنوی و فکری ایران و جهان، قلم بدستان حکومتی در ایران طی انتشار کتابها، مقالات، سایت ها و سخنرانی های متعدد اتهاماتی را به دالایی لاما وارد کرده اند که مختصرا به برخی از آن ها شاره می شود:
–        حجت الاسلام محمد تقی فعالی در کتاب «نگرشی بر آرا و اندیشه های دالایی لاما» می نویسد: «آنچه دالايي لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن به «کثرت گرايي ديني» و « پلوراليزم ديني» ياد مي شود.». در بخش دیگری از همین کتاب آمده است :
«او از سال 1595میلادی به همراه صدهزار نفر از پيروانش توسط چين به هند تبعيد شد و هم اكنون در دانشگاه‏هاي معتبر غرب، به او كرسي‏هاي متعددي داده‏اند تا مروج رسمي عرفان سكولار و مبارزه مسالمت جويانه (ذلت‏پذير) و معنويت بدون خدا و متافيزيك بدون معاد و پيامبري و وحي باشد.»
–        احمد حسین شریفی در کتاب عرفان حقیقی و عرفان کاذب می گوید: اندیشه های دالایی منحرف است و برای اثبات این موضوع به یکی از سخنان دالایی لاما استناد می کند که گفته است: دین داشتن مهم نیست انسان بودن مهم است دین خارج از ما نیست پس نیت پاک اساس هر مذهبی است او حقیقت نهایی ادیان را یکی می داند و نقش مذهب را رواج ایثار و همدردی ، از تعالیم دالایی لاما بر می آید که او در زمینه ی معنویت و دینداری قائل به تنوع و تکثر و به اصطلاح پلورالیسم  است.
–        پژوهشکده تحقیقات اسلامی درباره او می گوید: از نظرات و دیدگا های رهبر تبتیان استفاده می شود که او به تنوع و تکثر ادیان معتقد است و دین خاصی را شرط وصول به اهداف مورد نظر خویش نمی داند وی می گوید :حقیقت تمام ادیان (با وجود تفاوت نام و عناوین آنها ) یکسان است. همچنین گفته می شود: چراغ سبز آمریکا به این رهبر بودایی تبت و دفاع جانبدارانه از او تاثیر بسیاری در تبلیغ تفکرانه اش در سطح جهانی داشت … سخنرانی های او در دوره تبعیدی که در خارج از چین سپری کرده است بر محور گفت و گو و پایه های صلح بشری قرار داشت و با شعار صلح جوئی توانست تفکرات الحادی خود را در جهان گسترش دهد.
–        برخی دیگر از بلندگوهای وابسته به دستگاه مذهبی- امنیتی ایران او را به جاسوس، مهره صحیونیست، دست نشانده غرب و … متهم می کنند و درباره او می گویند: «دالایی لاما که مهره معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلابهای مخملی شناخته می شود، در دهارامسالای هند ساکن است؛ جائی که به ادعای رسانه های صهیونیستی، مقر دولت در تبعید تبت شناخته می شود. صهیونیست ها اکنون با ستایش از رهبرانی چون «دالایی لاما» و تبلیغ فرقه هایی مانند «بودیسم»، می کوشند تا عرفان های جعلی مطلوب خود را در جوامع اسلامی ترویج کنند.»
و در جایی دیگر گفته می شود: «به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. بنا بر پژوهشهای صورت گرفته و شواهد و قرائن موجود، به طور قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. گفتنی است امثال وی در کشور ایران و در جریان فرقه سازی ها و تولد نامشروع شبه عرفانهای التقاطی و بدون شریعت نیز قابل مشاهده بوده و هستند.»
« دالایی لاما  فراماسون بوده و در جهت تحقق اهداف شیطانی سازمان جهانی فراماسونری خدمت می کند.»
] دالایی لاما [ به بهانه حمایت مهره معنوی سازمان CIA از موج سبز پیوستن «گزینه معنوی سازمان سیا در انقلابهای رنگین» به حرکت موسوم به جنبش سبز کارگزاران کودتای مخملی را کاملتر کرد. … شناخت دالایی لاما به عنوان کارگزار معنوی سازمان سیا (در شرق آسیا جهت مقابله و ایجاد ناآرامی در برابر قدرتهای رقیب با پوششهای دینی نسبیت گرایانه)، می تواند ابعاد جدیدی از این ماجرا را مشخص کند.
شیفته سلطه جهانی و مرید صهیونیسم تنزین گیاتسو که از گزینه‌های مطرح برای رهبری دین نوین جهانی است که برای تقارب ادیان و با هدف مبارزه با ادیان اصولی مانند اسلام شکل گرفته است، تاکنون بارها شیفتگی و نزدیکی خود به جهان سلطه و رژیم صهیونستی را اظهار کرده است و با آنکه شعار اصلی آئینش را صلح و شادمانی برای همه می‌داند، چند مسافرت رسمی به سرزمین اشغالی و دیدار با سرکردگان اسرائیل غاصب داشته و رسماً در مقابل دیوار ندبه در اورشلیم به ادای احترام و نیایش پرداخته است.
***
مروری بر دیدگاه های دالایی لاما
خشونت و عقل سلیم
«من‌ خود را هواخواه‌ یا شاگرد مهاتما گاندی‌ می‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ میان‌ من‌ و مهاتما گاندی‌ در این‌ است‌ كه‌ گاندی‌ پیشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌ و راه‌ او را دنبال‌ می‌كنم‌. وانگهی‌، بی‌تردید در عصرما، در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ و آغاز قرن‌ بیست‌ و یكم‌ ما چه‌ بسا علمی‌تر شده‌ایم‌ و در نگرش‌ خود نرمش‌ بیشتری‌ داریم‌. اما مهاتما گاندی‌ یك‌ قدیس‌ بود و من‌ انسان‌ كوچكی‌ هستم‌. با این‌ همه‌ راهبرد من‌ از عدم‌ خشونت‌ متكی‌ بر آموزش‌ها نیست‌، برعقل‌ سلیم‌ تكیه‌ دارد. هرگاه‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ صحبت‌ كنم‌ به‌ بودا یا سنت‌ دینی‌ دیگری‌ ارجاع‌ نمی‌دهم‌، فقط‌ از تجربه‌های‌ مشترك‌ می‌گویم‌. خشونت‌ یعنی‌ آزار؛ صلح‌ و آرامش‌ تنها به‌ معنای‌ نبود درد نیست‌، بلكه‌ راهی‌ است‌ برای‌ حمایت‌ و حفاظت‌ از شادی‌. هدف‌ حفظ‌ خویش‌ است‌ از رنج‌ و ترفیع‌ به‌ سرچشمه‌ شادی‌ درونی‌. این‌ آرامش‌ است‌، خواه‌ از طریق‌ دستاوردهای‌ علمی‌ به‌ دست‌ آید خواه‌ با تجارب‌ و دریافت‌های‌ مشترك‌.
به‌ اعتقاد من‌ دنیای‌ ما عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ داده‌ است‌. رها كردن‌ عقل‌ سلیم‌ در دو سطح‌ مطرح‌ است‌. یك‌ وقت‌ عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ می‌دهی‌ و دیوانه‌ می‌شوی‌. زمان‌ دیگر ۲۰ ساعت‌ رفتار طبیعی‌ داری‌، بعد چندساعتی‌ دچار نفرت‌ می‌شوی‌. در آن‌ لحظات‌ نحوه‌ تفكر فرد فاقد عقل‌ سلیم‌ است‌، چون‌ مبنای‌ عقل‌ سلیم‌ بر تفكر عقلانی‌ است‌ و زمانی‌ كه‌ ذهن‌ مقهور نفرت‌ است‌ قادر نیست‌ معقول‌ كار كند. بنابراین‌ در آن‌ مدت‌ فرد مورد نظر آدم‌ دیوانه‌ای‌ است‌. این‌ نوع‌ دیوانگی‌ بدتر از دیوانگی‌ عادی‌ است‌. این‌ دو اختلال‌ دماغی‌ را با یكدیگر بسنجید! در مورد اول‌، شخصی‌ دیوانه‌ است‌ اما در امور نادرست‌ دخالت‌ نمی‌كند. در مورد دوم‌، شخص گرفتار نفرت‌ است‌ و از مسیر تفكر طبیعی‌ خارج‌ می‌شود. این‌ یكی‌ بدتر است‌ چون‌ می‌تواند فجایع‌ عدیده‌ به‌ بار آورد. مثل‌ این‌ است‌ كه‌ فردی‌ همیشه‌ دروغ‌ می‌گوید، چون‌ همه‌ می‌دانند كه‌ آدمی‌ دروغگوست‌ كسی‌ به‌ او اعتماد نمی‌كند و دروغ‌هایش‌ خطرناك‌ نیستند. اما اگر فرد راستگو و صادقی‌ دروغ‌ بگوید خیلی‌ خطرناك‌ است‌. به‌ همین‌ صورت‌ آدمی‌ كه‌ ۲۴ ساعت‌ دیوانه‌ باشد، چندان‌ خطری‌ ندارد، اما غالبا آدم‌های‌ بسیار طبیعی‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ دچار جنون‌ می‌شوند – مانند بعضی‌ از رهبران‌ سیاسی‌ ما در جهان‌ امروز. این‌ آدم‌ها واقعا خطرناك‌اند.»
عشق و خدمت
«… همه‌ ادیان‌ از ضرورت‌ به‌ كار بستن‌ عشق‌، بخشندگی‌، تساهل‌ و اینگونه‌ امور سخن‌ می‌گویند. در آیین‌ بودایی‌ نیز شفقت‌ اساس‌ و پایه‌ است‌. قطعا از دو سنت‌ پالی‌ و سانسكریت‌ در دل‌ آیین‌ بودایی‌ مطلع‌اید. در سنت‌ سانسكریت‌ شفقت‌ صرفا احساس‌ همدردی‌ نسبت‌ به‌ دیگری‌ نیست‌. گونه‌ای‌ سپردن‌ التزام‌ و تعهد به‌ دیگران‌ است‌. بخشی‌ از این‌ عمل‌ كل‌ وجود من‌ است و نه‌ تنها من‌، همه‌ كسانی‌ كه‌ وجود خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ می‌سپارند و نه‌ فقط‌ در این‌ زندگی‌ همچنین‌ در زندگی‌ بعدی‌، چنین‌اند…. مثالی‌ می‌آورم‌ از یك‌ راهب‌ بودایی‌ كه‌ اینك‌ ۸۵ ساله‌ است‌. پس‌ از ۱۹۵۹ این‌ مرد ۱۸ سال‌ از عمرش‌ را در گولاك‌ (زندان ها)ی‌ چین‌ سپری‌ كرد. اوایل‌ ۱۹۸۰ به‌ دارام‌ سالا آمد، چون‌ چینی‌ها به‌ بعضی‌ از تبتی‌ها اجازه‌ خروج‌ از تبت‌ دادند. در گفت‌وگویی‌ كه‌ با این‌ مرد داشتم‌ به‌ من‌ گفت در آن‌ ۱۸ سال‌ در زندان‌ با خطرات‌ بسیاری‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كرده‌ است‌. از او درباره‌ آن‌ خطرات‌ پرسیدم‌. به‌ من‌ گفت‌ بدترین‌ خطر ترس‌ از دست‌ دادن‌ شفقت‌ نسبت‌ به‌ چینی‌ها بود. گمانم‌ شفقت‌ چنین‌ مهم‌ است‌ و اگر آسیب‌ ببیند بشریت‌ در خطر خواهد افتاد. من‌ شاید در مرتبه‌ آن‌ راهب‌ تبتی‌ نباشم‌، شاید آدمی‌ باشم‌ كه‌ از كوره‌ در می‌رود. اما توانایی‌ من‌ هرچه‌ باشد، در هر مرتبه‌ای‌ باشم‌، می‌توانم‌ و باید به‌ نحوی‌ به‌ دیگران‌ خدمت‌ كنم‌. احساس‌ می‌كنم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بودایی‌ و هم‌ در مقام‌ دالایی‌ لاما- با این‌ فرصتی‌ كه‌ در اختیار من‌ است‌- با داشتن‌ عنوان‌ دالایی‌ لاما را با خود دارم‌، در مقایسه‌ با آن‌ راهبان‌ در شرایط‌ بهتری‌ برای‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ قرار گرفته‌ام‌. پس‌ از این‌ فرصت‌ بهره‌ می‌برم‌. هرگاه‌ اینگونه‌ با زندگی‌ روبرو شوید احساس‌ خستگی‌ به‌ شما دست‌ نمی‌دهد. راز سرزندگی‌ من‌ این‌ است‌.»
اصل محبت و شفقت
«در قانون‌ اساسی‌ هند، سكولار یعنی‌ احترام‌ به‌ همه‌ ادیان‌ و نه‌ رد ادیان‌.  پس‌ در اصول‌ اخلاقی‌ موردنظر من‌ سكولار یعنی‌ محترم‌شمردن‌ همه‌ سنت‌ها، اما در واقع‌ اهمیت‌ شفقت‌، بخشندگی‌ و عطوفت‌ در اتكای‌ آن‌ بر عقل‌ سلیم‌ است‌.  احساس‌ محبت‌ را مثال‌ بزنیم‌. زندگی‌ ما از بدو تولد با مهر و محبت‌ آغاز می‌شود. بدون‌ محبت‌ زنده‌ نمی‌مانیم‌. به‌ مادر یا محبت‌ فرد دیگری‌ جانشین‌ او نیاز داریم‌ كه‌ از ما مراقبت‌ كند. نوزاد توانایی‌ تنها زنده‌ماندن‌ را ندارد، یكسره‌ وابسته‌ به‌ دیگران‌ است‌ كه‌ به‌ او برسند، اما مراقبت‌ از سر تكلیف‌ و نه‌ با محبت‌ كافی‌ نخواهد بود. به‌ مراقبت‌ و محبت‌ توامان‌ نیاز داریم‌. علم‌ پزشكی‌ مدرن‌ تماس‌ بدنی‌ را در پرورش‌ مغز بسیار مهم‌ ارزیابی‌ كرده‌ است‌. پس‌ زندگی‌ ما اینگونه‌ آغاز می‌شود. در سال‌های‌ نخستین‌ زندگیمان‌ مراقبت‌ دیگران‌ از ما نقش‌ حیاتی‌ در رشد ما دارد، اما بالاخره‌ ما بزرگ‌ می‌شویم‌، احساس‌ استقلال‌ می‌كنیم‌ و دیگر نیازی‌ هم‌ به‌ مراقبت‌ دیگران‌ از خود نداریم‌. بعد تصور كاذبی‌ در ما بروز می‌كند – معتقدم‌ سرشت‌ اصلی‌ ما در كودكی‌ طراوت‌ بیشتری‌ دارد – بعد هوش‌ و ذكاوت‌ ما بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود و ارزش‌های‌ اصولی‌ را بدیهی‌ می‌انگاریم‌، بدون‌ تلاش‌ چندان‌ نیروی‌ خود را در زمینه‌های‌ گوناگون‌ به‌كار می‌اندازیم‌. بارها به‌ این‌ فكر افتاده‌ام‌ كه‌ اگر آدم‌هایی‌ مثل‌ هیتلر واستالین‌ در بدو تولد و دوران‌ كودكی‌ از زندگی‌ طبیعی‌ و بهنجاری‌ برخوردار می‌بودند، در بزرگسالی‌ چنان‌ ظالم‌ و خشن‌ می‌شدند؟ پس‌ مهر و محبت‌ مادر خیلی‌ مهم‌ است‌. چون‌ زندگی‌ ما با مهر مادری‌ آغاز می‌شود، این‌ تجربه‌ را باید تا دم‌ مرگ‌ به‌ یاد بسپاریم‌. از این‌ رو مهر و محبت‌ در خانواده‌ ما – در جامعه‌ ما موجودات‌ بشری‌ اهمیت‌ بسزا دارد.
باورهای‌ اساسی‌ من‌ بر پایه‌ واقعیت‌ زندگی‌ و مكانیسم‌های‌ زیستی‌ استوار است‌. افرادی‌ كه‌ در شرایط‌ طبیعی‌ زندگی‌ شاد و سرحال‌اند بی‌تردید از سلامت‌ جسمانی‌ بیشتری‌ نیز برخوردارند. آشكارا می‌توان‌ دید كه‌ چه‌ كسی‌ در خانواده‌ای‌ با مهر و محبت‌ بار آمده‌ است‌. كودكان‌ شاد و خندان‌ رشد جسمانی‌ بهتری‌ دارند، در قیاس‌ با كودكان‌ تحت‌ ستم‌ و كتك‌ خورده‌. این‌ كودكان‌ از نظر جسمی‌ و روحی‌ رنجورند. همه‌ این‌ عواطف‌ مفید اساس‌ سعادت‌ و توفیق‌ ماست‌ و خصلت اصلی‌ بشریت‌ به‌شمار می‌آید، اما نفرت‌ و حسادت‌ نیز در گوشه‌ای‌ از ذهن‌ ما جای‌ دارد و به‌ مجردی‌ كه‌ پرورانده‌ شود، شخص آرامش‌ ذهنی‌ را از دست‌ می‌دهد. دچار سوءهاضمه‌ و فشارخون‌ و دیگر بیماری‌ها می‌شود. به‌ عبارت‌ دیگر، از نظر زیستی‌ هم‌ بعضی‌ از هیجان‌ها برای‌ سلامت‌ ما بسیار زیان‌آور است‌ و بعضی‌ دیگر می‌تواند مفید باشد. پس‌ می‌توان‌ بین‌ هیجان‌ مطلوب‌ و هیجان‌ نامطلوب‌ فرق‌ گذاشت‌.»
صلح ادیان، صلح جهان
]برای رسیدن به صلح در جهان[ «در گام‌ اول‌ به‌ تماس‌ شخصی‌ نیاز داریم‌ كه‌ بسیار اساسی‌ است‌. باید كنار هم‌ بنشینیم‌ و یكدیگر را بشناسیم‌ و به‌ تبادل‌ تجربه‌های‌ فردی‌ بپردازیم‌. سپس‌ می‌توانیم‌ مشابهت‌ها را بیابیم‌. به‌عنوان‌ مثال‌ در عهد كودكی‌ من‌ در لهاسا در تبت‌، عده‌ای‌ مسلمان‌ آنجا زندگی‌ می‌كردند. جامعه‌ كوچكی‌ از مسلمانان‌ هند كه‌ دست‌ كم‌ چهار قرن‌ بود كه‌ در تبت‌ بسر می‌بردند، در پرونده‌ این‌ مسلمانان‌ هیچ‌ مورد نزاعی‌ نبود. مردم‌ بسیار آرام‌ و بسیار مهربانی‌ بودند. اگر معیار ما این‌ مسلمانان‌ باشند، می‌توان‌ گفت‌ مسلمانان‌ هند و مسلمانان‌ لاداخ‌، مردان‌ بسیار مهربانی‌ هستند. خود من‌ هم‌ به‌ سبب‌ تماس‌های‌ شخصی‌ دوستان‌ مسلمانی‌ در هند دارم‌. مسلمانان‌ هند، بویژه‌ مسلمانان‌ لاداخ‌ خیلی‌ به‌ من‌ نزدیك‌اند. سال‌ گذشته‌ فرصتی‌ پیش‌ آمد و برای‌ نخستین‌ بار به‌ كشور اردن‌ سفر كردم‌. با بعضی‌ از رهبران‌ مسلمانان‌ در آنجا آشنا شدم‌ – اعم‌ از دانشگاهیان‌ و دانش‌پژوهان‌ و دانشجویان‌ مسلمان‌. همگی‌ بسیار خوشرو بودند و رفتار بسیار دوستانه‌ای‌ داشتند. به‌ نظر من‌ در ادای‌ تكالیف‌ دینی‌ ارزش‌های‌ شفقت‌، عبادت‌، ایثار نزد مسلمانان‌ و بودایی‌ها یكسان‌ است‌. حتی‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ و یهودیان‌ یك‌ خدا دارند. در مسیحیت‌، كاتولیك‌ها و پروتستان‌ها وجود دارند. در اسلام‌ تفاوت‌ اندكی‌ میان‌ شیعه‌ و سنی‌ هست‌. به‌ همین‌ ترتیب‌ تفاوت‌هایی‌ میان‌ بودایی‌ها نیز به‌ چشم‌ می‌خورد – حتی‌ میان‌ بودایی‌های‌ تبتی‌، مثلا در اختلاف‌ رنگ‌ كلاه‌ها – كه‌ اهمیت‌ چندانی‌ ندارد. با این‌ همه‌ در نظر مردم‌ بی‌سواد و نادان‌ رنگ‌ كلاه‌ها اهمیت‌ دارد. به‌ همین‌ قیاس‌ هم‌ تفاوت‌های‌ میان‌ مسلمانان‌، مسیحیان‌ و هندوها مهم‌ جلوه‌ می‌كند. همین‌ آغاز ناراحتی‌ است‌ و از همین‌جاست‌ كه‌ رسانه‌های‌ غربی‌ و بعضی‌ از دانش‌پژوهان‌ غربی‌ مسلمان‌ را مشابه‌ تروریست‌ معرفی‌ می‌كنند. گاهی‌ هم‌ یك‌ فرد غربی‌ به‌ این‌ فكر می‌افتد كه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌ تصادم‌ است‌، اما در حقیقت‌ هیچ‌ تصادمی‌ نیست‌. تصور می‌كنم‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ تمدن‌ غربی‌، منظور همان‌ تمدن‌ مدرن‌ است‌. مدرنیته‌ بیشتر یعنی‌ تكنولوژی‌ بیشتر. جامعه‌ مدرن‌ جامعه‌ای‌ است‌ صنعتی‌. به‌ این‌ ترتیب‌ الگوی‌ دیگری‌ از جامعه‌ انسانی‌ ظهور می‌كند، اما كشورهای‌ اسلامی‌ و هند نیز این‌ مسیر را طی‌ كرده‌اند. كشور بودایی‌ چون‌ تایلند هم‌ در مسیر مدرنیسم‌ حركت‌ می‌كند. این‌ یك‌ شیوه‌ زندگی‌ است‌. بر این‌ پایه‌ نمی‌توان‌ تمایزی‌ میان‌ غربی‌ و غیرغربی‌ قایل‌ شد، اما در دنیای‌ كنونی‌ هركجا روش‌ زندگی‌ متفاوت‌ باشد، شیوه‌ تفكر هم‌ متفاوت‌ است‌
پس‌ تمایز میان‌ مدرن‌ و غیرمدرن‌ است‌، نه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌. تا جایی‌ كه‌ مساله‌ دین‌ مطرح‌ است‌، به‌ اعتقاد من‌ اسلام‌ همپای‌ مسیحیت‌ و یهودیت‌ مهمترین‌ ادیان‌ جهانند. همیشه‌ این‌ را به‌ صراحت‌ گفته‌ام‌. حالا مفهوم‌ حقیقت‌ یگانه‌ و دین‌ یگانه‌ در سطح‌ فردی‌ اهمیت‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال‌، من‌ بودایی‌ام‌، پس‌ آیین‌ بودایی‌ یگانه‌ دین‌ و یگانه‌ حقیقت‌ است‌ و آیین‌ بودانی‌ نزد من‌ بهترین‌ است‌، اما نمی‌توانم‌ بگویم‌ كه‌ برای‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ نیز آیین‌ بودایی‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ باشد. مسیحیت‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ است‌. ما هر دو باید دو دین‌ و دو حقیقت‌ را بپذیریم‌. در سطح‌ جامعه‌ باید چند حقیقت‌ و چند دین‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود. وقتی‌ مسلمانان‌ در میان‌ خود از خدایی‌ نام‌ می‌برند – كه‌ خدای‌ یگانه‌ است‌ و این‌ كاملاً بجاست‌، اما این‌ را نمی‌توانند به‌ همه‌ دنیا بقبولانند، ایجاد ناراحتی‌ خواهد كرد. من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همه‌ دنیا بقبولانم‌ كه‌ آیین‌ بودایی‌ برترین‌ است‌، موجب‌ ناراحتی‌ خواهد شد. وانگهی‌ اصلا واقع‌بینانه‌ نیست‌. خود بودا هم‌ هرگز تلاش‌ نكرد كه‌ همه‌ جهان‌ را به‌ آیین‌ بودایی‌ بكشاند. بعضی‌ از مسیحیان‌ تلاش‌ كردند تا تمام‌ دنیا را به‌ مسیحیت‌ بگروانند – بعضی‌ از مسلمانان‌ نیز چنین‌ كردند، اما هر دو ناكام‌ ماندند. در اینجا نیز به‌ عقل‌ سلیم‌ نیاز است‌. درست‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مسیح‌ گفته‌ بود كه‌ آموزش‌های‌ من‌ به‌ دورترین‌ نقاط‌ خواهد رسید – یعنی‌ گرویدن‌ بشریت‌ به‌ مسیحت‌، اما در عصر حضرت‌ مسیح‌ دنیای‌ شناخته‌شده‌ محدود به‌ مساحت‌ كوچكی‌ بود. آن‌ گفته‌ در آن‌ عصر واقع‌بینانه‌ بود. باید عقل‌ سلیم‌ را به‌كار گیریم‌. پس‌ اگر بگوییم‌ به‌ جای‌ یك‌ دین‌ و یك‌ حقیقت‌ چندین‌ دین‌ و چندین‌ حقیقت‌ وجود دارد، هیچ‌ تضادی‌ در این‌ گفته‌ نیست‌. غالبا مثال‌ دارو را ارائه‌ می‌دهم‌. نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ فقط‌ یك‌ دارو درمان‌ همه‌ دردهاست‌، اما اگر بیمار شدید، آن‌ دارو ممكن‌ است‌ خوب‌ یا بد باشد. برای‌ سردرد آن‌ دارو مناسب‌ است‌. برای‌ درد مفاصل‌ دارویی‌ دیگر، هر دارویی‌ متناسب‌ با بیمار و بیماری‌ خاص‌ تجویز می‌شود.»
دیدگاه های فرادینی دالایی لاما
به‌ نظر می‌رسد كه‌ سخنان دالایی لاما‌ پیرامون‌ عدم‌ خشونت‌ و شفقت‌ بسیار مؤثر بوده‌ است‌ زیرا او‌ بیشتر برابعاد صلح‌ جویانه‌ اندیشهء‌ دینی‌ دست گذاشته است. او درباره تعالیم خود می گوید: «من‌ درباره‌ زندگی‌ پس‌ از مرگ‌ یا خدا حرف‌ نمی‌زنم‌. بگذریم‌ كه‌ در آیین‌ بودایی‌ ایده‌ روشنی‌ از خدا نیست‌. از نظر یك‌ مسیحی‌ یا یك‌ یهودی‌ من‌ بی‌دین‌ به‌ حساب‌ می‌آیم‌. در مقابل‌ كمونیست‌ها مرا دیندار می‌شناسند. چه‌ می‌دانم‌، شاید میان‌ این‌ دو باشم‌! بنابراین‌، آیین‌ بودایی‌ را گاه‌ چون‌ پلی‌ توصیف‌ می‌كنم‌. این‌ آیین‌ ارزش‌های‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نیایش‌ و دعا خواندن‌ را اینجا و آنجا پذیرفته‌ است‌. با دینداران‌ نیز روابطی‌ داریم‌. درست‌ است‌ كه‌ تصور كلی‌ از خدا نداریم‌، اما دریافتی‌ از وجود اعلی‌ داریم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نیایش‌ كنیم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشیم‌. رادیكال‌ها آیین‌ بودایی‌ را اصلا به‌ عنوان‌ دین‌ نمی‌شناسند. می‌گویند نوعی‌ دانش‌ و معرفت‌ ذهن‌ است‌. پس‌ آیین‌ بودایی‌ پیوندی‌ هم‌ با علم‌ دارد.»
لئوناردو باف یک پژوهشگر دینی معروف در برزیل درباره دیدگاه دالایی لاما نسبت به دین نوشته است: در میزگردی که درباره «دین و آزادی» برپا شده بود و دالایی‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوی، و البته کمی بدجنسی، از او پرسیدم: عالی جناب، بهترین دین کدام است؟ خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایی» یا «ادیان شرقی که خیلی قدیمی‌تر از مسیحیت هستند. دالایی‌لاما کمی درنگ کرد، لبخندی زد و به چشمان من خیره شد … و آنگاه گفت: «بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیک‌تر سازد. دینی که از شما آدم بهتری بسازد.» من که از چنین پاسخ خردمندانه‌ای شرمنده شده بودم، پرسیدم:آنچه مرا انسان بهتری می‌سازد چیست؟او پاسخ داد:«هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بی‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقی‌تر سازد.
دینی که این کار را برای شما بکند، بهترین دین است»من لحظه‌ای ساکت ماندم و به حرف‌های خردمندانة او اندیشیدم. به نظر من پیامی که در پشت حرف‌های او قرار دارد چنین است: دوست من! این که تو به چه دینی اعتقاد داری و یا این که اصلاً به هیچ دینی اعتقاد نداری، برای من اهمیت ندارد. آنچه برای من اهمیت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. به یاد داشته باش، عالم هستی بازتاب اعمال و افکار ماست.قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط انسانی هم صادق است.اگر خوبی کنی، خوبی می‌بینیو اگر بدی کنی، بدی.همیشه چیزهایی را به دست خواهی آورد که برای دیگران نیز همان‌ها را آرزو کنی.شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است. هیچ دینی بالاتر از حقیقت وجود ندارد.
مبارزه برای آزادی دینی و معنوی
«تاكنون‌ كه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ من‌ در مبارزه‌ برای‌ آزادی‌ بوده‌ است‌. منظورم‌ از آزادی‌، آزادی‌ دین‌ است‌ و آزادی‌ فرهنگ‌ تبتی‌. پس‌ نوع‌ سیاستی‌ كه‌ در آن‌ دخالت‌ دارم‌ بخشی‌ از برنامه‌ معنویت‌ من‌ است‌. هرگاه‌ كه‌ سیاست‌ حزبی‌ شود دیگر در آن‌ دخالت‌ نخواهم‌ داشت‌. این‌ مطلب‌ را در ۱۹۹۲ كاملا روشن‌ ساختم‌ كه‌ پس‌ از آزادی‌ تبت‌ این‌ قدرت‌ اندكم‌ را به‌ دیگران‌ می‌سپارم‌ و به‌ صورت‌ شهروند عادی‌ تبتی‌ زندگی‌ خواهم‌ كرد.   به‌ راستی‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ را مهمترین‌ امر می‌دانم‌.«
همبستگی ملت ها و ادیان
«دالایی لاما در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است روزی به ایران بیاید چنین گفته است: در جلسه‌ای‌ خانم‌ شیرین‌ عبادی‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ از ایران‌ را ملاقات‌ كردم‌ و اشتیاق‌ خود را برای‌ دیدار از ایران‌ بیان‌ داشتم‌. در چشم‌ من‌ مسلمان‌، هندو، بودایی‌، حتی‌ كمونیست‌همه‌ موجودات‌ بشری‌ هستیم‌ و عملا باهم‌ روی‌ یك‌ سیاره‌ زندگی‌ می‌كنیم‌. این‌ اندیشه‌ كه‌ آمریكا یا اروپا مراكز جهان‌ هستند البته‌ خطای‌ بزرگی‌ است‌. مسلمانان‌ نیز معیار كل‌ جهان‌ نیستند. باید جهان‌ را كشف‌ كرد و سنت‌های‌ متفاوت‌ را شناخت‌. همیشه‌ مشتاق‌ بوده‌ام‌ كه‌ جوامع‌ گوناگون‌ و نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ را بشناسم‌. واقعا بر این‌ باورم‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ تماس‌ بیشتر با دنیای‌ خارج‌ نیاز دارد. انزوا نحوه‌ تفكر كهنه‌ای‌ است‌. كشورهای‌ اسلامی‌ نیازمند ارتباط‌ با جهان‌ خارج‌اند تا كشف‌ و شناسانده‌ شوند. متاسفانه‌ به‌ سبب‌ شفاف‌ نبودن‌ در رسانه‌ها به‌ صورت‌ مثال‌های‌ ناپسند درآمده‌اند و نیكی‌های‌ آنها پنهان‌ مانده‌ است‌. بدون‌ شفافیت‌، همبستگی‌ و دوستی‌ میان‌ ملت‌ها شكوفا نخواهند شد. این‌ دیدگاه‌ من‌ است‌.
مثالی‌ برایتان‌ بزنم‌. چند سال‌ پیش‌ از فلسطین‌ دیدار كردم‌ مردم‌ فلسطین‌ از من‌ استقبال‌ كردند و سرپوش‌ عربی‌ را پیشكش‌ دادند و من‌ برسرم‌ گذاشتم‌ و بعد مرا سوار خر كردند. بنا به‌ سنت‌ تبتی‌ خرسواری‌ مذموم‌ است‌. اما به‌ خود گفتم‌: چه‌ مانعی‌ دارد؟حكایت‌ دیگری‌ برایتان‌ بگویم‌. در لاداخ‌ در برخی‌ از جوامع‌ مسلمانان‌ اگر تن‌ فرد بودایی‌ به‌ جامه‌ شخص  مسلمانی‌ مالیده‌ شود فرد مسلمان‌ باید غسل‌ كند. پس‌ فرد بودایی‌ نجس‌ به‌ شمار می‌آید چون‌ بی‌دین‌ است‌. وانگهی‌ یك‌ بودایی‌ با یك‌ مسلمان‌ هرگز همسفره‌ نمی‌شود اما هنگامی‌ كه‌ از فلسطین‌ دیدن‌ می‌كردم‌ فلسطینیان‌ مرا به‌ نهار دعوت‌ كردند و من‌ مشتاقانه‌ دعوت‌ آنها را پذیرفتم‌ و با آنها غذاخوردم‌ و چه‌ غذای‌ خوشمزه‌ای‌! این‌ اهمیت‌ دارد و بسیار اهمیت‌ دارد. می‌گوییم‌ همه‌ موجودات‌ بشری‌ دهان‌ و شكم‌ دارند. این‌ برخورد از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌ باید به‌ این‌ فكر كنیم‌ كه‌ بیش‌ از شش‌ میلیارد موجود بشری‌ روی‌ كره‌ زمین ‌ زندگی‌ می‌كنند و ناگزیریم‌ آینده‌ را با هم‌ طرح‌ بریزیم‌ .»
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

قربانی

 
مفهوم قربانی در اصلِ استجابت دعا
دعا بدون قرباني نميشود همانطور كه بدست آوردن با از دست دادن همراه است. در دعا قرباني كن و بهترين قربانيها چشم بستن بر بعضي وابستگي ها، داشتني ها و خواستني هاست. در ايام قديم خواستني ترين چيزي كه اكثر مردم داشتند گاو و گوسفند بود چون زندگي آنان به آن مي چرخيد و حكم اين بود كه گوسفند قرباني كنيد. يحيي (ع) فرمود «قرباني مطلوب خداوند قلبهاي پشيمان و گريان و نرم است». قرباني بخشي از قيمتي است كه بايد بپردازيد. آنكه با ايمان خود دعا مي كند ترديد خود را كه به آن وابسته است قرباني كرده…
باطن گرايان كهن ديدند كه بايد بخاطر خداوند و براي تحقق بزرگترين آرزويشان بهترين چيزهايشان را قرباني كنند. آنان شهود خود را به روش بدي تفسير كردند پس اعلام كردند كه براي تحقق بهترين چيزي كه مي خواهيد بايد فرزندان خود را قرباني كنيد. چون فرزندان عزيزترين چيزهايي بودند كه داشتند. با آنكه تفسير آنان عاقلانه نبود و مردود بود اما در شهود آنان واقعيتي مهم نهفته بود. چشم پوشي بر خواستني ها براي يافتن خواستني بزرگ. فدا كردن، فدا شدن و فدايي بودن براي تحقق رهايي. و اينگونه بسياري از اديان و مكتبهاي كهن بر اصل قرباني استوار شدند و با تفسيرهاي جاهلانه پيروان بعدي، معناي اصلي را فراموش كردند.

استاد ایلیا میم رام الله

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نوح آموز 2

نوح آموز

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح آسا (قسمت دوم)

 

همه مي‌دانيم که عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديک به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمر طولاني داشتند مثلا حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي کرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد، انوش (پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا 910 سالگي عمر کرد. يارد و متوشاح هم که از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نام‌هاي سام، حام و يافت شد.

من فکر مي‌کنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال کرده است چون خداوند هر کاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام ميدهد. مثلا، به نظرم يکي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است که همين نکته خودش يکي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم کلامي است که خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرارداده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراک استفاده کنيد».

اينطور شد که اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است که احتمالا ذر زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديک به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاء ا… حضرت نوح(ع) از کار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا کند.

در قسمت اول نوح آموز به بعضي از فرضيه‌هاي عملي براي افزايش طول عمر اشاره كرديم. البته فرضيه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه به وقتش سراغ‌اش مي‌رويم. بياييد حالا يك سوال ديگر را مطرح كنيم اصلاً چرا انسان پير و فرسوده مي‌شود؟ چگونه جسم انسان آماده مرگ طبيعي مي‌شود؟ از راه‌هاي مختلفي مي‌توان به اين سوال جواب داد و براي پاسخ گويي به آن، فرضيه‌ها يا حتي قوانين مختلفي را مبنا قرار داد. از تأثيرات ارتعاشي و جريان تقديري گرفته تا عوامل ژنتيكي، توافقات روحي، ويژگي زماني، ويژگي‌هاي نژادي و ده‌ها فرضية ديگر. اما يكي از مسلم‌ترين مباني جواب به اين پرسش، كه از حالت فرضيه گذشته و به يك اصل علمي و تجربي مبدل شده، موضوع تغذيه است.

طبق اين اصل (و فقط طبق اين اصل)، مهم‌ترين روش حفظ و تجديد جواني و جلوگيري از پيري (كند كردن آن) و همچنين اساسي‌ترين روش پيشگيري از بيماري‌ها و افزايش مقاومت و توان دفاعي بدن، تغذيه مي‌باشد. براي اين منظور، دانش تغذيه در اولين قدم، آنتي اكسيدان‌ها را توصيه (اكيد) مي‌كند.

 

اما آنتي اكسيدانها چه هستند؟

وقتي آهن در معرض هوا قرار مي‌گيرد چه اتفاقي برايش مي‌افتد؟ مي‌پوسد و اصطلاحاً زنگ مي‌زند. باورتان مي‌شود! بدن ما هم در مجاورت (دروني با) هوا چيزي شبيه به اكسيد شدن برايش اتفاق مي‌افتد. بدن انسان در برخورد با بعضي از ملكولهاي آزاد فرسوده شده و وضعيتي مشابه زنگ زدگي برايش بوجود مي‌آيد. اين ملكول‌هاي مخرب همان راديكالهاي آزاد هستند كه محصول ضايعات كاري سلول‌هاي بدن هستند. راديكال‌هاي آزاد يا به عبارتي عوامل اكسيداسيون بدن، در برخورد با سلول‌هاي سالم، اخلال گري كرده و دست به تخريب مي‌زنند و در نتيجه مانع از فعاليت طبيعي اجزاء بدن مي‌شوند. پيامد اين تخريب و اخلال گري چيست؟ فرسوده شدن بدن يا آنچه ما به آن پيري مي‌گوييم. تضعيف سيستم دفاعي و مقاومت بدن و بنابراين افزايش آسيب پذيري در برابر انواع بيماري‌ها. از دست دادن شور و نشاط و به اصطلاح حال وهواي جواني. علاوه بر اين احتمالا يكي از تاثيرات مستقيم راديكال‌هاي آزاد، ايجاد نوعي از اختلالات سلولي است كه مي‌تواند به سرطان منجر شود.

راه‌هاي مختلفي براي برخورد با راديكال‌هاي آزاد (كه آزادي ايشان به اسارت و مرگ انسان منجر مي‌شود) توصيه شده است. اما ظاهراً معتبرترين راه عملي مقابله با اين عوامل تخريب كننده جسم استفاده از مواد غذايي حاوي آنتي اكسيدان، دشمنان راديكال آزاد يا به قولي راديكال خواران، است. آنتي اكسيدان‌ها قادرند اكسيژن را كه از سوخت و ساز سلولها به جا مي‌ماند خنثي كنند و به اين ترتيب از تخريب سلولها و بروز اختلالات سلولي جلوگيري نمايند.

اما آنتي اكسيدان‌ها و به عبارتي غذاهاي جواني كه بر ضد انواع بيماري‌ها و در نتيجه پيري و فرسودگي عمل مي‌كنند، در كدام مواد غذايي وجود دارند؟

براي پاسخ به اين سوال كتاب‌هاي زيادي نوشته شده و تاكنون تحقيقات دامنه داري صورت گرفته و كماكان نيز اين تحقيقات در حال انجام است. هر از چند گاهي در اخبار علمي مي‌شنويم كه دانشمندان متوجه شده‌اند فلان ماده حاوي آنتي اكسيدان است يا دارويي با تركيب چند آنتي اكسيدان به بازار آمده.اما به طور خلاصه مي‌توان گفت كه اغلب سبزي‌ها و ميوه‌ها حاوي مواد آنتي اكسيدان هستند. در اين ميان، غالباً آنهايي كه معروف‌تر اند، حاوي مقادير بيشتري از اين عناصر حياتي هستند.. موادي كه با اكسيد شدن مقابله مي‌كنند فراوانند اما از مهم‌ترين عناصر آنتي اكسيدان مي‌توان به اسيد پانتوتنيك (ويتامين P)، كوآنزيم Q10، ويتامين A (در حالت بتاكاروتن)، ويتامين D و C و سلينوم اشاره كرد…

خوب برگرديم به تحليل زندگي نوح(ع) و پدران او.

در فرماني كه خداوند به نوح(ع) مي‌دهد اين موضوع را صريحاً به او مي‌فرمايد كه آنها بايد از انواع روئيدني‌ها (مانند غلات و سبزيجات) استفاده كنند. خداوندي كه خداي پدران نوح و آدم(ع) هم بوده است به احتمال بسيار قوي چنين توصيه‌اي را هم به آدم(ع) و فرزندان او داشته است… به همين دليل عمر نوح و پدران او بسيار طولاني بوده است اما در نسل‌هاي بعدي…

اين به معناي اشباع شدن بدن از عوامل آنتي اكسيدان است. نتيجه اين تغذيه علاوه بر كند شدن روند پيري و فرسودگي در نوح و فرزندانش، افزايش مقاومت و قدرت دفاعي بدن آنها در برابر انواع بيماري‌ها، ميكرب‌ها و ويروس‌ها بوده است. مخصوصاً عوامل بسيار كشنده‌ايي مانند قند و چربي خون، انواع سرطان و بيماري‌هاي قلبي كه عامل بسياري از مرگ و مير‌هاي طبيعي در دنياي فعلي است.

سرطان و بيماري‌هاي قلبي را كه مي‌شناسيد. وقتي رشد و تكثير ناگهاني و غير طبيعي سلول‌هاي بدن كه به دزديدن و مصرف كردن غذاي سلول‌هاي مجاور منجر مي‌شود، اتفاق بيفتد، شخص دچار سرطان شده است. ممكن است سلول‌هاي سرطاني پاره شوند و توليد زخم نمايند يا اينكه از طريق خون و كانال‌هاي لنف به ديگر قسمت‌هاي بدن گسترش يابند…

مهم‌ترين عامل بيماري‌هاي قبلي هم انسداد عروق است كه اصلي‌ترين عامل آن تجمع و رسوب كلسترول مي‌باشد.

سبزي‌ها، غلات و ميوه‌ها علاوه بر آنتي اكسيدان‌ها داراي مواد ديگري هم هستند كه به صورت مضاعفي بر عليه كليه بيماري‌هاي مختلف عمل كرده، سيستم هورموني و عصبي بدن را در تعادل و هماهنگي كامل قرار داده و موجب سم زدايي از بدن مي‌شوند.

علاوه بر تأثير كلي و عمومي سبزي‌ها و ميوه‌ها، بعضي از مواد غذايي خاص وجود دارند كه بصورت ويژه‌ايي بر عليه انواع بيماري‌ها و عوامل مرگبار عمل مي‌كنند. مثلاً تعدادي از روئيدني‌ها تأثير مستقيمي بر باز شدن عروق و جلوگيري از بيماري‌هاي قلبي دارد؛ ماهي كه در دستور غذايي خداوند به نوح(ع) هم آمده و همچنين پرندگان از بهترين نوع گوشت محسوب مي‌شوند كه علاوه بر گوشت سفيد بودن (كه بر خلاف گوشت قرمز سرشار از كلسترول، داراي كلسترول مخرب قابل توجهي نيست) حاوي ده‌ها عنصر و ماده حياتي مي‌باشند كه از طريق تغذيه وحشي و طبيعي به بدن آنها وارد شده. يا ماهي كه روغن آن داراي امگا 3 مي‌باشد و امگا 3 مي‌تواند مانعي جدي در برابر سكته‌هاي قلبي باشد.1

بنابراين تا اينجا نتيجه مي‌گيريم كه:

نوح(ع) و پدران او با توجه به رژيم «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» از انواع آنتي اكسيدان‌ها، انواع ويتامين‌ها و مواد معدني، پروتئين‌ها و اسيد آمينه‌هاي فوق العاده و انواعي از مواد حياتي ديگر كه موجب طول عمر، سلامتي و تجديد جواني است استفاده كرده‌اند و بنابراين علاوه بر بيمه شدن در برابر بيماري‌ها و عوامل مرگبار مختلف، فرآيند پير شدن و فرسودگي را به شدت كند كرده و بلكه به تأخير مي‌انداختند.

پِريا (شباب حسامي)

 

  1. روغن ماهي اكنون يكي از مكمل‌هاي غذايي مهم بر عليه حمله‌هاي قلبي محسوب مي‌شود.

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

نوح آموز ,روش هاي جوان ماندن , سالم زيستن , عمر نوح آسا ,(قسمت دوم), حضرت نوح (ع) , پدران او , سام, حام ,یافث , عادات غذایی نوح(ع) , غلات و سبزیجات,گوشتهای سالم , فرضيه هاي عملي , افزايش طول عمر , فرضيه هاي ديگري , قوانين مختلفي , تأثيرات ارتعاشي , جريان تقديري , عوامل ژنتيكي, توافقات روحي, ويژگي زماني,ويژگي هاي نژادي,اصل علمي و تجربي , تجديد جواني ,جلوگيري از پيري , آنتي اكسيدان ها , آنتي اكسيدانها ,وقتي آهن, ملكول هاي مخرب , راديكالهای آزاد , اختلالات سلولي ,به سرطان منجر , اكسيژن , بروز اختلالات سلولي , ضد انواع بيماري ها , آنتي اكسيدان , اغلب سبزي ها , ميوه ها , مواد آنتي اكسيدان , اسيد پانتوتنيك (ويتامين P), كوآنزيم Q10, ويتامين A , ويتامين D و C , سلينوم, اشباع شدن بدن , بيماري هاي قلبي , مرگ و مير هاي طبيعي در دنياي , انسداد عروق , رسوب كلسترول ,سبزي ها,غلات , ميوه ها , سم زدايي , روئيدني ها ,گوشت قرمز , كلسترول, طريق تغذيه وحشي , طبيعي , ماهي كه روغن , امگا 3 , سكته هاي قلبي باشد, «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» , پير شدن و فرسودگي ,پِريا (شباب حسامی), روش , جوان , سالم , زیستن , عمر , قسمت , دوم , حضرت , طولانی  , هزار , سال , پدران , زمین , زندگی , پسر , شیث , مرد , انوش , دنیا , قیقان , یارد , متوشاح , پدر بزرگان , سام , حام , من , فکر , خواسته , احتمال , قوی , رژیم , غذایی , روش , کار , مسیر طبیعی , معقول , خودش , عادات , غلات , سبزیجات , گوشت های سالم , نکته , توصیه , اصلی , تغذیه , پیشرفت , کلام , خدا,ند , بارور , زیاد , پر , حیوانات , خزندگان , پرندگان ,هوا , ماهیان , دریا , سلطه , خوراک , سلسله , مقالات , آموزه , احتمالا , قدرت , موفقیت , سلامت , د,ستان , دشمنان , دعا ,فرضیه , عملی , پیر , فرسوده , جسم , مرگ , طبیعی , مختلف , پاسخ گویی , آهن  , زنگ , ملکول های آزاد , ملکول های مخرب , رادیکال های آزاد, ضایعات کاری , اكسيداسيون , سیستم دفاعی , مقاومت بدن , شور , نشاط , سرطان , سلول ,اسارت , مرگ , عوامل تخریب کننده , کتاب , دامنه , فرسودگی , سیستم هورمونی , عصبی , ر,ئيدني‌ها , از كلسترول , مواد معدني , ر,غن ماهي

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

داستان زندگی ات را بنویس

داستان زندگی تو با کلمات تو نوشته می شود و کلمات تو را نگاه تو می نویسد
استاد ایلیا میم

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اژدهای آتشین نفس

و انسان مانند آن اژدهای آتشین نفس است که نفس او صدای اوست و صدایش آتشی است که از دهان او بیرون می آید . او به این آتش قادر است زندگی خود و دیگران را بسازد و خاکستر سازد . « استاد ایلیا میم رام الله »

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: