Posts Tagged With: مسائل

نظریه بنیادین هماهنگی؛ به قلم یکی از شاگردان ایلیا رام الله

نظريه بنيادي هماهنگي

انديشه‌ها,تئوري بنيادين, هماهنگي, كهكشان‌ها , كائنات , ميكروب‌ها , الكترون‌ها , قوي‌ترين ,ناهماهنگ , ضعيف‌ترين ,دايناسورها, فسيل , حشرات , سيستم تنفس, ماهي , آب , پرندگان , با پرواز ,خزندگان, چهارپايان, كرم‌ها , حشرات , استوا ,سرزمين‌هاي قطبي,تمدن‌ها , فرهنگ‌ها , مكتب‌هاي ناهماهنگ ,مردن, , عكس, شكست , نابودي ,حركت موزون ,عظيم , , موزون , ,. بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج , شيوة تفكر، بهترين روش مبارزه, بهترين روابط, بهترين هدف , بهترين مشغوليت , قضاوت , سطوح , ژرف , دامنة , في الواقع , مضمون , درس‌هاي هماهنگي , دورة الفباي علوم باطني , فتح الباب ,نرمي , انعطاف پذيري ,خودبيني , خود محوري , استاد و سرور , كتاب تعاليم حق , اقتباس ,بازنويسي , آیا میدانید مطابق دكترين هماهنگی نمي‌توان بطور قطعي و مطلق براي كسي تعيين برنامه كرد , تعيين بهترين واكنش نيازمند هوشياري و هوشمندي است , چه تاثیری زمان و مکان درهماهنگی دارد , چه كسي مي‌پرسد و در چه شرايطي مي‌پرسد، تعيين كنندة جواب است , راز ماندگاری در این جهان چیست , قوي‌ترين و موفق‌ترين موجودات طبيعت کدام هستند , آیا میدانید قوي‌ترين موجودات نا هماهنگ از بین رفتند , حیواناتی که در استوا زندگی میکنند چگونه خود را با شرایط هماهنگ میکنند , تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و مكتب‌هاي ناهماهنگ مردند , آیا آهنگ و حركت دهنده جهان را میشناسید , انسان پگونه خود را با شرایط مختلف زندگی هماهنگ میکند , آیا آواهای حیوانات و گیاهان را شنیده اید , رژيم لبنيات براي عده‌اي خاص مناسب است , بهترين شغل، هماهنگ‌ترين شغل است , بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج است , بهترین شیوه مبارزه، هماهنگ ترین است ,

از طريق يك تئوري بنيادي مي‌توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگي را تفسير كرد. چنين نظريه‌هاي فراگيري را مي‌توان نوعي جهان بيني (ثانويه) دانست كه بر پاية آنها، تبيين بايد‌ها، نبايد‌ها و چگونگي‌ها، در زندگي انسان ميسر مي‌گردد. بعنوان مثال نظرية كوانتوم يك فرضية كليدي و اساسي است كه به واسطة آن پاسخ گويي به بسياري از سؤالات و ابهامات بشر ممكن مي‌گردد. فهم يك نظريه مي‌تواند روش زندگي و چگونگي روابط انسان را با جهان پيرامون خود تعيين كند و البته تغيير دهد. قبول چنين تئوري‌اي مي‌تواند بر همة بينش‌ها و ذهنيات انسان تأثير گذاشته و كلية نظرات و رفتار‌هاي او را تحت تأثير قرار دهد.

كارايي ديگر نظرات كليدي مانند نظرية كوانتوم، نسبيت يا ابر ريسمان‌ها، محصولاتي عملي است كه بر مبناي آنها پديد مي‌آيد. به عبارتي انسان بر اساس اين «دكترين»ها مي‌تواند ساختار‌هايي را بوجود آورد كه محصولات آن با ساختار‌هاي پيشين بسيار متفاوت است. مثلاً راكتور‌ها و سلاح‌هاي هسته‌ايي بر اساس نظرية نسبيت بوجود آمدند يا اكنون نسل جديدي از كامپيوتر‌هاي جهش يافته و صنايع فوق مدرن مخابراتي با استناد به نظرية كوانتوم طرح ريزي شده اند. البته ممكن است يك نظريه الزاماً محصولات تكنولوژيك نداشته باشد يا نتوان با نتيجه گيري مستقيم از آن به چنين محصولاتي رسيد. زيرا تعميم پذيري و دامنة پاسخگويي دكترين‌ها ممكن است بسيار متفاوت باشد. مثلاً يك نظريه فلسفي ممكن است تنها به تفكرات فلسفي محدود شود و البته ممكن است يك نظرية فلسفي چنان قابل تعميم باشد كه همة ابعاد زندگي انسان را از سيستم حكومتي و شيوة حكومت داري گرفته تا جزيي‌ترين مسائل زندگي شخصي تعيين نمايد. بعضي از تئوري‌هاي سياسي يا معنوي داراي چنين ويژگي فراگيري بوده اند. تئوري‌هايي مانند كاپيتاليسم، فاشيسم، كمونيسم و ليبراليسم. بعضي از دكترين‌ها هم با هدفي بسيار محدود و در زاويه‌ايي از زندگي داراي كاربرد مي‌باشند مثلاً انواعي از دكترين‌هاي نظامي يا روابط بين الملل يا غيره.

اما تئوري هماهنگي. اين يكي از كليدي‌ترين نظريه‌هاي بنيادي مطرح شده در زمان ما مي‌باشد. علاوه بر اين تئوري كليدي، نظريه‌هاي اساسي ديگري نيز توسط طراح اين نظريه مطرح شده است كه از جمله مي‌توان به تئوري‌ها و دكترين‌هايي مانند مهار، همسويي، ارتباط متقابل، شعور عامل، الگو‌هاي بنيادي (نرم افزار‌هاي آفرينش)، شاهد فعال و نگاه خلاق را نام برد. اين نظريات كاربرد‌هاي بسيار وسيعي در تبين شرايط و وضعيت‌هاي مختلف زندگي انسان داشته و هر يك از آنها مانند كتابي زنده و گويا براي حل مسائل انسان عمل مي‌كنند. از هر يك از نظريات كليدي مي‌توان صدها محصول و روش رفتاري، ذهني، ارتباطي و نيز دهها شيوه هدف يابي و تحقق موفقيت استخراج كرد. بعضي از اين تئوري‌ها طيف تاثيرگذاري بسيار وسيع تري دارند و در همه ابعاد و اجزاء زندگي داراي كارايي و پاسخگويي هستند. تئوري هماهنگي از جمله اين دكترين هاست.

بر اساس نظريه هماهنگي مي‌توان «پاسخي هماهنگ» را براي همة مسائل بشر معلوم كرد. مطابق اين نظريه، هماهنگي، يكي از اصلي‌ترين قوانين طبيعت و كائنات مي‌باشد و از مهم‌ترين عوامل موفقيت در هر كاري محسوب مي‌شود. بنابراين رعايت هماهنگي در تصميم گيري‌ها و امور مختلف، به هماهنگ زيستي با جهان منجر شده و موفقيت انسان، در امور مختلف، از همين نگاه، معنا مي‌يابد.

در واقع نظرية هماهنگي داراي چند حلقة بظاهر مستقل است كه از بهم پيوستن اين حلقه‌ها، حلقه‌ايي بزرگ به نام هماهنگي بوجود مي‌آيد. مطابق اين دكترين نمي‌توان بطور قطعي و مطلق براي كسي تعيين برنامه كرد. «چيزي كه ممكن است براي يكي خوب باشد، براي ديگري ممكن است بد باشد» زيرا انسان‌ها (و كلا موجودات) تحت تأثير شرايط زماني و مكاني قرار دارند. همچنين «چيزي كه ممكن است امروز و در اينجا بد باشد چه بسا فردا يا در جاي ديگر خوب باشد» طبق دكترين هماهنگي نمي‌توان به طور قطع برنامة ثابتي را به زندگي يك شخص (…) تحميل كرد بلكه بهترين تصميم گيري براي يك فرد (…) مي‌بايست متناسب با شرايط او اتخاذ شود و هماهنگ با آن باشد…

اگر بخواهيم بر اساس تئوري هماهنگي واكنش نشان دهيم يا تصميم بگيريم نمي‌توانيم از قبل اين تصميم و واكنش را معلوم كرده باشيم. بلكه «تعيين بهترين واكنش نيازمند هوشياري و هوشمندي بوده و براي يافتن آن ما ناچار به تحقيق و تفكر هستيم». طبق اصل هماهنگي، ممكن است يك روش مديريتي در فلان كشور درست باشد اما درستي و موفقيت آن در كشور مذكور، به معناي تعميم يافتگي موفق آن نيست. در مقياس كوچك تر، ممكن است يك روش زندگي يا اتخاذ تصميمي خاص در همان زماني كه براي يك نفر خوب است براي شخص ديگري خوب نباشد. يا براي همان شخص در زمان و مكان ديگر خوب محسوب نشود. بهترين سيستم مديريتي براي هر ملت هماهنگ‌ترين سيستم است نه سيستمي كه الزاماً بعنوان بهترين شناخته شده يا حتي به انگيزه خيرخواهي بر آنان تحميل شده است. حكومت‌هاي دوران باستان، حكومت‌هاي كليسايي و امپراطوري‌هاي شرق، و حتي اواخر كمونيسم و ليبراليزم همگي در مقاطعي از زمان و براي مخاطبان خود شايد لازم بوده باشند!! اين به معناي خوب يا قابل قبول بودن آنها نيست. براي اينكه معلوم كنيد بهترين شيوة مديريت براي يك مجموعه كدام است اين را نمي‌توانيد في البداهه بگوييد. بلكه بايد بدانيد كه براي كدام مجموعه، با چه شرايط، با چه اهداف و انديشه‌هايي و در چه زماني هماهنگ‌ترين شيوة مديريتي كدام است؟ «جواب يك سؤال واحد براي چند نفر (چند سؤال كنندة مختلف) مي‌تواند متعدد باشد». بعبارتي «چه كسي مي‌پرسد و در چه شرايطي مي‌پرسد، تعيين كنندة جواب است. حتي جواب يك سؤال واحد براي يك انسان هم ممكن است در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف، مختلف باشد.»

تئوري بنيادين هماهنگي به ما مي‌آموزد كه هر كس خودش است و با ديگري متفاوت است. بنابراين آنچه دربارة او درست است ممكن است دربارة ديگري درست نباشد . اين دربارة جوامع و كهكشان‌ها و كل كائنات هم صادق است. همچنين از آن مي‌آموزيم كه راز ماندگاري و عبور كردن و موفقيت، هماهنگي است. قوي‌ترين و موفق‌ترين موجودات طبيعت، آنهايي هستند كه توانسته‌اند خود را با شرايط (و تغيير شرايط) طبيعت هماهنگ و سازگار كنند. از مهم‌ترين اصول ماندگاري موجودات طبيعت، از ميكروب‌ها و الكترون‌ها تا كهكشان‌ها و كائنات، هماهنگي است. هر موجودي كه ناهماهنگ با ميدان و شرايط زندگي خود بود، از ادامة حيات باز ماند و ماندگار ترين‌ها، هماهنگ ترين‌ها بودند. قوي‌ترين موجودات ناهماهنگ از بين رفتند و ضعيف‌ترين موجودات هماهنگ، به زندگي خود ادامه دادند. زمين زنده ماند اما برخي از بزرگ‌ترين كهكشان‌ها نابود شدند. دايناسورها فسيل شدند اما حشرات به جا ماندند. سيستم تنفس ماهي هماهنگ با شرايط زير آب است. پرها و ساختار بدن پرندگان متناسب با پرواز است.


از طريق يك تئوري بنيادي مي‌توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگي را تفسير كرد. چنين نظريه‌هاي فراگيري را مي‌توان نوعي جهان بيني (ثانويه) دانست كه بر پاية آنها، تبيين بايد‌ها، نبايد‌ها و چگونگي‌ها، در زندگي انسان ميسر مي‌گردد. بعنوان مثال نظرية كوانتوم يك فرضية كليدي و اساسي است كه به واسطة آن پاسخ گويي به بسياري از سؤالات و ابهامات بشر ممكن مي‌گردد. فهم يك نظريه مي‌تواند روش زندگي و چگونگي روابط انسان را با جهان پيرامون خود تعيين كند و البته تغيير دهد. قبول چنين تئوري‌اي مي‌تواند بر همة بينش‌ها و ذهنيات انسان تأثير گذاشته و كلية نظرات و رفتار‌هاي او را تحت تأثير قرار دهد.  كارايي ديگر نظرات كليدي مانند نظرية كوانتوم، نسبيت يا ابر ريسمان‌ها، محصولاتي عملي است كه بر مبناي آنها پديد مي‌آيد. به عبارتي انسان بر اساس اين «دكترين»ها مي‌تواند ساختار‌هايي را بوجود آورد كه محصولات آن با ساختار‌هاي پيشين بسيار متفاوت است. مثلاً راكتور‌ها و سلاح‌هاي هسته‌ايي بر اساس نظرية نسبيت بوجود آمدند يا اكنون نسل جديدي از كامپيوتر‌هاي جهش يافته و صنايع فوق مدرن مخابراتي با استناد به نظرية كوانتوم طرح ريزي شده اند. البته ممكن است يك نظريه الزاماً محصولات تكنولوژيك نداشته باشد يا نتوان با نتيجه گيري مستقيم از آن به چنين محصولاتي رسيد. زيرا تعميم پذيري و دامنة پاسخگويي دكترين‌ها ممكن است بسيار متفاوت باشد. مثلاً يك نظريه فلسفي ممكن است تنها به تفكرات فلسفي محدود شود و البته ممكن است يك نظرية فلسفي چنان قابل تعميم باشد كه همة ابعاد زندگي انسان را از سيستم حكومتي و شيوة حكومت داري گرفته تا جزيي‌ترين مسائل زندگي شخصي تعيين نمايد. بعضي از تئوري‌هاي سياسي يا معنوي داراي چنين ويژگي فراگيري بوده اند. تئوري‌هايي مانند كاپيتاليسم، فاشيسم، كمونيسم و ليبراليسم. بعضي از دكترين‌ها هم با هدفي بسيار محدود و در زاويه‌ايي از زندگي داراي كاربرد مي‌باشند مثلاً انواعي از دكترين‌هاي نظامي يا روابط بين الملل يا غيره.  اما تئوري هماهنگي. اين يكي از كليدي‌ترين نظريه‌هاي بنيادي مطرح شده در زمان ما مي‌باشد. علاوه بر اين تئوري كليدي، نظريه‌هاي اساسي ديگري نيز توسط طراح اين نظريه مطرح شده است كه از جمله مي‌توان به تئوري‌ها و دكترين‌هايي مانند مهار، همسويي، ارتباط متقابل، شعور عامل، الگو‌هاي بنيادي (نرم افزار‌هاي آفرينش)، شاهد فعال و نگاه خلاق را نام برد. اين نظريات كاربرد‌هاي بسيار وسيعي در تبين شرايط و وضعيت‌هاي مختلف زندگي انسان داشته و هر يك از آنها مانند كتابي زنده و گويا براي حل مسائل انسان عمل مي‌كنند. از هر يك از نظريات كليدي مي‌توان صدها محصول و روش رفتاري، ذهني، ارتباطي و نيز دهها شيوه هدف يابي و تحقق موفقيت استخراج كرد. بعضي از اين تئوري‌ها طيف تاثيرگذاري بسيار وسيع تري دارند و در همه ابعاد و اجزاء زندگي داراي كارايي و پاسخگويي هستند. تئوري هماهنگي از جمله اين دكترين هاست. بر اساس نظريه هماهنگي مي‌توان «پاسخي هماهنگ» را براي همة مسائل بشر معلوم كرد. مطابق اين نظريه، هماهنگي، يكي از اصلي‌ترين قوانين طبيعت و كائنات مي‌باشد و از مهم‌ترين عوامل موفقيت در هر كاري محسوب مي‌شود. بنابراين رعايت هماهنگي در تصميم گيري‌ها و امور مختلف، به هماهنگ زيستي با جهان منجر شده و موفقيت انسان، در امور مختلف، از همين نگاه، معنا مي‌يابد.  در واقع نظرية هماهنگي داراي چند حلقة بظاهر مستقل است كه از بهم پيوستن اين حلقه‌ها، حلقه‌ايي بزرگ به نام هماهنگي بوجود مي‌آيد. مطابق اين دكترين نمي‌توان بطور قطعي و مطلق براي كسي تعيين برنامه كرد. «چيزي كه ممكن است براي يكي خوب باشد، براي ديگري ممكن است بد باشد» زيرا انسان‌ها (و كلا موجودات) تحت تأثير شرايط زماني و مكاني قرار دارند. همچنين «چيزي كه ممكن است امروز و در اينجا بد باشد چه بسا فردا يا در جاي ديگر خوب باشد»  طبق دكترين هماهنگي نمي‌توان به طور قطع برنامة ثابتي را به زندگي يك شخص (...) تحميل كرد بلكه بهترين تصميم گيري براي يك فرد (...) مي‌بايست متناسب با شرايط او اتخاذ شود و هماهنگ با آن باشد...  اگر بخواهيم بر اساس تئوري هماهنگي واكنش نشان دهيم يا تصميم بگيريم نمي‌توانيم از قبل اين تصميم و واكنش را معلوم كرده باشيم. بلكه «تعيين بهترين واكنش نيازمند هوشياري و هوشمندي بوده و براي يافتن آن ما ناچار به تحقيق و تفكر هستيم». طبق اصل هماهنگي، ممكن است يك روش مديريتي در فلان كشور درست باشد اما درستي و موفقيت آن در كشور مذكور، به معناي تعميم يافتگي موفق آن نيست. در مقياس كوچك تر، ممكن است يك روش زندگي يا اتخاذ تصميمي خاص در همان زماني كه براي يك نفر خوب است براي شخص ديگري خوب نباشد. يا براي همان شخص در زمان و مكان ديگر خوب محسوب نشود. بهترين سيستم مديريتي براي هر ملت هماهنگ‌ترين سيستم است نه سيستمي كه الزاماً بعنوان بهترين شناخته شده يا حتي به انگيزه خيرخواهي بر آنان تحميل شده است. حكومت‌هاي دوران باستان، حكومت‌هاي كليسايي و امپراطوري‌هاي شرق، و حتي اواخر كمونيسم و ليبراليزم همگي در مقاطعي از زمان و براي مخاطبان خود شايد لازم بوده باشند!! اين به معناي خوب يا قابل قبول بودن آنها نيست. براي اينكه معلوم كنيد بهترين شيوة مديريت براي يك مجموعه كدام است اين را نمي‌توانيد في البداهه بگوييد. بلكه بايد بدانيد كه براي كدام مجموعه، با چه شرايط، با چه اهداف و انديشه‌هايي و در چه زماني هماهنگ‌ترين شيوة مديريتي كدام است؟ «جواب يك سؤال واحد براي چند نفر (چند سؤال كنندة مختلف) مي‌تواند متعدد باشد». بعبارتي «چه كسي مي‌پرسد و در چه شرايطي مي‌پرسد، تعيين كنندة جواب است. حتي جواب يك سؤال واحد براي يك انسان هم ممكن است در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف، مختلف باشد.»  تئوري بنيادين هماهنگي به ما مي‌آموزد كه هر كس خودش است و با ديگري متفاوت است. بنابراين آنچه دربارة او درست است ممكن است دربارة ديگري درست نباشد . اين دربارة جوامع و كهكشان‌ها و كل كائنات هم صادق است. همچنين از آن مي‌آموزيم كه راز ماندگاري و عبور كردن و موفقيت، هماهنگي است. قوي‌ترين و موفق‌ترين موجودات طبيعت، آنهايي هستند كه توانسته‌اند خود را با شرايط (و تغيير شرايط) طبيعت هماهنگ و سازگار كنند. از مهم‌ترين اصول ماندگاري موجودات طبيعت، از ميكروب‌ها و الكترون‌ها تا كهكشان‌ها و كائنات، هماهنگي است. هر موجودي كه ناهماهنگ با ميدان و شرايط زندگي خود بود، از ادامة حيات باز ماند و ماندگار ترين‌ها، هماهنگ ترين‌ها بودند. قوي‌ترين موجودات ناهماهنگ از بين رفتند و ضعيف‌ترين موجودات هماهنگ، به زندگي خود ادامه دادند. زمين زنده ماند اما برخي از بزرگ‌ترين كهكشان‌ها نابود شدند. دايناسورها فسيل شدند اما حشرات به جا ماندند. سيستم تنفس ماهي هماهنگ با شرايط زير آب است. پرها و ساختار بدن پرندگان متناسب با پرواز است.   ساختمان جسمي خزندگان، چهارپايان، كرم‌ها و حشرات مناسب نوع و شرايط زندگي آن هاست. حيواناتي كه در استوا زندگي مي‌كنند از هر نظر با شرايط استوا تطبيق يافته‌اند و آنهايي كه ساكن سرزمين‌هاي قطبي‌اند نيز همچنين. در طبيعت همه چيز هماهنگ است و همة موجودات طبيعت هم با شرايط و زمان و مكان زندگي خود هماهنگ اند. طبيعي‌ترين انسان‌ها (انسان‌هاي زنده اند) آنهايي هستند كه با شرايط خود هماهنگ اند. تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و مكتب‌هاي ناهماهنگ مردند زيرا ناهماهنگ بودند. و آنها كه ماندند و زنده ماندند، هماهنگ بودند و با تغيير شرايط هماهنگ شدند. به عكس، هر موجودي كه نتوانسته است خود را با طبيعت و روند تغييرات آن هماهنگ سازد محكوم به شكست و نابودي بوده است. اين دربارة نسل انسان‌ها، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و حكومت‌هاي مختلف هم صادق است. همة جهان و تمام زندگي مانند يك حركت موزون عظيم و جمعي است. هر كس به شيوة خود حركت مي‌كند اما همه هماهنگ اند. آهنگ يكيست و حركت دهنده هم يكيست اما هر كسي آهنگ را آنطور مي‌شنود كه قادر به دريافت آن است.  در اين حركت بزرگ موزون هر كسي كه ناموزون ظاهر شود و وزن آهنگ غالب و يگانه را رعايت نكند، محكوم و مطرود خواهد شد. جنبندگان بي شمارند پس آواهاي دريافت شده و شيوه‌هاي حركت موزون هم بيشماراند اما همه آنها بايد هماهنگ باشند تا محسوب شوند؛ هماهنگ با آوايي كه مي‌شنوند؛ هماهنگ با شرايط خود و هماهنگ با آن «يكي». انسان توانست خود را با بسياري از شرايط تطبيق دهد و آموخت تا در ميدان‌هاي مختلف زندگي، متناسب رفتار كند اما حيوانات و گياهان قادر به اينكار نبودند و تنها در ميدان زيستي خود هماهنگ رفتار مي‌كردند بنابراين انسان به سرور و پادشاه موجودات طبيعت، تبديل شد. در ميان انسان‌ها نيز پادشاه حقيقي از همة آن ديگران، هماهنگ‌‌تر و همسو‌‌تر است...  با تبين نظرية هماهنگي در ابعاد مختلف زندگي انسان، خود بخود دچار تحول عميق و موضع گيري چرخشي مي‌شويم البته در همة جوانب زندگي. مطابق دكترين هماهنگي، بهترين تغذيه، تغذية هماهنگ است بنابراين هيچ يك از رژيم‌هاي غذايي خاص، داراي ارزش و ارجحيت مطلق نسبت با ساير رژيم‌ها نيست. ممكن است رژيم لبنيات صرف، براي عده‌اي مناسب باشد اما اين رژيم براي جمعيتي ديگر نامناسب و مضر به حساب آيد. همچنين بهترين شغل، هماهنگ‌ترين شغل است. بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج است.               دربارة بهترين شيوة تفكر، بهترين روش مبارزه، بهترين روابط، بهترين هدف و بهترين مشغوليت هم به همين شكل مي‌توان قضاوت كرد. بطور كلي بهترين شيوة زندگي، هماهنگ زيستي است. تئوري هماهنگي در عين ساده بودن داراي سطوح بسيار ژرف و دامنة تعميم پذيري بسيار وسيع است. اشاره‌هايي كه گذشت، في الواقع نگاهي شتابزده و نسبتاً سطحي به نظرية هماهنگي است كه البته همين نگاه هم عمدتاً برداشت‌ها و يادداشت‌هايي نقل به مضمون از درس‌هاي هماهنگي در دورة الفباي علوم باطني بوده است. قطعاً براي باز كردن ابعاد اين نظريه، مؤلفه‌هاي آن، پيوند‌ها و نتايج آن، آنچه گفته شد، حداكثر در حد فتح الباب مي‌تواند باشد و نه بيشتر. اما در پايان همين فتح الباب بهتر است اين نكته را ناگفته نگذارم كه يكي از اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي هماهنگي و هماهنگ زيستي نرمي و انعطاف پذيري است و در نقطة مقابل؛ خودبيني و خود محوري يكي از اركان اصلي، ناهماهنگي محسوب مي‌شود.  همچنين لازم است اين مطلب واضح را هم تأكيد كنم كه بنده (نويسنده اين سطور) هيچ نقش خاصي در ارائه نظريه هماهنگي نداشته‌ام و اين نظريه مربوط به استاد و سرور بنده است كه آن را از دنباله كتاب تعاليم حق كه هنوز به انتشار نرسيده اقتباس و بازنويسي كردم.  تأليف:پِريا (شباب حسامي)  منبع: فصلنامه تفکر متعالي  شماره 3 ـ بهار 85

ساختمان جسمي خزندگان، چهارپايان، كرم‌ها و حشرات مناسب نوع و شرايط زندگي آن هاست. حيواناتي كه در استوا زندگي مي‌كنند از هر نظر با شرايط استوا تطبيق يافته‌اند و آنهايي كه ساكن سرزمين‌هاي قطبي‌اند نيز همچنين. در طبيعت همه چيز هماهنگ است و همة موجودات طبيعت هم با شرايط و زمان و مكان زندگي خود هماهنگ اند. طبيعي‌ترين انسان‌ها (انسان‌هاي زنده اند) آنهايي هستند كه با شرايط خود هماهنگ اند. تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و مكتب‌هاي ناهماهنگ مردند زيرا ناهماهنگ بودند. و آنها كه ماندند و زنده ماندند، هماهنگ بودند و با تغيير شرايط هماهنگ شدند. به عكس، هر موجودي كه نتوانسته است خود را با طبيعت و روند تغييرات آن هماهنگ سازد محكوم به شكست و نابودي بوده است. اين دربارة نسل انسان‌ها، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و حكومت‌هاي مختلف هم صادق است. همة جهان و تمام زندگي مانند يك حركت موزون عظيم و جمعي است. هر كس به شيوة خود حركت مي‌كند اما همه هماهنگ اند. آهنگ يكيست و حركت دهنده هم يكيست اما هر كسي آهنگ را آنطور مي‌شنود كه قادر به دريافت آن است.


در اين حركت بزرگ موزون هر كسي كه ناموزون ظاهر شود و وزن آهنگ غالب و يگانه را رعايت نكند، محكوم و مطرود خواهد شد. جنبندگان بي شمارند پس آواهاي دريافت شده و شيوه‌هاي حركت موزون هم بيشماراند اما همه آنها بايد هماهنگ باشند تا محسوب شوند؛ هماهنگ با آوايي كه مي‌شنوند؛ هماهنگ با شرايط خود و هماهنگ با آن «يكي». انسان توانست خود را با بسياري از شرايط تطبيق دهد و آموخت تا در ميدان‌هاي مختلف زندگي، متناسب رفتار كند اما حيوانات و گياهان قادر به اينكار نبودند و تنها در ميدان زيستي خود هماهنگ رفتار مي‌كردند بنابراين انسان به سرور و پادشاه موجودات طبيعت، تبديل شد. در ميان انسان‌ها نيز پادشاه حقيقي از همة آن ديگران، هماهنگ‌‌تر و همسو‌‌تر است…


با تبين نظرية هماهنگي در ابعاد مختلف زندگي انسان، خود بخود دچار تحول عميق و موضع گيري چرخشي مي‌شويم البته در همة جوانب زندگي. مطابق دكترين هماهنگي، بهترين تغذيه، تغذية هماهنگ است بنابراين هيچ يك از رژيم‌هاي غذايي خاص، داراي ارزش و ارجحيت مطلق نسبت با ساير رژيم‌ها نيست. ممكن است رژيم لبنيات صرف، براي عده‌اي مناسب باشد اما اين رژيم براي جمعيتي ديگر نامناسب و مضر به حساب آيد. همچنين بهترين شغل، هماهنگ‌ترين شغل است. بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج است.

انديشه‌ها,تئوري بنيادين, هماهنگي, كهكشان‌ها , كائنات , ميكروب‌ها , الكترون‌ها , قوي‌ترين ,ناهماهنگ , ضعيف‌ترين ,دايناسورها, فسيل , حشرات , سيستم تنفس, ماهي , آب , پرندگان , با پرواز ,خزندگان, چهارپايان, كرم‌ها , حشرات , استوا ,سرزمين‌هاي قطبي,تمدن‌ها , فرهنگ‌ها , مكتب‌هاي ناهماهنگ ,مردن, , عكس, شكست , نابودي ,حركت موزون ,عظيم , , موزون , ,. بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج , شيوة تفكر، بهترين روش مبارزه, بهترين روابط, بهترين هدف , بهترين مشغوليت , قضاوت , سطوح , ژرف , دامنة , في الواقع , مضمون , درس‌هاي هماهنگي , دورة الفباي علوم باطني , فتح الباب ,نرمي , انعطاف پذيري ,خودبيني , خود محوري , استاد و سرور , كتاب تعاليم حق , اقتباس ,بازنويسي , آیا میدانید مطابق دكترين هماهنگی نمي‌توان بطور قطعي و مطلق براي كسي تعيين برنامه كرد , تعيين بهترين واكنش نيازمند هوشياري و هوشمندي است , چه تاثیری زمان و مکان درهماهنگی دارد , چه كسي مي‌پرسد و در چه شرايطي مي‌پرسد، تعيين كنندة جواب است , راز ماندگاری در این جهان چیست , قوي‌ترين و موفق‌ترين موجودات طبيعت کدام هستند , آیا میدانید قوي‌ترين موجودات نا هماهنگ از بین رفتند , حیواناتی که در استوا زندگی میکنند چگونه خود را با شرایط هماهنگ میکنند , تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و مكتب‌هاي ناهماهنگ مردند , آیا آهنگ و حركت دهنده جهان را میشناسید , انسان پگونه خود را با شرایط مختلف زندگی هماهنگ میکند , آیا آواهای حیوانات و گیاهان را شنیده اید , رژيم لبنيات براي عده‌اي خاص مناسب است , بهترين شغل، هماهنگ‌ترين شغل است , بهترين ازدواج، هماهنگ‌ترين ازدواج است , بهترین شیوه مبارزه، هماهنگ ترین است ,

دربارة بهترين شيوة تفكر، بهترين روش مبارزه، بهترين روابط، بهترين هدف و بهترين مشغوليت هم به همين شكل مي‌توان قضاوت كرد. بطور كلي بهترين شيوة زندگي، هماهنگ زيستي است. تئوري هماهنگي در عين ساده بودن داراي سطوح بسيار ژرف و دامنة تعميم پذيري بسيار وسيع است. اشاره‌هايي كه گذشت، في الواقع نگاهي شتابزده و نسبتاً سطحي به نظرية هماهنگي است كه البته همين نگاه هم عمدتاً برداشت‌ها و يادداشت‌هايي نقل به مضمون از درس‌هاي هماهنگي در دورة الفباي علوم باطني بوده است. قطعاً براي باز كردن ابعاد اين نظريه، مؤلفه‌هاي آن، پيوند‌ها و نتايج آن، آنچه گفته شد، حداكثر در حد فتح الباب مي‌تواند باشد و نه بيشتر. اما در پايان همين فتح الباب بهتر است اين نكته را ناگفته نگذارم كه يكي از اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي هماهنگي و هماهنگ زيستي نرمي و انعطاف پذيري است و در نقطة مقابل؛ خودبيني و خود محوري يكي از اركان اصلي، ناهماهنگي محسوب مي‌شود.

همچنين لازم است اين مطلب واضح را هم تأكيد كنم كه بنده (نويسنده اين سطور) هيچ نقش خاصي در ارائه نظريه هماهنگي نداشته‌ام و اين نظريه مربوط به استاد و سرور بنده است كه آن را از دنباله كتاب تعاليم حق كه هنوز به انتشار نرسيده اقتباس و بازنويسي كردم.

تأليف:پِريا (شباب حسامي)

منبع: فصلنامه تفکر متعالي

شماره 3 ـ بهار 85

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا میم-به نقل از شاگردان

بنام حقیقت

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا

حکاکی, رویا,بزرگ , آموزه,هنر ,رویابینی, الاهیسم, رویاها, زندگی, عالم, رویا ,عالم رویا, پیکر ,زندگی, حکاکی کردن, نقاشی , جسم, اشیا, مواجه , کار, ماندگار, ساختن , آسمان, فرستاده , ببینیم , وفادار, تردید, تزلزل, خداوند, پایان ,داستان ,زندگی, نشان , ضعف ,تاریکی , نگاه , ایمان , داستان زندگی , بدنتان, بزنید ,نقش , تصاویر, مضحک هیجانی، سرنوشت خود , دریافت , جهش , زندگی , جسم,نظر خداوند, چیست, بدن , حکاکی کنید,حکاکی رویاها, هزاران, تعلیم, ایلیا, 20 سال, همواره, مطرح ,تعلیمی ,کهن, قدمت , هزاران سال ,سوالات, کدام ,رویایمان, مرد, زن, پسر , دختر, پیر ,و جوان , کودک, استاد ایلیا , دزدی, اخیر, دایره مذاهب اطلاعات,ماهها , بی بی سی , رسانه , آزاد , افراد حقیقی ,اعلام , سپاه سایبری ,جمهوری اسلامی ,ایران , هک کردن ,پایگاه, پایگاه های اینترنتی, همت , توسل , جعل , دروغ, فیس بوک , وبلاگ , اطلاعات ,شخصی, ا بازی ,شیطانی , عملیات جعل , دروغ ,ایران , اعضاء, انجمن متفکران , محققان آزاد , نهادها, بین المللی , اف بی آی  , هزاران نفر, سوالات , برای استاد ایلیا , سخنگوی استاد ایلیا , مثبت , دایره مذاهب ,اطلاعات , دزدی , حقه , عکس , قوها, استاد , نهاد روحانی,امنیتی, دایره مذاهب , نقوشی ,حکاکی , دایره مذاهب  , القاء , دایره مذاهب اطلاعات, زن و مرد, زن و شوهر,برادر و خواهر, پدر و مادر , فرزند,حاد,مهم , مسائل , استاد ایلیا, ,نامه , ویدئویی, دایره مذاهب اطلاعات , اصل , آموزه , ,قیل و قال, فضا , آشفته , غبارآلود , حکاکی, نقش, نظر خداوند , جسم , معلم بزرگ, استاد ایلیا,دایره مذاهب اطلاعات, نهاد روحانی- امنیتی, قرآن , کتاب مقدس, پیروان

حکاکی دریافت ها و رویاهای بزرگ یکی از آموزه های فرعی در هنر رویابینی الاهیسم است. خلاصه اش این است که ما رویاهای بزرگی که برای زندگی خود داریم یا رویاهای بزرگی که در عالم رویا دیده ایم بر پیکر زندگی خود حکاکی و نقاشی می کنیم. حکاکی می تواند بر جسم باشد یا بر اشیایی که غالباً با آنها مواجه هستیم. این کاریست برای «ماندگار ساختن یادی که آسمان برای ما فرستاده است … تا آن را ببینیم و وفادار بمانیم. بخصوص در شرایط تردید و تزلزل. خداوند پایان داستان زندگی یا اوج هایی از آن را به ما نشان می دهد… و تا آنگاه که ضعف و تاریکی ما را فرا می گیرد با نگاه و ایمان به آن، به داستان زندگی مان وفادار بمانیم و آن را زیر پا نگذاریم… اگر قرار است چیزی بر بدنتان بزنید پس رویاهای بزرگ تان را بر بدن تان نقش بزنید. بجای تصاویر مضحک و هیجانی، سرنوشت خود را، دریافت های بزرگتان و جهش های زندگی را بر جسم خود حکاکی کنید. اگر دانسته اید که نظر خداوند چیست و او چه نظری در بارۀ شما دارد همان را بر بدن خود حکاکی کنید. »

حکاکی رویاها یکی از هزاران تعلیم ایلیاست که در بیش از 20 سال گذشته همواره مطرح بوده است. تعلیمی بسیار کهن که قدمت آن به هزاران سال پیش برمی گردد. اما در سالهای گذشته، این سوال هم مثل بسیاری از سوالات دیگر همواره (توسط کسانی که از آموزۀ حکاکی رویاها مطلع بوده اند) مطرح شده که کدام رویایمان را حکاکی کنیم؟هر روز هزاران مرد و زن، پسر و دختر، پیر و جوان و کودک، سوالات خود را از استاد ایلیا می پرسند و یکی از این سوالات بسیار،ممکن است در بارۀ حکاکی رویای بزرگی باشد که دیده اند.

دزدی های اخیر دایره مذاهب اطلاعات

ماهها قبل، از بی بی سی و رسانه های آزاد و افراد حقیقی اعلام شد که سپاه سایبری جمهوری اسلامی ایران به هک کردن پایگاههای اینترنتی آنها همت می گمارد! و با توسل به جعل و دروغ، با فیس بوک ها و وبلاگ ها و اطلاعات شخصی آنها بازی های شیطانی می کند. این عملیات جعل و دروغ با همین مشخصات در بارۀ بعضی از دوستان ما در ایران و بعضی از اعضاء انجمن متفکران و محققان آزاد اعمال می شد که ما در همان زمان بسیاری از نهادهای بین المللی و از جمله اف بی آی و دیگر مراکز مربوطه را در جریان قرار دادیم.

واقعیت این خبر

آیا واقعاً من این سوال را (مثل هزاران نفر دیگر که روزانه سوالات خود را برای استاد ایلیا می فرستند) فرستاده ام؟ همانطور که قبل از این، سخنگوی استاد ایلیا تصریح کرده اند جواب مثبت است و البته بعد از این هم سوالات خود را بیشتر و بیشتر خواهم فرستاد حتی اگر مثل این مورد پاسخی نگیرم، و حتی اگر دایره مذاهب اطلاعات بیشتر از همیشه دزدی کند و حقه بزند. من عکس هایی از قوها را برای استاد فرستادم اما نهاد روحانی- امنیتی دایره مذاهب طوری القاء می کند که من عکس های خودم را فرستاده ام که بر بدنم نقوشی حکاکی بوده. دایره مذاهب نمی گوید کدام عکس و به قوها هم اشاره ای نمی کند بلکه چیزی را که می خواهد القاء کند می گوید. دایره مذاهب اطلاعات توضیح نمی دهد که هر روز هزاران زن و مرد، زن و شوهر، برادر و خواهر، پدر و مادر و فرزند، حادترین و مهم ترین مسائل زندگی خود را با استاد ایلیا بصورت نامه های ویدئویی مطرح می کنند که مثلاً این سوال من در مقابل آنها، نقطه ای هم به حساب نمی آید. دایره مذاهب اطلاعات نمی گوید که اصل آن آموزه چیست. بلکه سعی می کند با جو سازی و قیل و قال فضا را آشفته و غبارآلود کند. اصل حکاکی، نقش کردن نظر خداوند بر جسم است و منقوش کردن رویاهای بزرگی که خداوند به ما داده است. بر فرض اگر من هم مثل بسیاری در طرح چنین سوالی از آن معلم بزرگ (استاد ایلیا) اشتباه کرده باشم (که چنین نیست و نبوده) دایره مذاهب اطلاعات، این نهاد روحانی- امنیتی نمی گوید که در قرآن و کتاب مقدس، عمل پیروان را ربط به راهبر و معلم نمی دهند. همانطور که بسیاری از پیروان محمد، نوح، موسی و مسیح، زندگی، رفتارها و مسائل خاص خود را داشتند و این بصورت یک قانون در ادیان در آمده است. هر کس مسئول کار و سرنوشت خودش است. وقتی به حضرت نوح می گویند که پیروانت چنین و چنان، می گوید مرا با پیروانم چکار.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دلیل همین چیزهاست که همواره و مکرراً بعنوان بدنام ترین و دروغگوترین دستگاه امنیتی شناخته شده است.

کار این دستگاه همانطور که همۀ رسانه های آزاد و خبری نشان داده اند جعل و حقه بازی است…
اما از این نکته که بگذریم ما تلاش می کنیم با استفاده از همین فرصت بدست آمده موج حکاکی رویاها را در ایران هر چه بیشتر فعال و زنده کنیم. این خط و این نشان. امروز هم 25/11/91 است. این را هم بعنوان یک ستاره در دنباله دار مسیحیت گرایی و مسیحی شدن قرار می دهیم.

نهال باقری سخنگوی انجمن متفکران و محققان آزاد در آمریکا
( یادداشت شماره ۴ )

مطالب مرتبط:

برای خواندن مطالب بیشتر به این سایت مراجعه نمایید

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ،

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مديريت مشاهده اي


(قسمت
 اول توصیه ها به بنیانگذاران انجمن متفکران و محققان)

  •  قبل از آنكه شروع كنيد تمام كنيد و پيش از آنكه برويد، به مقصد برسيد. پس قبل از تصميمات خود دورانديشي كنيد و احتمالات و امتدادهاي ممكن را ببينيد و تدبير كنيد.(1)
  • مديريت را از راه مشاهده مديريت مديران بزرگ و نقايص مديران ناموفق بياموزيد.(2)
  • مسائل بزرگ را در دل مسائل كوچك حل كنيد و از طريق حل مسائل كوچك، به الگوي مسائل بزرگ دست يابيد. (3)
  • از صفر شروع نكنيد. از نقطه پايان پيمايندگان شروع كنيد. نقطه شروعتان نقطه تمام ديگران باشد. (4)
  • اکثر انسانها براي حل مسائل خود متكي به روش‏هاي مرده‏اند چون اكثراً مرده‏اند. آزمون خطا، تقليد كوركورانه، عمل به اولين فكري كه به ذهن مي‏آيد، واكنش بر طبق شرطي‏شدگي‏ها، برخورد خطي و شكننده و سر به سر، غافل از آنكه برخوردهاي مرده بازخوردهاي مرده در پي دارد. (5)
  • وضع توانايي و كارايي مغزي انسان مي‏تواند از چوب خط و چرتكه تا سوپر كامپيوتر و ابر كامپيوتر تغيير كند. طبق اين مثال، توانايي فعال شده و فعاليت مفيد مغزي اكثر انسانها در حد چوب خط و چرتكه متوقف مانده است و اين توقف به حالتي مانند زنگ‏زدگي مغز منجر شده است. به آنچه درباره تفكر گفته‏ام عمل كنيد تا زنگ‏هاي مغزتان زدوده شود و توانايي آن بالا برود و بلكه جهش كند. مي‏توانيد با گاوآهن زمين را شخم بزنيد، گندم بكاريد و ماهها منتظر باشيد، سپس از آن مراقبت كنيد بعد درو كردن و در آسياب دستي ريختن و آرد كردن و در تنور زدن و نان درست كردن. با زحمات زياد مي‏توانيد به محصول نان برسيد اما از راههاي بسيار ساده‏تري و با يك هزارم از آن زمان و انرژي و هزينه مي‏توانيد نان بخوريد و علاوه بر آن از همه غذاهايي كه مي‏خواهيد. اما اكثر مردم مثل كسي زندگي مي‏كنند كه همه زندگي خود را صرف تهيه چند قرص نان آنهم از سخت‏ترين و بدترين راهها كرده است. از آن مردم نباشيد و اگر هستيد جدا شويد. براي حل مسائل از بهترين و متناسب‏ترين روش‏ها استفاده كنيد. (6)
  • براي راه‏اندازي كارها و حل مسائل خطي با دو روش موضوع را اجرا كنيد. روش انقلابي و ضربتي، و روش تثبيتي و سيستماتيك. ابتدا اسكلت ساختمان و زيرساخت كلي را برپا كنيد و سپس به تكميل و تزيين ساختمان بپردازيد. (7)
    فكر را در ذهن
     بچرخانيد. زودهنگام نظر ندهيد. هر فكري كه به ذهنتان مي‏رسد زود براي ديگران طرح‏اش نكنيد. حداكثر ايده‏ها را ببينيد و بهترين ايده‏ها را انتخاب كنيد. نظرات خام و غيرمؤثر و سطحي را بيان نكنيد و مؤثرترين و غني‏ترين و پخته‏ترين انديشه‏هاي ممكن را (به تناسب شرايط) بيان كنيد. (8)
  • هر كاري مي‏توانيد بكنيد نكنيد حداكثر كاري را كه مي‏توانيد انجام دهيد. سقف توانايي شما بالارونده است اگر به سقف برسيد و آنرا فشار دهيد. (9)
  • اولويتها را در نظر بگيريد تا گرفتار اولويتهاي نابه‏هنگام نشويد. (10)
  • كارهاي تفكري خود را قبلاً در كاغذ تيتر بزنيد تا در مغزتان تيتر بخورد. (11)
  • مسائل را از ريشه حل كنيد. شاخ و برگ‏ها چندان مهم نيستند. (12)
  • براي تحقق يك هدف خانوادگي، هماهنگ‏ترين خانواده كاري را بوجود بياوريد و متناسب‏ترين هدف و برنامه را انتخاب كنيد سپس چرخه كاري و جريان تفكري را ايجاد نماييد. (13)
  • در مواجهه با خطر، ابتدا دامنه گسترش خطر را متوقف كنيد. نخست جلوي جريان خطر را بگيريد بعد خطرات وارد شده و وارد نشده را تدبير كنيد. (14)
  • خود را به جواب سياه و سفيد محدود نكنيد. بين سياه تا سفيد هزاران رنگ ديگر هم وجود دارد. بين جواب بله و نه، و مي‏شود يا نمي‏شود هم همينطور. (15)
  • مشكلات را مسائل ببينيد و مسائل را به فرصتها بدل كنيد. (16)
     
  • فراموش نكنيد كه ديگران همانطور مسائل را نمي‏بينند كه شما مي‏بينيد همانطور كه شما هم مثل ديگران نمي‏بينيد. (17)
  • براي بيل زدن  از سوزن استفاده نكنيد سوزن براي دوختن است و بيل براي شخم زدن. بنابراين وقتي كه كاري را به زير دستان خود واگذار مي‏كنيد قابليتها و تناسب‏ها را در نظر بگيريد. و در نظر بگيريد كه با بيل كارهاي زيادي مي‏شود كرد اما بهترين كار آن، هوا را به زمين رساندن است. (18)
  • از جايي شروع كنيد كه ديگران تمام كرده‏اند. ديگراني كه معتبر بوده و نتايج كارشان قابل قبول است. از تكرار غير لازم كارها و روندها اجتناب كنيد. (19)
  • الگوهاي موفق در هرï زمينه‏اي راهي را طي كرده‏اند كه احتمالاً شما در آن زمينه مي‏خواهيد طي كنيد. بنابراين بهتر است از محصول نهايي استفاده كنيد. تا حد امكان و بنا بر لزوم از شبيه‏سازي الگوهاي موفق مربوط به كار خود استفاده كنيد. (20)
  • براي عبور از وضعيتهاي مختلف از انواع گوناگون سؤال پرسيدن حداكثر استفاده را بكنيد. بسياري از درها، با سؤالات متناسب گشوده مي‏شوند و بسياري از مسائل فقط از اين طريق حل مي‏شوند. (21)
  • چيزي را كه مي‏گوييد، قبلاً ببينيد و بشنويد. فقط با لبهايتان حرف نزنيد. با چشم‏ها و گوشها و حركاتتان هم حرف بزنيد. اگر ببينيد چه مي‏گوييد چشم‏هاي ديگران نيز به ديدن نزديك مي‏شود. (22)
  •  قبل از آنكه بخواهيد به كسي آموزش دهيد، او را بشناسيد اگر نشناسيد چگونه مي‏توانيد خود را با او هماهنگ كنيد و جاي او بگذاريد. (23)
    اگر چيزي را كه مي‏گوييد ببينيد چيزي كه از شما شنيده مي‏شود ديدني مي‏گردد.(24)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: