Posts Tagged With: موفقیت

باهم نه بی هم

باهم نه بی هم

باهم نه بی هم,شرایط مساوی,اراده,اندیشه,زیرکانه,وظیفه الهی ,همکاری,جریانی قوی ,تنهایی,دریا ,رودخانه,فتح نهائی ,حضور خداوند , موفقیت

در شرایط مساوی، اراده ی دو نفر از اراده ی یک نفر قوی تر است. فکر سه نفر از اندیشه ی یک نفر زیرکانه تر و عمیق تر است (البته در شرایط مساوی) پس در انجام وظیفه الهی خود که برای همه یکی است با یکدیگر همکاری کنید، به کمک همدیگر فکر کنید و طرح بریزید، عمل کنید و جاری شوید.

سه جوی به مراتب جریانی قوی تر از یک جوی آب دارند. آیا یک جوی آب به تنهایی به دریا می رسد؟ خیر. این رودخانه است که به دریا می ریزد و رودخانه از به هم پیوستن جریان های گوناگون که در وحدت و پیوند با هم قرار گرفته اند و همگی جاری اند، به دریا می رسد.

اگر از همین حالا و امروز شروع نكنید (به انجام مسؤلیت محولة خداوند)، فتح نهائی را شاهد نخواهید بود.

اگر فردی عمداً در دریافت و انتقال حضور خداوند كوتاهی و تعلل كند، به احتمال قوی در همان اوایل كار به مرحلة پیشین و عقب بر می گردد. آخر هر كاری از اول آن معلوم است. بنابراین اگر وظیفه به خوبی و با جدیت آغاز شود، قطعاً با موفقیت به پایان خواهد رسید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

 

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , ,

هکا؛ روش معجزه-از تعلیمات استاد ایلیا م رام الله

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

هكا؛ روش معجزه

 

(قسمت اول)

 اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفانهای نوپدید نحله های نوظهور ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیا رام الله ,بررسی و آشنایی ,آسیب شناسی عرفان های نوظهور ,اسیب شناسی معنویت های نوپدید

 

به روايت ال ياسين

 

«كلمات انسان سرنوشت او را بوجود مي‌آورند. انديشه‌ها زندگي سازند. آنچه به خود مي‌گويي همان را از زندگي خواهي شنيد. از كلام تو بر تو حكم مي‌شود. تو هماني كه مي‌انديشي…»

پيامي كه در چنين عباراتي نهفته است بيان كنندۀ يكي از مهم ترين و اساسي ترين اصول باطني است. طي يك قرن اخير، صدها كتاب توسط دانشمندان و محققان علوم مختلف در بارۀ اين اصل بزرگ نوشته شده است و در عصر حاضر مهم ترين روش ايجاد تغييرات در زندگي فردي و اجتماعي بهره گيري از اصل كلام سازنده است. برپايۀ اين اصل دهها هزار صفحه متن محققانه نوشته شده و آزمايشهاي بسياري صورت گرفته است. اين اصل مي‌گويد زندگي انسان از انديشه‌هاي (كلمات) او ساخته شده است بنابراين با تغيير انديشه‌ها مي‌توان، هر نقطه از زندگي را تغيير داد. آشكاري و اكتشاف دوبارۀ اين اصل بزرگ در اواخر قرن نوزدهم و در غرب، سبب بوجود آمدن تكنيك‌هايي براي حصول موفقيت در زندگي شد و دهها تكنيك مختلف بر همين اساس بوجود آمد.

محتواي عموم تكنيك‌هاي موفقيت يك چيز است و آن قوانين معنوي و باطني تحقق خواسته‌ها و وقوع موفقيت هاست اما شكل اين تكنيك‌ها با يكديگر متفاوت است.

يكي از محورهاي اصلي تكنيك‌هاي موفقيت چگونگي استفاده از قدرت فكر و كلام براي ايجاد تغيير در زندگي است. ساده ترين و ابتدايي ترين تكنيك استفاده از اصل قدرت انديشه و كلام، بهره گيري از تلقين به نفس است. در اين روش، ما انديشه‌هاي خود را از طريق تلقين انديشه‌هاي جديد تغيير مي‌دهيم و به برنامه ريزي ناخودآگاه مي‌پردازيم. تلقين به نفس روشي قدرتمند محسوب نمي‌شود و بيشتر متكي به پشتكار، تمركز و باورپذيري فرد است. بعد از گسترش تكنيك تلقين به نفس در غرب و بويژه فرانسه و آلمان، روش ديگري به نام هيپنوتيزم بعنوان ابزار تغيير انديشه‌ها در برنامۀ كار متخصصين مربوطه قرار گرفت…

كوئه، دكتر داروسازي كه به دليل توانمندي گستردۀ اصل فكر خلاق به شدت تحت تأثير قرار گرفته بود، متد ديگري را پي ريزي كرد كه به نام خود او مشهور شد (متد كوئه). روش‌هاي جديد روزبروز توسط محققان علوم مختلف عرضه مي‌شد. همۀ اين روش‌ها مي‌خواستند به گونه‌اي قدرت فكر و كلام را در راستاي اهداف زندگي انساني، مورد بهره برداري قرار دهند. آخرين مدل تكنيكي كه براي استفاده از قدرت فكر و كلمات، در سطح جهاني عرضه شده است، ان ال پي مي‌باشد.

اما استفاده از توان فكر و كلام موضوعي است كه به هزاران سال قبل بازمي گردد و بايد گفت كه در عصر جديد بازسازي و شبيه سازي دوباره‌اي از روش‌هاي كهن صورت گرفته است. با اين حال توانايي و كارآمدي روش‌هاي كهن كلامي و انديشه‌اي در مقايسه با روش‌هاي جديد، بوضوح متفاوت است. روش‌هاي كهن كه عمدتاً با اتكاء به علوم اسراري، كتب مقدس و دانش شهودي طراحي شده اند، از قدرت و اثر گذاري بسيار بيشتري برخوردارند.

در اين ميان كاليما يكي از كهن ترين و قوي ترين روش‌هاي بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني مي‌باشد. هزاران سال قبل از ميلاد مسيح، كاليما توسط كاهنان بزرگ و كارورزان خبرۀ باطني بكار گرفته مي‌شد و ايشان با استفاده از روش كاليما به كارهاي حيرت انگيز و خارق العاده‌اي دست مي‌زدند. كاليما از كلمات و انديشه‌ها و تصاوير استفاده مي‌كند. روياهاي جهاني و روياي فردي را بكار مي‌برد. تأثير خاص زمانها و مكانها را در نظر مي‌گيرد. در فهم و ادراك فرد ريشه مي‌دواند و شهودات فردي را به ميدان مي‌كشاند…

كاليما به دليل ويژگي خاص خود شباهت عمده‌اي با روش‌هايي مانند تلقين به نفس، تلقين هوشيارانه، هيپنوتيزم يا عبارات تأكيدي و ان ال پي ندارد. حوزۀ اثر گذاري كاليما كه از اعماق كلام خدا و متون مقدس استخراج شده است بسيار گسترده‌تر از حوزۀ اثرگذاري تلقين به نفس يا روش‌هاي مشابه است. حيطه‌هايي كه كاليما داراي قدرت تغيير در آنهاست بسيار وسيع‌تر از حيطه‌هاي كارايي روش‌هاي جديد است. كاليما را مي‌توان مانند يك مشعل بزرگ دانست و روش‌هاي جديد را به شعله‌هاي شمع تشبيه كرد…

هوشمندي بكار رفته در كاليما همان شعور الاهيست زيرا كاليما از كلام خدا برآمده و داراي همان قدرت و شعور نهفته است. كاليما مانند مرواريد و جواهرات است كه بايد آن را با صرف تلاش بسيار بدست آورد، حفظ كرد و براي زندگي خوبتر و تحقق اهداف و قصدها بكار برد.

 

«حرفها وقايع اند. بفهم چه مي‌گويي و وقايع زندگي ات را به کنترل در آور.»

«كلام هماهنگ زندگي به بار مي‏آورد و كلام ناهماهنگ درخت زندگي‏ات را بي‏بار مي‏كند و بر بار سنگين رنج‏ات مي‏افزايد.»

« انسانها از نواحي مختلف روح خود و با تكيه بر قسمتهاي مختلف مغز و ذهن خود حرف مي‏زنند و همين محل صدورهاي مختلف، ويژگي‏هاي كلام آنها را تغيير مي‏دهد و آنرا شديد و ضعيف مي‏سازد.»

 «كلمات خود را مي‏سازند. هسته يك درخت در درون خود داراي آن چيزيست كه لازم است آنرا تبديل به درختي كامل كند و اين مثال كلام انسان است. كلام مي‏تواند همان چيزي را به تجسم درآورد كه در خود دارد، قصدهاي گوينده خود را.»

« انسان وارث خداوند است. همان خدايي كه روش او كن فيكون است… ارث خود را، ميراث فرمانروايي را، از خداي زنده اي كه هرگز نمي‏ميرد به تسليم دريافت كن و وعده او را بپذير كه فرمود تو را مانند خود كنم كه به هر چه بگويي باش بشود»

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

كلام خلاق و شعور متعالي(قسمت اول)


 موفقيت را در طول زمان مي‏توان تعريف كرد نه در هر نقطه از طول زمان. هر كار موفقي حاصل توافق مثبت جهانهاست. (1)
 هر پاياني ممكن است نقطه آغازي براي نقطه آغاز پيشين خود باشد. و هر آغازي شايد پاياني براي پايان خويش است. (2)
 هر در بسته‏اي را نكوب و از هر در بازي عبور نكن. براي حل مسائل ذهني هميشه از در وارد نشو. بعضي وقتها از پنجره يا پشت بام يا با ايجاد حفره‏اي در ديواره‏هاي ذهنت وارد شو.(3)
 وقايع نتيجه توافق شعور چيزها هستند. (4)
 جوابها از همانجايي مي‏آيند كه ما آنها را در مي‏آوريم. (5)
 اصل را با چشمانت بگير و فرع را با دستانت. (6)
 براي ديدن حقيقت يكتا يك چشم بايد. دو چشمت را يكي كن و يكسان ببين و يكتا را ببين. (7)
 همراهت را تغيير بده تا راه تو تغيير كند. (8)
 ان سان باش. (9)
 معادني از انرژي و زندگي در توست پيش از آنكه از تو سلب مالكيت شود آنها را بياب و استخراج كن. (10)
 با جنگيدن بجنگ و با صلح صلح كن چون منفي در منفي مثبت است و مثبت در مثبت مثبت.!! (11)
 به جهان صبح به خير بگو تا به تو شب بخير بگويد. (12)
 رفتني‏ها رفتني‏اند و ماندني‏ها ماندني اند. دورشوندگان دور مي‏شوند و حالا هم دور شده‏اند و نزديك شدگان نزديك‏اند و نزد «يك» اند. (13) 
 از خورشيد نپرس كه نشانه‏هاي تو چيست؟ در آن شك نكن ديوانه مي‏شوي به آن مستقيم نگاه نكن كور مي‏شوي. با زندگي‏ات به آن اعتراف كن. (14)
 هر پاياني نقطه‏اي از ميانه‏هاي راه است. (15)
 آغازها بسيارند و در يك لحظه بسياري از آنها امكانپذير است با اينحال حتي آغازهاي مختلف در يك لحظه و توسط يك آغازگر به نتايج مختلفي ختم مي‏شوند. (16)
 قبل از هر چيزي خيلي چيزهاست نه يك چيز. (17)
 شهرت زندانيست كه در آن هر كه تو را مي‏شناسد زندانبان توست و معروفيت معركه ايست كه اكثر معركه‏گيران را به درك برده است. (18)
 ظرفيت زندگي انسان محدود و معلوم است و تا عوامل آن تغيير نكند نمي‏توان آنرا كم و زياد كرد. تنها مي‏توان آنرا در داخل محدوده‏هايش تغيير داد. (19)
 ما چيزهاي زيادي نمي‏دانيم بنابراين بايست با احتياط برخورد كنيم. (20)
 هر چيزي قبل از آنكه خودش را معرفي كند خود را معرفي كرده. (21)
 مهم نيست ما مي‏خواهيم چكار كنيم مهم آن است كه زمان با چه چيزي موافق است زيرا همان مي‏شود. (22)
 ياد بگير عبور از لجنزار و آلوده نشدن را. زير آوار رفتن و نخراشيدن را. شمشير خوردن و زخمي نشدن را. و بيشتر از آن ياد بگير زهر نوشيدن و شفا يافتن را. مرگ را و زنده شدن از آن را. (23)
 پيچيده را در ساده و شادي را در رنج تجربه كردن، روز را در شب ديدن، و خود را در بيخودي يافتن، شيوه كيمياگران باطني است. (24) 
 آنكه به نقشه آسمان عمل مي‏كند آسمان در او نقش مي‏بندد. (25)
 در درون تو يكيست كه اگر يافتي‏اش نجات مي‏يابي و نجات مي‏دهي. ناجي كسي است كه آن يكي را يافته است. (26)
 از زماني كه شناخت ناجي خود را آغاز كرديد، نجات شما آغاز مي‏شود. تنها روح كساني نجات پيدا مي‏كند كه خود به كار نجات روح انسانها مشغول‏اند. (27)
 رؤيابين كسي است كه با رؤياها ارتباط دارد و با جهان رؤيا در تماس است. او كسي نيست كه تنها رؤيا ببيند و نه كسي كه تنها رؤياهاي خاص مي‏بيند. او ممكن است نتواند رؤياهاي خود را كنترل كند اما از رؤياهاي خود دريافت مي‏كند آنچه را كه رؤياها حامل آنند. او ادراكي عميق‏تر از سايرين نسبت به رؤياها دارد و رؤياها را بيش از سايرين مي‏فهمد حتي اگر قادر به تفسير آن نباشد. بنابراين او به رؤيا و رؤيا ديدن مشتاق است و اين يكي از بااهميت‏ترين و جذاب‏ترين وجوه زندگي اوست. رؤيابين ممكن است رؤياهاي زيادي نديده باشد و نبيند. شايد يك رؤياي ديگرگون‏ء خود را هم به یاد نياورد، شايد نتواند درباره رؤياها حرفي بزند اما با اينحال شايد رؤيابين باشد. رؤيابين با رؤياها زندگي مي‏كند و اين بخشي از زندگي او يا همه زندگي اوست. (28)
 ايمان، قوّت قلب است و قلب، سكان وجود. سكان، بدون قدرت نمي‏چرخد. (29)
 قلب، با ايمان خود مي‏انديشد. (30)
 زمين، مثل مدرسه است. بعضي آمده‏اند تا به كلاس اول بروند. بعضي هم از دوازدهمين كلاس گذر خواهند كرد. باقي، بين اين دواند. (31)
 زيستن در جهان‏هاي ديگر، بدون دانش و آگاهي، بسيار سخت و ناگوار خواهد بود. تا فرصت هست مي‏توانيد آگاه شويد. بعد از اين فرصت، انسان به آنچه آنرا شروع كرده ادامه خواهد داد همانطور كه در اين فرصت، كاري را مي‏كند كه پيش از اين شروع كرده. (32)
 با آنكه زمين مثل يك رخت‏خواب خواب‏آور است كه بيشتر كساني كه در آن قرار مي‏گيرند مي‏خوابند اما مي‏توان در آن رفت ولي به خواب نرفت. بعضي‏ها در رختخواب مي‏انديشند حتي وقتي كه خوابشان مي‏برد. (33)
 درون انسان‏ها مثل باغ وحش است. حيوانات وحشي اين باغ وحش انساني، من‏ها و هويت‏هاي مختلف و متعدد اوست، هر كدام فرصتي پيداكنند، خودي نشان مي‏دهند و اگر چنين فرصتي نيابند شايد فقط صداي آنها را بشنوي يا بوي آنها به مشام ات برسد. اگر فعاليت اين حيوانات و جنبه‏هاي نفساني شدت گيرد آنها خواهند توانست همة زندگي انسان و پهنة باطني او را به تصرف خود در آورند. (34) 
 شنيده اي كه بعضي‏ها همديگر را مارمؤلك و گاو، شير و مانند اينها خطاب مي‏كنند. اين از يك رسم كهن ناشي شده است. در آن زمان ممكن بود مرد مقدسی در كسي گاوي را بوضوح ببيند كه درحال نشخوار كردن است … اما اين حس تشخيص هنوز كاملاًَ در انسان نمرده است. ولي غالباً انسان همان حيواني را در ديگران احساس مي‏كند كه در خودش لمس كرده است. بنابراين اغلب آدم‏هاي مارمولك ديگران را مارمولك خطاب مي‏كنند. مگر آنكه واقعاً با چشم باطن خود مارمولكي را در ديگري ديده باشند. (35)
 خانه‏اي بساز كه فرو نريزد و آن خانه‏اي نيست مگر آنكه سقفش آسمان و كفَش آسمان و ديوارهايش آسمان باشد. (36)

برگرفته از كتاب تعاليم حق (الاهيسم – جلد دوم) ـ اثر ايليا «ميم»

منبع:  کتاب آمین (ایلیا ؛ معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: